جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوي دوستان
کاربردي

”چهارمین

Online User

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

نامه عاشقانه خداوند به تمام بندگان 

 

 

سوگند به روز وقتی نور میگیرد و به شب وقتی آرام میگیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام

 ضحی ۱تا ۳

 

افسوس که هرکس را فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به مسخره گرفتی

یس ۳۰

 

و از تمام پیامهایم روی برگرداندی

 انعام ۴

 

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام

 انبیا ۸۷

 

و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری

 یونس ۲۴

 

و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری

 حج ۷۳

 

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من شک داشتی

احزاب ۱۰

 

تا زمین با آن وسعت بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری ، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن

 توبه ۱۱۸

 

 


دنیا ۷ رو دارد:

۱.خوشی و سرور

۲.ناخوشی و اندوه

۳.عافیت وتندرستی

۴.موفقیت وکامیابی

۵.بخشش وآمرزش

۶.احترام ومحبت

۷.چشم پوشی و نادیده گرفتن بدی ها

  ***
از خدای مهربان میخواهم

اوّلی را نصیب شما کند،

و دوّمی را از شما دور کند،

و با سوّمی شما را بپوشاند،

و چهارمی را در مسیرتان قرار بدهد،

و پنجمی را از فضل کرمش به شما ببخشد،

و اما ششمی از طرف من تقدیم به شما،

و هفتمی را هم از شما درخواست دارم.


چهار قُل : سوره‌های کوتاهی که اولش با «قُل» شروع می شود.

قُل یا أیُّهَا الکافِرُون

قُل أعُوذُ برَبِّ الفَلَق

قُل أعُوذُ برَبِّ النّاس

قُل هُوَ اللهُ أحَد

خواندن سوره «توحید» از جهت ثواب و فضیلت، معادل ثلث قرآن است. و مضمون آن، ‌شناسنامه ی خداست.

مضمون دو سوره‌ی «ناس» و «فلق» پناه بردن به خداوند است از شُرور و بدی‌ها. و آندو را معوِّذتَین می‌گویند یعنی دو سوره‌ای که انسان را در پناه امن الهی قرار می‌دهند.

مضمون سوره‌ی «کافرون» اعلام برائت و بیزاری از کفر کافران و دوری کردن از آنان است.

پس خلاصه‌ی این چهار سوره، دور شدن از کفر ، پناهندگی به خداوند متعال ، و آشنایی با خدای اَحَد و صَمَد است.

 


 سورة الإخلاص - سورة ١١٢ - عدد آیاتها ۴ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (١) اللَّهُ الصَّمَدُ (٢) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (٣) وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ (۴)

سورة الفلق - سورة ١١٣ - عدد آیاتها ۵ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (١)مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ (٢) وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (٣) وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ (۴)وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (۵)

سورة الناس - سورة ١١۴ - عدد آیاتها ۶ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (١) مَلِکِ النَّاسِ (٢)إِلَهِ النَّاسِ (٣) مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (۴) الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ (۵)
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ (۶)

 

سورة الکافرون - سورة ١٠٩ - عدد آیاتها ۶ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ (١) لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (٢) وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (٣) وَلا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ (۴)وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (۵) لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ (۶)

 

 


خدایا از تو می‏خواهم كه به دانائیت خیر را برایم بگزینى.

پس بر محمد و آلش رحمت فرست،

 به خیر حكم فرماى،

و ما را به حكمت اختیار خود ملهم ساز،

و آن را براى ما وسیله رضاء به قضاء و تسلیم به حكم خود قرار ده.

و به این وسیله پریشانى شك و تردید را از ما دور ساز،

و ما را به یقین مخلصین تأیید فرماى،

و به خویشتن وا مگذار،

كه از معرفت آنچه براى ما برگزیده‏اى فرو مانیم،

تا آنجا كه قدر ترا سبك شماریم،

و مورد رضاى ترا مكروه داریم،

و به چیزى كه از حسن عاقبت دورتر و به خلاف عافیت نزدیكتر است متمایل شویم.

 آنچه را از قضاى خود كه ما از آن اكراه داریم پیش ما محبوب ساز.

و آنچه را از حكم تو كه دشوار می‏پنداریم بر ما آسان كن

و ما را به گردن نهادن مشیتى كه بر ما وارد ساخته‏اى ملهم ساز.

 تا تأخیر آنچه را تعجیل فرموده ‏اى، و تعجیل آنچه را به تأخیر افكنده‏ اى، دوست نداریم،

 و آنچه را تو دوست دارى مكروه نشماریم و آنچه را مكروه دارى بر نگزینیم.

 و كار ما را به آنچه فرجامش پسندیده ‏تر و  بهتر است پایان بخش

زیرا كه تو عطایاى نفیس می‏دهى.

و نعمتهاى بزرگ می‏بخشى،

و تو بر هر كار قدرت بی ‏پایان دارى.


صحیفه سجادیه

 


از روانشناسی پرسیدند: بهترین الگو برای پیروی چیست؟

گفت: «کودکان» بهترین الگو هستند.

گفتند: کودکان که  هیچ نمی‌دانند.

