به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

امام حسن مجتبی (ع) چگونه به شهادت رسیدند؟

اقوال نقل شده در منابع تاریخی درباره شهادت امام حسن مجتبی(ع) را دراینجا بخوانید.

امام حسن مجتبی (ع) چگونه به شهادت رسیدند؟به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛288 ماه صفر، سالروز شهادت پیامبر اسلام (ص) و امام حسن مجتبی (ع) است که این امام بزرگوار، در سال 49 هجری بر اثر سم، به شهادت رسیدند و در قبرستان بقیع مدینه به خاک سپرده شدند.

درباره علت و چگونی شهادت ایشان، در منابع تاریخی 3 قول مطرح شده است که شهادت این امام، بر اثر سم از همه قوی‌تر است.

دکترحسن ابراهیم از مورخان معاصر می نویسد: امام حسن (علیه السلام) چهل روز بعد از بازگشت از عراق به مدینه، با مرگ طبیعی از دنیا رفت. این قول نادرست است؛ زیرا بر اساس شواهد تاریخی، امام علیه السلام حداقل دو سال تمام بعد از بازگشت از عراق، در مدینه سکونت داشت.

«شیخ کلینی» از دانشمندان بزرگ شیعی، از «ابوبکر حضرمی» نقل می‌کند: «جعده» دختر «اشعث‎بن قیس کندی»، امام حسن(ع) را با زهر مسموم کرد، و نیز یکی از کنیزان آن حضرت را زهر داد و مسموم کرد، زهر را برگردانید، ولی آن زهر در درون جان امام حسن مجتبی (ع) جای گرفت و مجروح کرد و آن حضرت بر اثر آن، شهید شد.»؛

شیخ مفید نیز در این باره گفته است: معاویه فردی را نزد جعده، دختر اشعث بن قیس فرستاد که من تو را به همسری پسرم یزید درخواهم آورد؛ به شرط آن که تو حسن را زهر دهی و صد هزار درهم نیز برای او فرستاد و آن زن این کار را انجام داد و به امام حسن (ع) زهر داد. معاویه، پول را به او داد؛ ولی او را به همسری  یزید در نیاورد و او پس از رحلت امام (ع) با مردی از خاندان طلحه ازدواج کرد و فرزندانی برای او آورد و هر‌گاه میان آن فرزندان و سایر قبایل قریش سخنی و گفت وگویی پیش می‌آمد، قریش آنان را سرزنش کرده، می گفتند: ای پسران آن زنی که به شوهرش زهر می‌خوراند!»

امام حسن مجتبی (ع) چگونه به شهادت رسیدند؟

امام حسن (ع) درباره چگونگی شهادت خود اینگونه می‌فرمایند: «من به وسیله زهر، شهید می‌شوم همان طور که پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله) شهید شد.» گفتند: «چه کسی تو را مسموم می‌نماید؟»، فرمود: «جعده، دختر اشعث بن قیس؛ زیرا معاویه وی را تحریک می‌کند و این دستور را به او می‌دهد.» گفتند: «پس جعده را از خانه ات خارج و از خودت دور کن!» فرمود: «چگونه او را خارج کنم؛ در صورتی که هنوز عملی انجام نداده است، اگر من وی را خارج کنم، باز هم مرا می کشد! و علاوه بر این نزد مردم عذری خواهد داشت».

درباره چگونگی تدفین امام حسن مجتبی (ع) بیان شده: هنگامیرکه امام حسن (ع) به شهادت رسید، امام حسین(ع) او را غسل داد و کفن کرد و جنازه او را درون تابوت گذاشت و به محلی که رسول خدا(ص) در آنجا بر جنازه‌ها نماز می‌خواند، حرکت داد، و بر جنازه نماز خواند. اما این اقدام‌ها همراه با فشارهای افراد منسوب به بنی‌امیه بود، به نحوی که آنها اجازه ندادند تا امام حسن(ع) در خانه حضرت رسول(ص) دفن شود و جسم پاک او را در قبرستان بقیع به خاک سپردند. اما این کار نیز بدون حاشیه‌ها نبود و ایادی دنیاطلب معاویه، با شقاوت و بی‌رحمی اقدام به تیرباران جسد فرزند رسول خدا(ص) کردند.

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
یک شنبه 28 آبان 1396  - 6:49 PM

نماز وحشت و یا نماز لیله‌الدفن چگونه خوانده می شود؟

امام صادق (ع)، هر شب برای فرزندش و در هر روز برای پدر و مادر خود دو رکعت نماز می‌گزارد، در رکعت اول سوره قدر و در رکعت دوم سوره کوثر خوانده می‌شود.

نماز وحشت و یا نماز لیله الدفن چگونه است؟//کامل نیست درست میکنم امشببه گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ آیا ممکن است که انسان نماز وحشت را در هر زمانی برای میت بخواند؟ آیة الکرسی در نماز وحشت تا علی عظیم است یا هم فیها خالدون؟ آیا خواندن نماز وحشت یک نفر برای میت کافی است؟

 

پاسخ به این سوال و دیگر سوال های خود را در گزارش می توانید بخوانید؟

 

نماز وحشت به روایت پیامبر (ص)

سید بن طاوس از حضرت رسول (ص) روایت کرده که فرمود: نمی‌گذرد بر میت ساعتی سخت‌تر از شب اول قبر، پس رحم نمایید مردگان خود را به صدقه و اگر نیافتی چیزی که صدقه بدهی، پس یکی از شما دو رکعت نماز بخواند:

در رکعت اول حمد یک مرتبه و سوره توحید دو مرتبه

در رکعت دوم حمد یک مرتبه و سوره تکاثر ده مرتبه

سپس سلام دهد و بگوید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد و ابعث ثواب‌ها الی قبر ذلک المیت فلان بن فلان».

پس حق تعالی همان ساعت هزار ملک به سوی قبر آن میت می‌فرستد و با هر ملکی جامه‌ای و حلّه ای، و تنگی قبر او را وسعت دهد تا روز نفخ صور عطا کند به نماز کننده به عدد آنچه آفتاب بر آن طلوع می‌کند حسنات و بالا برده می‌شود برای او چهل درجه.

نماز وحشت را چه زمانی باید بخوانیم؟

درباره زمان خواندن این نماز گفتنی است، گر چه بین مؤمنین مرسوم است که بین نماز مغرب و عشا خوانده شود، اما ظاهر آن است که در تمام طول شب اول دفن میت (از اول شب تا صبح) می‌توان آن را اقامه کرد، اگر چه بهتر، بعد از نماز عشا است.

 

احکام نماز وحشت

نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر می‏شود خواند، ولی بهتر است در اول شب و بعد از نماز عشا خوانده شود.

اگر بخواهند میت را به شهر دوری ببرند یا به دلیل دیگری دفن او تاخیر بیفتد، باید نماز وحشت را تا شب اول قبر او به تاخیر بیندازند.

نماز وحشت واجبی کفایی نیست تا بگوییم که با خواندن یک نفر ساقط می‌شود. نماز مستحبی است که هر فردی می‌تواند آن‌را خوانده و ثوابش را به میت هدیه کند.

اگر نماز لیلة الدفن را به هر دو کیفیت بخواند، بهتر است.

یک نفر می‌تواند چند مرتبه این نماز را به قصد اهداء ثواب به جا آورد.

هر‌گاه شخص نماز وحشت را سهواً به غیر کیفیتی که ذکر شد بجا آورد باید اعاده کند؛ اگر چه یک آیه از سوره قدر یا یک آیه از آیه الکرسی را فراموش کرده بود بخواند.

اجیر کردن و اجرت گرفتن برای خواندن نماز وحشت جایز است و احتیاط آن است که به عنوان بخشش و احسان به نمازگزار بذل نمایند و او هم نمازش را بدون در نظر گرفتن وجه مالی بخواند.

نماز وحشت فشار قبر را کم می‌کند

محدث نوری در کتاب دارالسلام نقل می‌کند: «استاد ما، ملا فتحعلی سلطان آبادی گفت: عادت من این بود که هرگاه فردی از دوستان خاندان رسالت از دنیا می‌رفت و خبر آن به من می‌رسید، دو رکعت نماز شب دفن یا نماز وحشت برای او می‌خواندم؛ خواه او را می‌شناختم یا نمی‌شناختم. هیچ کس از این عادت من آگاه نبود، تا روزی یکی از دوستان، در راهی من را ملاقات کرد و گفت: دیشب فلان شخص که به تازگی از دنیا رفته بود، را در عالم خواب دیدم و از چگونگی حال او بعد از مرگش پرسیدم، او گفت: من بعد از مرگ در تنگنای سختی قرار گرفتم و هنگام حسابرسی، مرا به سوی عذاب بردند؛ تا اینکه فلانی (نام شما را برد) دو رکعت نماز برای من خواند؛ همان دو رکعت، مرا از عذاب نجات داد. خدا پدرش را رحمت کند که به من چنین احسانی نمود. آن گاه آن شخص، از من پرسید، آن دو رکعت نماز، چه نمازی بود. من طریقه خود را در مورد خواندن نماز شب دفن یا نماز وحشت برای او بیان کردم.»

 

منبع:

 

مفاتیح الجنان، ص. ۳۹۶.
کافی، ج. ۳، ص. ۲۸۵.

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
یک شنبه 28 آبان 1396  - 6:48 PM

جوانانی که برای رضای خدا از سرمایه خود می‌گذرند

جوانان زیادی هستند که سرمایه خود را وقف کارهای نیک و کمک به ایتام و نیازمندان می‌کنند.

جوانانی که از سرمایه خود در راه خدا می‌گذرندبه گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛وقف سنت  حسنه‌ای است که فردی نیکوکار، ثروت و سرمایه خود را به عنوان هدیه‌ای ابدی در جهت خیر و رضای خدا قرار می‌دهد که این کار خیر، به ثروت محدود نمی‌شود؛ بلکه برخی نیز با وقف معنوی، این کار خیر را انجام می‌دهند.

