زیباترین روابط در یک خانواده آسمانی
ارتباط والدین و فرزندان ریشه ای ترین نیاز انسان به ارتباط است، چرا که پدر و مادر فرزندان را تحت حمایت خود از گزند ها حفظ می کنند و به رشد می رسانند.
در زمان کودکی ارتباط بین فرزندان و پدر و مادر از هر زمان دیگری پررنگ تر و تأثیر گذارتر است چرا که کودک از هر جهت نیازمند حمایت و محبت ایشان است. باید گفت در بین همه والدین و فرزندان ارتباط عاطفی یکسانی وجود ندارد و بسته به خلقیات پدر و مادرها نحوه محبت کردن به کودکان و پرورش آنان بسیار متفاوت است هر چه والدین آگاهتر و با تجربه تر باشند کودکانشان بهتر پرورش می یابند.
ما قوی ترین این نوع ارتباط را در خانواده اهل بیت علیهم السلام می بینیم که بین فرزندان و والدین یک محبت خدایی در جریان است، که نمود بارز آن را در کربلا می بینیم، بین امام حسین علیه السلام و حضرت رقیه علیها السلام. دیگر کسی نیست که آوازه عشق دختر خردسال امام حسین علیه السلام را نسبت به پدر بزرگوارشان نشنیده باشد، کودکی که با همه خردسالی اش معرفتی عجیب به مقام پدر دارد، آنقدر که تاب دوری پدر را ندارد و با مواجهه شدن با سر بریده پدر در جا جان می سپارد.
سفارش به فرزندان یتیم و بازماندگان
بی شک از تلخترین لحظات برای فرزندان خردسال، لحظه ی از دست دادن والدین است. چنین وضعیتی بر فرزندان بسیار ناگوار و طاقت فرسا می نماید. در چنین شریطی آنان نیازمند توجه و عاطفه، محبت و تسلی خاطر هستند.
رفتار حضرت نسبت به خانواده و فرزندان در لحظه وداع امام علیه السلام در واپسین لحظه های زندگی خویش شرایط ناگواری خانواده و فرزندان، غصّه یتیمی و از دست دادن نزدیکترین عزیزان از یک طرف، طی مسیر کربلا تا شام و از شام به مدینه، همراهی دشمنان سنگدل، از طرف دیگر را مجسّم کرد
فرزندان و بازماندگان کاروان کربلا هم نظاره گر دل خراشترین صحنه ها بوده اند. لذا به توجهی عمیق نیاز داشتند. از این رو امام حسین علیه السلام با همه گرفتاری هایی که داشت، وضعیت روحی و روانی فرزندان را پس از شهادت خود پیش بینی کرد و در واپسین لحظات، تنها فرزند بازمانده از خود زین العابدین علیه السلام را به توجه و مراقبت و درک وضعیت روحی آنها سفارش کرد و آنچنان شرایط روانی و روحی آنها را ترسیم کرد و مشاوره های لازم تربیتی را به ایشان ارائه نمود که شخصی آشنا به مسائل روانشناسی و تربیتی را به شگفتی وا می دارد. امام علیه السلام فرمود:

«... یا ولدی انت اطیب ذریّتی و افضل عترتی و انت خلیفتی علی هۆلاء العیال و الاطفال فانهم غرباءٌ مخذولون قد شملتهم الذلّة و الیتم و شماتة الاعداء و نوائب الزمان، سكتّهم اذا صرخوا و آنِسهُم اذا استوحشوا و سلّ خواطرهم بلین السلام فانهم مابقی من رجالهم من یستأنسون به غیرك و لا احدٌ عندهم یشكون الیه حزنهم سواك دعهم یشمّوك و تشمّهم، و یبكوا علیك و تبكی علیهم.»
