موضوع : راهكارهاي حمايت از توليد ملي
همت مضاعف و کار مضاعف، ما را به جهاد اقتصادی رساند؛ جایی که باید الگوی مصرف را همه اصلاح می کردند و در کنار مدیریت اقتصادی، به صورت جهادی فعالیت اقتصادی می نمودند. با تمام مؤلفه هایی که یک کار «جهادی» باید داشته باشد و در عین حال، «اقتصادی»!
امسال، راهبر این نظام و انقلاب اسلامی اما، دستور حمایت از «تولید ملی» را رسماً-پس از تأکیدات مختلفی که طی بیانات سابق خود در زمان های مختلف(نظیر سفر کرمانشاه و...) خود داشتند- در برنامه کار مردم، در هر لباس و سِمت و... قرار دادند. در باب تولید ملی و حمایت از کار و نیروی انسانی کشور، از دیدگاه های مختلف می توان به بررسی موضوع پرداخت: چشم انداز خودکفایی صنایع و تولیدات مختلف، اولویت های تولید ملی، مدیریت ذائقه مخاطب و...، همه از این دست موارد هستند؛ در کنار این مباحث اما، موضوع «چالش های پیش روی تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی»، اهمیتی خاص را داراست.
در این نوشتار، سعی بر آن است تا تمرکز، بیشتر بر چالش های مرتبط با مردم و مشکلات مرتبط با جامعه عمومی کشور قرار بگیرد؛ مسائلی که کمتر با حوزه تولید مرتبط است و بیش تر با مصرف! هرچند کمابیش، از آن روی سکه-یعنی تولیدکننده ها- هم سخن خواهد رفت:
استفاده از کالای تولید داخل، برای مردم فهیم کشور، صبر بر برخی سختی ها را می طلبد؛ در بازار تولیدات داخلی، بسته به نوع کالا، وضعیت رضایت مصرف کننده متفاوت است؛ قصد دارم از آنهایی بنویسم که هنوز مردم را قانع نکرده اند؛ و البته امیدوارم این رویکرد من باعث کمرنگ شدن آن دیگر بخش از تولیدات که از کیفیت و بهای قابل قبول و مطلوبی برخوردار هستند، نشود!
بیش از سی سال از عمر این نظام و انقلاب اسلامی می گذرد؛ در برخی صنایع و تولیدات ما به توانایی در حد تولیدات بین الملل و استانداردهای جهانی رسیده ایم و در برخی هم، البته هنوز، راه های نرفته ای پیش روی تولیدکننده های ما قرار دارد؛ (به عنوان مطلب درون پرانتز البته باید اشاره کنم که قصد ندارم در مقوله استانداردهای بین المللی و لزوم تعیین معیاری متناسب با نیازهای خاص کشور عزیزمان، مطلب را بسط دهم و فقط به همین جمله قناعت می کنم که با توجه به شرایط منحصر به فرد کشور-چه از نظر جغرافیا و چه از نظر فرهنگ، مذهب، سبک زندگی و...- تعیین استانداردهای «مخصوص کشور جمهوری اسلامی ایران» ضروری می نماید)؛ به هر حال در آن بخش که هنوز به حد مطلوب و اقناع مصرف کننده نرسیده، بعضی عوامل-به بیان بهتر، موانع- مؤثر هستند:
1- کیفیت(1)(دستیابی به کیفیت مطلوب، استمرار و نوآوری و بهینه سازی آن)؛
2- قیمت تمام شده محصولات(2)(وابسته به دستیابی به مواد اولیه بهینه، مواجهه با تحریم برخی اقلام پایه، تغییر احتمالی در فرآیند تولید فعلی و...)
3- اعتبار برندهای خارجی(با توجه به قدمت آنها و تبلیغات گسترده) و نوپا بودن برخی برندهای داخل و بی اعتمادی نسبت به آنها(3)
«تکلیف امت»، در مقابل «امر امام» خود، مدیریت هر یک از عوامل بالا است؛ صبر امروز مردم بر برخی سختی ها، قطعاً و یقیناً در صورت توأم بودن با مطالبه از سوی آنها نسبت به بهبود وضعیت فعلی باتوجه به گذشت زمان، موجب سربلندی کشور در آینده نزدیک خواهد شد به فضل الهی.
