پلاک هشت
میخوام اینجا تلنگری باشه برای به خدا رسیدن

بی کار که می شدیم، برای این که نشانه گیریمان بهتر شود، روی تپه ها و دپوها، قوطی خالی کمپوت و کنسرو می کاشتیم و هدف می گرفتیم. بسیار اتفاق می افتاد که قبل از نشانه روی، همان نقطه را عراقی ها با خمپاره ی 60 می زدند. بچه ها می گفتند: «تو را به خدا نگاه کن! ما تیر کلاش آن قدر نداریم که نوبت به همه برسد، آن وقت آن ها با خمپاره ی 60 تمرین تیراندازی می کنند! این که می گویند یک بام و دو هوا این جاست!
یکی را می دهی صدگونه نعمت
یکی نان جوی آغشـته در خون!

راوی: -

کتاب فرهنگ جبهه (شوخی طبعی ها)جلد 3، صفحه:134




[ جمعه 6 آبان 1390  ] [ 12:14 AM ] [ محمد مفيد ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

نویسنده وبلاگ
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 6924 نفر
كل مطالب : 55 عدد
تعداد کل نظرات: 2 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: شنبه 16 مهر 1390 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 10 آبان 1390 
امکانات وب