«فرزندم تو پاکیزه ترین ذریه و با فضیلت ترین خاندان من هستی، بعد از من تو سر پرست کودکان و اهل بیت هستی، آنان غریب هستند. خواری و یتیمی و شماتت دشمنان و مصیبت های زمان آنها را در برگرفته است. هر گاه ناله و گریه شان بلند شد، آرامشان گردان، در هنگام ترس همراهشان باش، با سخنان نرم تسلی خاطرشان بده. از مردان آنها، جز تو کسی که مایه انس و آرامششان باشد، زنده نمانده است و جز تو کسی را که شنوای شکوه ها و درد دلهایشان باشد، ندارند. »
رفتار حضرت نسبت به خانواده و فرزندان در لحظه وداع امام علیه السلام در واپسین لحظه های زندگی خویش شرایط ناگواری خانواده و فرزندان، غصّه یتیمی و از دست دادن نزدیکترین عزیزان از یک طرف، طی مسیر کربلا تا شام و از شام به مدینه، همراهی دشمنان سنگدل، از طرف دیگر را مجسّم کرد. در چنین شرایطی آن امام همام شیوه دعوت به صبر و بردباری و توجّه دادن به نصرت الهی را برگزید تا با دم حسینی خود روح خسته آنان را توان دوباره ببخشد و عزمشان را برای دست یابی به همه اهداف، تقویت نمایند. در مقاتل آمده است:
هنگامی که امام حسین علیه السلام همه یارانش را دید که شهید شده اند، برای وداع به خیمه ها آمد و ندا دادند: ای سکینه، ای فاطمه، ای زینب، ای ام کلثوم، آخرین درود و سلام من بر شما باد.( معالی السبطین، ج 1،ص 22 و 23 تذکرة الشهداء، ص307)
فرزندان و بازماندگان کاروان کربلا هم نظاره گر دل خراشترین صحنه ها بوده اند. لذا به توجهی عمیق نیاز داشتند. از این رو امام حسین علیه السلام با همه گرفتاری هایی که داشت، وضعیت روحی و روانی فرزندان را پس از شهادت خود پیش بینی کرد و در واپسین لحظات،تنها فرزند بازمانده از خود زین العابدین علیه السلام را به توجه و مراقبت و درک وضعیت روحی آنها سفارش کرد
سکینه صدا زد: ای پدر آیا تن به مرگ داده ای؟
فرمود: کسی که یاور ندارد، چگونه تن به مرگ ندهد.
طبق نقل دیگر فرمود: ای نور چشم من! کسی که یار و یاوری ندارد، چگونه تسلیم مرگ نشود، ولی (فرزندم) رحمت و نصرت خداوند در دنیا و آخرت به همراه شما است، دخترم بر قضاء الهی، صبر پیشه کن و زبان به شکوه مگشای، زیرا دنیا محلّ گذر است، ولی آخرت خانه همیشگی است.
سکینه گفت: ما را به حرم جدّمان (مدینه) بازگردان.
امام فرمود: لَو تُرِکَ القَطا لَغَفا و نامَ؛ اگر پرنده قطا را رها کنند، در جایگاه خود آرام می گیرد و استراحت می کند.
سکینه گریه کرد، امام حسین علیه السلام دختر عزیزش را به سینه چسباند و اشک هایش را پاک نمود و اشعاری خواند که ترجمه اش چنین است:
ای سکینه جانم! بدان که بعد از شهادتم، گریه تو بسیار خواهد شد، دل مرا با افسوس، به سرشک خود مسوزان تا جان در بدن دارم، پس وقتی که کشته شدم تو بر هر کس نزدیکتر به بدن من می باشی که کنارم بیائی و گریه کنی، ای برگزیده بانوان.(ترجمه نفس المهموم، ص 184؛ معالی السبطین، ج 2، ص 25)
طبق نقل سوم آن حضرت به فرزندان و خواهران چنین توصیه نمود: خودتان را برای گرفتاری آماده کنید و بدانید خداوند نگهدار و یاور شما است و شما را از شرّ دشمنان نجات می بخشد و عاقبت امرتان را به خیر خواهد کرد، دشمنانتان را با انواع بلاها عذاب خواهد نمود و به شما، در برابر این گرفتاری، انواع نعمت و کرامت عطاء خواهد کرد. پس زبان به شکوه مگشایید و سخنی مگویید که از منزلت و ارزش شما بکاهد.
ادامه مطلب
حماسه «حیاء» زنان کربلا، خود حکایتی دگر است
در آیات و روایات بسیار از حیا و عفت سخن گفته شده است. حیا که در زبان فارسی از آن به شرم و آزرم تعبیر می شود، حالت نفسانی است که در انسان به طور طبیعی و فطری وجود دارد و نیازمند حفظ و تقویت می باشد؛ زیرا حیا همانند ایمان به خدا در ذات و فطرت هر انسانی سرشته شده و آدمی به طور طبیعی نسبت به زشتی ها و پلیدی ها واکنش منفی نشان می دهد. چنان که به سوی کمالات و خوبی ها نیز گرایش ذاتی دارد.
امام صادق علیه السلام حیاء و ایمان را مقرون هم می داند که به یک ریسمان بسته شده است به گونه ای که اگر یکی برود دیگری نیز برود. حیا از ایمان است کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد.(کافی/2/106)
کرامت انسانی زن، در سایه عفاف او تامین میشود. حجاب نیز یکی از احکام دینی است که برای حفظ و پاکدامنی زن و نیز حفظ جامعه از آلودگیهای اخلاقی تشریع شده است. نهضت عاشورا برای احیای ارزشهای دینی بود. در سایه آن حجاب و عفاف زن مسلمان نیز جایگاه خود را یافت و امام حسین و زینب کبری و دودمان رسالت علیهم السلام، چه با سخنانشان، چه با نحوه عمل خویش، یادآور این گوهر ناب گشتند. زینب کبری و خاندان امام حسین علیهم السلام برای زنان، الگوی حجاب و عفاف است.
