إِذا رَأَيْتَ مِنْ أَخيكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارْجُهُ: اَلْحَياءُ و َالأَمانَةُ وَ الصِّدْقُ؛
هر گاه در برادر (دينى) خود سه صفت ديدى به او اميدوار باش: حيا، امانتدارى و راستگويى.
نهج الفصاحه، ح 205
إِذا رَأَيْتَ مِنْ أَخيكَ ثَلاثَ خِصالٍ فَارْجُهُ: اَلْحَياءُ و َالأَمانَةُ وَ الصِّدْقُ؛
هر گاه در برادر (دينى) خود سه صفت ديدى به او اميدوار باش: حيا، امانتدارى و راستگويى.
نهج الفصاحه، ح 205
مَنْ صَدُقَ لِسانُهُ زَكى عَمَلُهُ؛
هر كس راستگو باشد عملش پاكيزه مى شود و رشد مى كند.
كافى، ج 2، ص 105، ح 11
اَلصّادِقُ عَلى شَفا مَنْجاةٍ وَ كَرامَةٍ و َالْكاذِبُ عَلى شُرُفِ مَهْواةٍ و َمَهانَةٍ؛
راستگو در آستانه نجات و بزرگوارى است و دروغگو در لبه پرتگاه و خوارى.
نهج البلاغه، خطبه 86
إِنَّ اللّه عَز َّو َجَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبيّا إِلاّ بِصِدْقِ الْحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلَى الْبَرِّ و َالْفاجِرِ؛
خداى عزوجل هيچ پيامبرى را نفرستاد، مگر با راستگويى، و برگرداندن امانت به نيكوكار و يا بدكار.
كافى، ج 2، ص 104، ح 1
إِنَّ الصّادِقَ أَوَّلُ مَنْ يُصَدِّقُهُ اللّه عَز َّوَ جَلَّ يَعْلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ وَ تُصَدِّقُهُ نَفْسُهُ تَعْلَمُ أَنَّهُ صادِقٌ؛
راستگو را نخستين كسى كه تصديق مى كند، خداى عزوجل است كه مى داند او راستگوست و نيز نفس او تصديقش مى كند كه مى داند راستگوست.
كافى، ج 2، ص 104، ح6
يا عَلىُّ اصْدِقْ و َإِنْ ضَرَّكَ فِى الْعاجِلِ فَإِنَّهُ يَنْفَعُكَ فِى الآجِلِ و َلا تَكْذِبْ وَإِنْ يَنْفَعْكَ فِى الْعاجِلِ فَإِنَّهُ يَضُرُّكَ فِى الآجِلِ؛
اى على راست بگو اگر چه در حال حاضر به ضرر تو باشد ولى در آينده به نفع توست و دروغ نگو اگر چه در حال حاضر به نفع تو باشد ولى در آينده به ضرر توست.
ميراث حديث شيعه، ج 2، ص 27، ح 65
اَقرَبُكُم غَدا مِنّى فِى المَوقِفِ اَصدَقُكُم لِلحَديثِ و َاَدَّاكُم لِلاَمانَةِ و َاوفاكُم بِالعَهدِ وَ اَحسَنُكُم خُلقا و َاَقرَبُكُم مِن النّاسِ؛
نزديك ترين شما به من در قيامت، راستگوترين، امانتدارترين، وفادارترين به عهد، خوش اخلاق ترين و نزديك ترين شما به مردم است.
بحارالأنوار، ج75، ص94، ح12
إِن أَحبَبتُم أَن يُحِبَّكُمُ اللّه وَ رَسولُهُ فَأَدّوا إِذَا ائتُمِنتُم و َاصدُقوا إِذا حَدَّثتُم وَ أَحسِنوا جِوارَ مَن جاوَرَكُم؛
اگر مى خواهيد كه خدا و پيغمبر شما را دوست بدارند وقتى امانتى به شما سپردند رد كنيد و چون سخن گوييد راست گوييد و با همسايگان خود به نيكى رفتار نماييد.
نهج الفصاحه، ح 554
اَلمَكارِمُ عَشرٌ ، فَإنِ استَطَعتَ أن تَكونَ فيكَ فَلتَكُن... : صِدقُ الَبسِ ، وَصِدقُ اللِّسانِ ، وَأداءُ الأمانَةِ ، وَصِلَةُ الرَّحِمِ ، وَإقراءُ الضَّيفِ ، وَ إطعامُ السّائِلِ ، وَ المُكافاةُ عَلىَ الصَّنائعِ ، و َالتَّذَمُّمُ لِلجارِ ، و َالتَّذَمُّمُ لِلصّاحِبِ ، وَ رَأسُهُنَّ الحَياءُ؛
مكارم ده تاست : اگر مى توانى آنها را داشته باش ... : استقامت در سختى ها، راستگويى، امانتدارى، صله رحم، ميهمان نوازى، اطعام نيازمند، جبران كردن نيكى ها، رعايت حق و حرمت همسايه، مراعات حق و حرمت رفيق و در رأس همه، حيا.
غررالحكم، ج6، ص441، ح10926
يا عَلىُّ و َلِلعالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: صِدقُ الكَلِمِ وَ اجتِنابُ الحَرامِ و َأَن يَتَواضَعَ لِلنّاسِ كُلِّهِم؛
يا على دانشمند سه نشانه دارد: راستگويى، حرام گريزى و فروتنى در برابر همه مردم.
التوحيد، ص127