موضوع : توليد ملي و ارز
ولید ناخالص داخلی در هر کشوری مجموع ارزش افزوده ایجاد شده در بخشهای مختلف آن کشور را نشان میدهد. افزایش میزان تولید ناخالص داخلی میتواند موجب کاهش نرخ بیکاری و نیز از طریق افزایش درآمد سرانه، موجب افزایش رفاه آحاد جامعه شود.
در یک دستهبندی کلی میتوان تولیدات هر کشور را به تولیدات قابل تجارت[1] و غیر قابل تجارت[2] تقسیم کرد. عمده کالاهای صنعتی و کشاورزی و نیز بخشی از خدمات، در دسته کالاهای قابل تجارت جای دارند[3]. ساختمان و زمین و نیز بخشی از خدمات در بخش تولیدات غیر قابل تجارت جای میگیرند. هنگامی که بحث حمایت از تولید ملی مطرح میشود، توجه ما به بخش قابل تجارت اقتصاد معطوف است؛ در واقع بخش قابل تجارت اقتصاد ممکن است در مقابل کالاهای مشابه خارجی (چه در بازار داخلی و چه در بازار بینالمللی)، تحت تأثیر قرار گرفته و تضعیف شود: ورود کالاهای مشابه خارجی در بازار داخل موجب کاهش سهم تولیدات داخلی در بازار داخل میشود و ورود کالاهای مشابه خارجی در بازار بینالمللی میتواند موجبات کاهش صادرات را فراهم آورد. حال این سؤال مطرح میشود که چه عامل یا عواملی میتواند موجب تضعیف بخش قابل تجارت اقتصاد شود؟ این نوشتار قصد دارد که یکی از این عوامل را مورد بررسی قرار دهد.
تضعیف و یا تقویت تولیدات ملی، به میزان رقابتپذیری[4] کالاهای تولید داخل در مقابل کالاهای مشابه خارجی بستگی دارد. یکی از معیارهای اندازهگیری رقابتپذیری در ادبیات اقتصادی، شاخص نرخ ارز حقیقی[5] است. نرخ ارز حقیقی به دو شیوه قابل تعریف است. یکی از تعاریف نرخ ارز حقیقی، نسبت شاخص قیمت کالاها در کشورهای طرف تجاری به شاخص قیمت کالاها در داخل کشور است که بر اساس واحد پول یکسان بیان میشود. تغییرات این شاخص میتواند بیانگر تغییرات قدرت رقابتپذیری کالاهای داخلی باشد؛ به گونهای که کاهش نرخ ارز حقیقی موجب کاهش قدرت رقابتپذیری کالاهای داخلی خواهد شد.
ادامه مطلب