چشم، چيزهايى را مى تواند ببيند، مثلا آن درخت را كه در باغچه مدرسه است و آن گل كه زير درخت روييده با چشم ديده مى شود. چشم ما در ميان همه موجودات فقط برخى از اجسام را مى تواند مشاهده كند، جسم هايى كه در برد ديد او قرار گرفته و نور كافى از آنها به چشم مى رسد مورد رؤيت چشم قرار مى گيرد.
اما چشم قادر نيست بسيارى از اجسام را كه دورتر و يا بيرون از برد ديد او قرار گرفته اند مشاهده كند آيا چشم مى تواند همه اجسامى را كه در عمق آسمان ها و يا در قعر درياها هستند ببيند؟
علاوه بسيارى از چيزها است كه واقعاً هستند ولى با چشم اصلا قابل رؤيت نيستند. مثلا شما علم داريد، عقل داريد، محبت داريد، آيا اينها با چشم ديده مى شوند؟ يا اينكه آثار آنهاست كه با چشم ملاحظه مى شوند؟
اگر مى توانستيم خدا را با چشم ببينيم يقيناً خدا هم جسمى بود مانند ساير اجسام و در مكانى قرار داشت و در مكان هاى ديگر نبود، در چنين صورتى مخلوقى بود مانند ساير مخلوقات و محدود و نيازمند به مكان و مانند همه اجسام كه آغاز و انجامى دارند; آغاز و انجامى داشت و تغيير مى پذيرفت اگر خدا جسم بود اينجا بود و آنجا نبود و نمى توانست چيزهايى را كه آنجا هست بيافريند و ببيند اگر خدا جسم بود مانند ساير اجسام مخلوق بود و نمى توانست خالق و برتر از آنها باشد و آنها را بيافريند
بنابراين خدا چون جسم نيست با چشم ديده نمى شود، بلكه بصيرت و خرد انسان با مشاهده موجودات (كه آيات وجود او و آثار اويند) به وجودش پى مى برد چشمها او را نمى بينند ولى ناظر بر چشم ها است و او بسيار آگاه و همه جا حاضر و خبير است.
خداشناسی
آیت الله ابراهیم امینی


