مَن يَزرَع خَيرا يَحصِد غِبطَةً وَ مَن يَزرَع شَرّا يَحصِد نَدامَةً وَ لِكُلِّ زارِعٍ ما زَرَعَ؛
هر كس خوبى بكارد، خشنودى درو مىكند و هر كس بدى بكارد، پشيمانى درو مىكند، هر كس هر چه بكارد، همان را برداشت مىكند.
(كافى، ج 2، ص 458، ح 19)
مَن يَزرَع خَيرا يَحصِد غِبطَةً وَ مَن يَزرَع شَرّا يَحصِد نَدامَةً وَ لِكُلِّ زارِعٍ ما زَرَعَ؛
هر كس خوبى بكارد، خشنودى درو مىكند و هر كس بدى بكارد، پشيمانى درو مىكند، هر كس هر چه بكارد، همان را برداشت مىكند.
(كافى، ج 2، ص 458، ح 19)
لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ فى كُلِّ يَومٍ فَاِن عَمِلَ خَيرا استَزادَ اللّهَ مِنهُ وَ حَمِدَ اللّهَ عَلَيهِ وَ اِن عَمِلَ شَيئا شَرّا استَغفَرَ اللّهَ وَ تابَ اِلَيهِ؛
از ما نيست كسى كه هر روز اعمال خود را محاسبه نكند تا اگر نيكى كرده از خدا بخواهد بيشتر نيكى كند و خدا را بر آن سپاس گويد و اگر بدى كرده از خدا آمرزش بخواهد و توبه نمايد.
(الاختصاص، ص 26)
اَحسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ فَاِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ يَقولُ: اَنا عِندَ ظَنِّ عَبدىَ المُؤمِنِ بى، اِن خَيرا فَخَيرا وَ اِن شَرّا فَشَرّا؛
به خداوند خوش گمان باش، زيرا خداى عزوجل مىفرمايد: من نزد گمان بنده مؤمن خويش هستم، اگر به من خوش گمان باشد، به خوبى با او رفتار مىكنم و اگر به من بدگمان باشد، به بدى با او رفتار مىكنم.
(كافى، ج 2، ص 72، ح 3)
اِعلَمى اَنَّ الشّابَّ الحَسَنَ الخُلقِ مِفتاحٌ لِلخَيرِ مِغلاقٌ لِلشَّرِّ وَ اَنَّ الشّابَّ الشَّحيحَ الخُلقِ مِغلاقٌ لِلخَيرِ مِفتاحٌ لِلشَّرِّ؛
آگاه باش كه جوان خوش اخلاق، كليد خير و قفل شر است و جوان بداخلاق قفل خير و كليد شر است.
(امالى طوسى، ص 302، ح 598)
اَلخَيرُ كُلُّهُ اَمامَكَ وَ اِنَّ الشَّرَّ كُلَّهُ اَمامَكَ وَ لَن تَرى الخَيرَ وَ الشَّرَّ اِلاّ بَعدَ الآخِرَةِ لاَِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ الخَيرَ كُلَّهُ فِى الجَنَّةِ وَ الشَّرَّ كُلَّهُ فِى النّارِ؛
همه خوبىها و بدىها در مقابل توست و هرگز خوبى و بدى واقعى را جز در آخرت نمىبينى، زيرا خداوند همه خوبىها را در بهشت و همه بدىها را در جهنم قرار داده است.
(تحف العقول، ص 306)
ما مِن عَبدٍ اَسَرَّ خَيرا فَذَهَبَتِ الاَيّامُ اَبَدا حَتّى يُظهِرَ اللّهُ لَهُ خَيرا وَ ما مِن عَبدٍ يُسِرُّ شَرّا فَذَهَبَتِ الاَيّامُ حَتّى يُظهِرَ اللّهُ لَهُ شَرّا؛
هر بندهاى كه خيرى را پنهان كند، با گذشت زمان خداوند خيرى را از او آشكار مىسازد و هر بندهاى شرى را پنهان كند، با گذشت زمان خداوند شرى را از او آشكار مىگرداند.
(بحارالأنوار، ج 72، ص 282، ح 4)
اِنَّ الخَيرَ ثَقُلَ عَلى اَهلِ الدُّنيا عَلى قَدرِ ثِقلِهِ فى مَوازينِهِم يَومَ القيامَةِ وَ اِنَّ الشَّرَّ خَفَّ عَلى اَهلِ الدُّنيا عَلى قَدرِ خِفَّتِهِ فى مَوازينِهِم؛
كار خوب بر مردم دنيا سنگين است، به اندازه سنگينى آن در ترازوهاى ايشان در روز قيامت و كار بد بر مردم دنيا سبك است، به اندازه سبكى آن در ترازوهايشان در قيامت.
(بحارالأنوار، ج 71، ص 215، ح 13)
اَللَّئيمُ لا يُرجى خَيرُهُ وَ لا يُسلَمُ مِن شَرِّهِ وَ لا يُؤمَنُ مِن غَوائِلِهِ؛
افراد پَست به خيرشان اميد و از شرشان امان و از به هلاكت انداختنشان ايمنى نيست.
(غررالحكم، ح 1930)
اَلخَيرُ وَ الشَّرُّ يُضاعَفُ يَومَ الجُمُعَةِ؛
خوبى و بدى در روز جمعه چند برابر (حساب) مىشود.
(ثواب الاعمال، ص 143)
اِنَّ هذَا اللِّسانَ مِفتاحُ كُلِّ خَيرٍ وَ شَرٍّ، فَيَنبَغى لِلمُؤمِنِ اَن يَختِمَ عَلى لِسانِهِ كَما يَختِمُ عَلى ذَهَبِهِ وَ فِضَّتِهِ؛
به راستى كه اين زبان كليد همه خوبىها و بدىهاست پس شايسته است كه مؤمن زبان خود را مُهر و موم كند، همان گونه كه (صندوق) طلا و نقره خود را مُهر و موم مىكند.
(تحف العقول، ص 298)