مصباح الهدی
اللهم عجل لولیک الفرج
قالب وبلاگ

امام حسن مجتبى -عليه السلام- ميفرمايند :
براى دنيايت چنان كار كن كه گويى براى هميشه در اين دنيا خواهى بود .
و براى آخرتت نيز چنان سعى و تلاش كن كه گويى فردا از دنيا خواهى رفت .
• تحف العقول ، ص٤٠٨ ، ح٢٠ •

[عکس: 10356155_728056240580134_4619379880201815695_n.jpg]


ادامه مطلب

[ سه شنبه 18 آذر 1393  ] [ 8:11 PM ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

بسم الله الرحمن الرحیم

دگرگونی ارزش ها

چرا پس از پیامبر(ص) به تدریج ارزش ها و آرمان های اسلامی رنگ باختند و دگرگون شدند؟ پاسخ این پرسش نیاز به شناخت یک نکته تربیتی و دقت در اوضاع آن روزگار دارد. همان گونه که روان شناسان گفته اند: تربیت کاری تدریجی است. پیامبر اسلام (ص) برای تربیت انسان ها و تثبیت ارزش های اسلامی تلاش بسیار کردند. امّا ده سال برای تربیت مردمی که درست بر ضدّ این خصوصیات بار آمده بودند زمان خیلی کمی بود. درست است که مردم اسلام را پذیرفته بودند، اما هنوز نتوانسته بودند ارزش های جاهلی را به کلّی فراموش کنند و ارزش های الهی را با جان و دل بپذیرند به ویژه که بسیاری از مسلمانان پس از فتح مکّه و در سال هشتم هجری به اسلام گرویده بودند و پیامبر نیز دو سال پس از آن از این جهان رحلت کرده بودند.

نخستین نشانه های احیای ضدّ ارزش ها در جریان سقیفه بنی ساعده سر بر آورد. کسانی که از اصحاب و یاران نزدیک رسول خدا(ص) به شمار می آمدند سخنانی را به پیامبر نسبت دادند که بسیار شگفت انگیز بود. با این که آن بزرگوار در بسیاری از جاها از جمله در آخرین سفر خود که از مکّه برمی گشت، به صراحت فرموده بودند که: تفاوتی بین عرب و عجم، بین غلام حبشی و سید قرشی نیست. امّا به ناگاه در سقیفه اعلام شد که آن حضرت فرموده اند: الائمة من قریش . (ملل و نحل، شهرستانی، ص24) که این نسبت با صراحت قرآن که می فرماید : ان اکرمکم عندالله اتقاکم و سخنان آن بزرگوار ناسازگار است. بنابراین سقیفه بنی ساعده نخستین گامها در جهت احیای ارزش های جاهلی بود. اما چون دین داری بسیاری از مردم قوی بود و هنوز مردم آلوده به دنیا و جلوه های آن نشده بودند این جریان خیلی نمود پیدا نکرد. ولی این وضعیت چندان دوام پیدا نکرد. امت اسلامی هر روز از مسیری که پیامبر معیّن کرده بودند دورتر و دورتر می شدند. عوامل زیادی زمینه ساز این وضعیت بودند؛ از باب نمونه به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:

جدایی مردم از اهل بیت علیه السلام

انحراف رهبری از مسیری که پیامبر(ص) معین کرده بود و انزوای علی علیه السلام به مدّت 25 سال یکی از مسائلی است که زمینه را برای دگرگونی ارزش ها فراهم ساخت. چون در جامعه ای که پیامبر(ص) خطوط کلّی آن را ترسیم کرده بود، آشناسازی مردم با دین و ارزش های آن یکی از مناصب اهل بیت علیه السلام بود. که این نقش با انزوای علی علیه السلام و منع از ترویج احادیث نبوی از آن ها گرفته شد. با این وضعیت مردم برای این که رفتار خود را با اسلام راستین و ارزش های آن هماهنگ کنند دچار مشکل شدند. متأسفانه در جهت حلّ این مشکل نه تنها اقدامی نشد که اقداماتی در جهت عکس آن صورت گرفت. مسلمانان برای شناخت احکام دین به ابوهریره ها و کعب الاحبارها ارجاع شدند.

