اشتباهات رایج در محل قرار دادن وسایل

برای مسواك: بدترین محل برای قرار دادن مسواك سینك دستشویی است. البته خود سینك مشكلی ندارد و همه مشكل آن نزدیكی به توالت است. 
به نوشته تك برگ؛ به گفته محققان و میكروب‏شناسان دانشگاه آریزونا، به طور متوسط در یك كاسه توالت حدود 3 میلیون میكروب وجود دارد. این میكروب‏ها می‏توانند تا 2 متر جابه‌جا شوند و روی زمین، دیوارها و روی مسواك قرار بگیرند. بهتر است مسواك را بیرون توالت در كابینت دارو یا یكی از كابینت‏های آشپزخانه نگهداری كنید.
برای كفش و دمپایی: بدترین محل برای گذاشتن كفش و دمپایی كمد اتاق خواب است. راه رفتن در خانه با كفشی كه با آن بیرون خانه راه رفته‏اید، مهم‌ترین راه انتقال میكروب‏ها، مواد آلرژن و آلاینده‎ها به داخل خانه است. بهتر است كفش‌‏ها را در قفسه یا كمد كوچكی در نزدیك‏ترین نقطه به در ورودی آپارتمان قرار دهید و با این كار از ورود آلودگی به خانه پیشگیری كنید.
برای خواب: بدترین محل برای خوابیدن زیر پتو است. موقع خواب به طور كامل زیر پتو نروید و پتو را روی سرتان نكشید. گرم شدن زیاد موجب می‏شود نتوانید خواب راحتی داشته باشید. هلن برگز، متخصص چرخه بیولوژیك از دانشگاه راش شیكاگو در این باره می‏گوید: «هنگام خواب به طور طبیعی دمای بدن كاهش پیدا می‏كند و این موضوع موجب می‏شود افراد خواب راحتی داشته باشند. در واقع بدن برای داشتن خواب راحت دما را از طریق دست‏ها و پاها از دست می‏دهد.» توصیه می‏شود هنگام خواب ابتدا برای اتساع رگ‏ها جوراب بپوشید بعد جوراب را درآورید و اجازه دهید پاهایتان از پتو بیرون باشد.
برای نگهداری باقیمانده غذا: بدترین محل برای گذاشتن باقیمانده غذا یخچال است. قرار دادن یك ظرف بزرگ غذای داغ به‌طور مستقیم در یخچال روش مناسبی برای سرد كردن غذا و پیشگیری از مسمومیت غذایی نیست. دكتر پیتر سیندر، محقق و استاد مدیریت و تكنولوژی در این باره می‏گوید: «در این صورت ممكن است برای كاهش دمای قسمت میانی غذا زمان زیادی لازم باشد و این محل به مكان مناسبی برای رشد و تكثیر باكتری‏ها تبدیل شود.» شما می‏توانید غذا را تا یك ساعت پس از پخت برای خنك شدن بیرون نگه دارید و سپس در یخچال قرار دهید. یا غذا را در ظروف كوچك‏تر بریزید و در یخچال قرار دهید، در این صورت غذا زودتر سرد می‏شود.
برای نصب برگه ‌یادآوری: بدترین محل برای چسباندن برگه یادآوری كارها، در یخچال است. چون شما وقتی می‏خواهید چیزی از یخچال بردارید سراغ آن می‏روید و ممكن است اصلا به برگه‏ای كه روی یخچال نصب كرده‏اید توجه نكنید. به عقیده روان‌شناسان، دیدن كمك ‏كننده است، اما به شرطی كه به آن توجه شود. در یك بررسی مشخص شد نصب تابلویی كه افراد را تشویق می‏كند به جای استفاده از آسانسور از پله استفاده كنند، موجب می‏شود افراد تا 200 درصد بیشتر از پله استفاده كنند. بهتر است برگه یادآوری كارها را در محلی كه به آن توجه می‏كنید مثلا كنار تلویزیون قرار دهید. نكته دیگر آن كه ذهن خیلی سریع به این محل عادت می‏كند و توصیه می‏شود هر چند وقت یك بار محل برگه‌های یادآوری را تغییر دهید
برای نشستن در هواپیما: بدترین جای نشستن در هواپیما انتهای سالن است. اگر در پروازهای هوایی حال‌تان بد می‏شود، انتهای سالن ننشینید. انتهای هواپیما از قسمت جلویی بلندتر است و هر چه از مركز دورتر شوید حركات بالا و پایین شدن را بیشتر احساس خواهید كرد. بهترین محل برای نشستن در هواپیما نزدیك‏ترین محل به بال‏هاست.
برای گذاشتن كیف‌دستی: بدترین محل برای گذاشتن كیف دستی میز آشپزخانه است. كیف‌دستی شما وسیله حمل‌ونقل میكروب‏هاست. محققان در بررسی‏های خود در هر سانتی‏متر مربع از سطح كیف‌دستی و كیسه‏های خرید، 65 هزار باكتری مشاهده كرده‏اند. شاید باور نكنید، اما یك‌سوم كیف‌دستی‏ها و كیسه‏های خرید حاوی باكتری‏های مدفوعی بوده‏اند. خانم‏ها كیف‌شان را همه‌جا همراه خودشان می‏برند. با قرار دادن كیف روی میز رستوران، كف اتوبوس و ایستگاه مترو آلودگی‏ها روی آن قرار می‏گیرند. بهتر است كیف‌تان را در كشو یا روی صندلی و خلاصه هرجایی به جز جایی كه غذا تهیه یا خورده می‏شود قرار دهید.
برای ورزش در كلاس بدنسازی: بدترین محل برای ایستادن در كلاس‌های بدنسازی و ورزش، ردیف جلو و روبه‌روی آینه است. شاید به دلیل این‌كه خودتان را در آینه ببینید، جایتان را تغییر دهید، اما نتایج یك بررسی كه در سال 2003 انجام شده است، نشان داده است اگر خودتان را هنگام انجام تمرینات ورزشی نبینید، بهتر است. در این تحقیق، 58 زن كه شدت و نوع ورزش یكسانی داشتند، مورد بررسی قرار گرفتند و نتایج تحقیقات نشان داد آنهایی كه هنگام انجام تمرین‏های ورزشی خودشان را در آینه می‏دیدند در مقایسه با افرادی كه در اتاقی بدون آینه ورزش می‏كردند احساس بدتری نسبت به بدنشان داشتند. بهتر است جایی از كلاس را كه روبه‌روی آینه نباشد و در ضمن بتوانید تمرینات را به خوبی ببینید و تمركز داشته باشید، انتخاب كنید.
برای چراغ مطالعه: برخی افراد عادت دارند قبل از خواب مطالعه كنند و كتاب داستان بخوانند. بدترین محل تابیدن نور مطالعه شبانه بالای سر است. نتایج مطالعات نشان داده است نور مستقیم در بالای سر موجب تاخیر در ترشح ملاتونین و اخلال در خواب شبانه می‏شود. بهتر است یك نور موضعی ملایم را روی كتاب بتابانید. در این صورت شما می‏توانید كتاب بخوانید در حالی‌كه اتاق تاریك است و بدن‌تان می‏تواند برای خواب آماده شود.
 
برای گذاشتن داروها: بدترین محل برای نگهداری داروها حمام است. دمای یك حمام حاوی بخار به راحتی به 37 درجه سانتی‏گراد می‏رسد كه از دمای پیشنهادی برای نگهداری بیشتر داروها بالاتر است. بهترین محل برای نگهداری داروها جایی سرد و خشك مانند یخچال است
برای گذاشتن میوه‏ها تا قبل از شستن آنها: بدترین جا برای گذاشتن میوه‏ها قبل از شستن، سینك آشپزخانه است. به گفته دكتر كلی رینولد ـ استاد میكروب‏شناسی دانشگاه آریزونا ـ سینك آشپزخانه بیشترین میزان میكروب را دارد و میزان آلودگی آن حتی از توالت بیشتر است. توصیه می‏شود میوه‏ها را در سبدی بگذارید و بدون این‌كه با سینك تماس داشته باشند آنها را بشویید. اگر میوه‏هایی مانند توت‌فرنگی و شاتوت كه بدون پوست كندن خورده می‏شوند، هنگام شستن در سینك افتاد آن را دور بیندازید و از خوردنش‌ صرف‌نظر كنید.
برای استفاده از هدفن: بدترین محل‏ها برای استفاده از هدفن هواپیما، قطار یا ایستگاه مترو است. هرچند شاید در ظاهر گوش دادن به موسیقی دلخواه از شنیدن سروصدای موجود در این محل‏ها بهتر باشد، اما بررسی‏ها نشان داده است استفاده از هدفن در محیط‏های پر سر وصدا احتمال بلندتر كردن صدا را بیشتر می‏كند. محققان دانشگاه هاروارد دریافته‏اند افراد در محیط‏های آرام صدا را در سطح ایمن‏تری تنظیم می‏كنند، اما وقتی صدای زمینه‏ای مانند سر و صدای سالن هواپیما به محیط اضافه می‏شود تا 80 درصد و تا 89 دسی بل صدا را بالا می‏برند. این میزان بلندی صدا در طولانی‌مدت می‏تواند در افراد آسیب شنوایی ایجاد كند. بهتر است در محل‏های پر سر و صدا از هدفن استفاده نكنید، هرچند در بررسی محققان دانشگاه هاروارد مشخص شد تنها 20 درصد افراد مورد مطالعه با بالا رفتن سر و صدای محیط استفاده از هدفن را كنار گذاشتند.
برای نگهداری از قهوه: كارشناس صنایع غذایی و استاد دانشگاه كلمسون در این باره می‏گوید: «هر بار كه آن را از یخچال یا فریزر بیرون می‏آورید دمای آن تغییر می‏كند و این موضوع روی طعم قهوه تاثیر می‏گذارد. درست مثل این‌كه یك فنجان قهوه را بارها و بارها بجوشانید.» دانه‏ها یا پودر قهوه را در قوطی‏های شیشه‏ای نیمه شفاف دردار ریخته و در كابینت آشپزخانه نگهداری كنید.
برای تماشای تلویزیون: محل تماشای تلویزیون جایی است كه غذا می‏خورید. بررسی‏ها نشان داده است تماشای تلویزیون هنگام غذا خوردن موجب می‏شود نتوانید به مقدار غذایی كه می‏خورید توجه كنید. نتایج مطالعه‏ای كه در سال 2006 روی گروهی داوطلب انجام شد نشان داد افراد هنگام تماشای تلویزیون تندتر غذا می‏خورند. همچنین هنگام تماشای برنامه‏های تفریحی مصرف ماكارونی و پنیر تا 71 درصد بیشتر می‏شود. توصیه می‏شود تلویزیون را در نزدیكی میز غذاخوری قرار ندهید و هنگام غذاخوردن تلویزیون را خاموش كنید. بهترین محل تماشای تلویزیون جایی دور از آشپزخانه است كه حتی اگر هوس‌خوردن چیزی به سرتان زد مجبور شوید چند قدمی تا آشپزخانه راه بروید

