اصطلاح فرهنگ كار(WORK CULTURE)
تركيبي از دو مفهوم فرهنگ و كار است. هنگامي كه سخن از فرهنگ به
ميان ميآيد. مراد روش يا چگونگي انجام و عينيت يافتن موضوعي مشخص
است. چگونگي كنش يا رفتار در قلمرو مشخص ريشه در باورها، اعتقادات،
دانش، معلومات و درمجموع پذيرفتهشدههاي مشترك اعضاي يك جامعه يا
گروه دارد. بهعنوان مثال، هنگامي كه از «فرهنگ مصرف موادغذايي»
شهروندان ايراني سخن به ميان ميآيد. منظور نوع نگرش، دانش و
اعتقادات دروني شده مردم درمورد مصرف مواد خوراكي است. چنين
پنداشتهايي - كه غالباً نانوشته است - به رفتارهاي خاصي (مثلاً
افراط يا بيتوجهي به مقدار كافي غذا در هنگام رفع گرسنگي يا
جشنها) منجر ميگردد.
در رابطه با مفهوم فرهنگ، ادگار شاين (1999) ميگويد: فرهنگ ساخته يك گروه انساني است. هر كجا كه يك گروه داراي حد كافي از تجارب مشترك باشد فرهنگ شكل ميگيرد. خانواده و گروههاي كاري اولين محلهاي شكلگيري يك فرهنگ است. مليت، دين، مذهب، زبان، زمينههاي فني و علمي مشترك مربوط به يك گروه كوچك يا بزرگ (جامعه) عوامل ايجاد فرهنگ است.
هنگامي كه فرهنگ يك گروه يا جامعه شكل گرفت و به تدريج بهبوديافت. افراد آن حوزه فرهنگي، كيفيت تمايلات، ذهنيات و رفتارهاي خود را با آن منطبق ساخته و بهگونهاي رفتار خواهندكرد كه هنجارها و ارزشهاي فرهنگي شكسته نشده و فردي غيرعادي(ABNORMAL) شناخته نشوند.
در رابطه با مفهوم فرهنگ، ادگار شاين (1999) ميگويد: فرهنگ ساخته يك گروه انساني است. هر كجا كه يك گروه داراي حد كافي از تجارب مشترك باشد فرهنگ شكل ميگيرد. خانواده و گروههاي كاري اولين محلهاي شكلگيري يك فرهنگ است. مليت، دين، مذهب، زبان، زمينههاي فني و علمي مشترك مربوط به يك گروه كوچك يا بزرگ (جامعه) عوامل ايجاد فرهنگ است.
هنگامي كه فرهنگ يك گروه يا جامعه شكل گرفت و به تدريج بهبوديافت. افراد آن حوزه فرهنگي، كيفيت تمايلات، ذهنيات و رفتارهاي خود را با آن منطبق ساخته و بهگونهاي رفتار خواهندكرد كه هنجارها و ارزشهاي فرهنگي شكسته نشده و فردي غيرعادي(ABNORMAL) شناخته نشوند.
لينک مطلب
 به قلم: محمد جواد کنجوری
نظرات 0