السلام علیک یا صاحب الزمان
موضوعات
مهدویت
اخلاق
ولایت
قرآن
شعر
دیگر موارد
تعداد مطالب : 375پست
آخرین بروز رسانی : شنبه 29 مهر 1396 
بازدید کل : 30425بازدید
تعداد کل نظرات : 5نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : یک شنبه 7 تیر 1394 
جهاد در رکاب امام غائب !
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

جهاد در رکاب امام غائب !

آنهایی كه به جای حرف و ادعا، در مقام عمل، پیروی خود را نشان دادند، و در زمان فتنه ها از امام خود جدا نشدند همانها یاران واقعی در جنگها، سختی ها و تلخی ها بودند.

امام زمان

هنگامی که بنیان َگذار حکومت واحد جهانی، حضرت مهدی موعود علیه السلام بر اساس عدالت و آزادی واقعی، مأمور به تشکیل حکومت می َشود، ۳۱۳ نفر از یاران خاص او اطراف شمع وجود مقدسش جمع می َشوند. آنها در واقع فرماندهان لشکری و کشوری دولت امام موعود علیه السلام می َباشند. در مرحله بعد ده هزار نفر خدمت حضرت حاضر می شوند که سپاه امام را تشکیل می دهند، اما یاران امام مهدی علیه السلام به این تعداد ختم نمی شود زیرا برپایی حکومت جهانی نیاز به یاری همگانی دارد، و همه شیعیان باید خود را برای یاری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده کنند.

همراه روزهای سختی

یار و یاور امام بودن، ویژگی هایی دارد كه هم با ملاحظه روایات معصومین علیهم السلام و هم با ملاحظه تاریخ می توان آنها را به دست آورد. وقتی تاریخ ائمه معصومین علیهم السلام را بررسی می كنیم، در می یابیم كه در میان مسلمانان، آنهایی كه به امام خویش معرفت و شناخت بیشتر و عمیقتری داشتند و به همین دلیل، در برابر امام و فرمانهایش به صورت كامل تسلیم بودند و به جای حرف و ادعا، در مقام عمل، پیروی خود را نشان دادند، و در زمان فتنه ها از امام خود جدا نشدند همانها یاران واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام در جنگها، سختی ها و تلخی ها بودند.

در میان مسلمانان، آنهایی كه به امام خویش معرفت و شناخت بیشتر و عمیقتری داشتند و به همین دلیل، در برابر امام و فرمانهایش به صورت كامل تسلیم بودند و به جای حرف و ادعا، در مقام عمل، پیروی خود را نشان دادند، و در زمان فتنه ها از امام خود جدا نشدند همانها یاران واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام در جنگها، سختی ها و تلخی ها بودند

افرادی چون سلمان فارسی، ابوذر و مقداد برای پیامبر صلی الله علیه و آله و افرادی مثل مالك اشتر و عمّار یاسر برای امیرمؤمنان علی علیه السلام و نیكانی چون 72 تن شهید كربلا برای امام حسین علیه السلام. جالب اینكه در روایات فراوانی كه درباره ویژگی های یاران امام مهدی علیه السلام آمده است، بر مسأله معرفت عمیق یاران به آن حضرت و اطاعت كامل و بی چون و چرای ایشان از امام خود، تأكید شده است؛ همچنین روایات، به سلامت نفس، پاكی و تقوای آنان تصریح می کند.
امام صادق علیه السلام درباره این افراد فرموده است: «آنها مردانی هستند كه دلهایشان همانند قطعه های آهن [محكم] است؛ هرگز دچار تردید نمی شوند...؛ پروانه وار دور شمع وجود امام می گردند و خود را سپر جان او قرار می دهند...؛ در سراسر شب، نغمه های نماز و ذكر و عبادتشان چون صدای زنبور به گوش می رسد؛ آنها زاهدان شب و شیران روز و در برابر امام عزیزشان كاملاً مطیع و تسلیم هستند».

خوشا به حال یاری که امام در فقدانش بگرید

البته به این نكته باید توجه کرد كه یاران امام مهدی علیه السلام هم مثل یاران دیگر ائمه علیهم السلام، مراتب مختلفی دارند و روایات، بیشتر به ویژگی های یاران نزدیك حضرت كه از بهترین شیعیان هستند، پرداخته است. به طور طبیعی، هر یك از ما امیدواریم جزو یاران حضرت باشیم؛ چون هم به او عشق می ورزیم، و هم منتظر قدوم مبارك اوییم و هم در دل و جان تصمیم به اطاعت از او داریم، ولی باید همّتمان آن باشد كه در مقام یاوری، تا آنجا بالا رویم كه مایه روشنی چشم ایشان باشیم، به گونه ای كه امام به یاری ما دلگرم باشد، همان گونه كه مالك اشتر برای امام علی علیه السلام این چنین بود و حضرت علی علیه السلام در فراق او و در ماتم او گریست و فرمود: «شما نمی دانید مالك كه بود؟»

زنان در خط مقدم یاری امام

نكته دیگر آن است كه در یاری امام عصر علیه السلام، فرقی بین زن و مرد نیست و هر كس می تواند با توجه به توانایی های خود، در خدمت امام علیه السلام باشد؛ زیرا یاری امام مهدی علیه السلام  تنها جنگیدن و شمشیر زدن نیست تا مخصوص مردان باشد؛ همگان چه مرد و چه زن می توانند در جبهه یاوران امام زمان علیه السلام قرار گیرند؛ بنابراین، راه برای همه باز است تا جزو یاوران حضرت باشند، اما شروطی دارد:
۱) به دست آوردن ویژگی های رفتاری یاران حضرت و سعی در به دست آ وردن اخلاق اسلامی و تقواپیشگی در همه حال.

در یاری امام عصر علیه السلام، فرقی بین زن و مرد نیست و هر كس می تواند با توجه به توانایی های خود، در خدمت امام علیه السلام باشد؛ زیرا یاری امام مهدی علیه السلام  تنها جنگیدن و شمشیر زدن نیست تا مخصوص مردان باشد؛ همگان چه مرد و چه زن می توانند در جبهه یاوران امام زمان علیه السلام قرار گیرند

۲) دعا و تضرع به درگاه حضرت حق، از جمله خواندن دعای عهد در هر صبح كه براساس فرموده امام صادق علیه السلام «خواننده دعای عهد از جمله یاوران مهدی است و اگر بمیرد، خدا او را در روزگار ظهور بر می گرداند»
در متن دعا نیز از خدا می خواهیم اگر قبل از ظهور از دنیا رفتیم، دوباره زنده شویم؛ «اللَّهُمَّ إِنْ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ عَلَى عِبَادِكَ حَتْماً فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً كَفَنِی شَاهِراً سَیْفِی مُجَرِّداً قَنَاتِی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدَّاعِی فِی الْحَاضِرِ وَ الْبَادِی؛ پروردگارا! اگر مرگ كه آن را براى بندگانت یك امر حتمى قرار داده اى میان من و آن حضرت جدائى انداخت، مرا از قبرم بیرون آور تا در حالى كه كفنم را پوشیده و شمشیرم را از غلاف درآورده و نیزه ام را به دست گرفته ام، دعوت كننده آن حضرت در شهرها و بیابان ها را اجابت كنم».

جهاد در رکاب امام غائب

نكته بسیار مهم اینكه یاری امام زمان علیه السلام، تنها در زمان ظهور حضرت نخواهد بود، بلكه همین امروز و در دوره غیبت هم، راه یاری رساندن برای همه باز است، البته این به تناسب موقعیت افراد فرق می کند؛ برای مثال، یكی از راه های یاری امام زمان علیه السلام این است كه سعی كنیم دوستان آن حضرت را زیاد كنیم و این هدف مقدس را از راه های گوناگون به انجام رسانیم؛ مثل اینكه یاد و نام امام زمان علیه السلام  را در محیط و جمع فامیل و دوستان و همسایگان زنده نگه داریم و سعی كنیم دوستان و فامیل را از بدی ها دور نگه داریم؛ چون گناه و فساد، آنها را از امام زمان علیه السلام و دوستی آن حضرت جدا می كند. پس بكوشیم با روی خوش، نصیحت، دلسوزی و عملكرد زیبا، در ساختن دیگران گام برداریم و از امر به معروف و نهی از منكر خسته و آزرده نشویم.
از راه های یاری امام زمان علیه السلام این است كه وقتی ما را شیعه، دوستدار و مرید امام زمان علیه السلام شناختند، كاری نكنیم كه سبب نفرت دیگران از دین و پیشوایان دینی گردیم، همان گونه كه در روایات آمده است: «كُونُوا لَنا زَیْناً وَ لاتَكُونُوا عَلَیْنا شَیْناً ؛ برای ما زینت باشید، نه مایه ننگ و زشتی».  هم از نظر ظاهر تمیز و مرتب بوده و هم اخلاق، رفتار و برخورد خوبی با دیگران داشته باشیم.
به طور کل همه شیعیان باید در راه یاری امام زمان خود تلاش کنند و مقدمه این یاری معرفت و شناخت مقام امام به همراه تهذیب نفس و دوری از گناه و خطا می باشد، تا هم خود را اصلاح کرده و هم در صدد هدایت جامعه برآیند.

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:22 AM
لینک ثابت
خاک پای تو، پشتِ پا زند معجزات عیسا را
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

خاک پای تو، پشتِ پا زند معجزات عیسا را

سخن، قدم و دعای شما زندگی انسان را تغییر می دهد. معصوم که باشی، قدمت و حتی نگاهت، معجزه می کند؛ تعجب ندارد زیرا وقتی به محبوب خود نشان دهی که دوستش داری، او هم به تو می نمایاند که دوستت دارد و چه لذتی دارد وقتی خدای شکور، به انسان بفهماند که دوستش دارد! بگذارید بگویم از سخن، قدم و دعای معصومی که زندگی انسان یا انسان هایی را تغییر داد.

یا مهدی ، صاحب الزمان

نفَس مسیحاییِ یار

حتماً «بُشر حافی» را می شناسید؛ همو که اهل دنیا و خوشگذرانی بود. یک روز، در بغداد و خانه ی خود، بزمی به پا کرده بود؛ از همان ها که امروزه پارتی اش گویند؛ صدای آواز و موسیقی، کوچه را برداشته بود. امام کاظم علیه السّلام از کنار خانه ی او رد می شد که خادمی برای بیرون بردن آشغال ها از خانه بیرون آمد؛ امام علیه السّلام، از او پرسید: صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟! کنیز پاسخ داد: آزاد. امام کاظم علیه السّلام فرمود: راست گفتى، اگر بنده مى بود، از مولاى خود مى ترسید. بُشر که بر سفره ی شراب نشسته بود، علت تأخیر کنیز را پرسید و وقتی جملات امام علیه السّلام را شنید، حرف معجزه گرانه ی معصوم، کار خود کرد و قلب بُشر را هدف گرفت؛ او با پای برهنه، به سوی درب رفت و به دنبال مسیحای خود، رهسپار شد و وقتی مولای خود را پیدا کرد گریست و عذرخواهی نمود و به دست امام علیه السّلام، توبه کرد و از آن روز به بعد، با گناه خداحافظی کرد و به زندگی، سلام! (1)

قدم مبارکِ یار

قدم معصومی را نیز سراغ دارم که قلب هر مؤمن آن را می شناسد؛ زیرا معرفتی پنهان از حسین بن علی علیهماالسلام، در قلب هر مؤمن هست.(2)  حضرت سیدالشهدا علیه السّلام فرمودند: من غلامی را دیدم که به سگی، غذا می داد؛ با او در مورد این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله که «برترین اعمال پس از نماز، شاد کردن دل مؤمنان است، به گونه ای که گناهی در آن نباشد.» سخن گفتم. غلام جوان که این حدیث را شنید به امام حسین علیه السّلام گزارشی داد، گویا حس کرده بود که آن حضرت عامل ترین به فرمایشات رسول خداست؛ برای همین از غمش گفت: من به این سگ غذا می دهم تا شاد شود و من نیز از شادی او شاد؛ زیرا صاحبی دارم یهودی و دوست دارم از او جدا شوم. امام رئوف ما با 200 دینار طلا برای خرید غلام نزد صاحبش رفت. مرد یهودی که مولا را دید گفت: غلام به فدای قدم های شما، و این باغ را از آن او می کنم؛ این مبلغ را هم به شما باز می گردانم.