ادامه مطلب

[ یک شنبه 30 آذر 1393  ] [ 3:50 AM ] - {سعید}

[ نظرات0 ]

باور های غلط درمورد همه چیز

به نوشته تك برگ؛ به گفته محققان و میكروب‏شناسان دانشگاه آریزونا، به طور متوسط در یك كاسه توالت حدود 3 میلیون میكروب وجود دارد. این میكروب‏ها می‏توانند تا 2 متر جابه‌جا شوند و روی زمین، دیوارها و روی مسواك قرار بگیرند. بهتر است مسواك را بیرون توالت در كابینت دارو یا یكی از كابینت‏های آشپزخانه نگهداری كنید.

برای كفش و دمپاییبدترین محل برای گذاشتن كفش و دمپایی كمد اتاق خواب است. راه رفتن در خانه با كفشی كه با آن بیرون خانه راه رفته‏اید، مهم‌ترین راه انتقال میكروب‏ها، مواد آلرژن و آلایندهها به داخل خانه است. بهتر است كفش‌‏ها را در قفسه یا كمد كوچكی در نزدیك‏ترین نقطه به در ورودی آپارتمان قرار دهید و با این كار از ورود آلودگی به خانه پیشگیری كنید.

برای خواببدترین محل برای خوابیدن زیر پتو است. موقع خواب به طور كامل زیر پتو نروید و پتو را روی سرتان نكشید. گرم شدن زیاد موجب می‏شود نتوانید خواب راحتی داشته باشید. هلن برگز، متخصص چرخه بیولوژیك از دانشگاه راش شیكاگو در این باره می‏گوید: «هنگام خواب به طور طبیعی دمای بدن كاهش پیدا می‏كند و این موضوع موجب می‏شود افراد خواب راحتی داشته باشند. در واقع بدن برای داشتن خواب راحت دما را از طریق دست‏ها و پاها از دست می‏دهد.» توصیه می‏شود هنگام خواب ابتدا برای اتساع رگ‏ها جوراب بپوشید بعد جوراب را درآورید و اجازه دهید پاهایتان از پتو بیرون باشد.

برای نگهداری باقیمانده غذا: بدترین محل برای گذاشتن باقیمانده غذا یخچال است. قرار دادن یك ظرف بزرگ غذای داغ به‌طور مستقیم در یخچال روش مناسبی برای سرد كردن غذا و پیشگیری از مسمومیت غذایی نیست. دكتر پیتر سیندر، محقق و استاد مدیریت و تكنولوژی در این باره می‏گوید: «در این صورت ممكن است برای كاهش دمای قسمت میانی غذا زمان زیادی لازم باشد و این محل به مكان مناسبی برای رشد و تكثیر باكتری‏ها تبدیل شود.» شما می‏توانید غذا را تا یك ساعت پس از پخت برای خنك شدن بیرون نگه دارید و سپس در یخچال قرار دهید. یا غذا را در ظروف كوچك‏تر بریزید و در یخچال قرار دهید، در این صورت غذا زودتر سرد می‏شود.

برای نصب برگه ‌یادآوری: بدترین محل برای چسباندن برگه یادآوری كارها، در یخچال است. چون شما وقتی می‏خواهید چیزی از یخچال بردارید سراغ آن می‏روید و ممكن است اصلا به برگه‏ای كه روی یخچال نصب كرده‏اید توجه نكنید. به عقیده روان‌شناسان، دیدن كمك ‏كننده است، اما به شرطی كه به آن توجه شود. در یك بررسی مشخص شد نصب تابلویی كه افراد را تشویق می‏كند به جای استفاده از آسانسور از پله استفاده كنند، موجب می‏شود افراد تا 200 درصد بیشتر از پله استفاده كنند. بهتر است برگه یادآوری كارها را در محلی كه به آن توجه می‏كنید مثلا كنار تلویزیون قرار دهید. نكته دیگر آن كه ذهن خیلی سریع به این محل عادت می‏كند و توصیه می‏شود هر چند وقت یك بار محل برگه‌های یادآوری را تغییر دهید

 

برای نشستن در هواپیما: بدترین جای نشستن در هواپیما انتهای سالن است. اگر در پروازهای هوایی حال‌تان بد می‏شود، انتهای سالن ننشینید. انتهای هواپیما از قسمت جلویی بلندتر است و هر چه از مركز دورتر شوید حركات بالا و پایین شدن را بیشتر احساس خواهید كرد. بهترین محل برای نشستن در هواپیما نزدیك‏ترین محل به بال‏هاست.

برای گذاشتن كیف‌دستیبدترین محل برای گذاشتن كیف دستی میز آشپزخانه است. كیف‌دستی شما وسیله حمل‌ونقل میكروب‏هاست. محققان در بررسی‏های خود در هر سانتی‏متر مربع از سطح كیف‌دستی و كیسه‏های خرید، 65 هزار باكتری مشاهده كرده‏اند. شاید باور نكنید، اما یك‌سوم كیف‌دستی‏ها و كیسه‏های خرید حاوی باكتری‏های مدفوعی بوده‏اند. خانم‏ها كیف‌شان را همه‌جا همراه خودشان می‏برند. با قرار دادن كیف روی میز رستوران، كف اتوبوس و ایستگاه مترو آلودگی‏ها روی آن قرار می‏گیرند. بهتر است كیف‌تان را در كشو یا روی صندلی و خلاصه هرجایی به جز جایی كه غذا تهیه یا خورده می‏شود قرار دهید.

برای ورزش در كلاس بدنسازی: بدترین محل برای ایستادن در كلاس‌های بدنسازی و ورزش، ردیف جلو و روبه‌روی آینه است. شاید به دلیل این‌كه خودتان را در آینه ببینید، جایتان را تغییر دهید، اما نتایج یك بررسی كه در سال 2003 انجام شده است، نشان داده است اگر خودتان را هنگام انجام تمرینات ورزشی نبینید، بهتر است. در این تحقیق، 58 زن كه شدت و نوع ورزش یكسانی داشتند، مورد بررسی قرار گرفتند و نتایج تحقیقات نشان داد آنهایی كه هنگام انجام تمرین‏های ورزشی خودشان را در آینه می‏دیدند در مقایسه با افرادی كه در اتاقی بدون آینه ورزش می‏كردند احساس بدتری نسبت به بدنشان داشتند. بهتر است جایی از كلاس را كه روبه‌روی آینه نباشد و در ضمن بتوانید تمرینات را به خوبی ببینید و تمركز داشته باشید، انتخاب كنید.

برای چراغ مطالعه: برخی افراد عادت دارند قبل از خواب مطالعه كنند و كتاب داستان بخوانند. بدترین محل تابیدن نور مطالعه شبانه بالای سر است. نتایج مطالعات نشان داده است نور مستقیم در بالای سر موجب تاخیر در ترشح ملاتونین و اخلال در خواب شبانه می‏شود. بهتر است یك نور موضعی ملایم را روی كتاب بتابانید. در این صورت شما می‏توانید كتاب بخوانید در حالی‌كه اتاق تاریك است و بدن‌تان می‏تواند برای خواب آماده شود.

