فى قَولِهِ تَعالى: (فَاصفَحِ الصَّفحَ الجَميلَ) ـ : عَفوٌ مِن غَيرِ عُقوبَةٍ و َلا تَعنيفٍ وَ لا عَتبٍ؛
درباره آيه «پس گذشت كن گذشتى زيبا...» فرمودند: مقصود، گذشت بدون مجازات و تندى و سرزنش است.
اعلام الدين ص307
فى قَولِهِ تَعالى: (فَاصفَحِ الصَّفحَ الجَميلَ) ـ : عَفوٌ مِن غَيرِ عُقوبَةٍ و َلا تَعنيفٍ وَ لا عَتبٍ؛
درباره آيه «پس گذشت كن گذشتى زيبا...» فرمودند: مقصود، گذشت بدون مجازات و تندى و سرزنش است.
اعلام الدين ص307
شَرُّ النّاسِ مَن لا يَعفو عَنِ الزَّلَّةِ و َلا يَستُر ُالعَورَةَ؛
بدترين مردم كسى است كه خطاى ديگران را نبخشد و عيب را نپوشاند.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص245 ،ح5016
جَازِ بِالْحَسَنَةِ وَ تَجَاوَزْ عَنِ السَّيِّئَةِ مَا لَمْ يَكُنْ ثَلْماً فِي الدِّينِ أَوْ وَهْناً فِي سُلْطَانِ الْإِسْلَامِ
(بدى يا خوبى را) به نيكى پاداش ده و از بدى درگذر، به شرط آن كه به دين لطمه اى نزند يا در قدرت اسلام ضعفى پديد نياورد.
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص245 ،ح5014
أَ لَا أُحَدِّثُكَ بِمَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ الصَّفْحُ عَنِ النَّاسِ وَ مُوَاسَاةُ الرَّجُلِ أَخَاهُ فِي مَالِهِ وَ ذِكْرُ اللَّهِ كَثِير
آيا به شما بگويم كه مكارم اخلاق چيست؟ گذشت كردن از مردم، كمك مالى به برادر (دينى) خود و بسيار به ياد خدا بودن.
وسایل الشیعه ج15 ، ص199 ، ح20273 {شبیه این حدیث در معانى الأخبار ص 191، ح2 }
تعافوا يسقط الضّغائن بينكم
از يكديگر گذشت كنيد، تا كينه هاى ميان شما از بين برود.
نهج الفصاحه ص385 ،ح1155
مَا التَقَت فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعظَمُهُما عَفوا؛
هرگز دو گروه با هم روياروى نشدند، مگر اين كه با گذشت ترين آنها پيروز شد.
كافى(ط-الاسلامیه) ج2، ص108، ح8
إِنَّ أَعفَى النّاسِ مَن عَفا عِندَ قُدرَتِهِ؛
با گذشت ترين مردم، كسى است كه در زمان قدرت داشتن، گذشت كند.
الدرة الباهرة ص 23
مَن كَثُرَ عَفوُهُ مُدَّ فى عُمُرِهِ؛
هر كس پر گذشت باشد، عمرش طولانى شود.
اعلام الدين ص 315
إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ مَنْ كَانَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ فَلْيَدْخُلِ الْجَنَّةَ فَيُقَالُ مَنْ ذَا الَّذِي أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ فَيُقَالُ الْعَافُونَ عَنِ النَّاسِ
هنگامى كه بندگان در پيشگاه خدا مى ايستند، آواز دهنده اى ندا دهد: آن كس كه مزدش با خداست برخيزد و به بهشت رود. گفته مى شود: چه كسى مزدش با خداست؟ مى گويد: گذشت كنندگان از مردم.
بحارالانوار(ط-بیروت) ج64، ص266