در کشورمان واقفان زیادی هستند که در میان آنان جوانانی با وقف سرمایه خود، به جهاد اکبر رفته‌اند تا نشان دهند که رضای خدا را به مال دنیای زودگذر، ترجیح می‌دهند. تعداد این جوانان نیکوکار بسیار زیاد است.

در ادامه به مناسبت دهه وقف، به معرفی 4 نفر از آنان و وقفی که کرده‌اند،  می‌پردازیم.

واقف 13 ساله کرمانی

علی بهرامپور، واقف 13 ساله اهل کرمان است؛ او که با ثروتش می‌توانست آینده بهتری را برای خود بسازد، رضای خدا را بر آسایش خود ترجیح می‌دهد تا بار دیگر، نوجوانی 13 ساله این بار بر نفس خود غلبه کند.

 پدر این نوجوان 13 ساله، به نیابت از فرزند خود، ملکی را شامل قطعه زمینی به‌ مساحت 325 متر مربع و به ارزش 6 میلیارد ریال وقف کرد. این ملک با چند نیت شامل مکانی جهت ساخت خانه عالم، ساخت چند باب مغازه تجاری و تخصیص  در آمد آن برای تدریس و آموزش قرآن کریم و تامین هزینه‌های مسجد حضرت ولی عصر (عج) واقع در شهرک الهیه شهرستان کرمان وقف شده است.

 

واقف جوان هرمزگانی

موحد مریدی زاده، جوان 24 ساله‌ هرمزگانی است که با وقف سرمایه خود، عنوان بزرگترین وقف این استان را نصیب خود کرده است. او املاک خود را به وسعت سه ونیم هکتار وقف کمک به ایتام، تامین کمک هزینه تحصیلی دانش آموزان، کمک به مستمندان روستای سرخا بخش احمدی شهرستان حاجی آباد و ترویج فرهنگ غدیر و مهدویت کرد.

اموال موقوفی شامل درآمدهای حاصله از معدن خاک‌سرخ، یک چشمه آب گرم ، زمین کشاورزی و نخلستان در روستای سرخا و قلموی گل‌سرخ بخش احمدی شهرستان حاجی آباد است. این جوان 24 ساله، هدف از وقف بخشی از املاکش را عمل به سفارش بزرگان دین درباره اهمیت وقف ، بهره مندی از اجر دنیوی و اخروی آن و کمک به نیازمندان عنوان می‌کند.

 

وقف بزرگ در مشهد مقدس

جوان 36 ساله‌ای به کمک پدر خیّر خود، 18 واحد مسکونی آپارتمانی که به نام او ثبت شده بود را وقف کرد. این پدر و پسر نیکوکار حاضر نشدند تا نامشان در رسانه ها درج شود. آنها خواستند درآمد این موقوفه جهت امرار معاش، ازدواج، مسکن، درمان، تحصیل و خدمات قرض‌الحسنه به نیازمندان صرف شود.

این موقوفه شامل 18 واحد آپارتمان در متراژهای 75، 95 و 110 مترمربع است که ارزش ریالی آن 30 میلیارد ریال برآورد شده.  این جوان 36 ساله، انجام فعالیت های فرهنگی، مذهبی، آموزشی، پژوهشی و قرآنی را در مراکز حوزوی و در راستای ترویج اسلام ناب و مذهب شیعه اثنی عشری در اولویت قرار داده است.

 

واقف جوان ابرکوه

عباس محمد خانی، جوان اهل مهردشت بخش بهمن ابرکوه برای دومین بار اقدام به وقف اموال خود کرد. او که به عنوان جوانترین واقف شهرستان شناخته  می‌گردد، در نخستین وقف خود،  یک باب مغازه تجاری را وقف مصارف عام المنفعه مانند کمک به فقرا، یتیمان و مسجد کرده بود. او برای بار دوم، اقدام به وقف یک مغازه تجاری و منزل خود کرد.

 

واقف 27 ساله قائنی

جواد چدانی، جوانی 27 ساله اهل قاین استان خراسان جنوبی است که در اوج جوانی، آرزوهای خود را رها می‌کند تا آرزوی ایتام روستای خود را برآورده سازد.

او 30 اصله درخت زرشک به همراه دو دانگ آب و اراضی از قنات مزرعه روستای چدان را وقف کرد، تا کمکی باشد برای یتیمان و مستمندان روستای چدان شهرستان قائن.

این‌ها فقط گوشه‌ای از انجام این عمل نیک توسط جوانان بود. جوانان زیادی هستند که از داشته‌های خود می‌گذرند تا ثواب این کار خیرشان، تا مدت‌ها نصیبشان شود و الگویی برای سایر جوانان باشند.

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
یک شنبه 28 آبان 1396  - 6:47 PM

زندگی نامه پیامبر اسلام (ص)

حضرت محمد (ص) در طول عمر مبارک خود، مردم را به یکتا پرستی دعوت نمودند.

زندگی نامه پیامبر اسلام (ص) ------ کار نشود --------به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ مُحَمَّد بن عَبدُاللّه بن عَبدُالمُطّلِب بن هاشم، پیامبر اسلام، از پیامبران اولوالعزم و آخرین پیامبر الهی است که در 27 رجب در مکه مکرمه مبعوث شد و مردم را به یکتاپرستی و اخلاق نیک دعوت نمود. در ادامه، زندگی نامه پیامبر اسلام (ص) از ولادت تا وفات را بخوانید.

 حضرت محمد (ص) در شرایطی مبعوث شد که مردم حجاز در شرک و جهالت به سر می‌بردند که هدایت کردن آنان کار سخت و دشواری بود؛ این پیامبر الهی، با تمام سختی‌های این راه، توانست مردم را به نیکی و یکتاپرستی دعوت نماید و بیان نمود که هدف از بعثتم، تکمیل فضایل اخلاقی است. مشرکان مکه سال‌ها او و پیروانش را آزردند، ولی آنان از اسلام دست برنداشتند، و در نهایت رسول خدا (ص) پس از ۱۳ سال دعوت به اسلام در مکه، برای در امان ماندن خود و پیروانش از آزار مشرکان، به یثرب مهاجرت نمود و در آن شهر که بعدا به افتخار او مدینة النبی نامیده شد، حکومت اسلامی را پایه گذاری نمود، که این هجرت، مبدأ تاریخ اسلامی شد.

 

با کوشش پیامبر (ص) تقریبا تمام شبه جزیره عربستان در زمان حیات او به اسلام گروید. در دوره‌های بعد، گسترش اسلام ادامه یافت و به تدریج اسلام دینی جهانی شد. پیامبر (ص) به مسلمانان سفارش کرد که پس از وی به قرآن و اهل بیت (ع) او پناه ببرند و از آن دو جدا نشوند، و در مناسبت‌های گوناگون، از جمله در واقعه غدیر، امام علی (ع) را جانشین خویش معرفی کرد.

 

شجره نامه

نسب پیامبر از طرف پدر به تیره بنی هاشم از قبیله قریش می رسد و قبیله قریش نیز، نسب خود را به عدنان بن اسماعیل می رسانند. از طرف مادری نسب حضرت برابر است با جناب آمنه (سلام لله علیها) دختر وهب بن عبد مناف بن زهره كه در آن هنگام به سن و شرف، سالار بنى زهره بود و آمنه دختر وهب به نسب و مقام بهترين زن قريش محسوب می‌شد. حضرت محمد (ص) قبل از هفت سالگی هر دو والدین خود را از دست دادند و سرپرستی آن حضرت ابتدا در دستان جدشان حضرت عبد المطلب و بعد از ایشان، در دستان عموی گرامیشان ابوطالب بود. همچنین ایشان، مدتی از کودکی خود را نزد حلیمه سعدیه گذراندند؛ اجماع علما اماميه آن است که پدر و مادر حضرت رسول (ص) و جميع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم عليه السلام همه یکتا پرست بوده‌اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركى قرار نگرفته است، و شبهه‌ای در نسب آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است، و احادیث متواتر از طرق خاصه و عامه بر اين مضامين دلالت دارد.

 ولادت تا نوجوانی

سال دقیق ولادت محمد (ص) معلوم نیست، ابن هشام و برخی دیگر، ولادت او را در عام الفیل نوشته‌اند، اما مشخص نیست عام الفیل به طور دقیق چه سالی بوده است، اما از آن‌جا که تاریخ‌نویسان، درگذشت پیامبر اسلام (ص) را در سال ۶۳۲م نوشته‌اند و او هنگام وفات ۶۳ ساله بوده، می‌توان تولد پیامبر را بین ۵۶۹ تا ۵۷۰م حدس زد، هم‌چنین اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه «ربیع الاول» بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند؛ ميان محدثان شيعه معروف است كه آن حضرت، در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود، و هم‌چنین اهل سنت بر این باورند که ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است، و به همین منظور، فاصله بین روز دوازدهم تا هفدهم ربیع‌الاول، به عنوان هفته وحدت نامیده شده است.

 عبدالله، پدر محمد (ص)، چند ماه پس از ازدواج با آمنه دختر وهب، رئیس طایفه بنی‌زهره، به سفری تجاری به شام رفت و هنگام بازگشت، در یثرب درگذشت. حضرت محمد (ص)، دوران شیرخوارگی را نزد حلیمه، زنی از قبیله بنی‌سعد گذراند، و وقتی که ایشان شش سال و سه ماه (و به قولی چهار سال) داشت، مادرش او را برای دیدار با اقوام و خویشان (از طرف مادر عبدالمطلب از طایفه بنی عَدِی بن نّجّار)، به یثرب برد، و در بازگشت به مکه، آمنه در ابواء و در 30 سالگی درگذشت و همانجا دفن شد. پس از وفات آمنه، عبدالمطلب، پدربزرگ پدری محمد (ص)، سرپرست او شد، و محمد هشت ساله بود که عبدالمطلب درگذشت و عمویش ابوطالب سرپرستی او را عهده‌دار شد.