 

برای گذاشتن داروها: بدترین محل برای نگهداری داروها حمام است. دمای یك حمام حاوی بخار به راحتی به 37 درجه سانتی‏گراد می‏رسد كه از دمای پیشنهادی برای نگهداری بیشتر داروها بالاتر است. بهترین محل برای نگهداری داروها جایی سرد و خشك مانند یخچال است

 

برای گذاشتن میوه‏ها تا قبل از شستن آنهابدترین جا برای گذاشتن میوه‏ها قبل از شستن، سینك آشپزخانه است. به گفته دكتر كلی رینولد ـ استاد میكروب‏شناسی دانشگاه آریزونا ـ سینك آشپزخانه بیشترین میزان میكروب را دارد و میزان آلودگی آن حتی از توالت بیشتر است. توصیه می‏شود میوه‏ها را در سبدی بگذارید و بدون این‌كه با سینك تماس داشته باشند آنها را بشویید. اگر میوه‏هایی مانند توت‌فرنگی و شاتوت كه بدون پوست كندن خورده می‏شوند، هنگام شستن در سینك افتاد آن را دور بیندازید و از خوردنش‌ صرف‌نظر كنید.

برای استفاده از هدفن: بدترین محل‏ها برای استفاده از هدفن هواپیما، قطار یا ایستگاه مترو است. هرچند شاید در ظاهر گوش دادن به موسیقی دلخواه از شنیدن سروصدای موجود در این محل‏ها بهتر باشد، اما بررسی‏ها نشان داده است استفاده از هدفن در محیط‏های پر سر وصدا احتمال بلندتر كردن صدا را بیشتر می‏كند. محققان دانشگاه هاروارد دریافته‏اند افراد در محیط‏های آرام صدا را در سطح ایمن‏تری تنظیم می‏كنند، اما وقتی صدای زمینه‏ای مانند سر و صدای سالن هواپیما به محیط اضافه می‏شود تا 80 درصد و تا 89 دسی بل صدا را بالا می‏برند. این میزان بلندی صدا در طولانی‌مدت می‏تواند در افراد آسیب شنوایی ایجاد كند. بهتر است در محل‏های پر سر و صدا از هدفن استفاده نكنید، هرچند در بررسی محققان دانشگاه هاروارد مشخص شد تنها 20 درصد افراد مورد مطالعه با بالا رفتن سر و صدای محیط استفاده از هدفن را كنار گذاشتند.

 

برای نگهداری از قهوه: كارشناس صنایع غذایی و استاد دانشگاه كلمسون در این باره می‏گوید: «هر بار كه آن را از یخچال یا فریزر بیرون می‏آورید دمای آن تغییر می‏كند و این موضوع روی طعم قهوه تاثیر می‏گذارد. درست مثل این‌كه یك فنجان قهوه را بارها و بارها بجوشانید.» دانه‏ها یا پودر قهوه را در قوطی‏های شیشه‏ای نیمه شفاف دردار ریخته و در كابینت آشپزخانه نگهداری كنید.

برای تماشای تلویزیون: محل تماشای تلویزیون جایی است كه غذا می‏خورید. بررسی‏ها نشان داده است تماشای تلویزیون هنگام غذا خوردن موجب می‏شود نتوانید به مقدار غذایی كه می‏خورید توجه كنید. نتایج مطالعه‏ای كه در سال 2006 روی گروهی داوطلب انجام شد نشان داد افراد هنگام تماشای تلویزیون تندتر غذا می‏خورند. همچنین هنگام تماشای برنامه‏های تفریحی مصرف ماكارونی و پنیر تا 71 درصد بیشتر می‏شود. توصیه می‏شود تلویزیون را در نزدیكی میز غذاخوری قرار ندهید و هنگام غذاخوردن تلویزیون را خاموش كنید. بهترین محل تماشای تلویزیون جایی دور از آشپزخانه است كه حتی اگر هوس‌خوردن چیزی به سرتان زد مجبور شوید


 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 30 آذر 1393  ] [ 3:49 AM ] - {سعید}

[ نظرات0 ]

باور های غلط ایرانیان

 وجود اینکه قرن 21 قرن فناوری و اطلاعات است اما برخی از دانستنیهای ایرانیان هنوز اطلاعاتی است که بسیاری از ان ها علاوه بر قدیمی بودن  یا به طور کامل رد شده یا صحت انها مورد تایید قرار نگرفته است.علاوه بر مردم این باور های غلط حتی به صدا و سیما و سایت ها و مجلات معتبر هم کشیده شده است که به کم اطلاعی مردم و هم چنین داشتن اطلاعات غلط دامن میزند که از جمله آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

 

در باور بسیاری از ایرانیان خوردن هویچ از ضعیف شدن چشم جلوگیری می کند اما این دانسته تاکنون تایید نشده است.

آپاندیس یک عضو بی اثر است در حالی که این کاملا غلط است و اپاندیس با داشتن لنفوسیت دارای نقش دفاعی است.

بسیاری فکر می کنند واحد های سازنده پروتئین یعنی اسید امینه ها 20 نوع هستند در حالی که نوع 21 هم تولید شده است.

به گفته صدا و سیما و بسیاری از مردم ایران از بزرگترین کشور های سد ساز دنیاست در حالی که در بسیاری از کشور های توسعه یافته جهان ساختن سد سال ها قبل متوقف شده است.

به گفته برخی ضد افتاب لک میاورد که کاملا غلط است.

یکی از باور های غلطی که در سایت های ایرانی به دلیل مسائل دینی به غلط ترویج داده شده است ضرر های خود ارضاعی است.اینکه این عمل باعث ضعف چشم زود انزالی و...است تاکنون تایید نشده است.

بسیاری فکر می کنند قد یک عامل ارثی است اما این دلیلی نمی شود که پدر و مادر کوتاه فرزند قد بلند نداشته باشند

اینکه در تعیین جنسیت فرزند خود پدر و مادر نقشی ندارد و این موضوع خدادادی است کاملا غلط است.

دین رسمی ایران قبل از ورود اسلام زرتشت بوده که نادرست است.در دوره های هخامنشی و مادها مردم ایران مذهب خاصی نداشتند.

بسیاری برای خواب راحت و فرار از نور در هنگام خواب به زیر پتو می روند که این امر نه تنها خواب اور نیست بلکه به دلیل کمبود هوا و گرم شدن بدن اختلال خواب ایجاد می شود

گذاشتن غذای داغ در یخچال نه تنها محل خوبی برای نگه داری نیست بلکه بدترین روش است.

بسیاری عقیده دارند برای جلوگیری از حالت تهوع در هنگام پرواز باید به ته هواپیما بروند که اشتباه است.زیرا انتهای هواپیما از جلوی ان بلندتر است.

اینکه گفته  می شود هنگام عطسه قلب 1دهم ثانیه می ایستد اشتباه است.درست این است که بگوییم ریتم ان تغییر می کند نه اینکه متوقف می شود

تصور اینکه همه سرطان ها شبیه هم هستند یا غیر قابل درمان و پیشگیری هستند نادرست است.

اینکه تلفن همراه باعث تومور مغزی می شود اثبات نشده است.

اینکه فقط زنان به سرطان سینه مبتلا می شوند نادرست است.در امریکا سالانه 2000 مرد به این سرطان مبتلا می شوند.

اینکه خوردن سرکه و ابلیمو باعث لاغری می شود رد شده است.

اینکه بسیاری فکر می کنند با نخوردن غذا لاغر می شوند اشتباه است.لازمه اصلی برای لاغری سوخت و ساز زیاد است.وقتی غذایی خورده نشود سوخت و سازی هم نیست.

اینکه کوتاه کردن مو باعث رشد سریع مو میشود عقیده ای غلط است.

کندن موی سفید باعث بیشتر شدن ان می شود یک افسانه است تا واقعیت.

اگر کسی مبتلا به ضعف چشم است و در عین حال از عینک استفاده نکند چشم او ضعیفتر می شود.این باور غلط است.چشم چه با عینک و چه بی عینک به ضعیف شدن ادامه می دهد

استفاده زیاد از تلویزیون و کامپیوتر باعث ضعف چشم می شود که نادرست است.

اینکه سونا باعث لاغری و بدنسازی در کودکی موجب کوتاهی قد خوردن تخم مرغ و آب باعث چاقی است همگی غلط است.

اینکه جرم گیری باعث ضعف مینای دندان می شود اشتباه است.

استفاده از شامپو های هر قدر گران در جلوگیری از ریزش مو اثر چندانی ندارند.

زدن عینک باعث وابستگی و گودی زیر چشم می شود یک عقیده غلط است.


ادامه مطلب

[ یک شنبه 30 آذر 1393  ] [ 3:48 AM ] - {سعید}

[ نظرات0 ]

تغییر باور های غلط

تغییر باورهای غلط

تغيير باورهاي منحرف در اذهان مردم(عوام و خواص) چگونه حاصل ميشود؟ سطح بندي اقدامات چگونه صورت پذير است؟

با سلام، تغيير باورهاي منحرف، مقوله اي وسيع و گسترده و داراي ابعاد فراوان مي باشد، بطور مثال؛ باورهاي منحرف در زمينه فرهنگي- ديني-اجتماعي – اخلاقي- سياسي و...
و در هر بعد و زمينه نيازمند راهكارها و اقدامات متفاوت مي باشد لذا تغيير باورهاي منحرف در اذهان مردم (عوام و خواص) كاري بس دشوار و زمان بر و مستلزم شناخت و آگاهي از دلايل بروز آن و سپس جلوگيري از آن مي باشد. و نياز به بحث هاي كارشناسي و آسيب شناسي فراواني دارد و عزم جدي را مي طلبد. از آنجا كه اين مركز در حوزه پاسخ به شبهات ديني فعاليت دارد لذا در زمينه دلايل بروز انحرافات باورهاي ديني و راههاي تغيير آن مطالبي را به اجمال ارائه مي نماييم:
عدم تزكيه نفس وبعضي ضعفهاي اعتقادي وعملي وحب دنيا ورياست، سبب مي شود كه مشكلاتي بروز كند.
دلايل متعددى را مى‏توان براى آن نام برد كه به دو دسته‏عوامل درونى و عوامل بيرونى تقسيم مى‏شوند:
الف) عوامل درونى يا داخلى:
1- مقدم داشتن عادات فكرى و عاطفى‏بر منطق و حقيقت و اسلام ناب و اصيل.
2- برخى رفتارها و اقدامات ناشايسته بعضى افراد كه ظاهرى مذهبى دارند ولى در حقيقت عمل درست‏دينى نداشته و موجب پيدايش تعارض و شكاف بين گفتار و عمل از ديدگاه مردم گشت .
3- برخوردهاى نامطلوب و ناصحيح و همراه با زياده‏روى و افراط بعضى از افراد مذهبى دلسوز در مقابله با ناهنجارى‏ها و منكرات در جامعه موجب بدبينى‏به عموم افراد مذهبى و ايجاد باورهاي منحرف شد.
4- كم‏كارى برخى از افراد مذهبى در نشان دادن چهره واقعى و محبت‏آميز اسلام و برطرف نمودن ديدگاه منفى ايجاد شده درعمل.

ب ) عوامل بيرونى يا محيطى: 
1- تحول نسل در جامعه و به صحنه آمدن نسل جديدى كه باورها و يافته‏هاى آنان با افرادمذهبى متفاوت است فقدان برنامه‏اى جامع و همه جانبه براى تربيت آموزش و توجيه آنان و نيز بى‏توجهى و يا كم‏توجهى به ايجاد تغييرات‏اساسى و ريشه‏اى در نگرش خانواده‏ها به اصول و آداب تربيت نسل نومنجر به اين شكاف شده است.
2- رشد و رواج ‏ابزارهاى جديد اطلاع‏رسانى و تبليغات در سطح جهان در دهه اخير و تشديد تلاش ابر قدرت استعمارى آمريكا براى نفوذ و رواج فرهنگ منحط آمريكايى در جهان موجب تغيير جو كلى فرهنگى در سطح جهان شده به‏گونه‏اى باعث افول ارزش‏ها و شكاف ميان دو قشر مذهبى و غيرمذهبى شده است (شكاف سنت و مدرنيته).
3- وجود تمايلات نفسانى انسان و وسوسه‏هاى نفس اماره براى گريز از محدوديت‏هاى شرعى و ارتكاب‏شهوات و لذات.
4- سازماندهى تهاجم فرهنگى توسط دشمنان نظام‏اسلامى براى تضعيف اسلام و ارزش‏هاى اعتقادى ترويج و اشاعه دنياطلبى تبليغ مستمر و گسترده سكولاريسم و لائيسيسم نفى‏آرمان‏گرانى تحريك غرائز شهوانى حمله مستمر به مبانى ارزش و پايه‏هاى‏اعتقادى اشاعه چهره‏اى غيرواقعى و زشت و خشن از اسلام تبليغ و ترويج تضاد ميان اسلام و آزادى سوء استفاده از نارسايى‏ها معضلات و ضعفهاى‏مديريتى و اجرايى براى حمله و هجوم به ماهيت اسلام و قوانين الهى ايجادروحيه يأس و نااميدى در مردم با ترويج غيرقابل اجرا بودن ارزش‏هاى والاى الهى در جامعه تبليغ و ترويج ناكارآمد بودن تئورى حكومت دينى‏و تضعيف فرهنگ اسلامى و مبانى عقيدتى و اشاعه اين نظريه كه دين متعلق به گذشته است. در حالي كه دين و معنويت و به ويژه اسلام -كه دين تحريف نايافته است- مطلوب همه صاحبان خرد و مصلحت‏انديشان براى دنيا و دورانديشان براى آخرت مى‏باشد. اما آنچه موجب انحراف باورهاي ديني مى‏شود از يك سو جامه دين را وارونه بر تن كردن است و از سوى ديگر خواسته‏هاى نابجاى برخى و ناهنجارى عاطفى و روانى آنان و بى‏بند و بارى و گرفتارى در انواع دام‏هاى شيطانى شيطان‏صفتان و... موجب شده كه بسيارى به سستى و فساد و راحتى و سودجويى و... روى آورند و التزام به دين و چارچوب‏هاى دينى را مزاحم خود ببينند. چنان كه در قرآن كريم درباره مهمترين عامل روى‏گردانى از توحيد و معاد آمده است: بل يريد الانسان ليفجر امامك، بلكه انسان مى‏خواهد راه فساد را پيش روى خود باز كند. به همين جهت براى جلوگيرى از انحرافات ديني هم بايد دين واقعى را شناخت و هم بايد عمل به دين و دورى از فساد و گناه در جامعه به عنوان ارزش تلقى شود و نبايد آن روزى كه فرهنگ جامعه به جايى برسد كه درآمدهاى از هر راه را زرنگى و توانمندى به شمار آورند و لذت‏هاى به هر صورت را نياز طبيعى جوانان و عامل رفع افسردگى‏ها بدانند!!
5. روند تغيير ارزش‏ها؛ پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران باز سازي كشور، مدلي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي در پيش گرفته شد كه اين مدل موجب بروز تضادهاي ارزشي و فاصله گرفتن جامعه از شاخص‏هاي مطلوب گرديد؛ به گونه‏اي كه توسعه، نتايجي از قبيل تغيير ارزش‏ها را نيز در پي داشت. توضيح اينكه اقدامات اقتصادي ـ نظير تغيير نرخ ارز و تورم ـ موجب كاهش درآمد واقعي و قدرت خريد مردم گرديد. همچنين با ابزار مختلف (واردات، تبليغات، مراكز تجاري و ...) فرآيند قوي توليد نياز در مردم، در پيش گرفته شد. در نتيجه سطح نيازهاي غالب مردم بالاتر از سطح درآمدشان قرار گرفت و مردم در ارضاي نيازهايشان, با موانع اساسي روبه رو شدند. از آنجا كه درآمد واقعي نيز كاهش يافت، دستيابي به درآمد بيشتر و پول بيش از حد معمول، با ارزش شد. از طرف ديگر، عواملي مانند نمايش ثروت قشر بالا و تسهيلاتي كه براي قشر بالا فراهم آمد، گرايش بارز مديران دولتي به تجملات و ظواهر و تغيير فضاي كل جامعه، موجب شد كه مردم ارزش‏هاي جديد را تأييد شده (هنجار) و جست‏وجوي پول براي ارضاي نيازهاي جديد را درست و مشروع ببينند! بنابراين پول‏جويي به ارزش غالب تبديل شد و حداقل در مورد بيشتر كساني كه پول و درآمدشان كم بود و كفاف ارضاي نيازهايشان را نمي‏داد، ارزش‏هاي ديگر را تحت‏الشعاع قرار داد. در نتيجه اين فرآيندها، ارزش‏هاي اجتماعي، از سنتي به سوي مدرن، از ساده زيستي به تجمل، از كمك و همياري و ايثار و گذشت براي جامعه به سودجويي فردي و از ارزش قناعت به ارزش ثروت و از انسجام به فردگرايي و از ارزش دين و خدا به ارزش پول و دنيا حركت كرده‏اند.( نگ: فرامرز رفيع‏پور، توسعه و تضاد، فصل 4 ـ 8 ـ 3؛ آناتومي جامعه، ص 522 )
6. مشكلات پس از انقلاب (مانند جنگ و توجه به مسائل امنيتي و دفاعي و...) كه نتيجه طبيعي آن، فقدان برنامه‏ريزي‏هاي دقيق و كارشناسي شده نظير تهيه نقشه جامع فرهنگي، اسلامي شدن دانشگاهها و... براي نهادينه سازي و تثبيت ارزش‏ها و معارف اسلامي است. و تبليغات سوء دشمنان و ايجاد و القاي شبهه دربارة دين كه گاهي بي‏پاسخ مانده و در ذهن برخي جاي گرفته است.
7. روش‏هاي نادرست در آموزش ديني در دوران كودكي و نوجواني؛ برخي از رفتارها و برخوردهاي ناصحيح و مخالف شرع در بيان احكام شرعي، موجبات بدبيني عده‏اي از افراد ـ به خصوص جوانان ـ را فراهم آورده است. حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب بارها خطر اين گونه افراد را متذكر شده، در اين خصوص مي‏فرمايد: «معناي تحجر آن است كه كسي كه مي‏خواهد از مباني اسلام و فقه اسلام براي بناي جامعه استفاده كند، به ظواهر احكام اكتفا كند و نتواند كشش طبيعي احكام و معارف اسلامي را ـ در آنجايي كه قابل كشش است ـ درك كند و براي نياز يك ملت و يك نظام و يك كشور ـ كه نياز لحظه به لحظه است ـ نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارائه بدهد. اين بلاي بزرگي است». (روزنامه جمهوري اسلامي, 17/3/1376 )
8. ضعف و سستي بنيان‏هاي ديني در برخي از خانواده‏ها كه منجر به عدم تربيت و پروش صحيح جوانان شده است.
9. گرايش به سوي تمايلات و هواهاي نفساني، خواسته‏هاي نا به جاي برخي و ناهنجاري عاطفي و رواني آنان و بي‏بند و باري و گرفتاري در انواع دام‏هاي شيطاني و...
10. ضعف بينش و نداشتن آگاهي درست از ماهيت دين و نقش و كاركرد آن در تأمين سعادت دنيوي و اخروي انسان. .
11. عملكرد منفي و نامطلوب بعضي از دستگاه‏هاي فرهنگي و ميدان دادن به افراد و عناصر غير معتقد به نظام اسلامي، و ترويج فرهنگ غربي از سوي آنان.
12. وجود شبهات اعتقادي و سياسي و مانند آن در سطح جامعه.
پيشگيرى از انحراف ديني يا درمان آن - عبارت است از: 1. تقويت بعد شناختى جوانان نسبت به آموزه‏هاى دينى؛ 2. اصلاح يا تغيير شناخت‏هاى قبلى از دين؛ 3. معرفى دين به عنوان برنامه زندگى؛ 4. عملياتى كردن دين در همه ابعاد زندگى؛ 5. معرفى عوامل انحراف. افزون بر آنچه گذشت توجه دادن جوانان به نكات زير بسيار مفيد است: 1. تفهيم اينكه معنويت و رابطه با خداوند، بايد از طريق عمل به آموزه‏هاى دينى باشد و رابطه با او به روزهاى سخت زندگى محدود نمى‏شود، بلكه تجلى كامل ارتباط با خدا، در همه فراز و نشيب‏هاى زندگى قابل مشاهده است. 2. شيوه‏هاى صحيح ارتباط با خدا را با استفاده از معارف ناب دينى و سيره عملى دين باوران واقعى ارائه دهيم؛ شيوه‏هايى كه هم از طريق عقل و هم از راه عشق، مى‏تواند انسان را به حقيقت مطلق واصل كند. (مجموعه مقالات اولين همايش نقش دين در بهداشت روان، 


