"زندگی به سبک شهدا؛ از زبان حاج حسین یکتا"
.
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ.....
زمان جنگ وقتی ما رسیدیم جبهه و از قطار پیاده شدیم، دستور دادن لباس_خاکی بپوشیم
بچه ها همه پوشیدن و یه دست شدن، یه تیپ شدن
تیپ خاکی شدن، تیپ لباس تقوا
شهدا آخر تیپیولوژی بودن
میدونید بچه ها؟!... جبهه آخر چشم چرونی بود
شهدا یه تیپی زدن که خدا نگاهشون کنه
دنبال این بودن که خوشگل_خوشگلا، یوسف_زهرا، امام_زمان(عج) نگاهشون کنه
حالا تو برو هر تیپی که میخوای بزن، اما حواست به این باشه که کی نگات میکنه...
هر کی که امام زمان(عج) نگاهش کرد، کارش کار شد، بارش بار شد...
شما تو این دنیا دنبال چی هستین؟!
مگه چند روز به مردنتون مونده؟
کی گفته فردا رو میبینید؟
همه مون یه روز لباس_عروس میپوشیم، مرد و زن...
با لباسِ سفید و خوشگل ما رو کفن میکنن
اون وقت اگه شب_اول_قبر امام زمان(عج) نیان بگن: «این مال منه، ولش کنید،...» کلاهمون پس معرکست
شهدا به امام زمان(عج) راست گفتن «دوسِت دارم!»
حرف راست زدن و پاش هم ایستادن
«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ...»
کاش موقعی که خاکمون میکنن امام زمان(عج) بیان و بگن: «من دیدم که این آدم فلان موقع، یواشکی رفت یه گوشه و خلوت کرد، یه قول هایی به من داد و پای قولش هم ایستاد...»








