بسمه تعالی
اگر از باغ رعیّت ، مَلِک کنَد سیبی برآورند غلامان او درخت از بیخ
انگار دیروز بود .
سال 1358 . بفاصله چند ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، اولین گروه مشمولان دیپلمه بودیم که به خدمت مقدس سربازی اعزام می شدیم . تقسیم شدیم و ما سهمیه پادگان آموزشی چهلدختر شدیم .کاری به موقعیت کویری آنجا و اینکه در روز اول ورودمان درب کنسرولوبیای جیره جنگی را با نان بربری خشک شده ای که فکر می کردی از زمان اصحاب کهف در سالن ورزشی پادگان جامانده بود باز کردیم و خاطراتی از این قبیل ندارم . بعد از جابجا شدن و اینکه خودمان را پیدا کردیم ، آموزش ها شروع شد . در دوران آموزشی مواد درسی مختلفی را فرا می گرفتیم و واقعیت مطلب از سر اسقاط تکلیف ! مربی داشتیم با درجه استواری که از تکاوران نیروی زمینی بود و بسیار باسواد و مطلع در امور نظامی .
زحمت زیادی برای ما می کشید تا دانسته هایش را به ما هم منتقل کند . در یکی از روزها و هنگامی که روی زمین خاکی و در محوطه باز نشسته بودیم و سرکار استوار پیش گفته سرگرم آموزش " ش م ر " ( شیمیائی ، میکروبی ، رادیو اکتیو ) بود ، به ناگاه ایشان درس را رها کرده و ایست خبردار دادند . فرمانده پادگان جهت سرکشی و کنترل آموزش آمده بودند . بعد از تشریفات مرسوم نظامی ، ایشان اجازه نشستن دادند . مربی ما در مورد درس مورد آموزش گزارش مختصری به فرمانده دادند و وی خطاب به ما اینطور گفتند ( که منظور از نقل این خاطره همینجاست ) : به مطالب این کتاب ( ش م ر ) توجه زیادی بکنید و خوب یاد بگیرید . قوانین و مقرراتی که در این کتاب آمده ، با مرکّب نوشته نشده ، بلکه سطر به سطر و واو به واو آن ، با خون نوشته شده . این جمله کافی بود که تمام فیلمهای جنگی و حوادث چند ماه پیش از آن تاریخ که در جریان پیروزی انقلاب دیده بودیم ، مثل فیلمی با دور تند از ذهنمان بگذرد . حوادث کاروانسرای سنگی ، هفده شهریور ، خیابان پیروزی ، قصر فیروزه و الی آخر . هر چه تاریخ این سه دهه را مرور می کنیم ،و از هر سوراخ مشکلات که وارد می شویم ، می بینیم ایراد از عدم توجه کافی به قوانین است . مگر نه این است که قانون اساسی ما با خون شهدای 15 خرداد و پیروزی انقلاب نوشته شده است ؟ اگر سن بعضی از ما اجازه ندهد تا تصویری واضح از 15 خرداد داشته باشیم ، بهشتی و باهنر و رجائی و ائمه جمعه و 72 تن و خیل عظیم شهدای اول انقلاب را که بوضوح دیدیم . ندیدیم ؟ و نیز مگر نه این است که این قانون اساسی بخون نوشته شده ، بخون سایر شهدا از اول انقلاب تا پس از جنگ تحمیلی و نیز قربانیان ترورو. . . ممهور گشته ؟ پس خداوند بر درجات آن فرمانده ما بیفزاید که حرفی بس پر مغز و تأمل برانگیز به ما آموخت .