اینان در عین مشارکت در حماسه عظیم و ادای رسالت حساس و خطیر اجتماعی، متانت و عفاف را هم مراعات کردند و اسوه همگان شدند.
امام حسین علیه السلام به خواهران خویش و به دخترش، فاطمه، توصیه فرمود که اگر من کشته شوم، گریبان چاک نزنید، صورت مخراشید و سخنان ناروا و نکوهیده مگویید.(1) اینگونه حالات، در شان خاندان قهرمان آن حضرت نبود، به خصوص که چشم دشمن ناظر صحنهها و رفتار آنان بود.
در آخرین لحظات، وقتی آن حضرت صدای گریه بلند دخترانش را شنید برادرش عباس علیه السلام و پسرش علی اکبر علیه السلام را فرستاد که آنان را به صبوری و مراعات آرامش دعوت کنند.(2)
با آن که زیر دست دشمن بودند و داغدار و مصیبتزده از منزلی به منزلی و از شهری به شهری و از درباری به درباری آنان را میبردند، با نهایت دقت، نسبت به حفظ شان و مرتبه یک زن پاکدامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال نیز از سخنرانیهای افشارگرانه و انجام رسالت و تبیین و دفاع از اهداف شهدا باز نمیماندند
رفتار توام با عفاف و رعایت حجاب همسران و دختران شهدای کربلا و حضرت زینب علیهاالسلام، نمونه عملی متانت بانوی اسلام بود. امام سجاد علیهالسلام نیز تا میتوانست، مراقب حفظ شوون آن بانوان بود. در کوفه به ابن زیاد گفت: مرد مسلمان و پاکدامنی را همراه این زنان بفرست، اگر اهل تقوایی!(3)
به نقل شیخ مفید: پس از کشته شدن امام حسین علیهالسلام وقتی گذر عمر سعد نزد زنان و دختران امام شهدا افتاد، زنان بر سر او فریاد زدند و گریستند و از او خواستند که آنچه را از آنان غارت شده به آنان باز گردانند، تا به وسیله آنان خود را بپوشانند.(4)
به نقل سید بن طاووس، شب عاشورا امام حسین علیهالسلام در گفت و گو با خانوادهاش آنان را به حجاب و عفاف و خویشتنداری توصیه کرد.(5) روز عاشورا وقتی زینب کبری علیهاالسلام، بیطاقت شد و به صورت خود زد، امام به او فرمود: آرام باش، زبان شماتت این گروه را نسبت به ما دراز مکن.(6)

در حادثه حمله دشمن به خیمهها و غارت آنچه آنجا بود، زنی از بنی بکر بن وائل از بانوان حرم دفاع کرد و خطاب کرد که: ای آل بکر بن وائل! آیا دختران پیامبر را غارت میکنند و جامههایشان را میبرند و شما مینگرید؟(7)
دختران و خواهران امام، مواظب بودند تا حریم عفاف و حجاب اهلبیت پیامبر تا آنجا که میشود، حفظ و رعایت شوم. ام کلثوم به مامور بردن اسیران گفت: وقتی ما را وارد شهر دمشق میکنید از دری وارد کنید که تماشاچی کمتری داشته باشد. و از آنان درخواست کرد که سرهای شهدا را از میان کجاوههای اهلبیت فاصله بدهند تا نگاه مردم به آنها باشد و حرم رسول الله را تماشا نکنند و گفت: از بس که مردم ما را در این حال تماشا کردند، خوار شدیم!(8)
از اعتراضهای شدید حضرت زینب علیهاالسلام به یزید، این بود که: ای یزید! آیا از عدالت است که کنیزان خود را در حرمسرا پوشیده نگاه داشتهای و دختران پیامبر را به صورت اسیر شهر به شهر میگردانی، حجاب آنها را هتک کرده، چهرههایشان را در معرض دید همگان قرار دادهای که دور و نزدیک به صورت آنان نگاه میکنند؟!(9)
هدف از نقل این نمونهها نشان دادن این نکته است که هم خاندان امام حسین علیهالسلام، نسبت به حجاب و عفاف خویش مواظبت داشتند، و هم از رفتار دشمن در این که حرمت حریم عترت پیامبر را نگاه نداشته و آنان را در معرض تماشای مردم قرار داده بودند، به شدت انتقاد میکردند.
امام حسین علیه السلام به خواهران خویش و به دخترش، فاطمه، توصیه فرمود که اگر من کشته شوم، گریبان چاک نزنید، صورت مخراشید و سخنان ناروا و نکوهیده مگویید. اینگونه حالات، در شان خاندان قهرمان آن حضرت نبود، به خصوص که چشم دشمن ناظر صحنهها و رفتار آنان بود
با آن که زیردست دشمن بودند و داغدار و مصیبتزده از منزلی به منزلی و از شهری به شهری و از درباری به درباری آنان را میبردند، با نهایت دقت، نسبت به حفظ شان و مرتبه یک زن پاکدامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال نیز از سخنرانیهای افشارگرانه و انجام رسالت و تبیین و دفاع از اهداف شهدا باز نمیماندند.
حرکت اجتماعی سیاسی، در عین مراعات حجاب و عفاف. و این درسی برای بانوان در همه دورانها و همه شرایط است. عاشورا تنها مبارزه با شمر و یزید و معاویه نبود بلکه پیام آن مبارزه با تمام ارزشهای ضد دینی بود. زنان عاشورا با آگاهی از نقش و جایگاه و حفظ حیای خود در واقعه کربلا حماسه آفریدند.
ادامه مطلب
داستان رقیه سلام الله علیها در لابلای متون
در طول تاریخ اسلام بحث های زیادی در رابطه با زندگانی کوتاه حضرت رقیه (سلام الله علیها) و حتی وجود و یا عدم وجود آن حضرت انجام شده و بزرگان زیادی کوشیده اند تا با استناد به مدارک تاریخی یا معجزات موجود به رد یا اثبات وجود آن حضرت بپردازند.
ما در مجال کوتاه این مقاله تنها به نقل برخی شواهد بر وجود این دردانه امام حسین علیه السلام می پردازیم.
بررسی اجمالی برخی شواهد
با اینكه در تواریخ رسمى قرون اوّلیه، سرگذشت رقیّه(سلام الله علیها) نیامده است؛ ولى با این حال برخى روایات و منابع به اسم او اشاره كردهاند كه به نمونههایى اشاره مىشود:
1ـ محدّث و مورّخ جلیل القدر، مرحوم سید بن طاووس (متوفاى 664 ق) مىنویسد: «حضرت سید الشهداء، زمانى كه اشعار معروف «یا دَهْرُ اُفٍّ لَكَ مِنْ خَلِیلٍ...» را ایراد فرمود، زینب (سلام الله علیها) و اهل حرم، فریاد به گریه بلند كردند.
حضرت آنان را امر به صبر كرد؛ آنگاه فرمود: خواهرم امّ كلثوم و تو اى زینب و تو اى رقیه و تو اى فاطمه و تو اى رباب دقّت كنید زمانى كه من به قتل رسیدم، [در مرگم] گریبان چاك نزنید و صورت نخراشید و كلامى ناروا بر زبان نرانید.(اللهوف، سید بن طاووس)
طبق این سخنان، نام رقیه به زبان امام حسین (علیه السلام) جارى شده است. پس باید یكى از بستگان نزدیك حضرت باشد و از آنجا كه بین خواهران و یا همسران، شخصى با این نام نداشتهایم به احتمال، دختر حضرت، مقصود است.
2ـ امام حسین (علیه السلام) پس از شهادت على اصغر به ظاهر به عنوان خداحافظى به خیمه آمد؛ آنگاه فریاد برآورد: اى امّ كلثوم! اى سكینه! اى رقیه! اى عاتكه! اى زینب! اى اهل بیت من! خداحافظ!» (مقتل الحسین و مصرع اهل بیته وأصحابه فی كربلاء)
عصر عاشورا كه دشمنان براى غارت به خیمهها ریختند، آنجا در مجموع 23 كودك از اهل بیتعلیهم السلام را یافتند. به عمر سعد گزارش دادند كه این 23 كودك بر اثر شدّت تشنگى در خطر مرگ هستند. وى اجازه داد به آنها آب بدهند. وقتى نوبت به حضرت رقیّه(علیها السلام) رسید، آن حضرت، ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوى قتلگاه حركت كرد
اینجا هم از رقیّه در ردیف خواهران و دختران نام برده شده است.
3ـ آوردهاند كه امام حسین (علیه السلام) در آخرین لحظات حیات خویش، هنگام مواجهه با شِمرْ چنین فرمود: اى زینب! اى سكینه! اى فرزندان من! چه كسى بعد از من براى شما [و سرپرست شما ]خواهد بود؟ اى رقیه! اى امّ كلثوم! شما امانت پروردگار من هستید. امروز وعده [شهادت] نزدیك است. (موسوعة كلمات الامام الحسین)
اینجا هم در ردیف خواهران و دختران اسم او وجود دارد؛.
4ـ در برخى روایات آمده است كه حضرت سكینه در روز عاشورا به خواهر سه سالهاش كه به احتمال قوى همان رقیّه باشد، گفت: «بیا دامن بابا را بگیریم و مانع رفتن و كشته شدنش شویم.»
