سه دستور اخلاقی...
یکی از شاگردان مرحوم شاه آبادی نقل می کند:
شبی در یکی از سخنرانی هایشان، از شاگردان گلایه کردند و گفتند: چرا نمی خواهید آدم شوید؟
چند نفر از شاگردان پس از جلسه به ایشان گفتند: آقا ما می خواهیم آدم شویم، چه کنیم؟
ایشان سه دستور به آنها دادند:
1- مقید باشید نماز را در اول وقتش اقامه کنید. هر کجا باشید و دیدید صدای اذان بلند شد، دست از کارتان بکشید و نمازتان را اقامه کنید و حتی المقدور هم سعی کنید به جماعت خوانده شود.

2- در کاسبی انصاف به خرج دهید و واقعا اقل منفعتی را که می توانید ، همان را در نظر بگیرید. در معاملات، چشم هایتان را ببندید و بین دوست و آشنا و غریبه و شهری و غیرشهری فرق نگذارید. همان اقل منفعت در نظرتان باشد..

3- از نظر حقوق الهی، گرچه می توانید برای ادای آن تا سال صبر کنید و امام معصوم (ع) تا سال به شما مهلت داده اند، اما شما ماه به ماه حق و حقوق الهی ر ادا کنید.


همین فرد می افزاید: من دستورات ایشان را که از ماه رجب شنیده بودم، اجرا کردم تا به ماه رمضان رسید. قبل از ماه رمضان در بازار باچنار می آمدم که صدای اذان بلند شد، خود را به مسجد نایب رساندم و پشت سر مرحوم حجت الاسلام عباس آیت الله زاده مشغول نماز شدم.
در نماز دیدم ایشان گاهی تشریف دارند گاهی نیستند. در قرائت نیستند در سجده و رکوع هستند. پس از نماز به ایشان عرض کردم: شما در حال نماز کجا تشریف داشتید، نبودید؟
ایشان متحیر شد. تعجب کرد و فرمود معذرت می خواهم. من از مسجد و منزل ناراحت بودم، لذا در نماز، گاهی می رفتم دنبال آن اوقات تلخی و بعد از مدتی متوجه می شدم و برمی گشتم.
این اولین مشاهده من بود که در اثر دستورات آِت الله شاه آبادی برایم حاصل شد. در اثر دو ماه و نیم التزام به این سه دستور، دید ما باز شد و برنامه را همچنان ادامه دادم که مشاهدات بعدی من دیگر قابل بیان نیست. 



 نگاشته شده توسط وحید ملاشاهی در دوشنبه 23 آبان 1390  ساعت 6:51 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



بهره‌گيری از مفاهيم ارزشمند حديث شبلی می‌تواند زمينه‌ساز ارتقای آگاهی و بصيرت زائران در زمينه واقعيات حج باشد.



در اين حديث حضرت سجاد(ع) از شبلی سؤال می‌كند، وقتی به ميقات رسيدی و لباس‌های خود را بيرون آوردی و غسل كردی آيا نيت كردی كه با در آوردنِ لباس، نافرمانی خداوند را در می‌آوری و كنار می‌گذاری؟ و آيا نيت كردی كه با درآوردن لباس‌های دوخته شده، از ريا و دوروئی و انجام كارهای نادرست، كناره می‌گيری؟ و آيا هنگام غسل احرام، نيت كردی كه روح و قلبت را از گناهان و لغزش‌ها می‌شويی؟



شبلی گفت: نه اينگونه نيت نكردم؛ حضرت فرمود: پس واقعاً به ميقات وارد نشدی و لباس درنياورده‌ای و غسل نكرده‌ای. سپس حضرت سوال كردند كه وقتی بدن خود را از موهای زائد پاك می‌كردی و احرام می‌بستی و قصد عمره و حج داشتی، آيا نيت كردی كه با پاك كردن موهای زائد، گناهان و زشتی‌ها را از خود دور كنی؟ و آيا هنگامی كه احرام بستی، نيت كردی كه ديگر هيچ حرامی را مرتكب نشوی؟ و آيا هنگامی كه نيت عمره و حج كردی، نيت كردی كه از وابستگی به هر چه غير خداست خارج شوی؟ شبلی گفت: نه اينگونه نيت نكردم؛ حضرت فرمود: پس واقعاً خود را تميز نكرده‌ای و احرام نبسته‌ای و نيت عمره و حج نكرده‌ای.



سپس حضرت سوال كردند كه وقتی وارد ميقات شدی و دو ركعت نماز احرام را خواندی و لبيك گفتی، آيا با وارد شدن به ميقات نيت كردی كه می‌خواهی به زيارت خدا بروی؟ و آيا هنگامی كه نماز احرام می‌خواندی نيت كردی كه می‌خواهی با نماز كه بهترين اعمال است به خدا نزديك شوی؟ و آيا هنگامی كه لبيك گفتی، نيت كردی كه تعهد اطاعت به‌خدا بدهی و از تمام نافرمانی‌ها كناره‌ بگيری؟!



شبلی گفت: نه اينگونه نيت نكردم؛ حضرت فرمود: پس واقعاً وارد ميقات نشده‌ای و نماز نخوانده‌ای و لبيك نگفته‌ای!



سپس حضرت سوال كردند: آيا وقتی كه به مكه رسيدی و داخل حرم شدی، با ورود به مكه نيت كردی كه به دنبال خدا آمده‌ای؟ و آيا هنگامی كه وارد محدوده حرم شدی، نيت كردی كه احترام تمام مسلمين را نگاه داری و ديگر غيبت نكنی؟! شبلی گفت: نه اينگونه نيت نكردم؛ حضرت فرمود: پس واقعاً وارد مكه و حرم نشده‌ای!



سپس حضرت سوال كردند كه وقتی طواف كردی و حجرالاسود را لمس كردی و در مقام ابراهيم نماز خواندی و سعی بين صفا و مروه كردی،‌ آيا با طواف و لمس حجرالاسود نيت كردی كه با خدا دست داده‌ای و ديگر با او مخالفت نخواهی كرد؟ و آيا هنگامی كه در مقام ابراهيم برای نماز ايستادی نيت كردی كه در انجام فرمان‌های خداوند و دوری از نافرمانی، همت كنی و پايدار باشی؟ و آيا وقتی نماز خواندی، نيت كردی كه به حضرت ابراهيم(ع) اقتدا كنی و با اين نماز بينی شيطان را به زمين بمالی؟ و آيا وقتی سعی بين صفا و مروه كردی، آيا نيت كردی كه از غير خدا به‌سوی خدا فرار كنی و اين حال تو را خدا ببيند و اينكه هميشه بين خوف و رجاء باشی؟!



شبلی گفت: نه اينگونه نيت نكردم؛ حضرت فرمود: پس واقعاً طواف نكردی و دست به حجرالاسود نزده‌ای و نماز نخوانده‌ای و سعی نكرده‌ای! 



 نگاشته شده توسط وحید ملاشاهی در چهارشنبه 4 آبان 1390  ساعت 10:46 AM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET