اِذا اَحَبَّ اللّهُ عَبْدا اَلْهَمَهُ الصِّدْقَ؛
هرگاه خداوند بندهاى را دوست بدارد، راستگويى را به او الهام مىنمايد.
غررالحكم، ج 3، ص 161، ح 4101
اِذا اَحَبَّ اللّهُ عَبْدا اَلْهَمَهُ الصِّدْقَ؛
هرگاه خداوند بندهاى را دوست بدارد، راستگويى را به او الهام مىنمايد.
غررالحكم، ج 3، ص 161، ح 4101
يَكْتَسِبُ الصّادِقُ بِصِدْقِهِ ثَلاثا:حُسْنَ الثِّقَةِ بِهِ، و َالْمَحَبَّةَ لَهُ، و َالْمَهابَةَ عَنْهُ؛
راستگو با راستگويى خود، سه چيز را به دست مىآورد: اعتماد، محبت و شكوه (در دلها).
غررالحكم، ج 6، ص 480، ح 11038
لا تَنْظُروا اِلى كَثْرَةِ صَلاتِهِم وَ صَوْمِهِم وَ كَثْرَةِ الحَجِّ و َالْمَعروفِ وَ طَنْطَنَتِهِم بِاللَّيْلِ، وَلكِنِ انْظُرُوا اِلى صِدْقِ الحَديثِ وَ اَداءِ الاَمانَةِ؛
به زيادى نماز و روزه و حج و نيكى و وِرد و ذكر شبانه مردم نگاه نكنيد، بلكه به راستگويى و امانتدارى آنان توجه نماييد.
عيون اخبار الرضا عليه السلام ، ج1، ص 56، ح 197
ثَلاثٌ يَقْبَحُ فيهِنَّ الصِّدْقُ: اَلنِّميمَةُ، وَ اِخبارُكَ الرَّجُلَ عَنْ اَهلِهِ بِما يَكْرَهُهُ، وَ تَكذيبُكَ الرَّجُلَ عَنِ الخَبَرِ؛
در سه چيز راستگويى زشت است: سخنچينى، خبر ناخوشايند دادن به مردى درباره زن و فرزندش و تكذيب كردن خبر كسى.
خصال، ص 87 ، ح 20
اَقْبَحُ الصِّدقِ ثَناءُ الرَجُلِ عَلى نَفْسِهِ؛
زشتترين راستگويى، تعريف انسان از خودش مىباشد.
غررالحكم، ج 2، ص 388، ح 2942
اَداءُ الاَمانَةِ و َالصِّدْقُ يَجْلِبانِ الرِّزْقَ، و َالْخيانَةُ و َالْكَذِبُ يَجْلِبانِ الفَقْرَ وَ النِّفاقَ؛
اداى امانت و راستگويى روزى را زياد مى كند و خيانت و دروغگويى باعث فقر و نفاق مى شود.
بحارالأنوار، ج 78، ص 327
مَنْ تَحَرَّى الصِّدْقَ خَفَّتْ عَلَيهِ المُؤُنُ؛
هر كس صداقت و راستگويى پيشه كند، بار زندگى براى او سبك مى شود.
تحف العقول، ص 91
مَا السَّيْفُ الصّارِمُ فى كَفِّ الشُّجاعِ بِاَعَزَّ لَهُ مِنَ الصِّدْقِ؛
شمشير بُرّنده در دست شجاع براى او دشمن شكن تر از راستگويى نيست.
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج20، ص296، ح387
خَيْرُ مَفاتيحِ الاُمورِ الصِّدقُ وَ خَيْرُ خَواتيمِهَا الْوَفاءُ؛
بهترين شروع كارها صداقت و راستگويى و بهترين پايان آنها وفا است.
بحارالأنوار، ج 78، ص 161
خَيْرُ مَفاتيحِ الاُمورِ الصِّدقُ وَ خَيْرُ خَواتيمِهَا الْوَفاءُ؛
بهترين شروع كارها صداقت و راستگويى و بهترين پايان آنها وفا است.
بحارالأنوار، ج 78، ص 161