نقل حدیث و فضائل اهل بیت علیه السلام ممنوع شد، از باب نمونه، بنا به نقل ابن الحدید، معاویه به کارگزارانش نوشت: هر کس چیزی در فضیلت ابوتراب و خاندانش روایت کند خونش هدر است. مالش حرمت ندارد ( شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج11، ص44 ) معاویه به این کار نیز قانع نشد، دستور داد تا احادیثی در نکوهش علی علیه السلام جعل کنند و نیز دستور داد که همه در منبرها باید به علی علیه السلام لعن کنند ( شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج13، ص222 ـ 220 ) . افزون براین در بخشنامه ای نوشت: انظروا الی من قامت علیه البیّنة انّه یحب علیّا و اهل بیته فامحوه من الدیوان و اسقطوا اعطائه و رزقه ؛ هر که را که ثابت شد از دوستان و شیعیان علی و اولاد او است اسم او را از دیوان قلم بکشید و حقوق و مزایای او را قطع کنید . ( شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ص45 )

و در بخشنامه دیگری، یادآور شد هر کس را احتمال دادید از دوستان اهل بیت است زیر شکنجه قرار دهید و خانه اش را خراب کنید . ( شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ص45 ) معاویه حکومت بصره و کوفه را به زیاد ابن ابیه که پیش از آن از شیعیان علی علیه السلام به شمار می آمد داد و او چون به خوبی شیعیان را می شناخت دست و پای بسیاری از آنان را قطع کرد و به چشم های آنان میل کشید و بسیاری از آنان را تبعید کرد و یا کشت تا جایی که شخص مشهوری از آنان باقی نماند.

در اثر تبلیغات معاویه، لعن و نفرین به علی علیه السلام از بزرگترین عبادت ها به شمار می آمد به گونه ای که اگر شخصی آن را در نماز فراموش می کرد قضای آن را به جا می آورد. معاویه با شیوه یاد شده تلاش می کرد که مردم را از اهل بیت علیه السلام جدا کند تا در نتیجه اسلام و ارزش های آن فراموش شود و اسلام اموی جایگزین آن گردند. از این روی هر کس در برابر این دستورات می ایستاد مورد آزار و اذیت باند اموی قرار می گرفت.

کوتاهی خواص در عمل به تکلیف

کوتاهی و سستی خواص از ادای تکلیف و انجام وظیفه یکی از عوامل زمینه ساز رویداد عاشورا است. نقش خواص در تحولات و دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی از مسائلی است که تردیدی در آن نیست. بر همین اساس رهبر معظم انقلاب خواص را یکی از عوامل بسیار تأثیرگذار در تحولات تاریخ می دانستند و در رویداد عاشورا این تحلیل را ارائه کردند که اگر خواص جبهه حقّ، تسلیم جلوه های دنیا نگردند و دین را فدای دنیا نکنند و به موقع از حق حمایت کنند، هیچ گاه جامعه اسلامی دچار وضعیت زمان امام حسین علیه السلام نخواهد شد و شاهد واقعه تلخی چون عاشورا نخواهد بود.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین


ادامه مطلب

[ سه شنبه 18 آذر 1393  ] [ 8:08 PM ] [ افشین ] [ نظرات 1 ]

آیت الله العظمی شیخ محمد تقی بهجت در حاشیه قرآن شخصی خود دستور عمل زیبایی را نوشته بودند که در ادامه می خوانید:

هر کس در بین الطلوعین یعنی بین فجر کاذب و فجر صادق ( ۵ دقیقه قبل از اذان صبح تا ۵ دقیقه بعد از اذان) این ذکر را بگوید هر حاجتی داشته باشد برآورده میشود ولو اگر تشرف به خدمت امام زمان (عج) باشد:

صلوات (۱۴ بار)

یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی (۴۰ بار)

صلوات (۱۴ بار)


ادامه مطلب

[ شنبه 15 آذر 1393  ] [ 2:18 PM ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
پریشانی گیسوان بادها بی‌قراری یکپارچه دریاها تبداریِ‌زمین ناگهان اربعین کاروان زخم و اسارت از راه می‌رسد و بغض چهل روزه خود را روی خاک سوخته پهن می‌کند. کربلایی از خون‌های همیشه تازه روایت می‌شود. مرثیه نیز پا به پای کاروانیان، خود را به دشت آلاله‌های پر پر رسانده است و هر سو که می‌نگرد، یا تصویر تیر و نیزه شکسته است یا حکایت سوزناک عمود آهنین. عاشورا دیگربار ورق می‌خورد؛ خون و چکاچک شمشیرها و بی‌آبیِ دریادلان. کاروان غمبارِ اربعین از دیار سراسرْ آشوبگری یزید و از ناسپاسی‌هایِ پر عذاب شام رسیده است. این قافله با خطبه‌های اشک بر لب، همه عاشورائیان خود را آورده است به جز رقیّه(س) که نامش رباعی‌گونه در شام باقی ماند و درخشید. باقی ماند تا مثنوی‌ها پیشِ مظلومیتش برای همیشه الکن باشند. اربعین یعنی آه‌هایِ از سفر بازگشته؛ یعنی داغ‌های به موطن رسیده. اربعین گلستانِ ثمردهی اشک‌های عاشورا است. سوختنِ آخرین قطره فرات در آرزوی لب‌های عبّاس(ع) است. تکرار تنهایی‌های زینب(س) است که در کربلا و عصر عاشورا تولد یافت. به‌راستی مقام اربعین با انبوهی از این اندوه‌ها کمتر از عاشورا نیست و قلم‌های ما هرگز نمی‌توانند آن‌گونه که باید به سوگ بنشینند. این قلم‌ها که هیچ سطری از تشنگیِ مردان خورشید را نچشیده و منظومه بلند آوارگی را همراهی نکرده و از خارستان‌های ناتمام و گستاخ عبور نکرده‌اند، چگونه خواهند توانست به منزلتِ اربعین دست پیدا کنند؟ قلم‌ها تنها می‌توانند حوالیِ نام و یاد اربعین، چند قطره‌ای اشکِ «واویلا» بریزند. و دلتنگِ نوشتن از تنهاییِ خودشان باشند. هر اربعین که می‌آید، واژه‌ها تنها می‌توانند سینه‌زنان کنار گریه‌های ظریف جابر بنشینند. جابر، زائر دلسوخته اربعین است که پس از مصافحه با پیامبر(ص)، همان دست‌ها را به تبرّک تربت حسین(ع) کشاند. هر اربعین که بیاید، قلم‌ها با حزن‌آلودترین لحظه‌هایشان هر چقدر هم که بکوشند، «یا حسین»‌هایِ جانسوز جابر را و آن حجم فراق را درک نمی‌کنند، چه برسد به خون‌گریه‌های زینب(س).
ادامه مطلب

[ جمعه 14 آذر 1393  ] [ 10:03 AM ] [ افشین ] [ نظرات 1 ]

امـام صـادق علیه السلام :
هنـگامی که نماز صبـح را خواندیــد ، اول صبـح در پـی روزی بشتابیــد
و بــه جستجوی حلال برخیزیــد که حتما خداونــد شمـا را
روزی خواهد داد و یاریتـان خواهد کــرد .
• کافی،ج5،ص79 •

[عکس: 1501489_662007110518381_1130778611_o.jpg]


ادامه مطلب

[ سه شنبه 4 آذر 1393  ] [ 10:03 PM ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

تسلط بر نفس/ علامه طباطبایی

هرشب قبل از خواب اگر توانستید سور مسبحات یعنی سوره حدید ، حشر، صف، جمعه و تغابن را بخوانید اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید


کنترل زبان از گناه/ ملامحسن فیض کاشانی

مداومت بر استغفار (لااقل روزی 100 مرتبه )


حل مشکل/ میرزا جواد تبریزی

حدیث شریف کساء ، مصداق بارز توسل به مقام شامخ اهل البیت (ع) است .آن را بخوانید که مضامین آن بسیار عالی است.



توفیق/شیخ مجتبی قزوینی خراسانی

خوب است مومن جهت توفیق ،آیة الکرسی را روزی ده مرتبه در حالی که دست برروی قلب گذاشته باشد ، بخواند.


ازدیاد رزق / سید هاشم حداد

برای رزق سوره «والذریات » خیلی موثر است .


ادامه مطلب

[ دوشنبه 3 آذر 1393  ] [ 7:22 PM ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]

پنج ماه از شهادت ابراهیم گذشت. هر چه مادر از ما می پرسید : چرا ابراهیم مرخصی نمی آید ؟ ما به بهانه های مختلف بحث را عوض می کردیم و می گفتیم :

الان عملیاته فعلا نمی تونه بیاد و ..... خلاصه هر روز چیزی می گفتیم.

تا اینکه یکبار مادر آمده بود داخل اتاق روبروی عکس ابراهیم نشسته و اشک می ریخت. جلو آمدم گفتم: مادر چی شده؟!

گفت : من بوی ابراهیم را حس می کنم ابراهیم الان توی این اتاقه! همینجاست و .....

وقتی گریه اش کمتر شد گفت : من مطمئنم که ابراهیم شهید شده است .آخه ابراهیم دفعه آخر خیلی فرق کرده بود!

چند روز بعد دوباره جلوی عکس ابراهیم ایستاده بود و گریه میکرد بالاخره مجبور شدیم دایی را بیاوریم و حقیقت را به مادر بگوییم.

آن روز حال ایشان بد شد و ناراحتی قلبیشان شدیدتر به طوریکه در سی سی یو بستری گردید.

سال های بعد وقتی مادر را به بهشت زهرا می بردیم بیشتر دوست داشت به قطعه چهل و چهار برود.

به یاد ابراهیم کنار قبر شهدای گمنام می نشست و حرف دلش را با شهدای گمنام می گفت.

شادی ارواح طیبه شهدا صلوات


ادامه مطلب

[ دوشنبه 3 آذر 1393  ] [ 7:21 PM ] [ افشین ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

مصباح الهدی برنامه ای برگرفته از قرآن و اهل بیت (ع) برای زندگی سعادتمندانه به شما می دهد
نویسند وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 179130 نفر
كل مطالب : 367 عدد
تعداد کل نظرات: 33 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: شنبه 16 شهریور 1392 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 29 تیر 1396 
امکانات وب
دعای فرج