5ـ هنگامى كه زینب(سلام الله علیها) در كوفه با سر بریده اباعبد اللّه (علیه السلام) مواجه شد، اشعارى سرود كه در ضمن آن آمده است: اى برادرم! با فاطمه كوچك سخن بگو كه نزدیك است قلبش ذوب شود. (بحار الانوار، ج 45)
فاطمه صغیره در ذهن متأخران و متقدمان بر رقیّه اطلاق مىشده است. با توجه به اینكه فاطمه، دختر بزرگ امام حسین (علیه السلام) بوده و به عقد حسن مثنى در آمده است، نمىتواند این فاطمه، همان فاطمه باشد. پس باید دختر دیگرى براى ابا عبد اللّه (علیه السلام) باشد كه به سر بابا خیره خیره نگاه مىكرده است.

6ـ اشعار سیف بن عمیره نخعى كوفى كه در دوران امام صادق (علیه السلام) مىزیسته است، در ضمن این قصیده آشكارا دوبار، نام رقیّه را آورده است. (سیف از اصحاب بزرگوار امام صادق(علیه السلام) و امام كاظم (علیه السلام) و از راویان برجسته و مشهور شیعه بوده است كه رجال شناسان بزرگى چون شیخ طوسى در فهرست، نجاشى در رجال، علّامه حلّى در خلاصة الاقوال، ابن داوود در رجال و علّامه مجلسى در وجیزه به وثاقت وى تصریح كردهاند.)
7ـ هلال بن نافع مىگوید كه در میان دو صف لشكر (دشمن) ایستاده بودم. كودكى از حرم امام حسین (علیه السلام) بیرون آمد. امام به سوى میدان مىآمد كه كودك با گام هاى لرزان، دوان دوان خود را به امام رسانید و دامن آن حضرت را گرفت و گفت: «یا اَبَة! اُنْظُرْ اِلَىَّ فَاِنِّى عَطْشانٌ؛اى پدر! به من بنگر و ببین من تشنهام»
این تقاضا آنچنان جانسوز بود كه اشك از دیدگان امام حسین (علیه السلام) جارى ساخت و فرمود: «بُنَیَّةُ اَللَّهُ یُسْقِیكَ فَاِنَّهُ وَكِیلِى؛ دخترم [مىدانم تشنهاى]خداوند تو را سیراب كند كه او وكیل [و پناهگاه] من است.» هلال گفت: «پرسیدم این دختر چه كسى بود و با امام حسین (علیه السلام) چه نسبتى داشت؟» گفتند: «او رقیّه دختر سه ساله امام حسین (علیه السلام) بود.» (سوگنامه آل محمد(ص)، محمدى اشتهاردى)
8ـ عصر عاشورا كه دشمنان براى غارت به خیمهها ریختند، آنجا در مجموع 23 كودك از اهل بیتعلیهم السلام را یافتند. به عمر سعد گزارش دادند كه این 23 كودك بر اثر شدّت تشنگى در خطر مرگ هستند. وى اجازه داد به آنها آب بدهند. وقتى نوبت به حضرت رقیّه(علیها السلام) رسید، آن حضرت، ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوى قتلگاه حركت كرد.
یكى از سپاهیان دشمن پرسید: «كجا مىروى؟» حضرت رقیه(علیهاالسلام) فرمود: «بابایم تشنه بود. مىخواهم او را پیدا كنم و برایش آب ببرم.» او گفت: «آب را خودت بنوش كه پدرت را با لب تشنه شهید كردند.» آن حضرت گریهكنان گفت: «پس من هم آب نمىآشامم.» (سرگذشت جانسوز رقیه، ص 29)
آوردهاند كه امام حسین (علیه السلام) در آخرین لحظات حیات خویش، هنگام مواجهه با شِمرْ چنین فرمود: اى زینب! اى سكینه! اى فرزندان من! چه كسى بعد از من براى شما [و سرپرست شما ]خواهد بود؟ اى رقیه! اى امّ كلثوم! شما امانت پروردگار من هستید. امروز وعده [شهادت] نزدیك است
البته این نقل سازگارى ندارد با آنچه كه در رابطه با قصّه خرابه آمده است كه حضرت رقیّه(علیها السلام)، سراغ بابا را مىگرفت و گویا از شهادت او اطلاع نداشت؛ ولى به این مقدار مىتواند مۆیّد باشد كه دخترى به این نام، از دختران امام حسین (علیه السلام) بوده است. همچنین نقل شده است كه رقیّه(علیها السلام) لحظه نماز ظهر، سجّاده بابا را پهن كرد و منتظر آمدن او بود كه نماز گزارد.(حضرت رقیّه، على فلسفى)
البته قدیمىترین منبعى که در زمینه وجود مبارک حضرت رقیه در دست است، کتاب کامل بهایى اثر شیخ عمادالدین حسن بن على بن محمد بن على طبرى آملى است. او که از معاصران خواجه نصیر طوسى است، کتاب را به دستور وزیر بهاءالدّین محمد، فرزند وزیر شمس الدین جوینى صاحب دیوان و حاکم اصفهان در دولت هولاکوخان نگاشته است و از این رو، به کامل بهایى شهرت یافته است. نام دیگر این کتاب کامل السّقیفه است. این کتاب در دو جلد و در مدت دوازده سال نگارش یافته و تاریخ پایان تألیف کتاب، سال 675 ق است. از مجموعه این آثار این مولف هم به خوبى مىتوان فهمید که وى دانشمند شیعى و تاریخ نگارى متعهّد است.