پر واضح است که قاطبه مردم مطیع قانونند . چون تابع ولیّ خودند . البته این تاجائی بُرد دارد . تا کجا ؟ تا جائیکه " ملک سیبی از باغ رعیّت نکَنَد " .!! یعنی بزبان ساده تر : احترام مسجد را متولیّش نگاهدارد . البته این موضوع همانگونه که پیشتر عرض شد ، مشکل این سه دهه گذشته ماست و اختصاص به دولت حاضر یا ماضی ندارد . خدا نگذرد از کسی که ترازوی دیجیتالی را اختراع کرد . زمان کودکی وقتی برای خرید به بقالی محل می رفتیم ، ترازوی دوکفه ای موجود بود و یکسری سنگ ترازو . این سنگها از نخود وگرم و سیر و مثقال و چارک و و و و شروع می شد تا برسد به یک من و 10 کیلو و بالاتر . بر همین اساس افراد جامعه هم بر اساس تحصیلات و سواد و هنر و کارآیی ، به همین ترتیب چیده می شدند . ولی الان همه سنگ " یک من " و بالاتر هستند و هیچ تنا بنده ای را پیدا نمی کنید که بگوید من یک مثقالم !! باتوجه به اینکه عرض کردم قاطبه مردم مطیع قانونند ، می ماند " ملِک و غلامان ملِک " !! قانون هر چه تلخ ، بایستی رعایت شود " ولو کان مُرّا " . اگر زمانی قانونی تصویب شده که کار کارشناسی کافی نشده و کیلوئی تصویب شده ، بایستی از کانال خودش اصلاح شود . نمیتوان اجتهاد کرد و قانون را نه عمل کرد و نه در مقام اصلاحش برآمد . وگرنه این می شود که الان شده . اگر " ملِک و غلامان ملِک " به قانون احترام می گذاشتند ،سوراخی در سد قوانین پیدا نمی شد که پطروس کبیر با انگشت که هیچ ، با کل هیکل خودش و آبا و اجدادش متفقن هم نتوانند جلوی نشتی ( سه هزار میلیارد اختلاس لو رفته و چندین سه هزار میلیارد لو نرفته و یا اختلاس بیمه و حق مأموریت میلیاردی شخص مأموریت نرفته وحقوق و مزایای دانشگاه آزاد خارج که دانشجو هم ندارد و کرسنت و اقدامات آقازاده ها. . . ) را بگیرد . بقول مرحوم جلال : این است رنجی که می بریم .!چاره کار در مد نظر داشتن انواع و اقسام قسمنامه هائیست که به فراخور مسؤلیتها یاد می شود . مصادیق زیاد است و به هر طرف که نگاه کنید انبوهی از مصداقها را می بینید . سر نخ را که بگیرید به ضرس قاطع میگویم که به عدم توجه و پایبندی به قانون از طرف " ملِک و غلامان ملِک " می رسید . می گوئید نه ، بخوانید :
1 – قانون طرح ترافیک . مگر قانون محدودیت تردد نداریم ؟ پس اطلاعیه های مکتوب و غیر مکتوب در مورد مهلت ثبت نام جهت صدور مجوزو تهدید به عدم تمدید چیست ؟ این مگر قانون نیست ؟ آیا این قانون منبع درآمد تلقی نمی شود ؟ یا فروش تراکم . اگر ساخت و ساز طبق موازین و مقرراتی بایستی انجام پذیرد ، پس فروش تراکم و یا بعبارتی فروش قانون چیست ؟ این کار بظاهر کوچک و غلط مصطلح چه تبعاتی دارد ؟ این می شود که : پول بده رو سیبیل شاه نقاره بزن ! غیر این است ؟ یعنی اگر پول داری ، قانون مثل آدامس بادکنکی برای شما حالت ارتجاعی پیدا می کند واز هر پیچ و خمی شمارا می گذراند .
2 – قانون بکارگیری بازنشستگان .
3 – قانون تصویب معاهدات بین المللی و تعهد آور از طرف مجلس .
4 – قانون تساوی آحاد مردم در مقابل قوانین جزائی بدور از تبعیض. کسی کار خلافی کرده که منجر به ضرر مادی کسی شده که نباید می شده و خلافی آشکار است . ظرف 24 ساعت یا بیشتر دادگاهش تشکیل و رأی صادر می شود ( مبالغه هم شده ) .از آنطرف شخصی در 5 سال پیش مملکت را تا لبه پرتگاه برده و باعث کشته شدن عده ای هم شده ، خسارات مادی و معنوی بیشماری هم زده ، یا دادگاهی برایش هنوز تشکیل نشده و راست راست می گردد و اگر برای بعضی شان هم دادگاهی تشکیل شده ، بر خلاف حکم صادره پست و مقام هم می گیرد و به ریش این مردم و قوانینشان می خندد .
5 – قانون پاسداری از مکتب حقه ومیراث جاویدان بنیانگذار انقلاب . آیا حوادثی چون سناریوی طراحی شده درهمدان و نوشتجات سخیف بعضی از روزی نامه ها بی توجهی به قانون نیست ؟. آیا این از حدود وظائف " ملِک و غلامان ملِک " نیست ؟ و انبوهی از این دست که مجالی بیش از این می طلبد تا فهرست شود .
هر روزنامه و وبسایتی را که مطالعه می کنید سرشار است از خبر بی احترامی و ندیده گرفتن قانون .!! حال اگر شخص شریف و محترمی درکسوت تاکسیدار و یا دستفروش زحمتکش از سر خیرخواهی و دلسوزی ، خطا و ساده لوحی اظهر کالشمس عده ای را در مبارزه با دشمن قداردر ژنو و امثالهم تشخیص داده و تذکر دهد ، از جانب " ملِک و غلامان ملِک " متهم به بیسوادی ویا مزدور مواجب بگیر دشمن تلقی شده و کرامتشان پایمال می گردد .
مخلص کلام برادر و خواهراینکه بفرموده امیر کلام ، علی ابن ابیطالب (ع) : " أدّبو بغیر السنتکم " . شما به قانون گردن خم کن ، این مردم سر خواهند داد . والسلام