 پیامبر (ص) در شهر مکه متولد شد. برخی منابع محل تولد را شعب ابی‌طالب در خانه محمد بن یوسف دانسته‌اند، ولادت پیامبر با معجزاتی در جهان همراه بود که از آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- ممنوع شدن شیاطین از رفتن به آسمان های هفتگانه و گرفتن خبر.

2- سرنگون شدن همه بت‌ها.

3- ترک برداشتن کنگره های طاق کسری و فروریختن چهارده کنگره آن.

4- خشک شدن دریاچه ساوه که برای ایرانیان مقدس بود.

5- سرنگون شدن تخت تمام سلاطین عالم و لال شدن آنها در آن روز.

6- باطل شدن سحر ساحران و جادوی جادوگران و قطع شدن ارتباط کاهنان با هم‌زادان شیطانی آن‌ها.

 

از اتفاقات مهم دوران کودکی و جوانی حضرت می توان به:

1- رفتن به سفر تجاری شام به همراه عموی خود حضرت ابوطالب (ع) و دیدار با بحیرای نصرانی، که از عالمان مسیحی زمان خود بود و وعده نبوّت حضرت را به عمویشان داد و ایشان را از خطر یهود در مورد نبی مکرم اسلام (ص) مطلع کرد.

2- انتخاب کردن شغل چوپانی که شغل اکثر انبیا بوده است.

3- پذیرفتن سرپرستی کاروان تجاری حضرت خدیجه (س) و نشان دادن لیاقت‌های خود در امر تجارت در این سفر با سود خوبی که از این کاروان حاصلی شد.

4- مشهور شدن به صفت امین به دلیل امانت داری ایشان.

5- شرکت در پیمان جوانمردانه حلف الفضول که برای حمایت از مظلومان بین جوانان قریش در خانه عبدالله بن جدعان بسته شد.

6- حل اختلاف به وجود آمده بین سران قریش بر سر نصب حجرالاسود، که نزدیک بود به جنگی خانگی منجر شود.

 همسران پیامبر اسلام (ص)

حضرت محمد (ص) در ۲۵ سالگی با خدیجه ازدواج کرد، خدیجه حدود ۲۵ سال با محمد (ص) زندگی کرد و سرانجام در سال ۱۰ بعثت درگذشت. حضرت محمد در تجارت با شریفترین زن قریش، خدیجه کبری، دختر خویلد، شرکت کرد و بعد از این مشارکت نظر خدیجه که خواستگارانی بسیار از اشراف داشت به آن حضرت جلب شد و بعد از آنکه توسط یکی از بستگان تمایل خود را به اطلاع حضرت محمد رساند، آن حضرت در 25 سالگی با خدیجه کبری ازدواج کرد. بعد از در گذشت خدیجه کبری، پیامبر با زنان دیگری که اکثراً بیوه بودند ازدواج کرد؛ پیامبر اکرم (ص) از حضرت خدیجه و نیز از سایر همسران خود صاحب فرزندانی شد، اما تنها یادگار پیامبر بعد از رحلتش حضرت فاطمه زهرا بود. پس از درگذشت خدیجه، پیامبر با سوده دختر زمعة بن قیس ازدواج کرد، و هم‌چنین همسران بعدی پیامبر(ص) عبارتند از: عایشه، حفصه، زینب دختر خزیمه بن حارث، ام حبیبه دختر ابوسفیان، ام سلمه دختر ابوامیه مخزومی، زینب دختر جحش، جویریه دختر حارث بن ابی ضرار، صفیه دختر حیی بن اخطب، و میمونه دختر حارث بن حزن و ماریه دختر شمعون. 

بعثت پیامبر (ص)

بعثت پیامبر(ص) را ۲۷ ماه رجب دانسته‌اند، ایشان در سال‌های نزدیک به بعثت، از مردم کناره می‌گرفت و به پرستش خدای یکتا می‌پرداخت، سالی یک ماه در کوهی به نام حِرٰاء منزوی می‌شد و عبادت می‌کرد، که در این مدت، هر مستمندی نزد او می‌رفت، او را اطعام می‌کرد، سپس با سپری شدن ماه عبادت، به مکه بازمی‌گشت و پیش از آنکه به خانه رود، هفت بار یا بیشتر کعبه را طواف می‌کرد.

 در یکی از سال‌های انزوا، در حِرٰاء بود که به پیامبری مبعوث شد. رسول خدا (ص)، ماجرای بعثت را اینگونه نقل می‌کند: «جبرئیل نزد من آمد و گفت: «بخوان»، گفتم: «خواندن نمی‌دانم»، بار دیگر گفت: «بخوان»،گفتم: «چه بخوانم؟»، گفت: «اقْرَ‌أْ بِاسْمِ رَ‌بِّک الَّذِی خَلَقَ».مشهور است که ایشان در چهل سالگی به پیامبری رسید.

 پیامبر(ص) با دریافت آیه‌های آغازین سوره علق که نخستین آیه‌های نازل شده بر اوست و پس از مبعوث شدن به پیامبری، به داخل مکه بازگشت و به خانه رفت. در خانه، سه تن حاضر بودند؛ خدیجه، همسرش، علی بن ابیطالب، پسرعمویش، و زید بن حارثه، پیامبر(ص) دعوت به توحید را نخست از خانواده خود آغاز کرد و اولین کسی که از زنان به او ایمان آورد، همسرش خدیجه، و از مردان، پسرعمویش علی بن‌ابی‌طالب(ع) بود که تحت سرپرستی پیامبر بود. هر چند دعوت آغازین پیامبر بسیار محدود بود، ولی شمار مسلمانان رو به فزونی گذاشت و پس از چندی، اسلام‌آورندگان به اطراف مکه می‌رفتند و با پیامبر(ص) نماز می‌خواندند.

دشمنی و آزارهای مشرکان نسبت به پیامبر (ص) و یاران ایشان

 وقتی بزرگان قریش از افزایش شمار مسلمانان نگران شدند، نزد ابوطالب، عمو و حامی پیامبر(ص) رفتند و از وی خواستند برادرزاده‌اش را از دعوتی که آغاز کرده بازدارد؛ روزی از وی خواستند محمد (ص) را به آنان بسپارد تا او را بکشند و در عوض عمارة بن ولید را که جوانی زیبا و به اعتقاد آنان خردمند بود بگیرد. ابوطالب گفت: «پسرم را به شما بدهم تا او را بکشید و فرزند شما را پرورش دهم؟ چه تکلیف دشواری».

 قریشیان به موجب پیمان‌های قبیله‌ای، نمی‌توانستند به پیغمبر آسیب جانی برسانند، زیرا در این صورت با بنی هاشم درگیر می‌شدند، و ممکن بود تیره‌های دیگر هم وارد کارزار شوند و کار دشوار شود. به همین دلیل مخالفت آنان با پیامبر، از حدّ بدگویی و آسیب رساندن‌های جزئی بیشتر نبود، اما به نومسلمانان بی‌پناه، تا آنجا که می‌توانستند آسیب می‌رساندند.

 مبارزات اشراف قریش با پیامبر اسلام را می‌توان در چهار بخش تقسیم بندی کرد: «سازش و تطمیع، برخوردهای روانی، آزارهای جسمانی، برخوردهای علمی»

هجرت مسلمانان به حبشه

آزار و اذیت‌های مشرکان به مرور افزایش یافت، تا جایی که مسلمانان دیگر طاقت این شکنجه ها را نداشتند. در این حالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور هجرت به حبشه را صادر کردند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنان فرمود: «در این زمین پراکنده شوید»، سؤال کردند که به کجا برویم؟ آن حضرت به حبشه اشاره کرد. پس از آن بود که عده‌ای از مسلمانان به همراه خانواده یا بدون آنها به حبشه هجرت کردند.

محاصره بنی‌هاشم در شعب ابی‌طالب

 پس از آنکه قریش موفق به برگرداندن مهاجران به حبشه نشد، شروع به مبارزه به صورت، محاصره اقتصادی و اجتماعی بنی هاشم کرد. دلیل این قطع رابطه بین مورخان متفاوت است:

1- تصمیم قریش برای کشتن پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حمایت عموی ایشان از رسول خدا.

2- شکست قریش در بازگرداندن مهاجران به حبشه.

3- اسلام بعضی از بزرگان قریش مانند: حمزة بن عبدالمطلب و ترس قریش از اسلام آوردن سایر بزرگان.

وضعیت اسفبار بنی هاشم در شعب به مدت سه سال ادامه داشت، به گونه‌ای که ناله‌های فرزندان آنان، آرام آرام، موجب نرمی دل‌های بعضی از متنفذان قریش شد. به همین دلیل تصمیم گرفتند تا این پیمان نامه را پاره کنند، از طرف دیگر جبرئیل خبر خورده شدن پیمان نامه توسط موریانه‌ها را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) داد، این دو رویداد موجب شد تا بنی هاشم از شعب بیرون آیند و به زندگی عادی خود بازگردند.

 معراج پیامبر اسلام (ص)

حضرت محمد (ص) اين سفر با شکوه را از خانه ام هانی خواهر امير المومنين علی (ع ) آغاز کرد و با همان مرکب به سوی بيت المقدس يا مسجد اقصی روانه شد، و از بيت اللحم که زادگاه حضرت مسيح است و منازل انبيا (ع ) ديدن فرمود.

سپس سفر آسمانی خود را آغاز نمود و از مخلوقات آسمانی و بهشت و دوزخ بازديد به عمل آورد، و در نتيجه از رموز و اسرار هستی و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پايان حق تعالی آگاه شد و به "سدرة المنتهي " رفت و آنرا سراپا پوشيده از شکوه و جلال و عظمت ديد. سپس از همان راهی که آمده بود به زادگاه خود "مکه " بازگشت و از مرکب فضا پيمای خود پيش از طلوع فجر در خانه "ام هاني " پائين آمد.