ایمان و عمل شایسته ی امام معصوم، باعث کسب محبت الهی شده است و هدیه ی این ایمان و عمل خالصانه، اعجاز سخن، قدم، دعای اوست. نمونه هایی از این سخن، قدم و دعا، جریان بُشر حافی و سر به راه و عالم شدن او، مسلمان شدن دو یهودی و شیعه شدن عبدالرحمن است

بنده ی خدا نمی دانست که این خانواده هدیه را پس نمی گیرند. امام آن 200 دینار را به او بخشید و یهودی پذیرفت و به غلام داد. امام حسین علیه السّلام نیز آن جوان خوشبخت را با تمام هدیه هایی که به تازگی گرفته بود، آزاد کرد. زن یهودی که انگار از این رد و بدل شدن هدایا، غبطه خورده بود وسط آمد و گفت: من هم اسلام آوردم و مهریه ی خود را به همسرم بخشیدم. شوهر نیز وقتی مهر همسر مهربان خود را که به برکت قدمِ مبارکی، مهربان تر شده بود، دید، مسلمان شد و خانه را به همسرش بخشید.(3) امام معصوم ما، دو نفر را مسلمان کرد و غلامی را همراه با سرمایه و باغی، آزاد؛ و محبت دو همسر را در دل همدیگر استوار ساخت که به فرمایش پیامبر رحمت، عمل و دلی را شاد کرده باشد.
مولا! می دانید که پس از این همه سال، هنوز ماجرای قدم مبارک شما را، برای یکدیگر تعریف می کنیم و آرزو می نماییم که ای کاش غمگین بودیم و غلام؛ تا شادی دلمان را از شما هدیه می گرفتیم. البته ما شادیم که معرفت و محبت شما در قلبهایمان، فوران می کند؛ ولی ما عملی حسینی و مورد رضایت شما و فرزند نازنینتان مهدی علیه السّلام، نداریم. مولا! خودتان برای ما دعا کنید که عملمان نیز داد بزند که دوستتان داریم! زیرا که دعای شما، گیراست. دیده ایم دعای معصومی را که نیت دل «عبدالرحمن» را خواند.

دعای مستجابِ یار

عبدالرحمن مرد فقیری بود که با عدّه ای از اصفهان، برای درخواست کمک و دادخواهی، راهی قصر خلیفه عباسی شد. خودش تعریف می کند: در کنار خانه متوکل بودیم که متوکل دستور احضار «علی بن محمد» (امام هادی علیه السّلام) را صادر کرد، از حاضران پرسیدم، او کیست؟ گفتند: از فرزندان علی علیه السّلام است و شیعیان او را پیشوای خود می دانند و به یقین متوکل قصد جانش، کرده است. ... پس از مدتی آن حضرت، سوار بر اسب آمد در حالی که مردم در سمت راست و چپ او صف کشیده بودند و به او نگاه می کردند.

هر چند به دست آوردن طول عمر و فرزند و مال مورد پسند هر انسانی است؛ اما آنچه برای ما پسندیده تر است، لبخند رضایت معصومی است که غریبانه در دوران غیبت، تلاش می کند و مظلومانه مورد هجوم حرف ها و شیطنت های شیطان های زمان، قرار می گیرد

با دیدن او، محبت و دوستی اش در قلبم قرار گرفت و در دل دعایش کردم تا خداوند، او را از شرّ متوکل در امان بدارد. آن بزرگوار، نگاهش را به یال اسب دوخته بود و به راست و چپ نگاه نمی فرمود؛ من نیز پیوسته برای او دعا می کردم. وقتی خواست از کنار من عبور کند رو به من کرد و فرمود: «خداوند دعایت را مستجاب کرده است و به تو عمر طولانی و مال زیاد و فرزندان متعدد مرحمت می فرماید.» به خودم لرزیدم و بین دوستانم افتادم. پرسیدند: چه شده؟ پاسخشان دادم خیر است و راز خود را نگفتم. به اصفهان بازگشتم. به واسطه ی دعای آن بزرگوار، خداوند راه های درآمد را به رویم گشود به گونه ای که در حال حاضر، هزار هزار درهم ارزش خانه و اموال درون خانه ام می باشد و بیرون از منزلم نیز، ثروت بسیار دارم؛ ده فرزند نیز نصیبم شده و عمرم از 70 می گذرد.(4)

امید ما، لبخند رضایت یار

ایمان و عمل شایسته ی امام معصوم، باعث کسب محبت الهی شده است و هدیه ی این ایمان و عمل خالصانه، اعجاز سخن، قدم و دعای اوست. نمونه هایی از این سخن، قدم و دعا، جریان بُشر حافی و سر به راه و عالم شدن او، مسلمان شدن دو یهودی و شیعه شدن عبدالرحمن است.
هر چند به دست آوردن طول عمر و فرزند و مال مورد پسند هر انسانی است؛ اما آنچه برای ما پسندیده تر است، لبخند رضایت معصومی است که غریبانه در دوران غیبت، تلاش می کند و مظلومانه مورد هجوم حرف ها و شیطنت های شیطان های زمان، قرار می گیرد؛ همان هایی که از نشر نام، یاد و هدف او می ترسند؛ از تأثیر سخن، قدم، دعا و عمل او که باعث رشد انسانیت الهی انسان و رشد استعدادهای فطریش و دوری از حیوانیت و پرداختن به خور و خواب است، می ترسند؛ می ترسند از اینکه دور آن ها، خلوت و دور معصوم، شلوغ باشد؛ اما نمی دانند که هر چند به ظاهر، امروز، دور آن ها شلوغ است، قلب های مردم با معصوم است؛ زیرا که معصوم، آرزوی به دست نیاورده ی آنان است. آرزویی که روزی واقع شده و انسان به انسانیت خود، باز می گردد.


 1- منهاج الكرامة ، شیخ حرّ عاملی، طبع سنگی ، ص 19؛ «ابراهیم حربى» بُشر رشدیافته را، چنین توصیف كرده است: «بغداد، خردمندتر در گفتار و خویشتن دارتر از بُشر بن حارث به خود ندیده و عرضه نكرده است. در هر رشته موى او خرَد نهفته است»، تاریخ بغداد 2/ 73.
2 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: همانا مؤمنان، در درون خود شناختی پنهان از امام حسین علیه السّلام دارند. عوالم: 17/10، ح1، بحار: 43/271، ح39، به نقل از خرائج.

3  - عوالم، 17، 64، ح5؛ بحار، 44، 194، ح7، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب.
 4 - برگرفته از بحارالانوار، ج50، ص141.

 

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:21 AM
لینک ثابت
قومی که در «اگر» و «ای کاشِ» خود ماندند!
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

قومی که در «اگر» و «ای کاشِ» خود ماندند!

وقتی فرزند امام حسین علیه السلام در وسط میدان مبارزه است و «هل من ناصرٍ ینصر نی؟» ندا می دهد، اگر ما ندای او را نشنیده بگیریم و از حوادث زمانه ی خویش غافل بمانیم و موقعیت زمان و دشمنان را نسبت به خویش تشخیص ندهیم، و هنوز در فضای «اگر» و «ای کاش» خود باشیم، به امام شهید شده ی خویش فایده ای نرسانده ایم و امام زمان زنده ی خود را بی یاور رها کرده ایم.

یا مهدی

انسان ها معمولاً بیشتر نگاه به گذشته دارند. آنان معمولاً دو کلمه ی «اگر» و «ای کاش» را زیاد بکار می برند. اگر می خواهید ببینید فلان شخص چقدر غرق در گذشته است، در فرهنگ گفتارش این دو کلیدواژه را جستجو کنید. معمولاً چند برابر واژه های گفتاریِ هر فرد، رشته های افکار اوست که به صورت واژه تلفظ نمی شوند و فقط به صورت فکر در ضمیر خودآگاه باقی می مانند. همچنین انبوهی از معانی این کلیدواژه که بطور کامل شخصیت فرد را تشکیل می دهند، در ضمیر ناخودآگاه باقی می مانند و هرگز به ضمیر خودآگاه و به صورت افکار یا گفتار جلوه نمی کنند.
بنابراین انسان ها (در مورد هر چیزی) بیش از آن چه می گویند، در ضمیر خودآگاه خود در مورد آن فکر می کنند و بیش از آن چه که فکر می کنند، هستند (در ضمیر ناخودآگاه).
مقصود از این نوشتار، آگاهی از حوادث زمان و هشدار دادن به بعضی از دیندارانی است که ممکن است در «گذشته» و «ای کاش» بمانند و در حسرت یاری امامِ قبلی خود، از یاریِ امام حاضر خویش، غافل و محروم گردند.

سختی راه و خطر بازماندن از زمان

معتقدان، سختی های زیادی کشیده اند تا این میراث عظیم ولایت به ما رسیده است. و این میراث عظیم، چه انسان هائی را پشت سر گذاشت؛ کسانی را که در گذشته ی «اگر» و « ای کاشِ» خود ماندند و زمان را نشناختند و شیطان به کمک هوای نفس، بر آنان تاخت و آنان را به جائی برد که خود نیز تصوّر آن را نداشتند.