 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 30 آذر 1393  ] [ 3:48 AM ] - {سعید}

[ نظرات0 ]

شاد بودن که دلیل نمیخواهد
یکی از بزرگترین اشتباهات ما در تلاش برای شاد کردن این است که بسیاری از ما با امیدی واهی و اشتباه بر تغییر شرایط تمرکز می‌کنیم و انتظار داریم این تغییرات شادمانی را برایمان به ارمغان بیاورد. متأسفانه این افراد با رسیدن به این خواسته‌ها تنها شادمانی زودگذری را تجربه می‌کنند
آدمهای شاد، زمان زیادی را برای خوش بینی، شکرگزاری، تمرین مهربانی، رسیدگی به روابط محبت‌آمیز، متعهد شدن به اهداف پرمفهوم، بهره بردن از لذت‌های کوچک زندگی و امثال آن صرف می‌کنند. اما هیچوقت در کارهای دیگران دخالت نمی‌کنند فراموش کنید دیگران چه می‌کنند. نگاه نکنید که چه دارند و چه هستند. هیچ کس وضعیت بهتری نسبت به شما ندارد چون کسی نمی‌تواند کاری را به خوبی شما انجام دهد. 

شما در مسیر خودتان قدم می‌زنید. گاهی‌اوقات یکی از دلایل اینکه با ناامنی دست و پنجه نرم می‌کنیم این است که شرایط پشت صحنه خودمان را با شرایط ظاهری دیگران مقایسه می‌کنیم. به جای اینکه به صدای خودمان گوش دهیم، به صدای دنیا گوش می‌دهیم. پس دست از مقایسه کردن بردارید! به صدای درونی خودتان گوش دهید و فکرتان به کار خودتان باشد. بهترین آرزوها و بزرگترین اهدافتان را نزدیک به قلبتان نگه دارید و هر روز برای آنها وقت بگذارید. از تنها راه رفتن نترسید و از لذت بردن از آن نهراسید. نگذارید نادانی، ناراحتی یا منفی‌بافی کسی اجازه ندهد بهترین خودتان باشید. کاری را انجام دهید که می‌دانید برای شما بهتر است چون وقتی با آرامش درونی روی یک کار خوب تمرکز می‌کنید، هیچ چیز نمی‌تواند شما را متزلزل کند.
 
برای شادی خود به افراد و اتفاقات متکی نباشید

ناراحتی در شکاف بین چیزی که الان داریم و چیزی که فکر می‌کنیم لازم داریم قرار می‌گیرد. اما حقیقت این است که لازم نیست که برای راضی و شاد بودن چیز بیشتری نسبت به آنچه الان داریم به دست بیاوریم. برای شاد بودن نیاز به اجازه هیچ کس دیگری نداریم. زندگی شما فوق‌العاده است نه به این دلیل که کسی این را می‌گوید، بلکه به این دلیل که چیز تازه‌ای به دست آورده‌اید. بخاطر اینکه تصمیم گرفته‌اید که اینطور باشد. انتخاب همیشه با خودتان است که زندگی کنید و تجربه کنید.

به محض اینکه آدم‌ها و چیزهای دیگر را برای شادی‌تان مسئول نکنید، احساس شادی بیشتری خواهید کرد. اگر الان ناراحتید، تقصیر کس دیگری نیست. خودتان باید مسئولیت کامل ناراحتی خود را بر عهده بگیرید و خیلی سریع توانایی برای شادتر شدن را به دست خواهید آورد. دست از آماده کردن موقعیتی که باعث شادی‌تان شود بردارید. فقط کافی است که عظمتی که در این لحظه از آن شما شده است را دریافته و شکرگزار آن باشید و خیلی زود موقعیت‌های عالی و مناسب برایتان فراهم خواهد شد.

یکی از بزرگترین اشتباهات ما در تلاش برای شاد کردن این است که بسیاری از ما با امیدی واهی و اشتباه بر تغییر شرایط تمرکز می‌کنیم و انتظار داریم این تغییرات شادمانی را برایمان به ارمغان بیاورد. متأسفانه این افراد با رسیدن به این خواسته‌ها تنها شادمانی زودگذری را تجربه می‌کنند

مهم نیست در شادمانی و افسردگی کجا هستیم، باید یاد بگیریم برای داشتن یک زندگی شاد، باورهای اشتباه درباره موضوع شادی را بشناسیم، نخستین گام برای تجربه شادی شناخت باورهای غلط است. این باورها از گذشته با ما عجین و در میان دوستان و اقوام و اطرافیان ما رایج شده است.

سه مورد از مهم‌ترین این باورها عبارتند از:
 
باور شماره 1

نخستین باور اشتباه درباره شادمانی این است که فکر می‌کنیم شادی را باید پیدا کنیم چون فکر می‌کنیم شادی جایی دور از دسترس ما قرار دارد و ما خود را باید به آنجا یا آن مکان برسانیم به شرطی که همه چیز خوب پیش برود مثلاً با عشق واقعی‌مان ازدواج کنیم، شغل رویایی مان را صاحب شویم یا خانه‌ای مجلل بخریم. وقت‌تان را با انتظار کشیدن هدر ندهید اگر امروز شاد نیستید باید بدانید که دلیل این موضوع به نداشتن کنترل در زندگی‌تان بر‌می‌گردد پس باید کنترل امور را در دست بگیرید و خودتان وارد عمل شوید تا بتوانید فردایی شادتر را برای خود بسازید. اگر بخواهیم 40 درصد شادمانی را در زندگی‌مان داشته باشیم که مربوط به فعالیت‌های ارادی مااست باید بدانیم که نیاز داریم استراتژی‌های درستی برای بالا بردن کیفیت زندگی مان داشته باشیم.

باور شماره 2

یکی دیگر از باورهای اشتباه این است که اگر شرایط مان تا حدودی تغییر کند زندگی‌مان نیز تغییر کرده و شادتر خواهیم بود این یک تله فکری است و این‌گونه می‌توان آن را توصیف کرد «من انسان شادی می‌شوم اگر...» یا «من فقط هنگامی شادتر خواهم بود که...» بیشتر ما چنین طرز فکری داریم و فکر می‌کنیم شادمانی گذشته مان درگرو شرایطی بوده که هرگز نمی‌توانیم آن را دوباره به دست بیاوریم. مطمئناً این شرایط به زمانی بر می‌گردد که ما خیلی آماده نبودیم بنابراین باید این را بدانیم عوامل شادی در گذشته و آینده ما همواره هست. این ما هستیم که باید از آنها بخوبی بهره ببریم. در پژوهش‌ها نیز اثبات شده است که تغییر در شرایط هر اندازه هم مثبت باشد تأثیر ناچیزی بر بهزیستی مان خواهد داشت.