به عقيده شيعه اين سفر جسمانی بوده است نه روحانی چنانکه بعضی گفته‌اند. در قرآن کريم در سوره «اسرا» از اين سفر با شکوه بدين صورت ياد شده است: "«منزه است خدايی که شبانگاه بنده خويش را از مسجد الحرام تا مسجد اقصی که اطراف آن را برکت داده است سير داد، تا آيتهای خويش را به او نشان دهد و خدا شنوا و بيناست». در همين سال و در شب معراج خداوند دستور داده است که امت پيامبر خاتم (ص ) هر شبانه روز پنج وعده نماز بخوانند و عبادت پروردگار جهان نمايند، که نماز معراج روحانی مومن است . 

 هجرت به مدینه

پس از آنکه مشرکان مکه، برای قتل رسول خدا (ص) نقشه کشیدند، جبرئیل خبر این توطئه را به ایشان داد؛ در شب موعود چهل نفر از قریشیان، خانه حضرت را به محاصره درآوردند به گونه‌ای که محل خواب حضرت، در دید آنان قرار داشت. رسول خدا (ص) به حضرت علی (علیه السلام) گفت تا به جای او بخوابد و از همان برد یمانی سبز رنگی که رسول خدا (ص) روی خود می‌کشید، استفاده کند، پس از آن رسول خدا (ص) با عنایت خداوند از خانه خارج شده و به جنوب شهر مکه یعنی مسیری کاملاً برعکس مسیر یثرب رفت. هنگامی که صبح شد، و مشرکان برای اجرای نقشه خود آماده شدند، حضرت علی (علیه السلام) از جای خود برخاست و مشرکان فهمیدند که رسول خدا (ص) از دسترس آنان خارج شده است، به تکاپو افتاده و به دنبال ایشان گشتند، و توسط یک راهنما تا پای کوه ثور که رسول خدا (ص) به همراه ابوبکر در آنجا پنهان شده بودند، آمدند، و با مشاهده تارهای عنکبوت بر در غار به داخل غار نرفتند.

رسول خدا (ص) و ابوبکر سه روز در غار پنهان شدند تا مشرکین از جستجوی ایشان خسته شدند و سپس با تهیه زاد و توشه و استخدام یک راهنما عازم مدینه شدند. رسول خدا (ص) فاصله مکه تا مدینه را از راهی غیر معمول طی کردند و پس از پانزده روز وارد دهکده قبا در فاصله شش کیلومتری مدینه شدند. ایشان در قبا، منتظر رسیدن یار و پسر عم خود حضرت علی (عیله السلام) شدند که بعد از هجرت رسول خدا (صلی الله علیه آله و سلم) به همراه کاروانی که شامل زنان و دختران پیامبر (صلی الله علیه آله و سلم) و بنی هاشم می شد، از جمله - حضرت زهرا (سلام الله علیها) و فاطمه بنت اسد - و سایر کسانی که هنوز موفق به هجرت نشده بودند، به سمت مدینه در حرکت بود. امام علی (علیه السلام) در مکه وظیفه پس دادن امانت هایی که مردم مکه نزد پیامبر (صلی الله علیه آله و سلم) داشتند، را داشت و پس از انجام این کار راهی مدینه شد. پیامبر (صلی الله علیه آله و سلم) در این مدت که در قبا بودند، اقدام به ساختن مسجد قبا کردند و پس از رسیدن کاروان حضرت علی (علیه السلام)، به همراه ایشان راهی مدینه شدند.

 فتح مکه

پس از آنکه قریش پیمانی را که در حدیبیه با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بسته بود، را شکست، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراهی ده هزار نفر از مسلمانان از مدینه عازم مکه شدند. حرکت سپاه به صورت مخفیانه بود و تنها زمانی قریشیان از سپاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آگاه شدند که آتش های افروخته شده در اردوی سپاه اسلام را مشاهده نمودند. ابوسفیان که دید نمی توان در برابر سپاه اسلام مقاومت کند، بالاجبار اسلام آورد و از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) امان خواست. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به مردم مکه اعلام کردند تا هرکه در خانه خود بماند، یا به خانه ابوسفیان برود و یا در مسجد الاحرام باشد در امان است مگر چند نفر که رسول خدا امان را از آنها برداشت. هنگامی که سپاه اسلام وارد مکه شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه حضرت علی (علیه السلام) وارد کعبه شدند آنجا را از بت ها پاک کردند.

 غدیر خم

در بازگشت به مدینه در منزل جحفه آنجا که راه مردم مصر، حجاز و عراق از یکدیگر جدا می‌گردد، در موضعی که به نام «غدیر خم» معروف شده است، امر خدا بدو رسید که باید علی(ع) را به جانشینی خود نصب کنی و به تعبیر روشن‌تر باید سرنوشت حکومت اسلامی پس از پیغمبر معلوم گردد. رسول خدا در جمع مسلمانان که شمار آنان را میان نود یا یکصد هزار تن نوشته‌اند اعلام فرمود:

«من بر هر کس ولایت دارم، علی مولای اوست. خدایا بپیوند با کسی که بدو بپیوندد و دشمن بدار کسی را که او را دشمن دارد. و دوست بدار کسی را که او را دوست بدارد. و دشمن روی باش با کسی که با او دشمن روی است و خوار کن کسی را که او را خوار کند و حق را با او بگردان هر جا که بگردد. آن کس که حاضر است این سخنان را بدان کس که غائب است برساند.»

 رحلت پیامبر (ص)

در اوایل سال ۱۱ق، پیامبر(ص) بیمار شد، چون بیماری وی سخت شد، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش نمود و فرمود: «اگر کسی را حقی بر گردن من است بستاند، یا حلال کند و اگر کسی را آزرده‌ام اینک برای تلافی آماده‌ام.»

مطابق نقل صحیح بخاری از مهمترین کتاب‌های اهل سنت، در آخرین روزهای حیات رسول خدا، در حالی که جمعی از صحابه به عیادت ایشان رفته بودند فرمود: «قلم و کاغذی بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم که به برکت آن، هرگز گمراه نشوید.»، بعضی از حاضران گفتند: «بیماری بر پیامبر(ص) غلبه کرده (و هذیان می‌گوید) و ما قرآن را داریم و برای ما کافی است.»، در میان حاضران غوغا و اختلاف افتاد؛ بعضی می‌گفتند: «بیاورید تا حضرت بنویسد و بعضی غیر از آن را می‌گفتند»، رسول خدا(ص) فرمود: «برخیزید و از نزد من بروید.»، در صحیح مسلم که آن نیز از مهمترین کتابهای اهل سنت است، فردی که با سخن پیامبر مخالفت کرد عمر بن خطاب معرفی شده است. در همان کتاب و همچنین صحیح بخاری آمده است که ابن عباس پیوسته بر این ماجرا افسوس می‌خورد و آن را مصیبتی بزرگ می‌شمرد.

وفات پیامبر(ص) در ۲۸ صفر سال ۱۱ق.، یا به روایتی در ۱۲ ربیع الاول همان سال در ۶۳ سالگی روی داد. چنانکه در نهج البلاغه آمده است، هنگام جان دادن، سر پیامبر(ص) میان سینه و گردن امام علی(ع) بوده است. در آن وقت از فرزندان او جز حضرت فاطمه(س) کسی زنده نبود. دیگر فرزندانش از جمله ابراهیم که یکی دو سال پیش از وفات پیامبر(ص) به دنیا آمد، همگی درگذشته بودند. پیکر مطهر پیامبر(ص) را حضرت علی(ع) به یاری چند تن دیگر از خاندان او غسل داد و کفن کرد و در خانه‌اش که اینک داخل در مسجد النبی است به خاک سپردند.

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
یک شنبه 28 آبان 1396  - 6:47 PM

متن زیارتنامه امام رضا (ع) به همراه ترجمه

همزمان با شهادت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)، شما می‌توانید متن زیارتنامه معروف این حضرت عظیم الشأن را در اینجا بخوانید.

متن زیارتنامه امام رضا (ع) به همراه ترجمهبه گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛در آستانه شهادتامام رضا (ع)، هر ساله عاشقان زیادی از راه های دور و نزدیک به زیارت این امام رئوف (ع) می روند و زیارتنامه این حضرت را می خوانند. جناب شیخ طوسی از حضرت رضا (علیه‌السلام) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «در خراسان بقعه ‏ای است و زمانی خواهد آمد که آن بقعه همواره محل رفت و آمد و مطاف فرشتگان می ‏شود تا روز قیامت که در صور دمیده می‏ شود و قیامت فرا می‏‌رسد.»

 

پرسیدند:‌ ای پسر رسول خدا! این بقعه کدام بقعه است؟ فرمود: «این بقعه در سرزمین طوس است، به خدا سوگند! آن زمین باغی از باغ‌های بهشت است. هر که مرا در این بقعه زیارت کند مانند کسی است که رسول خدا را زیارت کرده است و برای او پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول نوشته خواهد شد و من و پدرانم روز قیامت شفاعت کننده او خواهیم بود.»


هنگامى كه خواستى به زيارت امام رضا عليه السلام در طوس بروى، پيش از آن كه  از ديار و سراى خود بيرون شوى، در حالى كه اين دعا را مى‌خوانى، غسل كن:

اللَّهُمَّ طَهِّرْنِي وَ طَهِّرْ لِي قَلْبِي وَ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ أَجْرِ عَلَى لِسَانِي مِدْحَتَكَ وَ الثَّنَاءَ عَلَيْكَ

فَإِنَّهُ لا قُوَّةَ إِلا بِكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي طَهُورا وَ شِفَاءً

خدايا مرا پاک كن، و دلم را پاك گردان و سينه‌‏ام را بگشا و مدح و ثناى خودت را بر زبانم جارى‏ ساز كه نيرويى نيست جز به تو. خدايا اين غسل را برايم پاك كننده و شفابخش قرار ده.