معنای «لبیک یا حسین» در نزد شیعه ی حقیقی

«لبیک یا حسینِ» شیعه ی حقیقی به معنای «لبیک یا مهدی» است. زیرا امروز حسین زمان، امام مهدی است. شیعه ی حقیقی در گذشته زندگی نمی کند. او آگاه به زمان است و هیچ وقت در حسرت «اگر» و «ای کاش»، امام حاضرِ خود را تنها رها نمی کند

مؤمن زیرک همچنان که به یاد امامِ شهید خویش عزاداری می کند، و آرزوی این را دارد که ای کاش او نیز در کربلا بود تا امامش را یاری می کرد، اما از این نکته ی مهم تر غافل نیست که امامِ زنده ی زمان خویش بیش از امامِ شهید، نیاز به یاری دارد. حقیقتاً هر کسی می داند که «لبیک یا حسین» باید به معنای «لبیک یا مهدی» باشد و گرنه این لبیک ها امروز دیگر فایده ای ندارد. لبیکی که لبیک گوی آن بین حسین و مهدی علیهماالسلام (امام گذشته و امام حاضر) نتواند پل بزند و لبیک او پاسخ ندای «هل من ناصرٍ» امام زنده و غائبش نباشد، اثری ندارد.
«لبیک یا حسینِ» شیعه ی حقیقی به معنای «لبیک یا مهدی» است. زیرا امروز حسین زمان، امام مهدی علیه السلام است. شیعه ی حقیقی در گذشته زندگی نمی کند. او آگاه به زمان است و هیچ وقت در حسرت «اگر» و «ای کاش»، امام حاضرِ خود را تنها رها نمی کند. در روایت است که بسیاری از حاجیان که به خداوند لبیک می گویند، خداوند در جواب آنها می گوید: «لا لبیک» یعنی لبیک تو لبیک نیست؛ لبیک تو دروغ است (کافی، ج 5، ص 124).
وقتی فرزند امام حسین علیه السلام در وسط میدان مبارزه است و «هل من ناصرٍ ینصرنی؟» ندا می دهد، اگر ما ندای او را نشنیده بگیریم و از حوادث زمانه ی خویش غافل بمانیم و موقعیت زمان و دشمنان را نسبت به خویش تشخیص ندهیم، و هنوز در فضای «اگر» و «ای کاش» خود باشیم، به امام شهید شده ی خویش فایده ای نرسانده ایم و امام زمان زنده ی خود را بی یاور رها کرده ایم.
امروز لبیک یا حسین به معنای همراه بودن با پیامِ قیام امام حسین علیه السلام و یاری رساندنِ میراث دارِ قیام او امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

عبرت از گذشته

عبرت گرفتن، از ویژگیهای عقل سلیم است. انسان عاقل تلاش می کند از آن چه بر سر دیگران آمده عبرت بگیرد نه اینکه خودش برای دیگران عبرت شود.
حوادث گذشته، آیینه ی عبرت خوبی است که شیعیان در آن تکلیف آینده ی خویش را در این آیینه تشخیص دهند و از قافله ی یاری امام حسینِ زمان عقب نمانند. در این جا یک حادثه ی مهم عبرت آموز را بررسی می کنیم:

یهود منتظر منجی آخر الزمان

امروز لبیک یا حسین به معنای همراه بودن با پیامِ قیام امام حسین علیه السلام و یاری رساندنِ میراث دارِ قیام او امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است

قوم یهود بر اساس آن چه در کتاب های مقدسِ خود خوانده بودند، در انتظار پیامبر آخر الزمان به عنوان منجی (Messiah) بودند. آنها فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام بودند و از نسل برادران حضرت یوسف علیه السلام بودند که به مصر وارد شدند و در آن جا قرن ها بعد به عنوان برده ی فراعنه ی مصر، گرفته شدند. حضرت موسی علیه السلام آن ها را از دست فرعون زمان نجات داد و بالأخره آن ها وارد سرزمین موعود شدند و به راهنمائی پیشگوئی های کتاب آسمانی خود منتظر پیامبر آخرالزمان که در سرزمین عرب ظهور خواهد کرد، بودند. «او» منجی آنان بود.
تعدادی از بهترین مؤمنان یهود، سرزمین خوش آب و هوای خویش را رها کردند و برای ایمان به پیامبر آخرالزمان راهی بد آب و هواترین منطقه ی مسکونی جهان شدند. ممکن است آنان که ماندند در حسرت عدم تمکّن سفر چه غصه ها خورده باشند و ممکن است مسافرین را توصیه کرده باشند که اگر «او» را دیدید سلام ما را به «او» برسانید و ارادت ما را خدمتش اعلام دارید.
آنان به مدینه رسیدند، اما این قدر آب و هوای مدینه برای آنان ناسازگار بودند که گروهی به منطقه ی خیبر رفتند و به دوستان خود در مدینه گفتند که اگر «او» آمد به سرعت ما را برای ایمان آوردن به «او» خبر کنید. این قوم منتظِر ماندند و ماندند و بعضی از این قوم در طول مسیر به سوی مدینه و بعضی در مدینه و بعضی در خیبر، با حسرتِ ملاقات و ایمان به «منجی» پیر شدند و مردند. آنان که زنده بودند، همیشه منتظر بودند تا خبر ظهور به آنها برسد. همیشه با خود می گفتند که وقتی «او» بیاید، اولین ایمان آورندگان، ما خواهیم بود.
قرآن حداقل در دو جا به این قضیه اشاره می کند. (41 و 89 بقره) و روایات ذیل آیه ی  89 بقره (تفسیر نورالثقلین ج 1، ص 100) و تاریخ نیز این قضیه را نقل کرده است. (ترجمه المیزان، ج1، ص 336)
اما یهود مدینه، منافقینِ سرسخت و بی ایمان، و یهود خیبر دشمنانِ اصلی منجی خود شدند. جنگ خیبر که معروف است با همین قومی است که از راه دور، لبیک گویان، آمده بودند که منجی خود را یاری کنند.
آنان (منتظران منجی موعود)، در گذشته ماندند و چون حال را مطابق حال خود ندیدند، هدف خود را فراموش کردند و تمام ثواب های سختی های انتظار را هدر دادند و به دشمنِ اصلی منجیِ موعود تبدیل شدند و در نتیجه با شمشیر او کشته شدند.
و این سرنوشت هر قومی است که فقط در گذشته زندگی کند و «حسین» را فقط «حسین بن علی علیهما السلام» و «یزید» را فقط «یزید بن معاویه علیهما اللعنه» بداند.

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:21 AM
لینک ثابت
دست هایی که خطرناکند !
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

دست هایی که خطرناکند !

امید است با عبرت از تاریخ بیعت شکنان، در بیعت با امام زمان خویش بمانیم و خود را با روش حکومت علی وار او مطابقت دهیم و از او انتظار نداشته باشیم که مطابق با خواسته های ما حکومت کند.

 
بیعت

مؤمن باید آگاه به زمان باشد و از گذشته ی دیگران برای تدارک حال و آینده ی خویش، عبرت بگیرد. در طول تاریخ کسانی بوده اند که می توانند به عنوان آینه ی عبرت ما باشند تا در روش مواجهه با امام خود بر اساس هوای نفس خود عمل نکنیم و خواسته خویش را بر روش های الهی او ترجیح ندهیم. در ذیل، دو حادثه از چنین بیعت کنندگانِ بیعت شکنی از تاریخ امام علی علیه السلام را ریشه یابی می کنیم.

الف) بیعت کنندگان با امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر

به اتفاق شیعه و سنی، در بازگشت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آخرین حج، در غدیر خم   واقع در منطقه جحفه، پس از خطبه ای مهم دست علی علیه السلام را بالا برد و فرمود: «من کنت مولاه، فهذا علیٌ مولاه (هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست)». پس از آن، رسول خدا صلی الله علیه و آله همه را امر کرد که با امام علی علیه السلام به عنوان «امیر مؤمنان» بیعت کنند.
بزرگان اصحاب حتی بعضی از منافقان با عبارت «بخٍّ بخٍّ (مبارک باشد، مبارک باشد)» این امامت و ولایت را به ایشان تبریک گفتند. هیچ کس این قضیه را نمی تواند انکار کند، زیرا بیش از 110 نفر از اصحاب و 84 نفر از تابعین آن را روایت کرده اند، روایتی که هیچ موضوع دیگری در دین، حتی نماز و روزه و زکات و حج به این اندازه روایت نشده است.
ذَهَبی در «سِیَر اعلامن بَلاء» ج 19، ص 328 می نویسد: ابن جوزی در کتاب «ریاض الافهام» نوشته است که ابوحامد غزالی در کتاب «سِرّ العالمَین» در ذیل حدیث «من کنت مولاه، فعلیٌ مولاه» که عمر پس از خطاب به علی [علیه السلام] گفت: «مبارک باد مبارک باد! مولای هر مؤمن و مؤمنه شدی»، نوشته است: این نشانه ی تسلیم و رضایت است، سپس بعد از این، هوی و هوس بر او غلبه کرد.

مؤمن باید آگاه به زمان باشد و از گذشته ی دیگران برای تدارک حال و آینده ی خویش، عبرت بگیرد. در طول تاریخ کسانی بوده اند که می توانند به عنوان آینه ی عبرت ما باشند تا در روش مواجهه با امام خود بر اساس هوای نفس خود عمل نکنیم و خواسته خویش را بر روش های الهی او ترجیح ندهیم

بر یکی هوی و هوس غلبه کرد، و بر دیگری دوستی با این صاحب هوی و هوس، و بر دیگری حب ریاست، و بر دیگران طمع مال و جاه، و گروهی بخاطر کینه ی جاهلی که در دل نسبت به علی داشتند، و دیگران ترس از صاحبان حکومتِ غصب شده، و همینطور دیگران بخاطر کاری که انجام شده بود عقب نشینی و سکوت کردند.
در بررسی بیعت شکنی واقعه ی غدیر، هرگز نباید بیعت شکنان را فقط دشمنان و منافقان دانست. انبوهی از بیعت شکنان دوستانی بودند که طمع و ترس و اندیشه ی غلطِ تمام شدن کار و ... باعث شد که آن کلام روشنِ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره ی علی را توجیه و فراموش کنند و تسلیم امر حکومت غاصب وقت شوند.
بعید نیست زمانی که امام مهدی علیه السلام  قیام کند، دشمنان از این روش ها و همچنین شیوه های تبلیغی بسیار پیچیده ترِ امروزی برای پراکندن و یا غافل کردن دوستان و شیعیان او استفاده نمایند، به نحوی که هم بر امام حسین علیه السلام  گریه کنند و هم فرزند امام حسین، امام زمان علیه السلام را تنها رها کنند. در این مواقع حساس است که حق طلبان عالم، به روشنگریِ عالمان با تقوا و آگاه به «حوادث واقعه» که در کلام امام مهدی علیه السلام به عنوان مرجع مسلمانان در تمام جهان شناخته شده اند، نیازمند خواهند بود.

ب) بیعت کنندگان با امیرالمؤمنین علیه السلام پس از قتل خلیفه سوم

پس از کشته شدن عثمان مردم به امام علی علیه السلام روی آوردند. بسیاری از صحابه از نوع حکومت عثمان ناراضی بودند. روش حکومت او شایسته سالاری نبود بلکه فقط به خاندان بنی امیه می اندیشید. این خاندان نه در اسلام و نه در بین مسلمانان وجهه ی خوبی نداشت. مردم با نارضایتی خانه ی عثمان را محاصره کردند و مطالبات خود را اعلام کردند اما او به موقع نتوانست این بحران نارضایتی را مدیریت کند و مشاوره ی امام علی علیه السلام نیز او را فایده نبخشید. و بالاخره توسط جمعیت محاصره کنندگان کشته شد.
امام علی علیه السلام برای این که بعد ها کسی بهانه ای نداشته باشد، چندین بار صف محاصره کنندگان خانه ی عثمان را شکست و به او آب برد. پس از قتل عثمان نیز مرگ او را به فال بد گرفت و در خانه نشست و اگرچه حکومت بر مسلمانان حق او بود که خداوند توسط پیامبرش آن را در غدیر به همه اعلام کرده بود، اما باز برای اینکه بهانه ای به دست کسی ندهد که در قتل عثمان نقش داشته است، خواسته ی جمعیت را مبنی بر پذیرفتن حکومت نپذیرفت.
اما انبوه جمعیت همچون رمه های گوسفند از در خانه ی علی دور نشدند. روایت خود امام در خطبه ی سوم نهج البلاغه، معروف به خطبه ی شقشقیه، چنین است:

در بررسی بیعت شکنی واقعه ی غدیر، هرگز نباید بیعت شکنان را فقط دشمنان و منافقان دانست. انبوهی از بیعت شکنان دوستانی بودند که طمع و ترس و اندیشه ی غلطِ تمام شدن کار و ... باعث شد که آن کلام روشنِ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره ی علی را توجیه و فراموش کنند و تسلیم امر حکومت غاصب وقت شوند.