باور شماره 3

شما شادی را یا دارید یا ندارید. این باور که ما افرادی شاد یا غمگین متولد می‌شویم، بسیار فراگیر است بسیاری از ما بویژه آنهایی که خیلی شاد نیستند باور داریم که ناراحتی‌مان ژنتیکی است و در مورد آن کاری از دست‌مان برنمی‌آید. اما تحقیقات دانشمندان اثبات کرده است که ما می‌توانیم بر عوامل ژنتیکی غلبه کنیم. یکی از بزرگترین اشتباهات ما در تلاش برای شاد کردن این است که بسیاری از ما با امیدی واهی و اشتباه بر تغییر شرایط تمرکز می‌کنیم و انتظار داریم این تغییرات شادمانی را برایمان به ارمغان بیاورد. متأسفانه این افراد با رسیدن به این خواسته‌ها تنها شادمانی زودگذری را تجربه می‌کنند.


 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 30 آذر 1393  ] [ 3:47 AM ] - {سعید}

[ نظرات0 ]

ایرانیان سالیانه چقدر خرج فالگیری میکنند؟
رمال ها و فالگیرها از لحاظ روانشناسی زرنگ هستند، می دانند چه چیزی را کی بگویند و در برابر واکنش ها چطور عمل کنند که طرف سرخورده نشود و راه پیشگویی شان را نبندد. چرا که یکی از مهم ترین عوامل موفقیتشان این است که از لابه لای حرف های انسان و از ری اکشن هایش، چیزهایی که می خواهند بگویند را در بیاورند.
پنجاه هزار تومان می دهی، آینده و گذشته را برایت بازگو می کنند که هیچ، درمان سرطان، وصال عاشقان و حل مشکلات را نیز برای آدمی انجام می دهند. محبت در دل شوهر می کارند، برای دختران جوان شوهر و برای پسران بیکار، کار پیدا می کنند. در بساطشان برای هر مشکلی تعویذی دارند اما جالب اینکه خود غرق مشکلاتند و تعویذشان برای خود آن ها کارساز نیست.

زمانی در کنار خیابان می نشستند، یا اتاقکی در خانه شان داشتند، حال با پیشرفت تکنولوژی تلفنی و اینترنتی اقدام به فالگیری می کنند، بعضی هایشان فرصت را از دست نمی دهند و حتی از اپلیکیشن های موبایلی برای کسب و کار خود استفاده می کنند.

گرایش ایرانیان به سمت خرافات و فالگیری و رمالی روز به روز بیشتر می شود، بی سواد و تحصیل کرده، برای فالگیری از همدیگر سبقت می گیرند. دختر جوان گوشی را بر می دارد، آن طرف گوشی نیز زنی است، دختر می گوید: پسر جوانی به من علاقمند است و اکنون با هم ارتباط داریم آیا بگذارم به خواستگاری ام بیاید؟ زن جوان که با فال چای می خواهد آینده دختر را بگوید بعد از کمی مکث که نشان دهنده سر کشیدن چای است می گوید: پسر خوبی است، عاشق توست ولی فردا نمی تواند زندگی راحتی برایت فراهم کند، کمی صبر کن و نگذار پسر عاشق با خانواده ات صحبت کند و فعلاً رابطه دوستانه تان را ادامه دهید.

این گونه است که خانم فالگیر زندگی دو نفر را به سمت دیگری خارج از قاعده شرعی و عرفی آن هدایت می کند، پولش را قبل از تماس برایش انتقال داده بود. این یک داستان نبود، ماجرای واقعی بود که مشابه آن هر روز در گوشه و کنار این سرزمین اتفاق می افتد. تلخی ماجرا اینجاست که دختر قصه ما کارشناسی ارشد دارد، بیش از یک و نیم دهه در مدارس و دانشگاه ها و کانون خانواده تعلیم و تربیت شده، آخر سر زندگی و آینده خود را با خرافات به مسیر نامعلومی بکشاند.

رمال ها و فالگیرها از لحاظ روانشناسی زرنگ هستند، می دانند چه چیزی را کی بگویند و در برابر واکنش ها چطور عمل کنند که طرف سرخورده نشود و راه پیشگویی شان را نبندد. چرا که یکی از مهم ترین عوامل موفقیتشان این است که از لابه لای حرف های انسان و از ری اکشن هایش، چیزهایی که می خواهند بگویند را در بیاورند.

سعی می کند از چیزهای کلی بگوید و همین کلی گویی باعث می شود کسی که برایش فال می گیرند و اعتقاد هم دارد، در ذهنش بگردد و تعمیمش بدهد به کسی یا چیزی. آینده ای که حدس می زند چیز خارق العاده ای نیست.

نگاهی به چرخه فالگیری که بیاندازیم متوجه می شویم که با وجود تلاش های بسیار برای حذف این پدیده باز هم شاهد گسترش آن در میان اقشاری از مردم جامعه هستیم؛ مردمانی که در ابتدا به دلیل باورهای غلط و کم آگاهی به سمت فال رفته بودند اما حالا با قشر تحصیل کرده ای روبرو هستیم که به دلیل ناآگاهی و کمی هم با رضایت قلبی به این سمت گرایش پیدا می کنند و نه تنها بی سواد نیستند بلکه از سواد لازم برای استفاده از اینترنت برخوردار هستند و نمی توان به آن ها بی سواد گفت.

وزارت بهداشت اعلام کرده است 10 درصد جمعیت کشور طی یک سال نزد افراد غیرمتخصص و بی صلاحیت مانند دعانویس، رمال و... رفته اند. آمارها نشان می دهد در تحقیقی که توسط دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی تهران شمال در مورد سطح گرایش دختران دانشجو به خرافات انجام شده، مشخص شده است 68 درصد از دختران در فاصله سنی 18 تا 26 سال دست کم یک بار به فالگیر مراجعه کرده اند،50 درصد نیز چند بار مراجعه کرده اند و 83 درصد از دانشجویان حرف های فالگیران را تصدیق کرده و با اعتقاد به سراغ آن ها رفته اند.

در یکی از پژوهش های صورت گرفته با بررسی جمعیت 15 تا 64 سال مشاهده شده است 10 درصد جمعیت کشور در طول یک سال گذشته به دعانویس، رمال، و... رجوع کرده اند. در این مطالعه ملی سه هزار روان شناس در سطح استان ها و شهرستان های کشور مشارکت داشته اند و هشت هزار نفر مورد بررسی قرار گرفته اند. این آمار به وضوح نشان می دهد بیش از هفت و نیم میلیون نفر ایرانی در آن سال به جادوگران کوپنی مراجعه کرده اند که سه چهارم آن ها یعنی بیش از پنج میلیون نفرشان، تحصیل کرده هستند. (آرمان، 24 فرودین 93)

آمارها نشان می دهد برخی فالگیرها مشتریان دائمی و حتی بین چهار تا شش میلیون تومان، درآمد ثابت ماهانه دارند. در حال حاضر طبق اعلام سایت مرکز آمار جمعیت کشور حدود 77 میلیون و 750 هزار و 669 میلیون نفر است. طبق اعلام پژوهش صورت گرفته، هفت میلیون و 750 هزار نفر به فالگیران و رمالان مراجعه می کنند. گرچه این روزها واقعیت نشان می دهد که چیزی بیشتر از ده درصد از ایرانیان به فالگیران مراجعه می کنند.

رییس پلیس آگاهی استان تهران و البرز سال 90 در مورد مبلغی که رمالان از مردم می گیرند گفته بود : بر حسب میزان شهرت و مقبولیت، رمالان مبالغی بین 20 هزار تا 300 هزار تومان دریافت و در برخی موارد مبالغ قابل توجهی تا سقف پنج میلیون تومان نیز دریافت می کنند. (روزنامه شرق شماره 1273 ) با احتساب همان مراجعه ده درصد ایرانیان در سال به جادوگران، و با فرض اینکه به طور میانگین هر فرد (با در نظر گرفتن دفعات دیگر مراجعه به همان رمال یا رمال دیگر) پنجاه هزار تومان تقدیم این فالگیران و رمالان بکند، ایرانیان سالانه 387 میلیارد و 500 میلیون تومان از درآمد خود را به جیب رمالان و فالگیران سرازیر می کنند. این فقط ضرر مادی این مراجعه نحس است.

بسیاری از فالگیران و رمالان مرد، با رضایت و یا زور اقدام به تعرض به زنان می کنند. سال گذشته زن 29 ساله ای نزد مأموران پلیس استان خراسان رضوی مراجعه و داستان تجاوز به خود را این گونه تشریح کرد: «... چند روز بعد وقتی طبق قرار قبلی به ملاقات مرد رمال رفتم او گفت مرا طلسم کرده اند و او باید از طلسم شکن استفاده کند اما باید دعا را روی تنم بنویسد. من با این کار مخالفت کردم و گفتم حاضر نیستم او به من دست بزند. مرد رمال وقتی این حرف را شنید داد و فریاد راه انداخت و بعد در حالی که چاقویی در دست داشت من را تهدید کرد. هیچ کس به غیر از ما دو نفر در آن خانه نبود و صدای کمک خواهی ام به جایی نمی رسید برای همین شروع به گریه و التماس کردم اما آن مرد بدون توجه به وضع روحی خرابی که داشتم به من تعرض کرد.»

