


سوره الحشر, آيه ۲۱
اگر اين قرآن را بر كوهى فروميفرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم پاشيده ميديدى و اين مثلها را براى مردم ميزنيم باشد كه آنان بينديشند
پارس قران
اگر كسى باء بسم الله را از روى حقيقت و معرفت بگويد، اگر شنيدى روى آب رد مىشود، باور كن كه راست و درست است هر چه هست در باء بسم الله است، يعنى آدمى خودش را در برابر خدا در جميع امور نيازمند بداند، مثلاً مىخواهم حرف بزنم، بسم الله - يعنى به كمك خدا چه اشخاصى كه شروع كردند به حرف زدن يادشان رفت. شنيدهايد يك روز بالاى منبر واعظى داشت حرافى مىكرد، اين حقيقت را گفت: قدر بسم الله را بدانيد، اگر بسم الله بگوئيد از روى آب رد مىشويد. پاى منبر يك نفر دهاتى كه از ده به سختى آمده بود در اثر اينكه نهر مفصلى در راهش بوده و اين بيچاره راههاى دور را طى مىكرد تا پلى پيدا كند و رد شود، تا شنيد خوشحال گرديد. وقتى كه مىخواست برگردد ما چرا خودبخود راه دور برويم، از همان راه نزديك مىرويم گفت بسم الله الرحمن الرحيم، پا گذاشت روى آب و رفت آن طرف آب، برايش هيچ مهم نبود. فردا صبح كه آمد، باز گفت: بسم الله الرحمن الرحيم و از روى آب رد شد. چند روزى گذشت يك روز به فكر رفت و گفت آقاى واعظ خيلى حق گردن ما دارد، چقدر راه ما را آسان و نزديك كرد. ما بايد اين واعظ را در برابر خدمتى كه كرده است ميهمان كنيم، با واعظ آمد تا لب آب رسيد، خود اين شخص بسم الله گفت و از آب رد شد بخيالش شيخ هم مىآيد آن طرف. ديد شيخ نيامد. گفت آقاى واعظ چرا نمىآئى؟ گفت نمىشود. گفت همان كه ياد من دادى، بخوان و بيا. گفت آنكه تو دارى من ندارم
معارفى از قرآن
شهيد محراب آيت الله دستغيب (ره)
شخصيت
در دانش روان شناسي، تعريف هاي متفاوتي از شخصيت ارائه شده است كه به طور كلي، آن را مي توان به نظام صفات انساني معنا كرد كه هر فرد را از ديگري متمايز مي كند؛ يعني مجموعه اي از صفات جسمي، عقلي، مزاجي، اجتماعي و خلقي كه شخص را آشكارا از ديگري جدا مي كند.1 به تعبير ديني، شخصيت همان ساختار روحي هر انسان است كه اعمال خوب يا بد انسان بر اساس آن شكل ميگيرد. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَي شَاكِلَتِهِ ؛ بگو هركس بر اساس شاكله خود عمل مي كند.» (اسراء: 84) و «از كوزه همان برون تراود كه در اوست».
همچنين لفظ شخصيت، مشابه تعبيري است كه علماي لغت از لفظ «سجيه»2 و علماي اخلاق از لفظ «خُلق» ارائه مي كنند: «خُلق مجموعه اي از ملكات است كه سبب مي شود انسان اعمال را بدون تروي (بدون تأمل و درنگ) انجام دهد.»3 پس شخصيت هر كس سبب صدور رفتار خوب يا بد از او مي شود. اين شخصيت ممكن است مثبت يا منفي و محدود يا گسترده باشد. شخصيت انسان همان گونه كه منشأ رفتارهاي آدمي مي شود، متقابلاً از رفتارهاي آدمي اثر مي پذيرد و كامل تر يا پست تر مي شود. انسان هايي كه تنها به زندگي خود مي انديشند و خود را در غم و گرفتاري ديگران شريك نمي كنند و به تعبير قرآن: «طَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ؛ گروهي كه تنها اهتمامشان به خود است.» (آل عمران:154)، شخصيتي پست و درحال سقوط دارند. آنها كه حصار خود بيني را شكسته و نگاهشان را به افق هاي دورتري دوختهاند و در انديشه غم و گرفتاري ديگران و باز كردن گره از كار آنان هستند، شخصيتي پيشرفته و رو به تكامل دارند. برخي روانشناسان، گروه اول را در مرحله «خود» و گروه دوم را در مرحله «فراخود» مي دانند.4 ممكن است انسان در اين مرحله، چنان پيشرفت كند كه براي ناراحتي و غم ديگران، بيش از غم و ناراحتي خود دل بسوزاند:
من از بينوايي نِيُم روي زرد
غم بينوايان رْخَـم زرد كرد5
2. كتابشناخت اخلاق اسلامي، ص 29.