متن زیارتنامه امام رضا (ع) به همراه ترجمه

و در وقت بيرون رفتن از خانه مى ‏گويى:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ حَسْبِيَ اللَّهُ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ اللَّهُمَّ إِلَيْكَ

تَوَجَّهْتُ وَ إِلَيْكَ قَصَدْتُ وَ مَا عِنْدَكَ أَرَدْتُ

به نام خدا و با خدا و به سوى خدا، و به جانب فرزند رسول خدا خدا مرا بس است، بر خدا توكّل نمودم. خدايا به سوى تو رو نمودم، و به جانب تو قصد كردم، و آنچه را نزد توست‏ خواستم.

چون بيرون رفتى بر در خانه خود بايست و بگو:

اللَّهُمَّ إِلَيْكَ وَجَّهْتُ وَجْهِي وَ عَلَيْكَ خَلَّفْتُ أَهْلِي وَ مَالِي وَ مَا خَوَّلْتَنِي وَ بِكَ وَثِقْتُ فَلا تُخَيِّبْنِي

يَا مَنْ لا يُخَيِّبُ مَنْ أَرَادَهُ وَ لا يُضَيِّعُ مَنْ حَفِظَهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ [وَ آلِهِ‏] وَ احْفَظْنِي

بِحِفْظِكَ فَإِنَّهُ لا يَضِيعُ مَنْ حَفِظْتَ

خدايا رويم را به سوى تو كردم و به اميد تو پشت‏ سر گذاشتم خاندان و مال و آنچه را به من بخشيدى و به تو اعتماد كردم. پس مرا محروم مكن، اى آن‏كه هركه او را قصد كند محرومش‏ نسازد،و كسى را كه حفظ كرد تباهش نسازد، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا به نگهدارى‏‌ات نگاهدار،كه هر كه را تو حفظ كردى‏ تباه نشود.

چون به سلامت رسيدى ان شاء اللّه، هرگاه خواستى به زيارت بروى غسل كن و وقتى كه غسل مى ‌كنى بگو:

اللَّهُمَّ طَهِّرْنِي وَ طَهِّرْ لِي قَلْبِي وَ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ أَجْرِ عَلَى لِسَانِي مِدْحَتَكَ وَ مَحَبَّتَكَ وَ

الثَّنَاءَ عَلَيْكَ فَإِنَّهُ لا قُوَّةَ إِلا بِكَ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ قِوَامَ دِينِي التَّسْلِيمُ لِأَمْرِكَ وَ الاتِّبَاعُ لِسُنَّةِ نَبِيِّكَ

وَ الشَّهَادَةُ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي شِفَاءً وَ نُورا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ

خدايا مرا پاك كن و دلم را پاك گردان و سينه‌‏ام را بگشا و مدح و و محبّت و ثنايت را بر زبانم جارى ساز،كه نيرويى جز به تو نيست، به يقين دانستم كه پايه‏ و اساس دين من تسليم بودن به فرمان تو و پيروى از راه و رسم پيامبرت و گواهى بر تمام خلق توست. خدايا اين‏ اين غسل را براى من شفا و نور قرار ده،كه تو بر هر چيز توانايى.

متن زیارتنامه امام رضا (ع) به همراه ترجمه

پس پاكيزه‌‏ترين جامه‏‌هاى خويش را بپوش و با پاى برهنه به آرامى و وقار راه برو، و دلت به ياد خدا باشد، و اللّه اكبر و لا اله الاّ اللّه و سبحان اللّه و الحمد للّه بگو، و گام‌هاى خود را كوتا بردار و زمانىی كه وارد روضه مقدّسه شوى بگو:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا

شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ عَلِيّا وَلِيُّ اللَّهِ

به نام خدا و با خدا و بر آيين رسول خدا، درود خدا بر او و خاندانش، گواهى می‌‏دهم كه‏ معبودى جز خدا نيست و شريكى براى او نيست و گواهى می‌دهم كه محمّد بنده و فرستاده اوست و اينكه على ولىّ خداست‏.

 

 انتهای پیام/



ادامه مطلب
یک شنبه 28 آبان 1396  - 6:47 PM

امام رضا (ع) از تولد تا شهادت/ خلاصه‌ای از زندگینامه امام هشتم شیعیان

حضرت علی‌بن موسی الرضا (ع) در پایان ماه صفر سال 203 قمری، به دست مأمون به شهادت رسیدند.

زندگینامه امام رضا (ع)به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ حضرت علی‌بن موسی الرضا (ع) در یازدهم ذی‌القعده سال 148 هجری در مدینه متولد شدند و در پایان ماه صفر سال 203 قمری، به دست مأمون به شهادت رسیدند.

ولادت

حضرت رضا (ع)، بنا به قول بسیاری از مورخان، در روز یازدهم ذی‌القعده و در مدینه منوره متولد شدند. از قول مادر ايشان نقل شده است كه: «هنگامیكه به حضرتش حامله شدم به هيچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌كردم و وقتی به خواب می‌رفتم, صداي تسبيح و تمجيد حق تعالي وذکر «لااله‌الاالله» را از شكم خود می‌شنيدم, اما چون بيدار می‌شدم ديگر صدايی بگوش نمي‌رسيد؛ هنگامي‌كه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمين نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند كرد و لبانش را تكان می‌داد؛ گويي چيزی می‌گفت».

نظير اين واقعه, هنگام تولد ديگر ائمه و بعضی از پيامبران الهی نيز نقل شده است, از جمله حضرت عيسی (ع) كه به اراده الهی, در گهواره لب به سخن گشود و با مردم سخن گفتند كه شرح اين ماجرا در قرآن كريم آمده است.

کنیه

امام كاظم (عليه السّلام) کنیه ابوالحسن را به ایشان عنايت فرمودند، و به على بن يقطين گفتند: «اى على، اين پسرم (با اشاره به امام رضا عليه السّلام)، آقاى فرزندان من است و من كنيه خیش را به او داده‌‌ام. البته امام كاظم (ع) نيز كنيه‌شان ابو‌الحسن بوده است و اين كنيه ميان پدر و فرزند مشترک امی باشد. بدين جهت امام كاظم (عليه السّلام) را «ابو الحسن اوّل» و امام رضا (عليه السّلام) را «ابو الحسن دوم» مى‌نامند.

القاب

مشهورترین لقب امام هشتم شیعیان، «رضا» به معنای خشنودی، است. امام محمدتقی (عليه‌السلام) امام نهم و فرزند ايشان سبب ناميده شدن آن حضرت به اين لقب را اينگونه نقل می‌فرمايند : «خداوند او را رضا لقب نهاد زيرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمين از او خشنود بوده‌اند و ايشان را برای امامت پسنديده‌اند و همينطور (به خاطر خلق و خوی نيكوی امام) هم دوستان و نزديكان و هم دشمنان از ايشان راضی و خشنود بود‌ند».

يكي دیگر از القاب مشهور حضرت «عالم آل محمد» است. نقل شده است که امام کاظم (ع) به فرزندانش می‌گفت: «برادر شما علی بن موسی، عالم آل محمد است.» اين لقب نشانگر ظهور علم و دانش ايشان می‌باشد؛ جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خويش, به‌ويژه علمای اديان مختلف انجام داد و در همه آن‌ها با سربلندی تمام بيرون آمد، دليل کوچکی بر اين سخن است. اين توانايی و برتری امام, در تسلط بر علوم، يكی از دلايل امامت ايشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در اين مناظرات, كاملاً اين مطلب روشن می‌گردد كه اين علوم جز از يك منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد. 

زندگینامه امام رضا (ع)

 مادر امام رضا (ع)

مادر امام رضا (ع) کنیزی از اهالی نوبه بوده است که درباره نام مقدّس اين خانم،  راويان اختلاف دارند، برخی، آن حضرت را خيزران ناميده‌اند و گفته‌اند كه ايشان ام ولد و از اهالى نوبه بوده و اروى نام داشته و لقبش شقراء بوده است. برخى گفته‌‌اند اسم او نجمه و كنيه‌‌اش امّ‌البنين بوده و برخى نام آن بانو را تكتم دانسته‌اند. در روایتی آمده که مادر امام رضا (ع) کنیزی پاک و پرهیزگار به نام نجمه بود که حمیده مادر امام کاظم (ع) وی را خرید و به پسرش بخشید و بعد از ولادت حضرت رضا (ع) او را طاهره نامید.‌»

شیخ صدوق در مورد ایشان می‌نویسد: «ایشان از زمره زنان شريف غير عرب و كنيز حميده خاتون مادر امام موسى (عليه السّلام)، و از زنان شايسته در عقل و دين و شرف بود و بانويش حميده را بسيار محترم مى‌‌داشت و از روى احترام به او هرگز در مقابلش نمى ‌نشست. بنابراين حميده به پسرش امام موسى (عليه السّلام) گفت: «اى فرزند، يقينا تكتم كنيزى است كه من هرگز بهتر از او را نديده‌ام و شكّى ندارم كه خداوند به او فرزندانى عطا خواهد كرد. من او را به تو بخشيدم و سفارش مى‌كنم كه با مهربانى با او رفتار كنى.»