رمال ها به بهانه نوشتن دعای حل مشکلات و دعای گشایش بخت بر روی بدن زنان با زعفران و گلاب به آنان تعرض می کنند که در بیشتر مواقع به دلیل فرهنگ حاکم بر جامعه و اشتباه زنان، این تجاوز مخفی باقی می ماند و ان زن و یا دختر باید تا آخر عمر ماجرای تجاوزی به خود را در سینه نگه دارد که عواقب آن در صحنه های دیگر زندگی بروز می کند.

نیروی انتظامی نیز زیاد کاری به این افراد ندارد و مزاحم کسب و کارشان نمی شود. از نگاه قانون، هرگونه اقدام به رمالی و جن گیری و فالگیری جرم محسوب می شود و مطابق بند 18 ماده 3 آیین نامه قانون مصوب سال 1324 کسانی که از طریق رمالی و پیشگویی در مغازه و منزل اقدام به فریب مردم نمایند و این کار را به عنوان کسب و پیشه خود قرار دهند، مرتکب جرم شده و قانون بــرای ایــن افـراد زندان و جزای نقدی پیش بینی کرده است. این افـراد بـا فـالـگـیـری و رمالی مرتکب کلاه برداری نیز شوند، علاوه بر مـجـازات ذکر شده به عنوان کلاه بردار نیز تحت تعقیب قضایی قرار می گیرند.

نیروی انتظامی اما غافل از کلاه برداری این افراد است و برخوردی با ان ها انجام نمی دهد، با 110 نیز تماس بگیری و اقدامات این افراد را تشریح کنی و آدرس بدهی، فقط چشمی پشت گوشی می گویند و تلفن را می گذارد. از اقدامات بعد از چشم خبری نیست، آن چشم نیز برای این است که تلفن 110 توسط واحد حفاظت ضبط می گردد وگرنه چشم، پیگیری می کنیم نیز در کار نبود.

سید محمد تقی محصل همدانی، حقوقدان، در زمینه مجرمانه خواندن فعالیت های فالگیران، رمالان و کف بینان معتقد است: از آنجا که این اعمال فعالیت های مجرمانه ای هستند خود به اعمال مجرمانه دیگری از قبیل رابطه نامشروع، طلاق، قتل، ضرب و جرح و... دامن می زنند، اما برای تعیین معیار جرم این افراد باید دید که پیامد و نتیجه نهایی چنین عملی با کدام یک از مصادیق جرم در قانون مطابقت دارد تا این تبعات به فراخور نوع جرم ارتکابی مستوجب کیفر و مجازات افراد خاطی شود.

وی می گوید : از آنجا که این افراد به فالگیری خیابانی می پردازند، به امور واهی پرداخته و مردم را مـی تـرسانـنـد یا به امور غیرواقعی امیدوار می کنند، می توانند به عنوان کلاه بردار تحت تعقیب قرار گیرند و حتی اگر کارشان در سطح گسترده ای باشد، باعث اخلال در امنیت روحی و روانی خانواده ها خواهد شد. (خبر آنلاین، 22 اردیبهشت 90)

جامعه شناسان فقر فرهنگی و اقتصادی را در گسترش این پدیده موثر می دانند؛ دکتر محمد علیزاده، جمعیت شناس در ارتباط با، پدیده تقدیرگرایی و فال بینی می گوید: در رشد پدیده فالگیری فقر اقتصادی و فرهنگی به صورت توأمان دیده می شود. به محض این که ناکامی ها بیشتر می شود و فرد نمی تواند به زنـدگـی دلـخـواه خـود دسـت یـابد، می رود به سمت پدیده هایی که از عقلانیت به دورند، مانند فالگیری و رمالی و پیشگویی. از این رو شاهدیم که گروه های کم سواد، فقیر و قشرهای کم درآمد بیشتر در قبال این پدیده آسیب پذیرند (خبر آنلاین، 22 اردیبهشت90)

دکتر شیوا دولت آبادی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در این باره می گوید: وقتی انسان با باور حل مسائل و مشکلاتش به سراغ مرجعی مثل یک فالگیر می رود و احساس تلقین پذیری شدید را با خود حمل می کند، میزان تأثیرپذیری اش بیشتر می شود و طوری رفتار می کند که به او القا شده است؛ در حالی که بخش بزرگی از این تأثیرپذیری را خود شخص و باور درونی او ساخته است. وقتی فالگیر به زن می گوید، همسرت دوستت دارد! به واسطه انگیزه و امیدی که در قلب او شکل می دهد بر رفتارهای او دست کم تا آینده ای نزدیک تأثیر می گذارد و نتیجه مسائل هم به شکل بهتری پیش خواهد رفت! اما سابقه طولانی طالع بینی، پای فال را به قانون هم کشانده است.

دکتر قرایی مقدم، جامعه شناس، عوامل اجتماعی را در روی آوردن افراد به خرافات موثر می داند و می گوید: وقتی که افراد جامعه توانایی برآورده کردن نیازها و خواسته هایشان را از لحاظ فکری، اقتصادی و اجتماعی یا خواسته های قلبی خود از قبیل ازدواج، طلاق و ... را ندارند به خرافات و فال و فالگیری روی می آورند. او می افزاید: در مشرق زمین و در کشورهای فقیر که افراد نمی توانند به امیال و خواسته های خود در حالت واقعی برسند و از سوی دیگر مسئولان نیز توانایی برآورده کردن خواسته های مردم را ندارند، گرایش به خرافه، فال و فالگیری بیشتر می شود و هر قدر مردم از طبقات پایین تر اجتماع و فقیرتر باشند، بیشتر به رمل و نخود و اسطرلاب و ... روی می آورند.

ادامه مطلب

[ یک شنبه 30 آذر 1393  ] [ 3:45 AM ] - {سعید}

[ نظرات0 ]

باور های غلط در مورد مغز انسان
اگر سلول‌ها عصبی آسیب دیده و یا از دست رفته باشد دیگر رشد نمی‌کنند اما در مورد سیناپس‌ها و نوون‌ها مغز می‌تواند مسیر جدیدی را برای نورون‌ها ایجاد کند. بنابراین بعد از آسیب دیدن، مغز می‌تواند خود را دوباره بازسازی کند و ارتباطاتش را دوباره ایجاد کند.
باورهای غلطی غلط درباره مغز وجود دارد که برخی از آن‌ها از سال‌ها قبل مطرح شده و هنوز به عنوان یک موضوع واقعی به آن پرداخته می‌شود اما محققان اعلام کردند که این باور‌ها هیچکدام صحت ندارند. 
 
مغز یکی از شگفت انگیز‌ترین ارگان‌ها در بدن است. مغز کنترل مرکزی سیستم عصبی، راه رفتن، صحبت کردن، تنفس، تفکر و سایر کارهایی که ما انجام می‌دهیم را به عهده دارد. سیستم مغز بسیار پیچیده است که متشکل از حدود ۱۰۰ میلیارد نورون است. 

پس از هزاران سال مطالعه و درمان جنبه‌های مختلف مغز هنوز هم بسیاری از جنبه‌های آن ناشناخته و مرموز باقی مانده است. پیچیدگی بسیار زیاد مغز و رمز و رازی که در آن وجود دارد سبب شده است تا انسان‌‌ها تصورات و شایعات زیادی را در مورد آن به راه بیندازند که بسیاری از این شایعات به مروز زمان به حقایقی تبدیل شده است که همگان آن را باور کرده‌اند. در ادامه چند افسانه رایج در مورد مغز انسان که درست نیستند و رواج پیدا کرده‌اند، را با هم مرور می‌کنیم. 
 
اولین باور غلط این است که ما تنها از ۱۰ درصد ظرفیت مغز استفاده می‌شود 
 
اگر شما جزء کسانی هستید که به این باور اعتقاد دارید، بهتر است به این هم فکر کنید که بقیه مغزتان به چه دردی می‌خورد. اینکه هر فردی تنها از ۱۰ درصد مغزش استفاده می‌‌کند یکی از رایج‌ترین خرافاتی است که در مورد مغز وجود دارد. علاوه بر دست کم ۱۰۰ بیلیون رشته عصبی که در مغز دائما مشغول به فعالیت هستند، بخش‌های مختلف مغز که هر کدام یک حرکت و رفتار را کنترل می‌‌کنند نیز، همیشه مشغول فعالیتند. اسکن‌های MRI مغزی انجام شده به وضوح نشان می‌دهد که حتی طی انجام کارهای نسبتا معمولی مثل صحبت کردن، راه رفتن، گوش دادن به موسیقی، تقریبا تمام نواحی مغز فعال هستند. مغز حدودا ۲۰ درصد انرژی بدن را مصرف می‌کند. اگر قرار بود چنین بخش بزرگی از منابع انرژی ما توسط چنین بخش کوچکی از مغز مصرف شود، طی میلیون‌ها سال فرگشت صاحب چنین مغزهای بزرگی نمی‌شدیم. 
 