لازم به ذکر است که دلایل بسیاری برای اثبات وجود مقدس و نازنین حضرت رقیه سلام الله علیها دختر امام حسین علیه السلام در کتاب ها و تحقیقات محققان ذکر شده است که ما در این نوشتار بخش بسیار کوچکی از آن را نقل کرده ایم و واضح است که علاقه مندان می توانند برای مطالعه بیشتر به این منابع مراجعه کنند.
ادامه مطلب
شمع سوزان خرابه شام در هاله ای از ابهام
گاهی درمورد وجود حضرت رقیه (سلام الله علیها) شبهات و تردیدهایی مطرح می شود که نام ایشان در اکثر کتب نیامده و یا نامهای مشترک و مشابهی در آنها به چشم می خورد که با توجه به آن نمی توان به طور حتم بر وجود دختری به این نام اطمینان داشت.
البته این شبهات در بسیاری مقالات و کتب معتبر پاسخ داده شده و وجود نازنین این دردانه امام حسین علیه السلام با دلایل کافی ثابت شده است و ما در این نوشتار کوتاه قصد نداریم به اثبات وجود این عزیز بپردازیم بلکه دو موضوع را در این رابطه بررسی می کنیم، یکی سر منشا تشکیک در وجود این عزیز و دیگری بررسی کتب قرن هفتم به بعد در مورد حضرت رقیه سلام الله علیها.
سرمنشأ تشکیک
نکته مهم در باب پذیرش یا عدم پذیرش پدیده های تاریخ این است که نمی توان با قطع و یقین اظهار نمود که اکثر مخالفان وجود حضرت رقیه سلام الله علیها در کربلا از روی عناد یا مشکل عقیدتی به ابراز آن پرداخته اند.
و برخی از دلایلی که می توان به آن اشاره داشت به این شرح است:
1ـ کمبود امکانات نگارشی
همانطور که در باب نگارش قرآن یکی از پیچیدگی های بحث بازگشت مسأله نگارش به نبود اسلوب مشخصی از قبیل نبود نقطه،علائم آوایی و حرکات و ... در نگارش بوده است، در بحث حاضر نیز این مشکل خود را به خوبی نشان می دهد.
امام حسین (علیهالسلام) به دلیل شدت علاقه به پدر بزرگوار و مادر گرامیشان، نام همه فرزندان خود را فاطمه و علی میگذاشتند. این امر خود منشأ بسیاری از سهوِ قلمها در نگاشتن شرح حال زندگانی فرزندانِ امام حسین (علیهالسلام) گردیده است
2ـ کم توجهی به ثبت و ضبط جزئیات رویدادها
3ـ فشار حکومت بر سیره نویسان
فشار حکومت بر سیره نویسان و وارد کردن اغراض سیاسی خود در نوشته جات یکی از دلائل مهم حقیقت پوشی تاریخی است.
4ـ فقر منابع تاریخی
به دلیل تاخت و تازهای دوران مغول ها و... بسیاری از منابع اصیل تاریخی چه سنی و چه شیعه، یا به تاراج رفته و یا در جریان کتابخانه سوزی های بزرگ محو و نابود شده اند.
5ـ همنامی فرزندان امام
امام حسین (علیهالسلام) به دلیل شدت علاقه به پدر بزرگوار و مادر گرامیشان، نام همه فرزندان خود را فاطمه و علی میگذاشتند. این امر خود منشأ بسیاری از سهوِ قلمها در نگاشتن شرح حال زندگانی فرزندانِ امام حسین (علیهالسلام) گردیده است.