3. لسان العرب، ج 10، ص 86 .
4. ويليام كي فرانكنا، فلسفه اخلاق، ترجمه: هادي صادقي، قم، مؤسسه فرهنگي طه،1383، ص33.
5 . بوستان سعدي.
قرآن كريم اين شاخصهها و معيارها را اينگونه بر ميشمرد:
1) نيكوكاري:
«وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»[1] نيكى كنيد، كه خداوند، نيكوكاران را دوست مىدارد.
2) وفاي به وعده و پرهيزكاري:
«مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ»[2] كسى كه به پيمان خود وفا كند و پرهيزگارى پيشه نمايد، (خدا او را دوست مىدارد، زيرا) خداوند پرهيزكاران را دوست دارد.
3) استقامت داشتن:
«وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ»[3] خداوند استقامت كنندگان را دوست دارد
4) به خدا توكل نمودن:
«فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ»[4]بر خدا توكل كن زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد.
شاخصه های دیگری نیز وجود دارد که برشمردن همه آنها مجال دیگر می طلبد.
[1] . بقره 195. [2] . آل عمران76. [3] . آل عمران 146. [4] . آل عمران 159.
آیه 44 سوره فاطر در این باره می فرماید: «اولم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلهم و کانوا أشد منهم قوة ؛ آیا در زمین گردش نمی کنند تا بنگرند به چگونگی سرانجام کسانی که پیش از ایشان زندگی می کردند و از ایشان نیرومندتر بودند» و آیه 46 سوره حج «افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها» سیر و سیاحت را سبب تعقل و اندیشه و بالا رفتن سطح آگاهی و بینش انسان دانسته یعنی همان عنصری که بی تردید سنگ بنا و شالوده رشد و توسعه زندگی انسان در ابعاد گوناگون فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... است زیرا یک جامعه بسته و بی خبر از دیگر ملتها، هیچ زمینه ای رشد شایسته و بایسته ندارد و از تجربیات و دست آوردهای علمی و فکری و اجتماعی دیگران محروم است.
دانشنامه موضوعی قران کریم
مقام طمانینه چیست؟ آیا طمانینه با ایمان فرق دارد؟
ایمان دارای درجاتی است که ممکن است برخی از آنها با تزلزل همراه باشد. مقام والای ایمان همان طمانینه است که راه رسیده به این درجه والا گناه نکردن است. اگر ما خود را با گناه مسموم نکنیم، مشکلی به وجود نمی آید و اگر آسیبی به ما رسید، امتحانی بیش نیست.
گندم تا زمانی که در انبار است، ارزان قیمت است ولی وقتی تحت فشار سنگ آسیاب، آرد شد، قیمت آن افزایش پیدا می کند و هنگامی که در تنور به نان تبدیل شد، قیمت آن از پیش گران تر می شود. این فشارها موجب کمال گندم است. در قرآن کریم آمده است: وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ "(سوره بقره، آیه155) ؛ و قطعاً شما را به چیزى از [قبیلِ] ترس و گرسنگى، و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مىآزماییم؛ و مژده ده شكیبایان را .
سایت تبیان
|
|
بنابراين، انفاق در راه خدا تا هفتصد برابر و يا براي برخي به مقتضاي حكمت و رحمت واسعهی الهي بيشتر خواهد شد. گرچه انفاق در راه خدا در آيهی مذكور به انفاق در خصوص جهاد اشاره دارد، اما اين پيامد و پاداش مضاعف شامل همه انفاقهايي كه در راه خدا انجام ميشود نيز خواهد بود.