دومین باور غلط آن است که مغز آسیب دیده نمی‌تواند خود را التیام بخشد
 
صدمه به مغز چیزی بسیار ترسناک است. مغز بسیار شکننده و مستعد ابتلا به بسیاری از صدمات است. صدمه به مغز می‌تواند در نتیجه یک تصادف یا یک عفونت ایجاد شود. آسیب شدید به این معنی است که مغز دچار آسیب گسترده شده است آسیب‌های شدید مغزی تقریبا غیر قابل برگشت و دائمی هستند. اگر سلول‌ها عصبی آسیب دیده و یا از دست رفته باشد دیگر رشد نمی‌کنند اما در مورد سیناپس‌ها و نوون‌ها مغز می‌تواند مسیر جدیدی را برای نورون‌ها ایجاد کند. بنابراین بعد از آسیب دیدن، مغز می‌تواند خود را دوباره بازسازی کند و ارتباطاتش را دوباره ایجاد کند. مغز شما در حال حاضر هم درحال بازسازی دوباره است. 
 
سومین باور غلط این است که بعد از بریده شدن سر مغز هنوز فعال باقی می‌ماند 
 
در یک دوره از تاریخ جدا کردن سر از بدن یکی از راه‌های اعدام بود. بسیاری از کشور‌ها از این روش استفاده می‌کردند و استفاده از گیوتین به دلیل مرگ سریع بسیار انسانی به نظر می‌آمد. 
 
اگر سر از بدن جدا شود آیا قادر به دیدن یا سایر حرکات حتی برای چند ثانیه خواهد بود؟ شاید این مفهوم اولین بار در طول انقلاب فرانسه ظاهر شد. در ۱۷ جولای ۱۷۹۳، زنی به نام شارلوت کوردی (Charlotte Corday) به جرم ترور Jean-Paul Marat روزنامه نگار و سیاستمدار معروف محکوم به اعدام با گیوتین شد. بعد از اعدام شارلوت یکی از دستیاران جلاد سر او را برداشت و به آن سیلی زد. به گفته شاهدان شارلوت با اخم به صورت مرد نگاه کرد. بعد از این اتفاق مردن از تکان دادن چشم و چشمک زدن تا ۳۰ ثانیه بعد از اعدام صحبت می‌کردند. 

اما به گفته دکتر هارولد هیلمن (Harold Hillman) رفتارهایی که از اعضای صورت بر می‌‌خیزد، نه از روی آگاهی بلکه عکس العمل‌های ماهیچه‌های بدن است و در واقع حرکتی کنترل شده وجود ندارد. بنابراین به محض اینکه ارتباط مغز با قلب قطع شود مغز به حالت کُما فرو رفته و می‌ می‌رد. این حالت نیز تنها ۲ تا ۳ ثانیه طول می‌ کشد و آن قدر سریع است که هیچ کس متوجه آن نخواهد شد. 
 
چهارمین باور اشتباه این است که مغز انسان بزرگ‌ترین مغز است 
 
حیوانات زیادی وجود دارند که کارهایی شبیه اعمال انسان‌ انجام می‌‌دهند که رفتارهایی همچون پیدا کردن راه حلی برای مشکلات، هوشیاری و نشان دادن احساسات به یکدیگر از جمله آن هاست. در حالی که هنوز ارائه دادن مدارک برای اثبات آنکه انسان‌ باهوش ‌ترین حیوانات است، ادامه دارد، اما آنچه بدیهی است آن است که انسان باهوش ‌ترین مخلوقات است. 
 
از آنجایی که معمولا بسیاری از افراد تصور می‌‌کنند که باهوش بیشتر به معنای مغز بزرگ‌تر است، ممکن است تصور شود که مغز انسان‌ اندازه بزرگ تری نسبت به سایر مخلوقات دارد. اما این درست نیست. یک مغز معمولی به طور میانگین ۱ کیلو و ۳۶۱ گرم وزن دارد. دلفین که باهوش ‌ترین حیوانات است، مغزی به وزن ۵/۱ کیلو دارد، اما وال نوزاد که میزان هوش او از دلفین بسیار کمتر است، مغزی به وزن ۷ کیلو و ۸۰۰ گرم دارد. سگ‌ها و اورانگوتان‌ها که حیوانات نسبتا باهوشی هستند نیز مغزهای کوچکی دارند که نشان می‌دهد اندازه مغز با میزان هوش ارتباطی ندارد. 
 
پنجمین باور غلط یادگیری از طریق ضمیر ناخودآگاه است 
 
رسانه‌های گروهی بوسیله هیجانات مفرطی که از طرق مختلف تولید می‌کنند به نوعی مخاطب خود را هیپنوتیزم کرده و سپس حرف اصلی خویش را به او تلقین می‌کنند. این نیز یکی از تلقیناتی است که از طریق رسانه‌ها ایجاد شده است. بنابراین هیچگونه یادگیری از طریق ضمیر ناخودآگاه تایید نمی‌شود. 
 
ششمین باور نادرست وقتی چیزی یاد می‌‌گیرید مغزتان چین می‌‌خورد
 
وقتی به اینکه مغزتان چه شکلی دارد می‌‌اندیشید احتمالا به جسمی نسبتا کوچک فکر می‌‌کنید که خاکستری رنگ است و سطح آن را چین و چروک‌‌های بسیاری پوشانده است. آنچه حقیقت دارد آن است که هر چه سن بالا‌تر می‌‌رود تا به بلوغ نزدیک شود، مغز اندازه بزرگ تری پیدا می‌ کند. برای اینکه مغز در جمجمه جا بگیرد، به مرور زمان به طور خودکار در خود جمع می‌شود تا در کاسهٔ سر جا بگیرد. اگر تمامی چین و چروک‌‌های مغز را باز کنیم مغز به اندازه یک روبالشی بزرگ خواهد شد و تنها این نکته قطعی است که شکل مغز هر فردی با فرد دیگر تفاوت ‌هایی خواهد داشت. با وجود این اطلاعات مطمئن باشید که با هوش بالا‌تر، چین و چروک‌های مغز شما بیشتر نمی‌ شود و از‌‌ همان زمان ابتدای تولد این چروک‌‌ها وجود داشته و باقی خواهد ماند. 
 
هفتمین باور غلط گوش کردن به موسیقی سبب افزایش هوش می‌شود
 
حتما شما هم شنیده ‌اید که اگر به موسیقی کلاسیک گوش کنید مغزتان فعالیت بیشتری کرده و حتی ممکن است باهوش ‌تر شوید و تمرکز بیشتری پیدا کنید. زنان باردار زیادی هستند که برای باهوش به دنیا آمدن فرزندانشان ساعت ‌ها به موسیقی کلاسیک گوش می‌ کنند و انتظار فواید زیادی از آن دارند. اما این تصور از کجا آغاز شد؟ سال ۱۹۵۰ یک پزشک گوش و حلق و بینی به نام آلبرت توماتیس ادعا کرد که گوش کردن به موسیقی موتزارت می‌ تواند به افرادی که دچار مشکلات شنوایی هستند کمک کند. سال‌ها بعد و در دهه ۱۹۹۰ چندین دانشجو در دانشگاه کالیفرنیا حدود ۱۰ دقیقه به موتزارت گوش کردند و سپس تست هوش دادند. آمار بالا رفتن جواب‌‌های آن‌ها تا ۸ درصد بود که سبب شد این فرضیه قوت بیشتری گرفته و به مدرکی تائید شده تبدیل شود. اما خیلی زود یکی از استادان دانشگاه کالیفرنیا ادعا کرد گوش دادن به موسیقی موجب شده است که عکس العمل دانش آموزان بهتر و پاسخ‌های آن‌ها دقیق ‌تر شود و این کار هرگز نتوانسته است قابلیت هوشی آن‌ها را بالا ببرد. موضوعی که وجود دارد آن است که قطعا گوش دادن به موسیقی کلاسیک مانند موتزارت هیچ آزار و صدمه‌‌ای به شما نخواهد رساند، ولی هرگز باعث باهوش شدن شما هم نخواهد شد. 
 
آخرین باور غلط رنگ مغز است 
 
آیا تا کنون به رنگ مغز فکر کرده‌اید؟ شاید نه، مگر اینکه در زمینه پزشکی فعالیت می‌کنید. ما رنگ‌های رنگین کمان را در بدن خود در خون، بافت، استخوان و سایر مایعات جاری در بدن داریم. اما شما ممکن است مغز درون شیشه را در کلاس یا تلویزیون دیده باشید که معمولا به رنگ یکدست خاکستری، سفید و یا حتی زرد است. در واقعیت مغز زنده‌ای که درون جمجه قرار دارد دارای فقط رنگ خالص خاکستری، سفید، قرمز و یا سیاه نیست و ترکیبی از این رنگ هاست. مانند بسیاری از افسانه‌ها در مورد مغز، این مورد نیز صحیح نیست. درست است که مغز شما از سلول‌های خاکستری ساخته شده اما به رنگ خاکستری نیست. اگرچه سلول‌های خاکستری تنها سلول‌های تشکیل دهنده مغز نیستند و مغز علاوه بر سلول‌های خاکستری از سلول‌های سید و نورون‌ها نیز ساخته شده است. بنابراین مغز خاکستری نیست!

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 30 آذر 1393  ] [ 3:43 AM ] - {سعید}

[ نظرات0 ]