همسر امام رضا (ع)

در مورد تعداد همسران آن حضرت بین مورخان اختلاف است، اکثر مورخان تعداد همسران آن حضرت را یک یا دو نفر نوشته‌اند، و عده کمی نیز برای حضرت سه همسر یاد کرده‌اند. اما مشهور این است که حضرت دارای همسری به نام سبیکه (س) بوده اند که ایشان مادر امام جواد (علیه اسلام) و از خاندان ماریه قبطیه همسر پیامبر (ص)، بوده است. در برخی از منابع تاریخی، همسر دیگری نیز برای امام رضا(ع) ذکر شده است، مأمون به امام رضا (ع) پیشنهاد داد که با دخترش «‌ام حبیب‌» یا «‌ام حبیبه‌» ازدواج کند و امام نیز پذیرفت. طبری این ازدواج را در حوادث سال ۲۰۲قمری یاد می‌کند. گفته‌اند که هدف مأمون از این کار، نزدیکی بیشتر به امام رضا (ع) و نفوذ به خانه وی جهت اطلاع از برنامه‌هایش بوده است. سیوطی نیز، از ازدواج دختر مأمون با امام رضا (ع) یاد می‌کند ولی اسم آن دختر را ذکر نمی‌نماید.

فرزندان امام رضا (ع)

درباره تعداد و اسامى فرزندان امام رضا (عليه السّلام) نيز اختلاف است، گروهى  آن‌ها را پنج پسر و يک دختر نوشته‌‌اند، به نام‌هاى محمّد قانع، حسن، جعفر، ابراهيم، حسين و عايشه. امّا شيخ مفيد بر اين باور است، كه امام هشتم (عليه السّلام)، فرزندى جز امام محمّد جواد (عليه السّلام) نبوده است، و ابن شهرآشوب و طبرسى در اعلام الورى، نيز بر همين اعتقاد مى‌باشند، اما قول معتبر در تعداد فرزندان، اين است كه آن حضرت را دو فرزند بوده، به نام‌هاى محمّد و موسى، و جز آنها فرزندى از آن حضرت به جاى نمانده است‌. گفته شده فرزندی از آن حضرت که دو سال یا کمتر داشته در قزوین دفن شده است، که امامزاده حسین کنونی قزوین همان است. بنابر روایتی امام در سال ۱۹۳ به این شهر مسافرتی داشته است.

زندگینامه امام رضا (ع)

امام رضا (ع) در مدینه

حضرت رضا (عليه السلام) تا قبل از هجرت به مرو، در مدينه زادگاهشان، ساكن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرينشان به هدايت مردم و تبيين معارف دينی و سيره نبوی می‌پرداختنند. مردم مدينه نيز، امام رضا (ع) را بسیار دوست می‌داشتند و به ايشان همچون پدری مهربان می‌نگريستند. تا قبل از اين سفر، با اينکه امام بيشتر سالهای عمرش را در مدينه گذرانده بود, اما در سراسر مملکت اسلامی، پيروان بسياری داشتند که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

علی‌بن موسی الرضا (ع)، در گفتگويی كه با مامون درباره ولايت عهدی داشتند، در اين باره اين گونه می‌فرمايند: «همانا ولايت عهدی هيچ امتيازي را بر من نيفزود. هنگامی كه من در مدينه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدينه عبور می‌کردم, عزيرتر از من كسی نبود. مردم پيوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و كسی نبود كه بتوانم نياز او را برآورده سازم, مگر اينكه اين كار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزيز و بزرگ خويش، به من مى نگريستند».

 امامت امام رضا (ع)

امام رضا (ع) پس از شهادت پدرش امام کاظم (ع) در سال ۱۸۳ق امامت را عهده‌دار شد؛ مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال (۱۸۳-۲۰۳ق) بود که با خلافت هارون الرشید (۱۰ سال)، محمد امین (حدود ۵ سال)، مأمون (۵ سال) همزمان شد.

امامت و وصايت حضرت رضا (عليه السلام ) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرينشان و رسول اكرم (ص) اعلام شده بود. به خصوص امام كاظم (عليه السلام) بارها در حضور مردم ايشان را به عنوان وصی و امام بعد از خويش معرفی كرده بودند؛ يكی از ياران امام موسی كاظم (عليه السلام) می‌گويد: «ما شصت نفر بوديم كه موسی بن‌جعفر (ع) به جمع ما وارد شد، درحالی که دست فرزندش علي در دست او بود، فرمود: «آيا مي‌دانيد من كيستم ؟»، گفتم: «تو آقا و بزرگ ما هستی»، فرمود: «نام و لقب من را بگوئيد»، گفتم: «شما موسی بن جعفر بن محمد هستيد»، فرمود: «اين كه با من است كيست؟»، گفتم: «علي بن موسي بن جعفر»، فرمود: «پس شهادت دهيد او در زندگاني من وكيل من است و بعد از مرگ من وصي من مي باشد». در حديث مشهوری نيز که جابر از قول نبى ‌اكرم (ص) نقل مي‌كند، امام رضا (عليه السلام) به عنوان هشتمين امام و وصي پيامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (عليه السلام) نيز مكرر به امام كاظم می‌فرمودند: «عالم‌ آل‌محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد».

 پس از شهادت امام هفتم، بیشتر شیعیان با توجه به وصیت امام(ع) و دلایل و شواهد دیگر، امامت فرزند ایشان، علی بن موسی الرضا (ع) را پذیرفتند و وی را به عنوان امام هشتم تأیید نمودند. این دسته که بزرگان اصحاب امام کاظم (ع) را هم شامل می‌شد به نام قطعیه مشهور شدند. ولی گروه دیگری از اصحاب امام هفتم ‏(ع) بنا به دلایلی، از اعتراف به امامت علی بن موسی الرضا (ع) سرباز زده و در امامت حضرت موسی بن جعفر (ع) توقف کردند. آنان اظهار می‌داشتند که موسی بن جعفر (ع) آخرین امام است و کسی را به امامت تعیین نکرده و یا دست‏‌کم ما از آن آگاه نیستیم، این گروه واقفیه (یا واقفه) نامیده شدند. ا‌مام رضا(عليه السّلام) در روايتى سرنوشت آن‌ها را اينگونه بيان فرمودند: «در حيرت زندگى مى‌كنند و نهايت در حال كفر مى‌ميرند.»

زندگینامه امام رضا (ع)

 سفر امام رضا (ع) به خراسان

هجرت امام رضا (ع) از مدینه به مرو در سال ۲۰۰، یا ۲۰۱ قمری بود. پس از تصمیم مأمون تصمیم مبنی بر دادن پیشنهاد ولایتعهدی به امام، او یکی از افراد خویش به نام رجاءبن ابی ضحاک را به مدینه فرستاد تا امام را به مرو محل اقامت مأمون بیاورد. به عقیده برخی، مأمون مسیر مشخصی برای سفر امام رضا (ع) به مرو انتخاب کرد تا آن حضرت از مراکز شیعه‌نشین عبور نکند، زیرا از اجتماع شیعیان بر گرد امام می‌ترسید. او دستور داد تا حضرت را از مسیر کوفه نیاورند بلکه از طریق بصره،خوزستان و فارس، به نیشابور بیاورند. مسیر حرکت، طبق کتاب اطلس شیعه چنین بوده است: مدینه، نقره، هوسجه، نباج، حفر ابوموسی، بصره، اهواز، بهبهان، اصطخر، ابرقوه، ده شیر (فراشاه)، یزد، خرانق، رباط پشت بام، نیشابور، قدمگاه، ده سرخ، طوس، سرخس، مرو. به گزارش شیخ مفید مأموران مأمون، امام رضا (ع) و برخی از بنی‌هاشم را از مسیر بصره به مرو آوردند. مأمون آن‌ها را در خانه‌ای و امام رضا را در خانه‌ای دیگر جای داد و او را اکرام کرد.

شیخ صدوق از معول سجستانى آورده: «زمانى كه براى بردن امام رضا (عليه  السّلام) به خراسان پيكى به مدينه آمد، من در آنجا بودم. امام به منظور وداع از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) وارد حرم شد، او را ديدم كه چندين بار از حرم بيرون مى ‌آمد و دوباره به سوى مدفن پيغمبر بازمى‌ گشت و با صداى بلند گريه مى‌کرد. من به امام نزديك شده و سلام كردم و علّت اين موضوع را از آن حضرت جويا شدم. در جواب فرمودند: «من از جوار جدّم بيرون رفته و در غربت از دنيا خواهم رفت.»

امام پیش از رفتن به خراسان به داخل مسجد پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) وارد شد و دستش را بر لبه قبر شريف نهاد و فرزندش را به قبر چسباند و نزد جدّش رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) طلب حفاظت براى او كرد و سپس به فرزندش گفت: «به تمام وكلا و خدمتكارانم گفته‌‌ام كه از تو شنوايى داشته باشند و پيرويت كنند»، و به اصحابش او را معرفى كرد كه جانشين وى خواهد بود.

حدیث سلسه‌الذهب

در طول سفر امام به مرو ، هركجا توقف می‌فرمودند, بركات زيادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامی كه امام در مسير حركت خود وارد نيشابور شدند و در حالی كه در محملی قرار داشتند از وسط شهر نيشابور عبور كردند. مردم زيادی كه خبر ورود امام به نيشابور را شنيده بودند, همگی به استقبال حضرت آمدند. در اين هنگام دو تن از علما و حافظان حديث نبوی, به همراه گروه‌های بيشماری از طالبان علم و اهل حديث و درايت، مهار مرکب را گرفته وعرضه داشتند: «ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهيم كه رخسار فرخنده خويش را به ما نشان دهی و حديثی از پدران و جد بزرگوارتان پيامبر خدا برای ما بيان فرمایی تا يادگاری نزد ما باشد». امام دستور توقف مركب را دادند و ديدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گرديد. مردم از مشاهده جمال حضرت بسيار شاد شدند به طوری كه بعضي از شدت شوق می‌گريستند و آنهايی كه نزديک ايشان بودند، بر مركب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظيمی در شهر طنين افكنده بود به طوری كه بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند كه سكوت نمايند تا حديثی از آن حضرت بشنوند.