«مردم از هر طرف به من هجوم آورند، به طورى كه دو فرزندم در آن ازدحام صدمه دیدند، و ردایم از دو جانب پاره شد، مردم چونان گله گوسفند محاصره ام كردند. اما همین كه به امر خلافت اقدام نمودم گروهى پیمان شكستند، و عده اى از مدار دین بیرون رفتند، و جمعى دیگر سر به راه طغیان نهادند، گویى هر سه طایفه این سخن خدا را نشنیده بودند كه مى فرماید: «این سراى آخرت را براى كسانى قرار دهیم كه خواهان برترى و فساد در زمین نیستند، و عاقبت خوش از پرهیزكاران است.»
بنابراین با توجه به فرمایش امام علی علیه السلام، ناکثین و مارقین و قاسطین، از همین جمعین انبوه بیعت کنندگان بودند که وقتی روش حکومت داری امام خویش را بر خلاف هوای نفس خود و خواسته های دنیوی خویش دیدند بیعت را شکستند و علیه او به جنگ برخاستند.
امام علی علیه السلام حدود سه ماه کمتر از پنج سال حکومت کرد. اما در طول این دوران حکومت بسیار کوتاه، این سه گروه بیعت کننده ی بیعت شکن، سه جنگ خانمان سوز (جمل، صفین و نهروان) را علیه او به راه انداختند و وقتی پس از پیروزی در جنگ نهروان، در تدارک دوباره ی جنگ علیه معاویه بود، به شهادت رسید.
هرگز نباید تصور کرد که مدینه و کوفه پر از دشمنان امام علی علیه السلام بود. امام اگر چه خواص اندکی داشت اما کسانی که ادعای دوستی می کردند بسیار بودند. دوستانی که با نعره ی دشمن می هراسیدند و دنیا و زر و زیور آن چنان آنان را تن پرور کرده بود که با دیدن رنگ زرد دینار دین خود را می باختند و پیمان خویش را با امام خود فراموش می کردند. بسیاری از این گروه دوبار با او بیعت کرده بودند؛ یک بار در غدیر و بار دوم در مدینه پس از قتل عثمان. یکی از همین ها که در جنگ جمل اسیر شده بود، امام حسن علیه السلام را واسطه کرد که باز هم با امام بیعت کند. امام علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمود: «من دیگر نیازی به بیعت او ندارم. دست او دست یهودی است. اگر با این دستش بیعت کند با آن دستش بیعت را می شکند.» (بحار الانوار، ج 32، ص 235)
تاریخ عبرت های زیادی به ما می آموزد. امید است با الهام از تاریخ بیعت شکنان، در بیعت با امام زمان خویش بمانیم و خود را با روش حکومت علی وار او مطابقت دهیم و از او انتظار نداشته باشیم که مطابق با خواسته های ما حکومت  کند.

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:20 AM
لینک ثابت
عقیده به ظهور اختصاص به اسلام ندارد
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

عقیده به ظهور اختصاص به اسلام ندارد

ظهور

اسناد و مدارک موجود تاریخی نشان می دهد که این اعتقاد، یک اعتقاد جهانی و همگانی و عالم گیر است و منحصر به اسلام و مذهب تشیّع و یا حتّی منحصر به مذاهب شرقی و غربی نیست. برای اثبات این مدّعا کافی است تنها به یک نمونه از اعترافات یکی از خاورشناسان متعصّب یهودی اشاره کنیم:

گلدزیهر، خاور شناس و یهودی متعصّب، درباره جهانی بودن مسأله انتظار و عمومیّت انتظار اقوام مختلف برای ظهور یک «منجی بزرگ» می گوید:

«اعتقاد به بازگشت و ظهور «منجی موعود»، اختصاص به اسلام ندارد... پندارهای مشابهی را می توان در میان اقوام دیگری نیز، به فراوانی یافت...

بنابر اعتقاد «هندوایسم»، «ویشنو» در حالی که بر اسبی سفید سوار است و شمشیری از شعله آتش به دست دارد، در پایان دوره کنونی جهان، به عنوان «کال کی» ظاهر خواهد شد و سرزمین «آریا» را از دست ستمگران غاصب ـ که منظور اقوام فاتح مسلمانند ـ رهایی خواهد بخشید.

در میان اقوام مغول، تا امروز (1910م) این عقیده شایع است که «چنگیزخان» پیش از مرگ خود، وعده کرده است که در هشت ـ یا نُه قرن دیگر از نو، باز در زمین ظاهر خواهد شد و مغولان را از زیر یوغ «چینیان» نجات خواهد داد.

در میان اقوام شرقی و غربی، حتّی در میان سرخ پوستان آمریکا، پندارهای مشابهی درباره بازگشت یا ظهور «منجی موعود» پدید آمده است». [1] .

گلدزیهر، خاور شناس و یهودی متعصّب، درباره جهانی بودن مسأله انتظار و عمومیّت انتظار اقوام مختلف برای ظهور یک «منجی بزرگ» می گوید: «اعتقاد به بازگشت و ظهور «منجی موعود»، اختصاص به اسلام ندارد... پندارهای مشابهی را می توان در میان اقوام دیگری نیز، به فراوانی یافت...

عقیده به ظهور یک «مصلح بزرگ جهانی»، در نزد بسیاری از جوامع قدیمی دیده می شود. این عقیده که در واقع همان «انتظار فرج» مسلمانان است، دارای ابعاد گوناگون فلسفی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی است که در زمینه آن، صاحبان ادیان و مذاهب، فیلسوفان و جامعه شناسان، روانکاران و روانشناسان و طرفداران احزاب و مکاتب، بحث بسیار کرده اند. و از این رو:

«یهودی، از همه فرقه هایش، در انتظار ظهور مسیح موعود است که عدالت واقعی را در آخر الزمان در سرتاسر جهان برقرار نماید.

مسیحی، از همه گروه هایش، در انتظار بازگشت مسیح پاک است که شالوده عدالت را در آخرالزمان در پهنه گیتی استوار سازد.

مسلمان، از همه مذاهب مختلفش، در انتظار ظهور حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) و بازگشت حضرت عیسی (علیه السلام) است که حکومت عدل واقعی را در آخرالزمان در سراسر جهان از کران تا کران بنیان نهند». [2] .

به امید آن روز.

 

پی نوشت:

[1] او خواهد آمد، ص 30 و 31.

[2] روزگار رهائی، ج 1، ص 59.

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:19 AM
لینک ثابت
همه تاریخ چشم انتظار مصلح آخرالزمان
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

همه تاریخ چشم انتظار مصلح آخرالزمان

قضیه حضرت حجت علیه السلام، یک قضیه فرامذهبی است. یعنی نه تنها مسلمانان و به طور مصداقی و مشخص تشیع به ایشان اعتقاد دارند بلکه غیرمسلمانان هم اعتقاد دارند.  شاید غیر از توحید و نبوت، هیچ امر اعتقادی به اندازه مهدویت میان مسلمانان مشترک نباشد.

اتاریخ اخر الزمان

توحید و نبوت و معاد را همه شنیده اند که به آنها اصول دین می گویند. اما قضیه مهدویت حتی منحصر به مسلمانان نیست، همه اقوام و همه ادیان این اعتقاد را دارند. وقتی به تاریخ ملل و اقوام عالَم می نگریم، می بینیم از زمانهای پیش این مسأله، آنان را به خود متوجه و مشغول ساخته و به انتظار مصلحی که بتواند جهان را نیکو اداره کند، دقیقه شماری می کنند.
البته این اعتقاد (چنان كه در میان شیعه بسیار عمیق، عینى و راهبردى است) در بین بیشتر مكاتب و اقوام به عنوان آموزه اى اصیل و بنیادین مطرح نیست و به عنوان باورى فرعى و احتمالى تلقّى مى شود. در واقع شیعه با اندیشه «مهدویت» زنده و پویا است و با آن زندگى مى كند و نفَس مى كشد و آن را ركن اساسى اعتقاداتش مى داند؛ امّا در میراث مكتوب و شفاهى بیشتر ملل و ادیان، تنها اشاراتى گذرا به آن شده و مطالبى اجمالى درباره آن طرح گشته است. این اعتقاد، هنوز به عنوان باورى اثرگذار و یقینى تبدیل نشده و جایگاه استراتژیك خود را نیافته است! با این حال همین اشارات و بیانات نیز، نشانگر فراگیرى و ریشه دار بودن اندیشه «ظهور رهایى بخش بزرگ» و حقانیت و درستى آن است.

عقاید اقوام مختلف

1. برهمنان:

قضیه مهدویت حتی منحصر به مسلمانان نیست، همه اقوام و همه ادیان این اعتقاد را دارند. وقتی به تاریخ ملل و اقوام عالَم می نگریم، می بینیم از زمانهای پیش این مسأله، آنان را به خود متوجه و مشغول ساخته و به انتظار مصلحی که بتواند جهان را نیکو اداره کند، دقیقه شماری می کنند.

برهمنان بر این عقیده اند که در آخر الزمان "ویشنو" ظهور می نماید، در حالی که بر اسب سفیدی سوار است و شمشیر آتشبار در دست دارد. ویشنو مخالفین برهمنان را می کشد و دنیا را سعادتمند می نماید.

2. انگلیسی ها:
ساکنین جزایر انگلستان از چندین قرن قبل، به انتظار "آرتور" می باشند که می گویند: در جزیره آوالون سکونت دارد. گویند: روزی ظاهر شود و نژاد "ساکسون" را در دنیا غالب گرداند و سعادت را نصیب و روزی آنان سازد.

3. نژاد اسلاو:
نژاد اسلاو بر این عقیده بودند كه از مشرق زمین، یك نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنیا مسلّط گرداند.

4. نژاد ژرمن:
 نژاد ژرمن معتقد بودند: یك نفر فاتح از طوایف آنان قیام مى كند و «ژرمن» را بر دنیا حاكم مى گرداند.

5. مسیحیان:
یكى از اعتقادات غربیان مسیحى، باور به بازگشت عیسى مسیح -به عنوان نجات دهنده مسیحیان و تحقق بخش ملكوت و سلطنت الهى- است. با این حال در میان اقوام مختلف غربى نیز سخن از یك منجى بزرگ مطرح بوده و پاره اى از افراد از چنین انتظارى بهره بردارى كرده اند.

