تغییر باور های غلط

تغییر باورهای غلط

تغيير باورهاي منحرف در اذهان مردم(عوام و خواص) چگونه حاصل ميشود؟ سطح بندي اقدامات چگونه صورت پذير است؟

با سلام، تغيير باورهاي منحرف، مقوله اي وسيع و گسترده و داراي ابعاد فراوان مي باشد، بطور مثال؛ باورهاي منحرف در زمينه فرهنگي- ديني-اجتماعي – اخلاقي- سياسي و...
و در هر بعد و زمينه نيازمند راهكارها و اقدامات متفاوت مي باشد لذا تغيير باورهاي منحرف در اذهان مردم (عوام و خواص) كاري بس دشوار و زمان بر و مستلزم شناخت و آگاهي از دلايل بروز آن و سپس جلوگيري از آن مي باشد. و نياز به بحث هاي كارشناسي و آسيب شناسي فراواني دارد و عزم جدي را مي طلبد. از آنجا كه اين مركز در حوزه پاسخ به شبهات ديني فعاليت دارد لذا در زمينه دلايل بروز انحرافات باورهاي ديني و راههاي تغيير آن مطالبي را به اجمال ارائه مي نماييم:
عدم تزكيه نفس وبعضي ضعفهاي اعتقادي وعملي وحب دنيا ورياست، سبب مي شود كه مشكلاتي بروز كند.
دلايل متعددى را مى‏توان براى آن نام برد كه به دو دسته‏عوامل درونى و عوامل بيرونى تقسيم مى‏شوند:
الف) عوامل درونى يا داخلى:
1- مقدم داشتن عادات فكرى و عاطفى‏بر منطق و حقيقت و اسلام ناب و اصيل.
2- برخى رفتارها و اقدامات ناشايسته بعضى افراد كه ظاهرى مذهبى دارند ولى در حقيقت عمل درست‏دينى نداشته و موجب پيدايش تعارض و شكاف بين گفتار و عمل از ديدگاه مردم گشت .
3- برخوردهاى نامطلوب و ناصحيح و همراه با زياده‏روى و افراط بعضى از افراد مذهبى دلسوز در مقابله با ناهنجارى‏ها و منكرات در جامعه موجب بدبينى‏به عموم افراد مذهبى و ايجاد باورهاي منحرف شد.
4- كم‏كارى برخى از افراد مذهبى در نشان دادن چهره واقعى و محبت‏آميز اسلام و برطرف نمودن ديدگاه منفى ايجاد شده درعمل.

