بسمه تعالی
در خبرها آمده بود که :
« روزنامههای زنجیرهای در یک حرکت مشترک و هماهنگ تیتر زدهاند که
نمایندگان مجلس تاکنون 1213 تذکر به دولت و اعضای کابینه دادهاند » .
ظاهرا منظور این طیف از روزنامه ها در مقام انتقاد از مجلسی ها بوده که یک عده ای به دولت گیر می دهند و کارشکنی می کنند .
این بندگان خدا بدون اینکه خود متوجه و آگاه باشند ، رسما اعلام مینمایند که در این مدت کم تشکیل دولت ، این تعداد خلاف یا قصور و یا هر آنچه که بشود نامگذاری کرد اتفاق افتاده . بیائیم صادقانه ، فرض کنیم که تمامی این 1213 تذکر برای امور سهوی بوده . از قلع و قمع مدیران ارزشی وزارتخانه ها تا صحبت تلفنی با اوباما و لفت و لعاب دادن وزیر امور خارجه در صحبت با همتای امریکائیش و گاف های الا ماشاألله وزیر ارشاد و صدها موارد اینچنینی را نیز بگذاریم بحساب " سهو ". و هیچ قصد عامدانه را چه عمدی و چه سهوی به مخیله خود راه ندهیم . خب بعد که چه ؟ بخوانیم :
در بازی فوتبال ، مربی تیم به بازیکنانش آموزش می دهد که چگونه با توپ حرکت کرده و سیاست وی را در زمین بازی به اجرا بگذارند تا در نتیجه همکاری تیمی ، به مقصود نهائی که همانا برد تیم حریف و کسب سه امتیاز بازی است برسند . در این رابطه نقشه های مختلفی را به بازیکنان ارائه و آموزش می دهد . مثلا حمله از مرکز زمین ، حمله از جناحین ، سانتر های از راه دور و قس علیهذا . مسلما بازیکنان هم در مواقعی که هم تیمی هایشان صاحب توپ هستند ، براساس آموزش قبلی ، خودرا برای انجام هر یک از نقشه ها آماده میکنند . برای سهولت در حرکت بازیکن صاحب توپ فضا ایجاد میکنند و یا در موضعی قرار میگیرند که در صورت نیاز ، آن بازیکن از آنها کمک گرفته و خودشان را به دروازه حریف برسانند . ( البته بحث آموزش فوتبال نداریم و صرفا جهت تقریب ذهن توضیح داده شد) .خب این نشان دهنده وجود یک برنامه قبلا طرح ریزی شده و تمرین شده است . هرچه تمرینات قبل از بازی بیشتر و دقیقتر بوده باشد ، اجرای آن در زمین بازی به موفقیت و کارآئی نزدیکتر خواهد بود . اما در بعضی مواقع اتفاقاتی در زمین می افتد که قابل پیش بینی نیست . مثلا موقعی که بازیکن حریف پابه توپ است ، و تیم در حال دفاع کردن ، به یکباره در اثر یک اشتباه بازیکن حریف موقع پاس دادن ، توپ به پشت پای بازیکن هم تیمی اش می خورد و کمانه کرده و نصیب بازیکن مقابل می شود . بازیکنی که جدیدا صاحب توپ شده ، در آن لحظه هیچ برنامه ای جز دفاع نداشته ولی یکباره و اتفاقی صاحب توپ شده . شما دیدید که در این موقع این بازیکن تا پیدا کردن خودش و موقعیت هم تیمی هایش ، کمی باتوپ بی هدف حرکت میکند و دور خودش می چرخد و . . . تااینکه خودش را پیدا کند و هم تیمی هایش در موقعیت مناسب قرار بگیرند .
حال با توجه به خبر فوق و حرف وحدیث هائیکه پیرامون کارآئی اعضای کابینه میبینیم و می شنویم ، و نیز اظهار نظرها و تهدیدهائی که وقت و بی وقت از طرف دولتمردان در کابینه می شود ، و همچنین بیسواد خواندن منتقدین ، لبو فروش و تاکسیدار و مزد بگیر اجانب و امثالهم ، که نشان از عدم کارآئی و فقدان برنامه در دولت برای حل مسائل مملکتی و خارجی دارد ، مثال بالارا تداعی نمیکند ؟. آیا واقعا توپ قوه مجریه ، اتفاقی و براثر یک اشتباه به ایشان نرسیده ؟ در انتخابات گذشته ، سایر کاندیداها بر اثر خودبزرگ بینی وغرور ، توپ را اشتباهی پاس دادند و براثر آن ،توپ زیر پای این دولت افتاد . این دولت برای جمع و جور کردن خود و در حقیقت بیدار شدن از شوک رسیدن به این موقعیت ، مدتی است دور خود می چرخد تا خودش را پیدا کند . در این مدت با جابجائی های مدیران ارشد در سطح وسیع و سخنرانی های ضدونقیض مثل خالی بودن خزانه و قدرت استکبار در انهدام تأسیات نظامی و بسیاری از این اباطیل ، قصد بدست آوردن فرصت و آموختن اجرائیات را دارد . رئیس دولت بدلیل پیش گفته هیچ آمادگی برای اینکار نداشته . اینکه بلافاصله و خیلی سریع کابینه را با ملغمه ای از بازنشستگان و محکومین فتنه 88 و امثالهم به مجلس معرفی میکند ، فقط برای حفظ پریستیژ بوده . رئیس دولت بشدت دستش در انتخاب نیرو خالی بوده و هست . تا آنجا که برای بعضی از وزارتخانه ها کسی غیر از افراد معلوم الحال نداشت . و الا هیچ انسان عاقلی کسی را که می داند در مجلس روی آن فرد حساسیت هست ، معرفی نمی کرد . شاید بعضی ها بفرمایند سیاه نمائی است . خیر . همین دیروز در خبر ها بود که آقای مصطفی نجار به سمت معاونت وزیر کشور انتخاب شدند . این نشان از خالی بودن دست از نیروهای لایق و کارآمد است . این مصداق شعر : " باش تا صبح دولتت بدمد " است . باتوجه به ابلاغیه حضرت آقا در مورد اقتصاد مقاومتی ، و تأکید فراوان ایشان بر اجرای آن ، در آینده ای نزدیک شاهد تغییرات گسترده ای در کابینه خواهیم بود . اینک به خود ریاست جمهور هم ثابت شده که با کادر فعلی که جز به فیس بوک و توئیتر به کس دیگری جوابگو نیستند ، نمی توان در این راه پر پیچ و خم قدم گذاشت و مملکت را اداره کرد . کسانی که عمده دغدغه و گرفتاری فرهنگی شان قلیان کشیدن با منزل !! وصبیه محترمه شان بود ویا این شخص متولی فرهنگشان که عمده مسئله و آرزوی دیرینه اش رفع فیلتر از فیس بوک و شبکه های ضد اجتماعی دیگرو بزرگداشت نویسندگان گمراه قلمفروش کافه نشین افیونی است ، و دیگران نیز هکذا ، این راه پیموده نخواهد شد .
مخلص کلام اینکه ، سی و پنج سال از انقلاب گذشت ، اینکه چهارسال است و بسرعت چشم برهم زدنی خواهد گذشت. لکن هزینه ایست که برگرده این ملت غیور و مطیع ولایت خواهد نشست . والسلام