بررسی كتب تاریخى قرن هفتم به بعد
1ـ قدیمىترین موّرخى كه درباره این كودك به عنوان دختر امام حسین (علیه السلام) و قصّه او در شام سخن گفته است، مورّخ خبیر عماد الدین حسن بن علی بن محمّد طبرى، معاصر خواجه نصیر الدین طوسى در كتاب «كامل بهائى» است.(1)
او مىنویسد: «زنان خاندان نبوّت، در حال اسیرى، حال مردانى را كه در كربلا شهید شده بودند، بر پسران و دختران ایشان پوشیده مىداشتند و هر كودكى را وعده مىدادند كه پدر تو به فلان سفر رفته است و بازمىآید؛ تا اینكه ایشان را به خانه یزید آوردند. دختركى چهارساله بود. شبى از خواب بیدار شد و گفت: «پدر من حسین كجاست؟ این ساعت، او را در خواب دیدم كه سخت پریشان بود.» زنان و كودكان همگی به گریه افتادند و صداى زارى از ایشان برخاست. یزید خفته بود، از خواب بیدار شد و از ماجرا سۆال كرد. خبر بردند كه ماجرا چنین است. آن لعین در حال [و بىدرنگ] گفت: «بروند سر پدر[ش] را بیاورند و در كنار او نهند.»
سپس آن سر مقدّس را آوردند و در كنار آن دختر چهار ساله نهادند. پرسید: «این چیست؟» گفتند: «سر پدر توست. آن دختر ترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز، جان به حق تسلیم كرد.» (2)
2ـ مرحوم شیخ عباس قمى نیز عین نقل طبرى را در منتهى الآمال (3) آورده و بیان كرده است كه رقیه دختر امام حسین (علیه السلام) در كنار سر بریده بابا جان داد.
3ـ در چند كتاب دیگر كه به اسامى آنها اشاره مىشود، به صورت مفصل مطرح شده است كه امام حسین (علیه السلام)، دختر خردسالى به نام رقیه داشت كه چهار سال از عمر مباركش مىگذشت. شبى از خواب بیدار شد، در حالى كه سخت پریشان به نظر مىرسید و جویاى پدر شد و پرسید: «پدرم كجاست كه من هماكنون او را [در خواب] دیدم. سرانجام، سر بریده پدر را براى او آوردند. او با دیدن سر بریده، ناله و گریه سر داد؛ آنگاه لب كوچك خود را بر لبهاى پدر نهاد و گریه شدیدى كرد و از هوش رفت! هر چه تلاش كردند، به هوش نیامد، و این عزیز حسین (علیه السلام) در شام به شهادت رسید. (4)
4ـ محمّد حسن قزوینى به نقل از بعضى آثار اصحاب نقل كرده است كه نام یكى از دختران امام حسین (علیه السلام) فاطمه صغرى بوده است (5) كه همان رقیه باشد.

5ـ علّامه حائرى مىنویسد كه بعضى مانند محمّد بن طلحه شافعى و دیگران از علماى اهل تسنّن و شیعه مىنویسند: «امام حسین (علیه السلام) داراى ده فرزند، [یعنى] شش پسر و چهار دختر بوده است.» سپس مىنویسد: «دختران او عبارتاند از: سكینه، فاطمه صغرى، فاطمه كبرى و رقیه علیهنّ السّلام.» و در ادامه مىگوید: «رقیّه پنج سال یا هفت سال داشت و در شام وفات كرد.» (6)
6ـمرحوم آیت اللّه حاج میرزا حبیب اللّه كاشانى از فقهاى گرانقدر اسلام، یكى از دختران امام حسین (علیه السلام) را رقیه دانسته و در منتخب التواریخ نیز چنین آمده است: آن دخترى كه در خرابه شام از دنیا رحلت فرمود و شاید اسم شریفش رقیّه بود، از صبایاى (7) حضرت ابا عبد اللّه (علیه السلام) بوده است؛ چون مزارى موجود در خرابه شام، منسوب به این مخدّره و معروف است به مزار رقیه. (8)
7ـ عبد الوهّاب بن احمد شافعى مصرى، مشهور به شعرانى (متوفاى سال 937 ق) در كتاب المنن، باب دهم مىنویسد: «نزدیك مسجد جامع دمشق، بقعه و مرقدى وجود دارد كه به مرقد حضرت رقیّه دختر امام حسین (علیه السلام) معروف است. بر روى سنگى واقع در درگاه این مرقد چنین نوشته است: «هَذا الْبَیْتُ بُقْعَةٌ شُرِّفَتْ بِآلِ النَّبِی وَبِنْتِ الْحُسَیْنِ الشَهِیدِ رُقَیَّةِ؛ این خانه، مكانى است كه به ورود آل پیامبر و دختر امام حسین (علیه السلام) [حضرت] رقیّه شرافت یافته است.» (9)
8ـ ریاحین الشریعه نیز تحت عنوان «بانوان دشت كربلا» رقیه را یكى از دختران امام حسین (علیه السلام) دانسته است. (10)
مرحوم آیت اللّه حاج میرزا حبیب اللّه كاشانى از فقهاى گرانقدر اسلام، یكى از دختران امام حسین (علیه السلام) را رقیه دانسته و در منتخب التواریخ نیز چنین آمده است: آن دخترى كه در خرابه شام از دنیا رحلت فرمود و شاید اسم شریفش رقیّه بود، از صبایاى حضرت ابا عبد اللّه (علیه السلام) بوده است
همچنین در اخبار الطوال دینورى، صفحه 262، ابصار العین فی انصار الحسین، صفحه 368، كشف الغمّه، جلد 2، صفحه 216، علائم، جلد امام حسین(علیه السلام)، صفحه 331، مصباح الحرمین، عبد الجبار بن زین العابدین اشكوئى و... نام رقیّه به عنوان دختر امام حسین (علیه السلام) آمده است.