ب ) عوامل بيرونى يا محيطى: 
1- تحول نسل در جامعه و به صحنه آمدن نسل جديدى كه باورها و يافته‏هاى آنان با افرادمذهبى متفاوت است فقدان برنامه‏اى جامع و همه جانبه براى تربيت آموزش و توجيه آنان و نيز بى‏توجهى و يا كم‏توجهى به ايجاد تغييرات‏اساسى و ريشه‏اى در نگرش خانواده‏ها به اصول و آداب تربيت نسل نومنجر به اين شكاف شده است.
2- رشد و رواج ‏ابزارهاى جديد اطلاع‏رسانى و تبليغات در سطح جهان در دهه اخير و تشديد تلاش ابر قدرت استعمارى آمريكا براى نفوذ و رواج فرهنگ منحط آمريكايى در جهان موجب تغيير جو كلى فرهنگى در سطح جهان شده به‏گونه‏اى باعث افول ارزش‏ها و شكاف ميان دو قشر مذهبى و غيرمذهبى شده است (شكاف سنت و مدرنيته).
3- وجود تمايلات نفسانى انسان و وسوسه‏هاى نفس اماره براى گريز از محدوديت‏هاى شرعى و ارتكاب‏شهوات و لذات.
4- سازماندهى تهاجم فرهنگى توسط دشمنان نظام‏اسلامى براى تضعيف اسلام و ارزش‏هاى اعتقادى ترويج و اشاعه دنياطلبى تبليغ مستمر و گسترده سكولاريسم و لائيسيسم نفى‏آرمان‏گرانى تحريك غرائز شهوانى حمله مستمر به مبانى ارزش و پايه‏هاى‏اعتقادى اشاعه چهره‏اى غيرواقعى و زشت و خشن از اسلام تبليغ و ترويج تضاد ميان اسلام و آزادى سوء استفاده از نارسايى‏ها معضلات و ضعفهاى‏مديريتى و اجرايى براى حمله و هجوم به ماهيت اسلام و قوانين الهى ايجادروحيه يأس و نااميدى در مردم با ترويج غيرقابل اجرا بودن ارزش‏هاى والاى الهى در جامعه تبليغ و ترويج ناكارآمد بودن تئورى حكومت دينى‏و تضعيف فرهنگ اسلامى و مبانى عقيدتى و اشاعه اين نظريه كه دين متعلق به گذشته است. در حالي كه دين و معنويت و به ويژه اسلام -كه دين تحريف نايافته است- مطلوب همه صاحبان خرد و مصلحت‏انديشان براى دنيا و دورانديشان براى آخرت مى‏باشد. اما آنچه موجب انحراف باورهاي ديني مى‏شود از يك سو جامه دين را وارونه بر تن كردن است و از سوى ديگر خواسته‏هاى نابجاى برخى و ناهنجارى عاطفى و روانى آنان و بى‏بند و بارى و گرفتارى در انواع دام‏هاى شيطانى شيطان‏صفتان و... موجب شده كه بسيارى به سستى و فساد و راحتى و سودجويى و... روى آورند و التزام به دين و چارچوب‏هاى دينى را مزاحم خود ببينند. چنان كه در قرآن كريم درباره مهمترين عامل روى‏گردانى از توحيد و معاد آمده است: بل يريد الانسان ليفجر امامك، بلكه انسان مى‏خواهد راه فساد را پيش روى خود باز كند. به همين جهت براى جلوگيرى از انحرافات ديني هم بايد دين واقعى را شناخت و هم بايد عمل به دين و دورى از فساد و گناه در جامعه به عنوان ارزش تلقى شود و نبايد آن روزى كه فرهنگ جامعه به جايى برسد كه درآمدهاى از هر راه را زرنگى و توانمندى به شمار آورند و لذت‏هاى به هر صورت را نياز طبيعى جوانان و عامل رفع افسردگى‏ها بدانند!!
5. روند تغيير ارزش‏ها؛ پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران باز سازي كشور، مدلي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي در پيش گرفته شد كه اين مدل موجب بروز تضادهاي ارزشي و فاصله گرفتن جامعه از شاخص‏هاي مطلوب گرديد؛ به گونه‏اي كه توسعه، نتايجي از قبيل تغيير ارزش‏ها را نيز در پي داشت. توضيح اينكه اقدامات اقتصادي ـ نظير تغيير نرخ ارز و تورم ـ موجب كاهش درآمد واقعي و قدرت خريد مردم گرديد. همچنين با ابزار مختلف (واردات، تبليغات، مراكز تجاري و ...) فرآيند قوي توليد نياز در مردم، در پيش گرفته شد. در نتيجه سطح نيازهاي غالب مردم بالاتر از سطح درآمدشان قرار گرفت و مردم در ارضاي نيازهايشان, با موانع اساسي روبه رو شدند. از آنجا كه درآمد واقعي نيز كاهش يافت، دستيابي به درآمد بيشتر و پول بيش از حد معمول، با ارزش شد. از طرف ديگر، عواملي مانند نمايش ثروت قشر بالا و تسهيلاتي