گفت: سخت در اشتباهید.

کودکان شش خصوصیت دارند که نباید هیچ‌گاه فراموش کرد.

اول اینکه

همیشه بی‌دلیل شاد هستند.

دوم اینکه

همیشه سرشان به کاری مشغول است .

سوم اینکه

وقتی چیزی را میخواهند تا بدست نیاورند دست از اصرار بر نمی دارند.

چهارم اینکه

 به هیچ چیز دل نمی‌بندند.

پنجم اینکه

 وقتی با هم دعوا می‌کنند سریع آشتی می‌کنند و از هم کینه به دل نمی‌گیرند.

و ششم اینکه

به راحتی گریه می‌کنند. 

 
 
 

ﺳﺨﺎﻭﺕ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺍﻓﺰﺍﯾﺪ ﻭﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻣﯽ ﮐﺸﺎﻧﺪ.

.
.
.

امام علی (علیه السلام)


فردی دچار بیماری گِل خواری بود و چون چشمش به گِل می افتاد، اراده اش سست می شد و شروع به خوردن آن می نمود. وی روزی برای خریدن قند به دکان عطاری رفت. عطار در دکان سنگِ ترازو نداشت و از گِل سرشوی برای وزن کشی استفاده می کرد.
عطار به مرد گفت: من از گِل به عنوان سنگِ ترازو استفاده می کنم. برای تو مشکلی نیست؟
مرد گفت: من قند می خواهم و برایم فرق نمی کند از چه چیزی برای وزن کشی استفاده کنی.در همین هنگام مرد در دل خود می گفت: چه بهتر از این! سنگ به چه دردی می خورد برای من گِل از طلا با ارزش تر است. اگر سنگ نداری و گِل به جای آن می گذاری باعث خوشحالی من است.
عطار به جای سنگ در یک کفه ی ترازو، گِل گذاشت و برای شکستن قند به انتهای مغازه رفت. در همین اثنا، مرد گِل خوار دزدکی شروع به خوردن از گِلی که در کفه ی ترازو بود کرد. او تند تند می خورد و می ترسید مبادا عطار متوجه ماجرا شود.
عطار زیرچشمی متوجه ی گل خوردن مشتری شد ولی به روی خودش نیاورد. بلکه به بهانه پیدا کردن تیشه قند شکنی خود را معطل می کرد.
عطار در دل خود می گفت: تا می توانی از آن گل بخور. چون هر چقدر از آن می دزدی در واقع از خودت می دزدی! تو بخاطر حماقتت می ترسی که من متوجه دزدیت بشوم. در حالیکه من از این می ترسم که تو کمتر گل بخوری! تا می توانی گل بخور. تو فکر می کنی من احمق هستم؟، نه!، این طور نیست. بلکه هنگامی که در پایان کار، مقدار قندت را دیدی، خواهی فهمید که چه کسی احمق و چه کسی عاقل است!

این داستان یکی از حکایت های زیبای مولانا در مثنوی معنوی است. مولانا با ظرافتی ستودنی گل را به مال دنیا و قند را به بهای واقعی زندگی آدمی تشبیه می کند. در نظر او آنان که بگمان زرنگ بودن تنها در پی رنگ و لعاب دنیا هستند همانند آن شخص گِل خواری هستند که پی در پی از کفه ترازوی خود می دزدند که در عوض از وزن آنچه در مقابل دریافت می کند، کاسته می شود.

((دفتر چهارم مثنوی))


یه روز سوارتاکسی شدم که برم فرودگاه درحین حرکت ناگهان یه ماشین درست جلوی ما ازجای پارک اومد بیرون
راننده تاکسی هم برای جلوگیری از برخورد محکم زد رو ترمز

تاکسی سرخورد ودقیقا به فاصله چندسانتیمتری از اون ماشینه وایساد!

راننده ماشینه ناگهان سرشو برگردوند طرف راننده تاکسی وشروع به دادوفریاد کرد!

راننده تاکسی اما فقط لبخندزد و برای اون شخص دست تکون داد و به راهش ادامه داد!

توی راه به راننده تاکسی گفتم:شماکه مقصرنبودی تازه نزدیک بود ماشینتم داغون بشه و ما رو هم بفرسته بیمارستان

چرا چیزی بهش نگفتی؟

اینجا بودکه راننده تاکسی درسی به من آموخت که تاآخرعمرفراموش نمیکنم.

گفت:"قانون کامیون حمل زباله"

گفتم:یعنی چی؟

 

و توضیح داد: این افراد مانند کامیون حمل زباله هستن

اونا از درون لبریز از آشغالهایی مثل ؛ ناکامی،خشم،عصبانیت،کینه،نفرت و..هستند

وقتی این آشغالها در اعماق وجودشان تلنبار میشه به جایی برای تخلیه احتیاج دارن و گاهی اوقات روی شما خالی میکنند!

شما به خودتان نگیرید،  فقط لبخند بزنید، دست تکان دهید، برایشان آرزوی خیرکنید و بروید

وادامه داد:حرف آخر اینکه افراد موفق اجازه نمیدهند که کامیون های آشغال روزشان را خراب کنند.




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |