آب را گل نكنيد . . .
شايد از دور علمدار حسين،
مشك طفلان بر دوش،
زخم و خون بر اندام،
مي رسد تا كه از اين آب روان،
پر كند مشك تهي...
ببرد جرعه آبي برساند به حرم،
تا علي اصغر بي شير رباب،
نفسش تازه شود و بخوابد آرام .. .
آب را گل نكنيد . . .
كه عزيزان حسين،
همگي خيره به راهند كه ساقي آيد،
و به انگشت كرم،
گره كور عطش بگشايد . . .
آب را گل نكنيد . . .
كه در اين نزديكي،
عابدي تشنه لب و بيمار است،
در تب و گريه اسير . . .
آب را گل نكنيد . . .
كه بود مهريه مادرشان،
نه همين آب كه هر جاي دگر،
رود و نهري جاريست،
مهر زهراي بتول است،
از اين است كه من ميگويم،
آب را گل نكنيد،
آب را گل نكنيد . . .
صلي الله عليك يا مظلوم يا اباعبدالله الحسين (ع)
![[عکس: 142.jpg]](http://www.nasr19.ir/wp-content/uploads/2011/11/142.jpg)