رفاهزده
به كسی میگویند كه از نعمت بسیار برخوردار است، ولی هیچ حد و مرزی
نمیشناسد و هیچ منعی را نمیپذیرد. بنابراین، رفاهزدگى، نوعی تصرف و
مصرف كردن ناهنجار و ضد اخلاقی در نعمتهای الهی است.
صاحبان ثروت، مصرف به شیوه غربی را نشان تمدن و رهایی از عقبماندگی میدانند. آنان كه لذتطلبی بدون حد و مرزی دارند، بیش از نیازهای واقعی خود مصرف میكنند و مصرف كردن را ارزش میدانند
آنها میكوشند كالاهای لوكس و تجملی را وارد كشور كنند و از این راه، درآمدهای ارزی كشور را صرف واردات اینگونه كالاها میكنند. این گروه با وارد كردن كالاهاي مصرفي لوكس مانند لوازم آرايشى، لباسهای بدننما،خودروهای سواری پر زرق و برق، تجملگرایی و مصرفزدگی را تبلیغ میكنند.
به طور كلی نمیتوان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا كه طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحتطلبی را فراهم میآورد، میگوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی در جامعه میشود.
رفاهزدگی و افتادن در دام دنیا همواره نابودی جامعهها را در پی داشته است. در كتاب الحیاة آمده است: تكاثر و اتراف، باعث نابودی و شقاوت انسان است و ثروتمندان مترف كسانی هستند كه هم خود نابود میشوند و هم دیگران را نابود میكنند. آنان كسانیاند كه نسلها را تباه میسازند و جامعه را به حضیض بردگی اقتصادی و بیحالی و مستی و عقبماندگی میكشانند. برای اینكه بر این واقعیت اجتماعی اشراف و اطلاع كامل یابیم، به مسائلی اشاره میكنیم كه از آثار جداییناپذیر زندگی تكاثری و اترافی است:
اول: تكاثر و اتراف، جو و حالتی را در نفس انسان پدید میآورند كه نتیجهاش نابودی و تباهی عقل و قلب و دین است.
دوم: تكاثر در داشتن ثروت و زیادهروی در مصرف، عواطف انسانی را میمیراند و پایههای فضیلت و اخلاق را منهدم میسازد.
این دو، پایههای همیاری اجتماعی و تعاون را متزلزل میسازد و به این وسیله، اساس توازن و تبادل را نابود و توده مردم را ضایع و هلاك میكند
ابن خلدون نیز در كتاب خود، در فصلی با عنوان «فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، از موانع پادشاهی و كشورداری است» ثروت، رفاهزدگى و تنپروري را از عوامل مهم سقوط و نابودي اجتماعي ميشمارد.
صاحبان ثروت، مصرف به شیوه غربی را نشان تمدن و رهایی از عقبماندگی میدانند. آنان كه لذتطلبی بدون حد و مرزی دارند، بیش از نیازهای واقعی خود مصرف میكنند و مصرف كردن را ارزش میدانند
آنها میكوشند كالاهای لوكس و تجملی را وارد كشور كنند و از این راه، درآمدهای ارزی كشور را صرف واردات اینگونه كالاها میكنند. این گروه با وارد كردن كالاهاي مصرفي لوكس مانند لوازم آرايشى، لباسهای بدننما،خودروهای سواری پر زرق و برق، تجملگرایی و مصرفزدگی را تبلیغ میكنند.
به طور كلی نمیتوان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا كه طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحتطلبی را فراهم میآورد، میگوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی در جامعه میشود.
رفاهزدگی و افتادن در دام دنیا همواره نابودی جامعهها را در پی داشته است. در كتاب الحیاة آمده است: تكاثر و اتراف، باعث نابودی و شقاوت انسان است و ثروتمندان مترف كسانی هستند كه هم خود نابود میشوند و هم دیگران را نابود میكنند. آنان كسانیاند كه نسلها را تباه میسازند و جامعه را به حضیض بردگی اقتصادی و بیحالی و مستی و عقبماندگی میكشانند. برای اینكه بر این واقعیت اجتماعی اشراف و اطلاع كامل یابیم، به مسائلی اشاره میكنیم كه از آثار جداییناپذیر زندگی تكاثری و اترافی است:
اول: تكاثر و اتراف، جو و حالتی را در نفس انسان پدید میآورند كه نتیجهاش نابودی و تباهی عقل و قلب و دین است.
دوم: تكاثر در داشتن ثروت و زیادهروی در مصرف، عواطف انسانی را میمیراند و پایههای فضیلت و اخلاق را منهدم میسازد.
این دو، پایههای همیاری اجتماعی و تعاون را متزلزل میسازد و به این وسیله، اساس توازن و تبادل را نابود و توده مردم را ضایع و هلاك میكند
ابن خلدون نیز در كتاب خود، در فصلی با عنوان «فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، از موانع پادشاهی و كشورداری است» ثروت، رفاهزدگى و تنپروري را از عوامل مهم سقوط و نابودي اجتماعي ميشمارد.