6. یهودیان:
یهودیان بر این عقیده بوده و هستند که در آخرالزمان "ماشیح" پیدا شود و پادشاه پادشاهان گردد.

7. ایرانیان باستان:
ایرانیان بر این اعتقاد راسخ بودند که "گرزاسپه" پهلوان تاریخی ایران زنده است و در کابل خوابیده و صدهزار فرشته او را نگهبان هستند و روزی بیدار شود و قیام کند. دسته دیگری از ایرانیان اعتقادشان این بود که "کیخسرو" پس از تنظیم کشور و استوار ساختن شالوده فرمانروایی، سلطنت را به فرزند خود واگذار کرده، رو به کوهستان نموده، در آنجا آرمیده روزی ظاهر گردد و اهریمنان را از گیتی براند.
آری در هر دوره و زمانی مردم جهان منتظر یک نجات دهنده بوده اند ولی باید گفت که آنها در تعیین مصداق، که آن منجی و مصلح کیست در اشتباه اند.

منجی شیعیان

اما شیعه با سند محکم و از طریق وحی منجی خود را معرفی می کند، مشخصات امام مهدی(عج) در اخبار شیعه از طریق قرآن و روایات رسیده و از نبیّ اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام می باشد و چنان مشخصات ایشان دقیق بیان شده است که بر هیچ کس جز فرزند امام حسن عسکری علیه السلام یازدهمین پیشوای شیعه تطبیق نمی کند.

در هر دوره و زمانی مردم جهان منتظر یک نجات دهنده بوده اند ولی باید گفت که آنها در تعیین مصداق، که آن منجی و مصلح کیست در اشتباه اند.

از بین صدها روایت به یک حدیث اشاره می شود:
امام صادق علیه السلام از آباء گرامی اش که از امیرالمؤمنین علیه السلام، از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل می کند، می فرماید: امامهای بعد از من دوازده نفرند. اولی آنها علی بن ابی طالب و آخری آنها حضرت خاتم الاوصیاء است که آنها جانشینان و اوصیاء من و حجتهای الهی بر امت من هستند. کسی که به امامت آنها اقرار کند مؤمن است و کسی که آنها را انکار کند کافر است. (کمال الدین و تمام النعمة)
در این حدیث و احادیث بسیاری به وجود امام دوازدهم اشاره می شود و این که قطعا دوازدهمین جانشین پیامبر صلی الله علیه و اله از نسل ائمه علیهم السلام خواهند بود. اما روایات زیادی به برپایی حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه اشاره می کنند حتی در منابع اهل سنت، از جمله: ابن حجر در کتاب "صواعق المحرقة" از ابوالحسن امری چنین نقل می کند: اخبار متواتر و فراوانی از پیامبر (صلی الله علیه و اله) نقل شده که سرانجام مهدی ظهور می کند و او از اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) است ... و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. (صواعق ص 99)
و نیز محمد شبلنجی دانشمند معروف مصری در کتاب "نور الابصار" می نویسد: اخبار متواتری از پیامبر (صلی الله علیه و اله) آمده که مهدی از خاندان اوست، او همه زمین را پر از عدل می کند.

امام موعود در یک نگاه

به طور کل از مجموع احادیث روشن می شود که مصلح بزرگ جهانی، مهدی موعود علیه السلام دارای مشخصات زیر است:
- از خاندان پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و فرزندان اوست.
- از فرزندان امام حسین علیه السلام است.
- دوازدهمین پیشوا پس از پیامبر صلی الله علیه و اله است.
- فرزند حسن بن علی العسکری علیهماالسلام است.
- دنیا را مملو از عدل و داد خواهد کرد.
- حکومت جهان در اختیار او قرار می گیرد.
- مستضعفین و استعمارشدگان، در عصر او از قید و زنجیر اسارت آزاد می شوند، و جنگها برچیده می شود و صلح و آرامش جای آن را می گیرد.

وظیفه شیعه

با این مقدمات به این نتیجه می رسیم که باید هر چه بیشتر و بهتر مصلح و منجی واقعی را به جهان بشناسانیم زیرا دنیایی که خود را در وحشت و اضطراب و در آستانه سقوط می بیند، گوش به زنگ است تا هر ندایی که به نام صلح بلند گردد، مشتاقانه از آن استقبال کند و مردم در چنین شرایطی برای پاسخ به منادی واقعی صلح، آمادگی دارند و نیاز خود را به یک مصلح آسمانی احساس می کنند و این وظیفه مسلمانان را سنگین تر می کند که امام را به جهانیان معرفی کنند و زمان بعد از ظهور را به تصویر کشند.
توماس کارلایل تاریخ نگار اسکاتلندی می گوید: دنیا در جستجوی پیشوایی است که بتواند دنیا را اداره کند، هر چه جستجو می کند کسی را پیدا نمی کند به جز علی بن ابیطالب.
و امروز همان نجات دهنده بشر یازدهمین فرزند امام علی بن ابیطالب علیه السلام است، که با عقل و قدرت خدادادی، جهان را در قبضه قدرت خود می گیرد و به نابسامانی های موجود سر و سامان می بخشد.
آری آنان که متوجه اوضاع عالمند، در به در دنبال فرشته صلح می گردند و می دانند جهان باید خود را آماده پذیرش ندای «جاءَ الحَقُ وَ زَهَقَ الباطِلُ» کند و زمینه را برای مصلح حقیقی و حکومت جهانی ولی عصر امام زمان (عج) آماده سازد. چون نجات دنیا و مردم، از چنگال ستمکاران، جباران و مفسدان و اهتزاز پرچم یکتاپرستی و احیا کردن آیین توحیدی جز با تشکیل دولت کریمه مهدوی صورت نخواهد گرفت.

 

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:18 AM
لینک ثابت
پاسخ امام زمان علیه السلام به چند شبهه عاشورایی
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

پاسخ امام زمان علیه السلام به چند شبهه عاشورایی

کافیست فقط چند لحظه به ماه محرم و روزهای عزاداری بر امام حسین علیه السلام بیاندیشی. این فکر ناخودآگاه یک شیعه را به یاد امام زمان خویش می اندازد که آن حضرت چه نگاهی به این ماه دارد و اندیشه و افکار او در این باب چگونه است؟

 
شهید کربلا

نگرش امام معصوم به عاشورا در زیارت ناحیه مقدسه

پاسخ این سوال به تفصیل در "زیارت ناحیه مقدسه" از زبان امام عصر علیه السلام آمده است. سند این زیارت محکم است و علما و بزرگان شیعه آن را به عنوان یک زیارت مأثور و حدیثی مشهور قلمداد کرده و آن را در کتب معتبر خویش ذکر کرده اند و معلوم است تا زیارتی از امام معصوم نبوده باشد فقیهانی بزرگ همچون شیخ مفید، سید مرتضی، ابن مشهدی و سید بن طاووس و علامه مجلسی آن را نقل نمی کردند.
این مقاله علاوه بر شناساندن گوشه ای از نوع نگاه امام مهدی علیه السلام به جریان عاشورا، می تواند پاسخ اجمالی باشد به کسانی که درکی از عظمت عزای امام حسین علیه السلام ندارند؛ بلکه قیام بر حق ایشان و شهید شدن در راه حق را به دعوای دو عرب با یکدیگر و یا شورشی علیه سلطان زمان خود می شناسند که ثمره اش به هلاکت انداختن عمدی خود و خانواده و یارانش بوده است. این تفکر گریه بر امام حسین علیه السلام را نیز بی فایده و کاری عبث می دانند و قائلند شخصی که قرنها پیش کشته شده عزاداری بر آن یک بدعت و کاری عبث است.

دلیل امام مهدی علیه السلام بر این سوز و گداز و تصویرگری لحظه به لحظه وی از روز عاشورا این بوده که امام حسین علیه السلام با تمام توان و بلکه بیشتر از آن، در راه اخذ رضای الهی و خدمت به خلق چنین به خاک و خون کشیده شده و به همین سبب است که او را معشوق انسانهای پاک ضمیر کرده است.

جزئیات تکان دهنده صحنه عاشورا از زبان امام غائب

در زیارت "ناحیه مقدسه" می توان شاهد سلامهای متعدد حضرت مهدی علیه السلام به لحظه لحظه ی صحنه عاشورا بود: " ... سلام بر بدنهای برهنه شده، سلام بر بر خاک افتادگان در بیابانها، سلام به دور افتادگان از وطن ها، سلام بر دفن شدگان بدون کفن، سلام بر سرهای جدا شده از بدن، سلام بر کسی که عهد و پیمانش شکسته شد، پرده حرمتش دریده شد، خونش به ظلم ریخته شد، با خون زخمهایش شستشو داده شد، سلام بر کسی که شاهرگش بریده شد، سلام بر محاسن به خون خضاب شده، بر گونه خاک آلوده و...."
به خوبی روشن است این نوع نگاه که جریان عاشورا را با جزئیات کامل به تصویر می کشد حکایت از عظمت این مصیبت نزد فرد دارد و اندوهی که تا عمق جان او نفوذ کرده است. چنان که در فرازی از این زیارت ایشان خطاب به امام حسین علیه السلام می فرماید: "... اگر در کربلا می بودم در برابر تیزی شمشیرها از تو محافظت می کردم و با جان و تن و مال تو را علیه ستمکاران یاری می دادم و فرزندان را فدای تو می کردم."
و در ادامه می فرماید: "تاخیر در زمان و مقدرات الهی موجب شد نتوانم با کسانی که با تو خصومت کردند بجنگم اما صبح و شام بر تو مویه می کنم و به جای اشک برای تو خون گریه می کنم از روی حسرت و تاسف و افسوس بر مصیبت هائی که بر تو وارد شد تا جائی که از فرط اندوه مصیبت، غم و غصه و شدت حزن جان سپارم... ."
در فراز پیش روی می توان دریافت که دلیل امام مهدی علیه السلام بر این سوز و گداز و تصویرگری لحظه به لحظه وی از روز عاشورا این بوده که امام حسین علیه السلام با تمام توان و بلکه بیشتر از آن، در راه اخذ رضای الهی و خدمت به خلق چنین به خاک و خون کشیده شده و به همین سبب است که او را معشوق انسانهای پاک ضمیر کرده است. امام مهدی علیه السلام می فرماید: "... شهادت می دهم که تو نماز برپا داشتی و زکات دادی، امر به معروف کردی، از منکر و عداوت نهی نمودی، اطاعت خدا کردی و نافرمانی ننمودی، به خدا و ریسمان او چنگ زدی تا وی را راضی نمودی، از وی در خوف و خشیت بوده نظاره گر او بودی و او را اجابت نمودی، ..."