ایشان فرمودند: «شنیدم از پدرم موسی بن جعفر (ع) که فرمود شنیدم از پدرم جعفر بن محمّد (ع) که فرمود شنیدم از پدرم محمّد بن علی (ع) که فرمود شنیدم از پدرم علی بن الحسین (علیهما السّلام) که فرمود شنیدم از پدرم حسین بن علی (ع) فرمود شنیدم از پدرم امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (ع) که فرمود شنیدم از رسول خدا (ص) که فرمود شنیدم از جبرئیل که گفت شنیدم از پروردگار عزّ و جلّ فرمود: «کَلِمَةُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها»، «کلمه‏ «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» دژ و حصار من است. پس هر کس داخل دژ و حصار من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.» پس هنگامی که مَرکب حضرت حرکت کرد با آواز بلند فرمود با شروط آن و من یکی از آن شروط هستم.

زندگینامه امام رضا (ع)

امام رضا (ع) و مسأله ولایتمداری

 مهمترين فصل تاريخى زندگى امام رضا (عليه السّلام) جريان ولايتعهدى آن  حضرت است، جریانی که به موجب آن، حضرت مجبور شدند از شهر مدینه به مرو سفر کنند و پس از مدتی و با کینه مأمون به شهادت برسند.

هنگامی که حضرت رضا (عليه السلام ) وارد مرو شدند، مأمون از ايشان استقبال شايانی كرد و در مجلسي كه همه اركان دولت حضور داشتند صحبت كرد و گفت: «همه بدانند من در آل عباس و آل علی (عليه السلام) هيچ كس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی‌بن‌موسی‌رضا (عليه السلام ) نديدم». پس از آن به حضرت رو كرد و گفت: «تصميم گرفته‌ام كه خود را از خلافت خلع كنم و آن را به شما واگذار نمايم.»، اما امام كاملا از قصد مأمون آگاهى داشت، چرا که مأمون براى رسيدن به خلافت، برادرش امين را كشته بود و بغداد را خراب كرده بود. به همین دلیل به او گفتند: «اگر اين خلافت مال تو است جايز نيست خودت را خلع كنى و لباسى را كه خدا به تو پوشانده به ديگرى بدهى، و اگر خلافت مال تو نيست چيزى كه مال تو نيست جايز نيست آن را به من بدهى.»

مأمون بر خواسته خود پافشاری كرد و بر امام اصرار ورزيد، اما امام فرمودند:‌ «هرگز قبول نخواهم كرد.»، وقتي مأمون مأيوس شد، گفت: «پس ولايت عهدی را قبول كن تا بعد از من شما خليفه و جانشين من باشيد». اين اصرار مأمون و انكار امام تا دو ماه طول كشيد و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: «از پدرانم شنيدم, من قبل از تو از دنيا خواهم رفت و مرا با زهر شهيد خواهند كرد و بر من ملائك زمين و آسمان خواهند گريست و در وادی غربت در كنار هارون ‌الرشيد دفن خواهم شد». اما مأمون بر اين امر پافشاری نمود تا آنجاكه مخفيانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهديد به مرگ كرد. لذا حضرت فرمودند : «اينک كه مجبورم، قبول می‌كنم به شرط آنكه كسی را نصب يا عزل نكنم و رسمی را تغيير ندهم و سنتی را نشكنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم». مأمون با اين شرط راضی شد. پس از آن حضرت, دست را به سوی آسمان بلند كردند و فرمودند: «خداوندا ! تو مي‌دانی كه مرا به اكراه وادار نمودند و به اجبار اين امر را اختيار كردم؛ پس مرا مؤاخذه نكن همان گونه كه دو پيغمبر خود يوسف و دانيال را هنگام قبول ولايت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نكردی؛ خداوندا عهدی نيست جز عهد تو و ولايتی نيست مگر از جانب تو، پس به من توفيق ده كه دين تو را برپا دارم و سنت پيامبر تو را زنده نگاه دارم، همانا كه تو نيكو مولا و نيكو ياوری هستی».

شرایط علمی زمان امام رضا (ع)

در قرن دوم هـ.ق كه امام رضا (علیه‌السلام) می‌زيستند، مراكز علمی رو به فزونی  گذاشت. مدارس مختلف در همه علوم و به همه زبان‌ها و ميان همه گروه‌ها پا گرفت. مدارس از جويندگان دانش در سطوح مختلف علمی و دين پر شد. به خصوص در زمان هارون الرشيد و مأمون و در زمان امامت امام جعفرصادق (علیه‌السلام) و امام موسی كاظم (علیه‌السلام) و امام علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام).

 حضرت امام رضا (علیه‌السلام) در زمان منصور به دنيا آمدند و در زمان خلافت مهدی، هادی، هارون الرشيد و مأمون زندگی كردند و اين زمانی بود كه فرهنگ و فكر اسلامی به خوبی پايه گرفته بود و در آن زمان مؤسسين مذاهب فقهی مختلفی نیز زندگی می‌كردند. امام علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) پناه اهل فكر و معرفت بودند و با علمای فلسفه به مناظره و بحث می‌پرداختند و در حالی كه اهل فقه و شرع را هدايت و توجيه می‌كردند به محور آن‌ها تبديل شده بودند.

 مأمون پس از آوردن امام رضا(ع) به مرو، جلسات علمی متعددی با حضور علمای گوناگون تشکیل داد. در این جلسات، مذکرات زیادی میان امام و دیگران صورت می‌گرفت که به طور عمده درباره مسائل اعتقادی و فقهی بود. بخشی از این مذاکرات را طبرسی در کتاب احتجاج فراهم آورده است. مأمون می‌خواست با کشاندن امام به بحث، تصوری را که عامه مردم درباره ائمه اهل بیت (علیهم السلام) داشتند و آنان را صاحب علم خاص مثلاً «‌علم لدنّی‌» می‌دانستند، از بین ببرد. صدوق در این باره می‌گوید: «مأمون اندیشمندان سطح بالای هر فرقه را در مقابل امام قرار می‌داد تا حجت آن حضرت را به وسیله آنان از اعتبار بیندازد و این به جهت حسد او نسبت به امام و منزلت علمی و اجتماعی او بود.»، اما هیچ کس با آن حضرت روبه رو نمی‌شد جز آن که به فضل او اقرار کرده و به حجتی که از طرف امام علیه او اقامه می‌شود، ملتزم می‌گردید.

 این مجالس به تدریج مشکلاتی را برای مأمون درست کرد. زمانی که وی متوجه شد، تشکیل چنین جلساتی برای وی خطرناک است، اقدام به محدود کردن امام کرد. از عبدالسلام هروی نقل شده که به مأمون اطلاع دادند: امام رضا (علیه‌السلام) مجالس کلامی تشکیل داده و بدین وسیله مردم شیفته وی می‌شوند. مأمون به محمد بن عمرو طوسی مأموریت داد تا مردم را از مجلس آن حضرت طرد نماید. پس از آن امام در حق مأمون نفرین کرد.

زندگینامه امام رضا (ع)

 شهادت امام رضا (ع)

در نحوه به شهادت رسيدن امام نقل شده است كه مأمون به يكی از خدمتکاران خويش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده كند و در بين ناخن‌هايش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه كند و او دستور مأمون را اجابت كرد. مأمون نيز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار كرد كه امام ازآن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار كرد تا جايی كه حضرت را تهديد به مرگ نمود و حضرت به جبر, قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت، زهر اثر كرد و حال حضرت دگرگون گرديد و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (عليه السلام) به شهادت رسيدند.

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
یک شنبه 28 آبان 1396  - 6:47 PM

ما نماز را جزء می دانیم

آیت الله مجتهدی در شرح حدیث حضرت علی(ع) می گویند: روایتی هست که « دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزد.»

ما نماز را جزء می دانیم

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛پیامبر خدا (ص ) درباره ولایت حضرت  علی ( ع ) می فرمایند: هنگامی که روز قیامت شود و صراط را روی جهنم بگذارند جز کسی که ولایت علی بن ابیطالب را داشته باشد از آن عبورنمی کند و این است معنی گفتار خداوند:« آن را نگهدارید تا مورد سوال قرار گیرند.»این یعنی از ولایت علی بن ابیطالب بپرسند.

آیت الله مجتهدی در شرح این حدیث می گویند: روایتی هست که « دزدترین  مردم کسی است که از نمازش بدزد.» کسی که صلوات نفرستد،از قنوت کم بگذارد،سلام بدهد و فرار کند،این شخص دزدترین مردم است.بعضی امام جماعت ها ذکر سجده یا رکوع را که می گویند،بلند می شوند و صلوات نمی فرستند.من از اینها خوشم نمی آید.به شما توصیه می کنم نماز که می خوانید در رکوع و سجده حتما یک صلوات هم بفرستید.خیلی خوب است.

ایشان ادامه می دهند: نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو    به منکر علی بگو نماز خود قضا کند

بعد به رهبر انقلاب مطلبی را گفتم که از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی پرسیده بودند آیا شما « اشهد ان امیرالمومنین علیا ولی الله » را جزء اذان و اقامه می دانید؟ ایشان هم در پاسخ فرموده بودند: ما نماز را جزء می دانیم.ما نماز را جزء می دانیم.بله میرزا جواد آقا فرموده بودند ما نماز را جزء می دانیم. بارک الله یعنی چه ؟

آیت الله مجتهدی بیان کردند: یعنی اصل ولایت است.من این روحیه را دوست  دارم.روحیه ولایی.اما آن افراد سمجی که شیعه مرتضی علی (ع ) هستند.اما « اشهد ان امیرالمومنین علیا ولی الله » نمی گویند فکرنمی کنند چرا آیت الله حکیم احتیاط واجب می کردند آیا شما بالاتر از آقای حکیم هستید؟ رهبر انقلاب به این سخنان من گوش دادند و لذت بردند.