كه براي قشر بالا فراهم آمد، گرايش بارز مديران دولتي به تجملات و ظواهر و تغيير فضاي كل جامعه، موجب شد كه مردم ارزش‏هاي جديد را تأييد شده (هنجار) و جست‏وجوي پول براي ارضاي نيازهاي جديد را درست و مشروع ببينند! بنابراين پول‏جويي به ارزش غالب تبديل شد و حداقل در مورد بيشتر كساني كه پول و درآمدشان كم بود و كفاف ارضاي نيازهايشان را نمي‏داد، ارزش‏هاي ديگر را تحت‏الشعاع قرار داد. در نتيجه اين فرآيندها، ارزش‏هاي اجتماعي، از سنتي به سوي مدرن، از ساده زيستي به تجمل، از كمك و همياري و ايثار و گذشت براي جامعه به سودجويي فردي و از ارزش قناعت به ارزش ثروت و از انسجام به فردگرايي و از ارزش دين و خدا به ارزش پول و دنيا حركت كرده‏اند.( نگ: فرامرز رفيع‏پور، توسعه و تضاد، فصل 4 ـ 8 ـ 3؛ آناتومي جامعه، ص 522 )
6. مشكلات پس از انقلاب (مانند جنگ و توجه به مسائل امنيتي و دفاعي و...) كه نتيجه طبيعي آن، فقدان برنامه‏ريزي‏هاي دقيق و كارشناسي شده نظير تهيه نقشه جامع فرهنگي، اسلامي شدن دانشگاهها و... براي نهادينه سازي و تثبيت ارزش‏ها و معارف اسلامي است. و تبليغات سوء دشمنان و ايجاد و القاي شبهه دربارة دين كه گاهي بي‏پاسخ مانده و در ذهن برخي جاي گرفته است.
7. روش‏هاي نادرست در آموزش ديني در دوران كودكي و نوجواني؛ برخي از رفتارها و برخوردهاي ناصحيح و مخالف شرع در بيان احكام شرعي، موجبات بدبيني عده‏اي از افراد ـ به خصوص جوانان ـ را فراهم آورده است. حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب بارها خطر اين گونه افراد را متذكر شده، در اين خصوص مي‏فرمايد: «معناي تحجر آن است كه كسي كه مي‏خواهد از مباني اسلام و فقه اسلام براي بناي جامعه استفاده كند، به ظواهر احكام اكتفا كند و نتواند كشش طبيعي احكام و معارف اسلامي را ـ در آنجايي كه قابل كشش است ـ درك كند و براي نياز يك ملت و يك نظام و يك كشور ـ كه نياز لحظه به لحظه است ـ نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارائه بدهد. اين بلاي بزرگي است». (روزنامه جمهوري اسلامي, 17/3/1376 )
8. ضعف و سستي بنيان‏هاي ديني در برخي از خانواده‏ها كه منجر به عدم تربيت و پروش صحيح جوانان شده است.
9. گرايش به سوي تمايلات و هواهاي نفساني، خواسته‏هاي نا به جاي برخي و ناهنجاري عاطفي و رواني آنان و بي‏بند و باري و گرفتاري در انواع دام‏هاي شيطاني و...
10. ضعف بينش و نداشتن آگاهي درست از ماهيت دين و نقش و كاركرد آن در تأمين سعادت دنيوي و اخروي انسان. .
11. عملكرد منفي و نامطلوب بعضي از دستگاه‏هاي فرهنگي و ميدان دادن به افراد و عناصر غير معتقد به نظام اسلامي، و ترويج فرهنگ غربي از سوي آنان.
12. وجود شبهات اعتقادي و سياسي و مانند آن در سطح جامعه.
پيشگيرى از انحراف ديني يا درمان آن - عبارت است از: 1. تقويت بعد شناختى جوانان نسبت به آموزه‏هاى دينى؛ 2. اصلاح يا تغيير شناخت‏هاى قبلى از دين؛ 3. معرفى دين به عنوان برنامه زندگى؛ 4. عملياتى كردن دين در همه ابعاد زندگى؛ 5. معرفى عوامل انحراف. افزون بر آنچه گذشت توجه دادن جوانان به نكات زير بسيار مفيد است: 1. تفهيم اينكه معنويت و رابطه با خداوند، بايد از طريق عمل به آموزه‏هاى دينى باشد و رابطه با او به روزهاى سخت زندگى محدود نمى‏شود، بلكه تجلى كامل ارتباط با خدا، در همه فراز و نشيب‏هاى زندگى قابل مشاهده است. 2. شيوه‏هاى صحيح ارتباط با خدا را با استفاده از معارف ناب دينى و سيره عملى دين باوران واقعى ارائه دهيم؛ شيوه‏هايى كه هم از طريق عقل و هم از راه عشق، مى‏تواند انسان را به حقيقت مطلق واصل كند. (مجموعه مقالات اولين همايش نقش دين در بهداشت روان، 


 



[ یک شنبه 30 آذر 1393  ] [ 3:48 AM ] - {سعید}

[ نظرات0 ]