از مجموع آنچه گفتیم به خوبى براى انسان اطمینان حاصل مىشود كه امام حسین (علیه السلام) دخترى به نام رقیه داشته است كه با وضع دلخراش در خرابه شام جان داده است.
ادامه مطلب
در حریم دختر خردسال کربلا
«رقیه» که بود
اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین (علیه السلام) در منابع شیعی آمده است، اما در بعضی منابع در این باره اختلاف وجود دارد.در کتاب کامل بهایی نوشته علاءالدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است، اما در مورد نام او که آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و ... اختلاف است.
همچنین سید بن طاووس در کتاب «لهوف» خود مینویسد: «شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) اشعاری در بیوفایی دنیا میخواند، حضرت زینب (س) سخنان ایشان را شنید و گریست. امام (علیه السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید و خویشتندار باشید.»
مادر با فضلیت
براساس نوشتههای بعضی کتابهای تاریخی، نام مادر حضرت رقیه (علیها سلام)، امّ اسحاق است که پیشتر همسر امام حسن مجتبی (علیه السلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیه السلام) به عقد امام حسین (علیه السلام) درآمده است. مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضیلت اسلام به شمار میآید. بنا به گفته شیخ مفید در کتاب الارشاد، کنیه ایشان بنت طلحه است.
نام مادر حضرت رقیه (علیها سلام) در بعضی کتابها، ام جعفر قضاعیّه آمده است، ولی دلیل محکمی در این باره در دست نیست. هم چنین نویسنده معالی السبطین، مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام) را شاه زنان؛ دختر یزدگرد سوم پادشاه ایرانی معرفی میکند که در حمله مسلمانان به ایران اسیر شده بود. وی به ازدواج امام حسین (علیه السلام) درآمد و مادر گرامی حضرت امام سجاد (علیه السلام) نیز به شمار میآید.
حضرت رقیه (علیهاالسلام) در مدت عمر کوتاه خود در دامان این بزرگواران، به ویژه پدر گرامیاش امام حسین (علیهالسلام) پرورش یافت و با وجود همان سن کم، به عنوان یکی از زیباترین اسطورههای ایثار و مقاومت در تاریخ معرفی گردید.
البته لازم به ذکر است که این مطلب از نظر تاریخنویسان معاصر پذیرفته نشده است؛ زیرا در منابع تاریخی آمده است که ایشان هنگام تولد امام سجاد (علیه السلام) از دنیا رفته و تاریخ درگذشت او را 23 سال پیش از واقعه کربلا، یعنی در سال 37 هـ .ق دانستهاند. از این جهت امکان ندارد، او مادر کودکی باشد که در فاصله سه یا چهار سال پیش از حادثه کربلا به دنیا آمده باشد. این مسأله تنها در یک صورت قابل حل است که بگوییم شاه زنان کسی غیر از شهربانو مادر امام سجاد (علیه السلام) است.

خاستگاه تربیتی
حضرت رقیه (علیهاالسلام) در خانوادهای پرورش یافت که پدر، مادر و فرزندان آن، همگی به عالیترین فضیلتهای اخلاقی و پارسایی آراسته بودند. افزون بر آن، فضای دلانگیز شهر پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) که شمیم روح فزای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، امام علی (علیهالسلام) و حضرت فاطمه (علیهالسلام) هنوز در آن جاری بود و مشام جان را نوازش میداد، در پرورش او نقشی بزرگ داشت. او در خانوادهای رشد یافت که همگی سیراب از زلال معرفت امام حسین(علیهالسلام) بودند؛ خانوادهای که از بزرگترین اسطورههای علم و ادب و معرفت و ایثار مانند زینب کبری (علیهاالسلام)، اباالفضل العباس(علیهالسلام)، علی بن الحسین (علیهالسلام)، علی اکبر (علیهالسلام) و… تشکیل شده بود.
حضرت رقیه (علیهاالسلام) در مدت عمر کوتاه خود در دامان این بزرگواران، به ویژه پدر گرامیاش امام حسین (علیهالسلام) پرورش یافت و با وجود همان سن کم، به عنوان یکی از زیباترین اسطورههای ایثار و مقاومت در تاریخ معرفی گردید.
ادامه مطلب