اساساً اعتماد به تولیدات داخل و استفاده از آن ها، هر چند از کیفیت لازم برخوردار نباشند، باعث سوددهی اولیه تولیدکننده خواهد شد؛ جایی که پس از به ثبات رسیدن تابع سوددهی تولید، نوبت به بهینه سازی فرآیند تولید و بهبود کیفیت و قیمت محصول خواهد شد؛ البته همان طور که قبلاً هم اشاره شد، مطالبه منطقی مردم از تولیدکننده ها نسبت به بهبود وضعیت فعلی به عنوان وظیفه تولیدکننده در این چرخه، لازمه این حمایت مردم خواهد بود و تولیدکننده ها در مقابل این حمایت مردم، عملاً مدیون خواهند بود؛ چه نسبت به اعتماد مردم و چه در رابطه با امر امام خود.
در این میان اما نقدی اساسی به یکی از محصولات تولید داخل وارد است و آن، صنعت خودروسازی است؛ صنعتی که بیش از 40سال از آغاز به کار آن می گذرد ولی هنوز نتوانسته مردم کشور را نسبت به تولیدات خود راضی کند؛ نه به آن دلیل که مردم ما مشکل پسند بوده اند؛ بلکه به این دلیل که این محصولات، هنوز قابلیت رقابت با بازار کشورهای دیگر را نداشته و چه از نظر الگوی مصرف و چه از نظر بهبود امکانات و خدمات، تأمین امنیت، تناسب قیمت و... در سطح نامطلوبی قرار دارند(4) و البته که میزان فروش این محصولات، به نظر حقیر صرفاً به دلیل قدرت خرید مردم بوده است؛ چرا که به محض حصول استطاعت مالی خریدار، او به سمت خرید خودروهای غیرملی متمایل می شود؛(و البته که قصد نظر دادن در مورد تعرفه های واردات را ندارم؛ چراکه بحثی است بسیار مفصل و عمیق) اما به هر حال، عجیب ترین نکته در مورد این صنعت، آن است که در بحث فناوری، در هر عرصه ای که ایرانی وارد شده است، با اتکا به دانش نخبگان کشور و قدرت ابتکار بالای او، به سطوح قابل قبول و بعضاً منحصر به فردی در فناوری دست یافته است؛ صنایع هوا-فضا، نانوفناوری، انرژی هسته ای و... از جمله این موارد هستند(5)؛ اما در بحث خودرو، این امر محقق نشده است؛ علت چیست؟ اصلی ترین عاملی که به ذهن حقیر خطور می کند، عدم حمایت از بخش تحقیقات و پژوهش و تخصیص بودجه لازم است. چرا که دو شرکت «ایران خودرو» و «سایپا»، متأسفانه در ساحل امنی قرار دارند که برای آنها، الزامی نسبت به سرمایه گذاری سنگین در بخش تحقیقات نخواهد آورد و انحصار تولید خودرو برای این دو، عرصه را بر هرگونه فشار و رقابت سازنده-که نتیجه آن، دستیابی به فناوری و محصول بهتر جهت پیشی گرفتن بر رقیب است- تنگ کرده است.(سرفصل مسائلی که در این موضوع می توان بیشتر به آن پرداخت: تعداد زیاد شاغلین این صنایع، تعرفه واردات خودرو، تعیین استانداردهای کیفی بین المللی برای ادامه فعالیت این شرکت ها، جلوگیری از افزایش قیمت خودرو در مقابل نیل به استانداردها، خصوصی سازی صنایع خودرو و جداشدن از بدنه دولتی آنها که منجر به رقابت خواهد شد و...)
در پایان، باید بگویم صنعت خودرو جایی است که مردم به وظیفه خود عمل کرده اند؛ اما شرکت های تولید خودرو، هنوز مدیون امام و امت هستند!
منبع : http://jihadgar.blogfa.com
پي نوشت