پاسخ ناحیه مقدسه به شبهه قیام حسینی برای سلطنت دنیوی

یکی از ادعاهای وهابیون و امثال آنها قیام حضرت به علت دنیا دوستی و تصاحب جایگاه سلطنت بوده ولی در کلام حضرت مهدی علیه السلام بی رغبتی امام حسین علیه السلام به دنیا کاملا مشهود است و کار به جائی می رسد که ظلم و تعدی حاکم زمان بر مردم و بر اسلام، وظیفه جهاد علیه طاغوت را بر دوش امام می گذارد. لذا حضرت مهدی علیه السلام خطاب به امام حسین علیه السلام می فرماید: "... آرزوهایت از (تعلق به دنیا) بازداشته شده، و همت و کوشش تو از زیور دنیا روگردانده بود، دیدگانت از بهجت و سرور دنیا بربسته، و اشتیاق و مِیلَت به آخرت شهره آفاق است، تا آنکه جور و ستم دستِ تعدّى دراز نمود، و ظلم و سرکشى نقاب از چهره برکشید، و ضلالت و گمراهى پیروان خویش را فرا خواند، با آن که تو در حَرَمِ جدّت متوطّن بودى، و از ستمکاران فاصله گرفته بودى، و ملازمِ منزل و محرابِ عبادت بوده، و از لذّتها و شهوات دنیوى کناره گیر بودى، و بر حسب طاقت و تَوانَت منکَر را با قلب و زبانت انکار مى نمودى،  پس از آن علم و دانشت اقتضاى انکارِ آشکار نمود، و بر تو لازم گشت با بدکاران رویاروى و جهاد کنى، پس تو نیز با آنان به جهاد برخاستى ... آنها پروردگارت و جدّت را به خشم آوردند، و با تو ستیز آغازیدند، پس تو به جهت زد و خورد و پیکار استوار شدى، و چنان با ذوالفقار جنگیدى، که  گویا علىّ مرتضى هستى، و آن ملعون لشکریانش را فرمان داد، تا تو را از آب و استفاده آن منع نمودند..."

یکی از ادعاهای وهابیون و امثال آنها قیام حضرت به علت دنیا دوستی و تصاحب جایگاه سلطنت بوده ولی در کلام حضرت مهدی علیه السلام بی رغبتی امام حسین علیه السلام به دنیا کاملا مشهود است. اما جائی می رسد که ظلم و تعدی حاکم زمان بر مردم و بر اسلام، وظیفه جهاد علیه طاغوت را بر دوش امام می گذارد

پاسخ ناحیه مقدسه به شبهه بدعت بودن گریه در عزاداری حسینی

در این بخش از  زیارت حضرت مهدی علیه السلام پرده از یک راز بر می دارد و عکس العمل عالم تکوین را در باب این مصیبت متذکر  می شود: ".... و آنگاه که تو مقهور و مغلوب گشتى، حقّ و حقیقت موردِ خیانت واقع شد، ... پس پیکِ مرگ نزدِ قبرِ جدّت رسول خدا -که رحمتِ خدا بر او و آلِ او باد- ایستاد، و اشک ریزان خبر مرگ تو را به وى داد، و گفت: اى رسولِ خدا! دخترزاده جوانمردت شهید شد، خاندان و حَریمَت مباح گردید، پس از تو فرزندانت به اسیرى رفتند، پس (از شنیدنِ این خبر) رسول خدا صلی الله علیه و آله پریشان گردید، و قلبش مضطرب بگریست، و فرشتگان و انبیاء او را تعزیت گفتند، و مادرت زهراء (از مصیبتِ تو) اندوهِناک شد، و دسته هاىِ ملائکه مقرّبین در آمد و شد بودند، پدرت امیرمؤمنان را تعزیت می گفتند، مجالسِ ماتم و سوگوارى براىِ تو در اعلا علیّین برپا شد، و حورالعین به جهت تو بر سر و صورت زدند، (در عزاىِ تو) آسمان و ساکنانش، بهشتها و نگهبانانش، کوه ها و کوهپایه ها، دریاها و ماهیانش، فردوسها و جوانانش، کعبه و مقام ابراهیم، و مشعرالحرام، و حلّ و حَرَم جملگى گریستند."

زیارت ناحیه مقدسه تابلویی زیبا از عاشورا

این مقاله فقط به ذکر برخی از فرازهای زیارت ناحیه مقدسه پرداخته است. هر کسی که این زیارت را بخواند تصویر بسیار دقیق و موشکافانه ای از عاشورا را تماشا کرده، به خصوص که بداند امام معصوم به دور از هر خطا و سهو و نسیان آن را تصویرگری کرده است و لذا مطمئن می شود با متنی به دور از هر پیرایه ای روبروست. و همچنین می تواند برخی شبهات وارده از سوی وهابیها را با کلام امام مهدی علیه السلام که در زیارت ناحیه مقدسه درج شده، مقایسه کند و به حقیقت پی ببرد.

پی نوشت:
1- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 98، 317؛ ابن طاووس، مصباح الزائر، 221؛.ابن المشهدی، المزار الکبیر، 496 519.

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:17 AM
لینک ثابت
چطور امامی مهربان، انتقام می گیرد؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

چطور امامی مهربان، انتقام می گیرد؟

هرگاه صفات امام زمان علیه السّلام را بررسی کنیم چیزی جز مهربانی و عطوفت نمی بینیم امامی که مهربان تر از پدر و مادر توصیف شده است، اما یکی از القاب ایشان "منتقم" است. حال در این نوشتار به بررسی چرایی انتقام گرفتن حضرت می پردازیم.

محرم ، امام حسین

آرامش بشر در سایه عدل مهدوی

هدف امام زمان علیه السّلام از ظهور و قیام، برپایی عدالت جهانی و حاکمیت قرآن و اسلام در جهان است، تا در پرتو قرآن بشر به آرامش کامل رسیده و به راحتی نردبان ترقی و کمال را طی کند، اما از ابتدای تاریخ ما شاهد زورگویی و ظلم و ستم طاغوت ها بوده ایم و همیشه عده ای هستند که به هیچ وجه حاضر به پذیرش حق و عدالت نیستند و حاضرند تمام انسانها را قربانی امیال نفسانی خود کنند، مانند اسرائیل در این زمان که هیچ منطق و قانونی را نمی پذیرد و منطقش فقط کشتار است، حال امام مهربانی ها که برای هدایت بشر و آرامش و عدالت جهانی قیام می کند چاره ای جز مبارزه و جنگ با این ستمگران دارد؟ 

 

افزایش ظلم های تاریخ

امامی که آگاه و عالِم به ظلم های تاریخ است و دشمنان خدا مادر مظلومه اش را به طور وحشیانه اى بین در و دیوار فشار داده و محسن اش را سقط کردند و در نهایت این بانوی بزرگوار ۷۵ (یا ٩٥)روز بعد از رحلت پدر، دنیا را با دلى آزرده و جراحاتى بسیار ترک کردند و پس از آن حرمت شکنى دردناک، فاجعه ها وحشتناک و وحشتناک تر مى شود و اهل بیت علیهم السّلام و پیروانشان در روزگار ستم و فشار به سر برده و یکى پس از دیگرى مظلومانه به شهادت نائل مى گردند و در روز عاشورا فاجعه به اوج رسیده و اهل بیت پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه وآله و شیعیان مخلصشان از طفل شیرخوار تا پیر هفتاد سال مورد هجوم واقع مى شوند و گناهشان جز احیای قرآن نبود. مسلما این ستمگرى ها ادامه دارد تا قیام قائم آل محمد(عج) و هر روز با رنگ هاى مختلفى جلوه گرى نموده و فاجعه اى وحشتناک رخ مى دهد. و ظلم و فساد در عالم فراگیر مى شود.

امام غائب تکمیل کننده اهداف عاشورا

احترام خون انسانها و حرمت قتل نفس از مسائلى است كه همه شرایع آسمانى و قوانین بشرى در آن هم عقیده اند، و آن را یكى از بزرگترین گناهان مى شمرند، ولى اسلام اهمیت بیشترى به این مساله داده است تا آنجا كه قتل یك انسان را همانند كشتن همه انسانها شمرده

از مجموعه سخنان امام حسین علیه السلام اهداف والاى نهضت عاشورا به خوبى روشن مى شود كه احیاى قرآن، احیاى سنت نبوى و سیره علوى، از بین بردن كج رویها، حاكم ساختن حق، حاكمیّت بخشیدن به حق پرستان، از بین بردن سلطه استبدادى حكومت ستمگران، تأمین قسط و عدل در عرصه هاى اجتماعى و اقتصادى و... از جمله آنهاست.
یقیناً، پیش از ظهور و مقارن با آن، ستمگران خون ریزى بر دنیا حاکم اند که از هیچ جنایتى فرو نمى گذارند. حال، امامى که قیام مى کند، در برابر این همه کج روى ها و بیدادگرى ها، چگونه برخورد کند، تا جهان را پر از عدل و داد سازد؟ بى تردید، گروه هاى معاندى که دست شان به خون بشریّت آلوده است و حق مردم را غصب کرده اند و یا پست و مقامشان به خطر افتاده، در مقابل حرکت اصلاح گرانه و نهضت امام، ایستادگى مى کنند. بنابراین، امامى که قیام مى کند و مأموریّت تشکیل حکومت جهانى اسلام را دارد، ناگزیر از جنگ خواهد بود.

حق خونخواهی در قرآن

در سوره مبارکه اسراء آیه 33 می خوانیم: «وَ لا تَقْتلوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّه إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قتِلَ مَظْلوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سلْطاناً فَلا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّه كانَ مَنْصوراً »؛ و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده به قتل نرسانید، جز به حق، و آن كس كه مظلوم كشته شده براى ولیّش سلطه (حق قصاص) قرار دادیم، اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او (ستم دیده) مورد حمایت است.
احترام خون انسانها و حرمت قتل نفس از مسائلى است كه همه شرایع آسمانى و قوانین بشرى در آن هم عقیده اند، و آن را یكى از بزرگترین گناهان مى شمرند، ولى اسلام اهمیت بیشترى به این مساله داده است تا آنجا كه قتل یك انسان را همانند كشتن همه انسانها شمرده و در سوره مائده آیه 32 می فرماید: «...مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً...»؛ هر كس انسانى را بدون ارتكاب قتل یا فساد در روى زمین بكشد چنان است كه گویى همه انسانها را كشته است.
اسلامی که کشتن یک انسان بی گناه را همانند کشتن همه انسان ها می داند، حق قصاص را برای ولیّ دم قرار داده و می فرماید: «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً» (سلطه: قصاص قاتل)
در روایات، یکی از مصادیق "ولیّ" در آیه مورد نظر، حضرت مهدی (عج) بیان شده است؛ چرا که انتقام همه مظلومان عالم به خصوص جد عزیزش، امام حسین علیه السلام را خواهد گرفت.

امام زمان علیه السلام عهده دار تمام خون هایی است که به ناحق در طول تاریخ ریخته شده است و در زمان ظهور با ایجاد عدالت و پایان دادن به جریان ظلم، انتقام مظلومان جهان را خواهد گرفت و مظلوم ترین فردی که در عالم کشته شده است، حضرت سیدالشهداء علیه السلام است از این رو امام مهدی علیه السلام خونخواه و منتقم خون امام حسین علیه السلام است

امام محمد باقر علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود : منظور آیه از «قتِلَ مَظْلُوماً» امام حسین علیه السلام می باشد؛ زیرا آن بزرگوار مظلومانه شهید شد و ما امامان خونخواه آن حضرت هستیم. هنگامی که قائم ما خاندان قیام کند خون امام حسین علیه السلام را طلب خواهد کرد.
 و نیز در روایات آمده است وقتی امام زمان علیه السلام و یارانش قیام کنند، شعار انقلابشان این خواهد بود: «یا لثارات الحسین» یعنی ما آمده ایم انتقام خونی که از امام حسین علیه السلام ریخته شد را بگیریم.  این جمله اشاره به این معنا دارد كه هنگام انتقام خون پاك امام حسین علیه السلام فرا رسیده است، كسانى كه مى خواهند از دشمنان آن حضرت انتقام خون به ناحقّ ریخته حجّت الهى را بگیرند مهیا شوند.

چه اشخاصی به دست منجی موعود کشته می شوند

حال این سوال پیش می آید که قاتلان امام حسین علیه السلام که هم اکنون در قعر جهنم هستند چگونه امام زمان علیه السلام از آنها انتقام می گیرد؟
در پاسخ باید گفت در روایات داریم که قاتلان ائمه علیهم السلام جزء رجعت کنندگان هستند و آنها را از قبرها بیرون آورده و قصاص می کنند، نکته بعدی این که هر کس در همان زمان با امام به جنگ برخیزد و راضی به کار قاتلان باشد شریک جرم آنان است، همچنانکه در حدیث می خوانیم از امام رضا علیه السلام سؤال کردند آن افرادی که امام حسین علیه السلام را کشتند، نیستند که از آنها انتقام بگیرند و نیز در قرآن می خوانیم نباید گناه دیگری را به گردن فرد دیگری انداخت!  امام رضا علیه السلام فرمودند: هر کسی در عصر ظهور راضی باشد به کاری که یزید و یزیدیان با امام حسین علیه السلام انجام دادند، همچون كسى است كه آن را انجام داده باشد، و اگر كسى در مشرق كشته شود و كس دیگر در مغرب بدان قتل راضى باشد، شخص راضى هم پیش خدا شریك قاتل است. و البته قائم علیه السلام هم وقتى كه خروج كرد آنان را بوسیله رضایت به فعل پدرانشان مى كشد.
دانستیم امام زمان علیه السلام عهده دار تمام خون هایی است که به ناحق در طول تاریخ ریخته شده است و در زمان ظهور با ایجاد عدالت و پایان دادن به جریان ظلم، انتقام مظلومان جهان را خواهد گرفت و مظلوم ترین فردی که در عالم کشته شده است، حضرت سیدالشهداء علیه السلام است از این رو امام مهدی علیه السلام خونخواه و منتقم خون امام حسین علیه السلام است.

 


منابع:
پرتوی از آیه های مهدوی، محسن قرائتی.
سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی.

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:16 AM
لینک ثابت
آیا شیطان به دست حضرت مهدی علیه السلام کشته خواهد شد؟
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

آیا شیطان به دست حضرت مهدی علیه السلام کشته خواهد شد؟

درباره اینکه مرگ ابلیس، سرکرده شیاطین، چگونه و چه وقت خواهد بود و اینکه آیا کسى او را مى کشد یا خودش مى میرد، نظرات گوناگونی وجود دارد از جمله اینکه به دست مبارک حضرت مهدی علیه السلام به هلاکت می رسد. در این نوشتار به بررسی این موضوع می پردازیم.

شیطان

پایان مهلت شیطان چه وقت است

در قرآن كریم آمده است وقتی شیطان به علّت سجده نکردن بر انسان از پیشگاه الهی رانده شد به خداوند عرض کرد: پروردگارا! تا روزى که انسان ها برانگیخته مى شوند به مهلت بده. خداوند فرمود: «فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِینَ * إِلىَ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم؛ تو از مهلت یافتگانى، تا زمانى معین و معلوم » (سوره ص، آیات 79-81) امّا "در اینکه منظور از «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم»، چه روزى است، مفسران احتمالات متعددى داده اند:
بعضى گفته اند منظور پایان این جهان و بر چیده شدن دوران تکلیف است، چرا که بعد از آن، طبق ظاهر آیات قرآن، همه جهانیان از بین میروند و تنها ذات پاک خداوند باقى مى ماند، بنابر این تنها به مقدارى از درخواست ابلیس موافقت شد.
بعضى دیگر احتمال داده اند که منظور از وقت معلوم زمان معینى است که تنها خدا مى داند، و جز او هیچکس از آن آگاه نیست، چرا که اگر آنوقت را آشکار مى ساخت ابلیس تشویق به گناه و سرکشى بیشتر شده بود.
بعضى نیز احتمال داده اند منظور روز قیامت است چرا که او مى خواست تا آن روز زنده بماند تا از حیات جاویدان برخوردار گردد و با نظر او موافقت گردید، به خصوص اینکه تعبیر به یوم الوقت المعلوم در آیه 50 سوره واقعه درباره روز قیامت نیز آمده است. ولى این احتمال بسیار بعید است ، چرا که اگر چنین مى بود باید خداوند به طور کامل با درخواست او موافقت کرده باشد، در حالى که ظاهر آیات فوق این است که بطور کامل با درخواست او موافقت نشده و تنها تا یوم الوقت المعلوم موافقت شده است. و به هر حال تفسیر اول با روح و ظاهر آیه از همه موافقتر است، و در بعضى از روایات که از امام صادق علیه السلام نقل شده نیز به این معنى تصریح گردیده است." (تفسیر نمونه، ج11، ص71)


مرگ شیطان، در زمان ظهور یا پس از نفخه اول صور

در روایتی نقل شده است که شخصی در مورد جمله «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» كه در آیه مذكور آمده، از امام صادق علیه السلام سوال كرد، حضرت فرمود: «وقتی كه قائم ما ظهور كند و به حجر كوفه بیاید، در این حجر شیطان به حضور آن حضرت می آید و زانو به زمین می زند و می گوید: «یا ویل من هذا الیوم؛ ای وای از این روز.» آنگاه امام قائم موی پیشانی شیطان را می گیرد و گردنش را می زند و او را به هلاكت می رساند.(اثبات الهداة، ج7، ص101)

 این احتمال وجود دارد كشته شدن شیطان همان قطع نفوذ او است و مرگ حكومت و تزویز او. یعنی منظور از كشته شدن شیطان این است كه ریشه های فساد و عوامل انحراف و ظلم و جو در عصر درخشان حكومت امام مهدی علیه السلام نابود می گردد و به جای آن عقل و ایمان حكومت می كند.

اما آن حضرت در حدیث دیگرى مى فرمایند: «شیطان بین نفخه اول و دوم صور اسرافیل مى میرد.» (بحارالانوار، ج 60، ص 244)
در این میان برخی به اشتباه دچار خلط شده اند و گفته اند که "متن این دو روایت با یكدیگر معارض است، و جمع كردن آنها با یكدیگر ممكن نیست. زیرا هنگام ظهور حضرت ولى عصرعلیه السلام تا نفخه صور بسیار فاصله است، و طبق اعتقاد شیعه بین زمان ظهور و نفخه صور، رجعت نیز وجود  دارد؛ و چون دومین روایت بیشتر نقل شده است و در سند آن مؤیّداتى وجود دارد، موجب مى شود تا آن بر نخستین روایت ترجیح داده شود؛ پس كشته شدن شیطان توسط امام زمان علیه السلام دلیل محكمى ندارد."
اما می توان گفت این دو روایت تعارض ندارند و سبب خلط به خاطر آن است كه برای مرگ ابلیس نتوانسته اند دو مرگ را قائل شوند. همانطور كه انسانها از دنیا رحلت می كنند -یعنی یك زمان مشخص برای مرگ دارند، و پس از آنكه در برزخ حاضر شدند تا زمان دمیده شدن صور و بر پایی قیامت در آنجا مستقر اند- پس از دمیده شدن صور همین افراد نیز خواهند مرد -البته باید توجه كرد كه مرگ، در دو نشئه مختلف است- حال می توان برای شیطان دو مرگ متصور شد در این صورت نه تنها روایات متعارض نیستند بلكه دو مطلب جداگانه را می خواهند اثبات نمایند.

اگر شیطان نباشد پس امتحان بندگان چه می شود

عده ای هم ادعا كرده اند که " «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» پس از اتمام زندگی انسانها خواهد بود، چون انسان باید بین خوبی ها و بدی ها وسوسه ای داشته باشد تا انتخاب كند و دارای اجر و یا عذاب شود و اگر شیطان در عصر ظهور كشته شود با تكلیف انسانی در تعارض است."
در پاسخ باید گفت در آن زمان، آزادی و اختیار از انسانها گرفته نمی شود؛ چنانکه مرحوم علامه طباطبایى مى فرماید: «ملازمه اى بین تکلیف انسان و وجود شیطان براى اغواگرى او وجود ندارد؛ پس چنین نیست که تا انسان مکلّف است در پى گمراه کردن او باشد؛ زیرا ممکن است خداوند، جامعه انسانى را صالح گرداند و فساد را ریشه کن کند، و مردم جز پروردگار کسى را نپرستند، در این صورت شیطان نمى تواند کسى را گمراه کند.»(المیزان، ج ۱٢، ص 128) به عبارت دیگر هر چند وجود شیطان سبب افزایش وسوسه خواهد بود اما تمام وسوسه با شیطان نیست بلكه نفس اماره هم اگر شیطان نباشد، انسان را به امور ناپسند وسوسه می كند پس این قول هم بسیار ضعیف هست و نمی توان بدان توجه كرد.

روایتی دیگر از مرگ شیطان

برخی می گویند که "كشته شدن و نابودی شیطان همانند كشته شدن و نابودی انسان نیست؛ شیطان مانند ما جسم ندارد تا كشته شود" در صورتی که باید توجه نمود علاوه بر اینکه طبق قولی شیطان چون از جن است، مثل آنها می توان برای او مرگ و كشته شدن نیز تصور كرد.

وقتی كه قائم ما ظهور كند و به حجر كوفه بیاید، در این حجر شیطان به حضور آن حضرت می آید و زانو به زمین می زند و می گوید: «یا ویل من هذا الیوم؛ ای وای از این روز.» آنگاه امام قائم موی پیشانی شیطان را می گیرد و گردنش را می زند و او را به هلاكت می رساند.

همچنین این احتمال وجود دارد كشته شدن شیطان همان قطع نفوذ او است و مرگ حكومت و تزویز او. یعنی منظور از كشته شدن شیطان این است كه ریشه های فساد و عوامل انحراف و ظلم و جو در عصر درخشان حكومت امام مهدی علیه السلام نابود می گردد و به جای آن عقل و ایمان حكومت می كند. چنانچه در در صحف ادریس پیامبر آمده است:

 "تو ای شیطان تا زمانی كه مقدر كرده ام كه زمین را در آن زمان از كفر و شرك و گناه پاك سازم، مهلت داده خواهی شد؛ ولی در این زمان به جای تو بندگان خالص و پاك دل و با ایمان روی كار می آیند. آنها را خلیفه می كنم و حاكم زمین می كنم و دینشان را استوار سازد كه آنها تنها مرا می پرستند و هیچ چیز را شریك من قرار نمی دهند در آن روز است كه تو و همه لشكریانت از پیاده و سواره را نابود می نماییم."
یعنی در آن زمان حنای شیطان و فرزندان او رنگی دیگر ندارد و در حكومت صالحان حكومت شیطان از بین رفتنی است.


منابع:
موسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلامی.
مرکز پاسخگویی به سوالات دینی هدانا.
پایگاه اینترنتی پرسمان دانشجویی.

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:15 AM
لینک ثابت
تنها شاهراه اصلی به سوی خدا
نوشته شده به دست شهید گمنام
نظرات 0

تنها شاهراه اصلی به سوی خدا

در زیارت حضرت صاحب علیه السلام می خوانیم که امام مهدی علیه السلام تنها راه الهی نجات هستند؛ پس چرا بزرگان از آموزه های اسلامی این مسأله را به دست آورده اند که به تعداد خلایق راه به سوی خداوند وجود دارد؟ اگر متوجه شویم که منظور از این طرق راه های فرعی منتخب هر مخلوق با توجه به ظرفیت خود است و منظور از تنها راه نجات شاهراه و راه اصلی هدایت است، مشکل برطرف خواهد شد.

خدیجه همتیان پور فرد - بخش مهدویت تبیان
بنده و خدا

به او گفتم: می دانستی، تنها راه نجات ما یکی است و هر راهی غیر آن، هلاکت را در پی دارد؟ (1) 
گفت: چگونه ممکن است؟! مگر نه اینکه راه برای رسیدن به حق، به عدد خلایق است؟! (2) پس چگونه ممکن است راه رسیدن به خداوند، برای تمام انسان ها یکی باشد؟ ما با هم متفاوتیم و هر کداممان منحصر به فردیم؛ نه تنها اثر انگشتمان که خصوصیات ظاهری و باطنیمان نیز، با یکدیگر فرق دارد؛ آیا همین مسأله ثابت نمی کند که راه های متفاوتی برای نجات، وجود دارد؟
- راست می گویی تو شبیه کسی نیستی، حتی دوقلوها هم شبیه یکدیگر نیستند؛ پس مطمئناً این تفاوت، عمل متفاوت را می طلبد؛ ولی آیا هیچ گاه به این فکر کرده ای که چه قدر شبیه دیگرانی! نه تنها تو، بلکه تمام مردم دنیا، شبیه هم هستند و نه تنها همه ی مردم دنیا، که همه ی مردم، در همه ی اعصار شبیه هم بوده اند.
- از چه حرف می زنی؟
- از خصوصیات مشترک انسانی؛ از ضعف ها و استعدادهای مشترکمان؛ آیا به این مسأله معتقدی که اکثر انسان ها برای رسیدن به هدف، عجول هستند (3) و پس از آن که از خداوند چیزی را خواستند و به حاجت نرسیدند، بی تابی می کنند و ناامید می شوند؟! آیا این را در همه ی مردم دنیا ندیده ای که از بخشیدن نعمت هایی که به آن بخشیده شده، بخل می ورزند (4) و معمولاً خودشان را ترجیح می دهند؟! نه تنها مهربانی همدیگر را، بلکه نعمت های خدایشان را نیز فراموش می کنند! (5) آیا حس نمی کنی میل به زیبایی دوستی، جاودانگی، کمال و تلاش برای به دست آوردن آن ها، در تمام انسان ها مشترک است؟!

در زیارت حضرت صاحب علیه السلام می خوانیم که امام مهدی علیه السلام تنها راه الهی نجات هستند؛ پس چرا بزرگان از آموزه های اسلامی این مسأله را به دست آورده اند که به تعداد خلایق راه به سوی خداوند وجود دارد؟

نگو نه؛ که به خاطر دارم، وقتی را که برای حفظ موهای سرت، به تمام پزشکان مطرح تهران، سر زدی؛ نگو نه؛ که به یادت می آورم زمانی را که به در و دیوار می زدی خانه ای را که چشمت را گرفته بود به دست آوری و وقتی عصبانی و پکر با من تماس گرفتی، گفتی از بچگی دوست داشتم ترقّی کنم و به درجات بالاتر برسم. خب؛ میل به کمال را برخی در دنیا جستجو می کنند؛ بچه، کمال را در چیزی می بیند و عارف در چیزی.
- خب بله؛ حرف های تو درست است؛ این خصوصیات در همه ی ما هست؛ بدون این که با تمام مردم جهان حرف زده باشم، از گزارشات اخبار و فیلم ها و ... حس می کنم که آن ها هم این گونه اند؛ ولی چرا می گویی راه نجات یکی است؟ چه عیبی دارد که هر کس از راه خود برود و خوشبخت شود؟!
- ببین عزیزم! اشکالی ندارد که هر کس یکی از راه های فرعی را انتخاب کند و با توجه به ظرفیت و توانایی ها و علایق خود از مسیری عبور کند؛ اما مسأله این جاست که همه ی این راه های فرعی باید به شاهراه و اتوبان اصلی برسد و آن شاهراه اصلی یکی است اگر من از مسیر خود بروم و تو نیز از مسیر خود و هیچ کدام در جاده ی اصلی نیفتیم چه می شود؟!
- هیچ کدام به هدف اصلی نمی رسیم.
-  آفرین! به نظر تو می شود که هزاران هدف و همه نیز حق، وجود داشته باشد؟!
- نه بعید است! چون حق یکی است و باطل کثیر!
- یاد شبی افتادم که مصداق بارز این مسأله بود؛ شبی که به یاد تاریخ مانده و از آن شب به بعد خیلی از خوبان، عاشق مرور آن، حداقل در هر سال یک بار، هستند. شبی که ملائکه فرصت پلک زدن را از خود گرفته بودند و نمی خواستند حتی آنی از آن را از دست بدهند.
- از چه شبی حرف می زنی؟
- شب عاشورا! لحظه ای چشمان خود را ببند و به خیمه ی یاران اباعبدالله علیه السلام، این وفاداران عزیز، نگاهی کن! اشراف مشهوری، چون زهیر بن قین (٦)،  بریر بن حضیر همدانی مشرقی، عالم حدیث شناسی چون شوذب بن عبدالله همدانی، عابس بن ابی شبیب شاکری، سخنور و شب زنده داری پارسا تا غلامی هم چون جون بن حری .(7)

اشکالی ندارد که هر کس یکی از راه های فرعی را انتخاب کند و با توجه به ظرفیت و توانایی ها و علایق خود از مسیری عبور کند؛ اما مسأله این جاست که همه ی این راه های فرعی باید به شاهراه و اتوبان اصلی برسد و آن شاهراه اصلی یکی است اگر من از مسیر خود بروم و تو نیز از مسیر خود و هیچ کدام در جاده ی اصلی نیفتیم چه می شود؟!

آن پیرمرد را ببین چگونه از فرصت امشب بهره می برد و به مزاح مشغول است! (8) برو به خیمه ای که یاران عاشورایی مولا صف ایستاده اند تا مولا بیرون آمده و آنان داخل شده، خود را تمیز نموده و با مشک معطر سازند؛ (9) راستی فردا چه خبر است که باید در آن تمیز و معطر بود! به خیمه ی مناجات و نیایش عاشقانه ی لحظات آخر، نظری بینداز! قبل از آن که صدای هق هق گریه هایشان، جگرت را آب کند، بیرون بیا و با خدای خویش تنهایشان بگذار!
- چه صحنه ی زیبایی بود! کاش آن جا مانده بودیم و به این دنیا باز نمی گشتیم!
- به نظر تو، چرا یاد آن شب افتادم؟
- برای این که هر کدام از یاران حق، اهل شغل و موقعیت خاصی بودند؛ ولی همگی همراه مولا، در شاهراه حسین علیه السلام قدم می زدند.
- احسنت! خوشحالم که متوجه مسأله شدی.
- تمام تلاش ما این است که بر گرد وجود حجت این زمان مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، بگردیم و دیگر فرق نمی کند که پزشک باشیم یا طلبه؛ کارگر باشیم یا کارفرما؛ خانه دار باشیم یا کارمند؛ مهم این است که در شاهراه حجت الله (10) حرکت کنیم و هر روز با به یاد آوردن این مسأله، نیرو و نشاطی تازه بگیریم.
تنها برای شادی دل مولا برخیزیم و یادمان نرود سبیل الله، عین الله، رحمت واسعه ی او و مصداق بارز اسم شکور خداوند در بین ما هست.

پی نوشت:

1- السّلام علیکَ یا سَبیلَ اللهِ الّذی مَن سَلَکَ غَیرَه هَلَک: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الامر (علیه السّلام)، ص 857؛ مرتضی مجتهدی، صحیفه مهدیه، قم: نشر الماس، 1388، زیارت چهارم در سرداب مقدس، ص 624.
2- «الطرق الی الله بعدد نفوس الخلایق»، جمله ای است که از آموزه های دینی اقباس شده و حدیث نیست.
3- و کان الانسان عجولا (الاسراء، 11)؛ خلق الانسان من عجل (الانبیاء، 37)
4- و اذا مسّه الخیر منوعاً: و چون خیری به او (انسان) رسد بخل می ورزد. (المعارج، 21)
5- انسان فراموشکارِ آفریدگار خود: «نسوا الله» (التوبه، 67)، آفرینش خود: «نسى خلقه» (یس، 78)، هویت خود: «تنسون انفسكم»(البقره، 44)، روز حساب: «نسوا یوم الحساب»(ص، 26)، پند و موعظه دلسوزان. «نسوا حظّاً مما ذكروا به»(المائده، 13) است.
6- برای آگاهی بیشتر از این سردار آسمانی ر.ک: مجلسی، بحار، ج 44، ص 371.
7- جون، غلام ابوذر غفاری بود که پس از رحلت ابوذر به مدینه برگشت و به امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) خدمت کرد: در زیارت ناحیه مقدسه و رجبیه از او سخن به میان آمده است.
8- در شب عاشورا، حبیب بسیار شادمان و خرسند بود و با اصحاب و یاران امام (علیه السلام)، شوخی می کرد.: محمد بن عمر؛ رجال الکشی، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348ش، ص 79.
9- امام علیه السلام در نزدیک سحر شب عاشورا، در سرا پرده مخصوص، بدن خود را نوره کشید که آن را با بوی مشک معطر کرده بودند، در آن وقت بریر بن خضیر و عبدالرحمان کنار آن خیمه به نوبت ایستاده بودند که بعد ایشان، خود بدنشان را پاک و خوشبو سازند: مثیر الاحزان ابن نما، ص 54؛ لهوف ص 84؛ بحار ج 5 ص 1.
10- ان شاء الله در مقالات بعدی بررسی خواهیم کرد که چرا تنها شاهراه اصلی خدا، امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

ادامه مطلب
تاریخ : یک شنبه 8 آذر 1394 
ساعت : 11:14 AM
لینک ثابت

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
شهید گمنام
آرشیو مطالب
مهر 1396
فروردین 1395
تیر 1394
مرداد 1394
شهریور 1394
آذر 1394
دی 1394
نویسنده
شهید گمنام
آخرین مطالب
بسیج هنوز راهش را پیدا نکرده...
فقط می‌رود مسجد نمازش را می‌خواند و برمی‌گردد
چرا صلۀ رحم، خیلی مهم است
کجا آدم شویم؟
تلختر از حنظل
خدا که از ما کار نمی‌خواهد!
طلبه‌های حوزه، چقدر می‌توانند کار جمعی کنند؟
متأسفانه این‌قدر رشدنایافته هستیم که ...
حوزه و مدارس علمیه
مانند چهارپایانی در یک چراگاه