 

منبع: احسن الحدیث ص 198

انتهای پیام/ 



ادامه مطلب
یک شنبه 28 آبان 1396  - 6:46 PM

دعای پایان ماه صفر

ان شاالله با خواندن این دعا در پایان ماه صفر از بلا بدور بوده حاجت روا شوید.

دعای پایان ماه صفربه گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ان شاالله با خواندن این دعا در پایان ماه صفر از بلا بدور بوده حاجت روا شوید ابتدا نیت کنید:

”سُبحانَ الله یا فارِجَ الهَمّ وَ یا کاشِفَ الغَمّ فَرِّج هَـمّی وَ یَسّر اَمری وَ ارحِم ضَعفی وَ قِلَـّهَ حیلَتی وَ ارزُقنی حَیثَ لا اَحتَسِب یا رَبَّ العالَمین“

خداوندا مرا از غم و دل تنگی نجات ده، شادم ساز و مرا شامل رحمت خود کن، ای پروردگار جهانیان»

حضرت پیامبر می فرمایند: هر کس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش گشایش می شود.

انتهای پیام/



ادامه مطلب
یک شنبه 28 آبان 1396  - 6:46 PM

تأکید پیامبر اکرم (ص) به زیارت مرقد امام رضا (ع)/ برکات زیارت امام رضا (ع) پس از مرگ

همزمان با فرارسیدن شهادت امام رضا (ع)، شما می‌توانید، صحبت‌های حجت الاسلام والمسلمین بهاری را درخصوص کرامت و رأفت این حضرت (ع) را در اینجا بخوانید.

حجت الاسلام والمسلمین بهاری/// نا تمام استبه گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ همزمان با شهادت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) و روزهای پایانی ماه صفر، حجت الاسلام ابراهیم بهاری در گفتگویی با خبرنگار ما، از خصایص و همچنین فضیلت های زیارت این حضرت (ع) بیان کرد.

 

باشگاه خبرنگاران جوان- حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) خورشید هشتم امامت است، و بعد از دوره علمی امام صادق (ع) و حضرت موسی ابن جعفر (ع)، پرچمدار ولایت شدند، درخصوص خصایص این حضرت (ع) برایمان بفرمایید؟ 

 

حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) در بین ائمه معصوم (ع) به عالم آل محمد (ص)  معروف است، به این دلیل که در دوره آن حضرت (ع)، علمی‌ترین بازه زمانی در مجموعه دوران ائمه معصوم (ع) بوده، حتی از دوره علمی امام صادق (ع) نیز پر  بحث‌تر است، چرا که دوره حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) تخصصی‌ترین نگاه‌ها هم به فقه و مایحتاج علمی جامعه شده است، چراکه مأمون عباسی، حاکمیتی آن روز بر اریکه قدرت تکیه زد، که خودش یک انسان آگاه و مطلع از علوم بود و به همین دلیل هم امام رضا (ع) را از مدینه به خراسان آورد و قصد آن را داشت تا با حضور ملحدین، صائبین، یهودیان و دیگر افکار و عقاید متعدد، علی ابن موسی الرضا (ع) را از نظر علمی خلاء سلاح کند؛ که وجود مبارک آن حضرت (ع) در عالی‌ترین شکل، مجموعه این افراد را با کتب خودشان محکوم کرد و استدلال‌های پاک نبوی و علوی را در همان مناظره‌های علمی به سمع و نظر آن‌ها رساند و بیداری را بیش از پیش افزایش داد.

 

تخصصی‌ترین دوره علمی، امامت علی ابن موسی الرضا (ع) بود

 

نگاه دیگری که به وجود مبارک این حضرت (ع) می‌شود، رأفت و مهربانی حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) است، که در زیارتنامه ایشان با عنوان «السلام و علیک یا امام الرئوف» از آن یاد شده است و یا در جایی دیگر بیان شده که «اگر کسی حرم شریف امام رضا (ع) سه بار زیارت کند به مانند یک سفر حج است؛ و امام صادق (ع) فرموند: «نوه من در شهر طوس به خاک سپرده می‌شود، و هر کسی قبر او را زیارت کند، من روز قیامت دست او را می‌گیرم و از همه خطر‌های روز قیامت او را گذر می‌دهم.»

سپس از آن امام صادق (ع) سوال شد، که این زیارت چگونه باشد تا مورد شفاعت قرار بگیریم؟ حضرت فرمودند: « ابتدا عارفه البحق، (به حقانیت و امامت ایشان ایمان داشته باشد.)، دوم، بداند که اطاعتش واجب است، سوم یقین داشته باشد که حضرت (ع) را شهید کرده اند و در آخر سیره معرفتی، رفتاری، دینی و ... آن حضرت را در زندگی خود جاری کند.» در اینجا معلوم می شود که زیارت بی معرفت سودی ندارد. پس اگر کسی با علم به این معارف به سوی علی ابن موسی الرضا (ع) دوید و سیره رفتاری و معرفتی آن حضرت (ع) را در زندگی اش پیاده سازی کرد، امام رضا (ع) رأفتش را هم در دنیا و هم در آخرت برای او جاری و ساری می‌کند.

 علامه جفری (رضوان الله تعالی علیه)، بعد از رحلت در عالم خواب به پسرش سفارش کرد که زیارت قبر حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) را ترک نکن، چرا که من در زمان حیاتم ۴۰ بار به زیارت ایشان رفتم و از زمانی که دفنم کرده اید، امام (ع) ۴۰ بار به دیدن من آمدند. در زیارت امام رضا (ع) مشخص است که رازی بین زائر و آن امام عظیم شأنی است که به محضرشان مشرف می‌شویم.

 

باشگاه خبرنگاران جوان- در شب شهادت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) چه اعمالی وارد شده است؟

 

آنچه که در مجموعه زیارات ائمه (ع) و شب شهادتشان وارد شده، این است که اگر توانستید به زیارت قبر مطهر آن‌ها بروید و یا در روز شهادتشان زیارتنامه مخصوص آن امام را خوانده و دو رکعت نماز به جای آوریم. همچنین بیان شده که در کنار مرقد شریفشان جامعه کبیره را خوانده و حاجات خود را بخواهیم.

 

 تخصصی‌ترین دوره علمی، امامت علی ابن موسی الرضا (ع) بود

 

 زیارت امام رضا (ع) ثواب ۹۹ حج و ۹۹ عمره از سوی پیامبر (ص) را دارد

 

باشگاه خبرنگاران جوان- با توجه به حدیث پیامبر اکرم (ص)، کاملترین زیارات، مشرف شدن به کدام ائمه معصوم است؟

 

پیامبر اکرم (ص) فرموند: «از جگرگوشه‌های من کسی در طوس به خاک سپرده می‌شود که هرکسی او را زیارت کند به مثابه آن است که خدا را در عرش زیارت کرده است.» ما در کتب اسلامی خود این تعبیر را برای زیارت دو نفر داریم، یکی سیدالشهدا (ع) و دیگری علی ابن موسی الرضا (ع) است که به حتم زیارت امام حسین (ع) از دیگر زیارات ائمه (ع) بالاتر است. ما هیچ عملی را کامل‌تر از زیارت مرقد امام حسین (ع) در عالم هستی نداریم و بعد از آن زیارت علی ابن موسی الرضاست.

 

سفارش‌های بسیاری پیرامون مشرف شدن به زیارت امام رضا (ع) داریم که زیارت ایشان زیارت «حج الفقرا» است. رسول الله (ص) درخصوص زیارت سیدالشهدا (ع) می‌فرمایند: «کسی که حسین بن علی (ع) را زیارت کند، خداوند ثواب ۹۹ حج و ۹۹ عمره از من به او عنایت می‌کند.»

 

 تخصصی‌ترین دوره علمی، امامت علی ابن موسی الرضا (ع) بود

 

 یکی از القاب حضرت حجت (عج)، إبن الرضا است

 

باشگاه خبرنگاران جوان-علی ابن موسی الرضا (ع) فردای قیامت چگونه ضامن زائران خودشان می‌شوند؟

 

روز قیامت اختیار و شفاعت با صدیقه الطاهره (س) است. اگر ائمه (ع) شفاعت و ضمانتی می‌کنند به مادر جان است. ضمانت امام رضا (ع) دروهله اول لحظه جان کندن است که به داد شیعیان خودشان می‌رسند و هنگامی که او را در قبر می‌گذارند، اگر لغزشی وجود داشته باشد، حضرت (ع) او را ضمانت می‌کند.

 

یکی از القاب حضرت حجت (عج)، إبن الرضا است، چرا که بعد از امام رضا (ع) فرقه‌ای دیگر نداریم. یعنی هر کس که علی ابن موسی الرضا (ع) را قبول داشته باشد، شیعه دوازده امامی است و مابقی ائمه معصوم (ع) را نیز قبول دارد.

 

حضور حضرت جواد الائمه بر بالین پدر

 

با توجه به غریب بودن امام رضا (ع) در طوس، و نحوه شهادتشان، روایت حضور حضرت جواد الائمه در لحظه جان سپردن امام رضا (ع) چیست؟

 

یکی از دلایل غریب بودن علی ابن موسی الرضا (ع)، این است که بدن مطهره ایشان موقعه‌ای که در طوس به خاک سپرده شد، مردم تا ۲۰۰ سال بعد از شهادت حضرت (ع) به قبر مأمون عباسی می‌رفتند و می‌گفتند که مأمون از دوستداران علی ابن موسی الرضا (ع) است. تا اینکه عُلمای زمانه شفاف سازی کردند که امام (ع) به دست همین مأمون غریبانه و مظلومانه مسموم شد.

 

از صحابه حضرت (ع) نقل شده است: «وقتی امام قصد رفتن به مهمانی مأمون کردند، فرمودند که من اگر ایستاده برگشتم، که هیچ. اما اگر عبایم به روی صورتم بود، بعد از ورودم درب را ببند. در برگشت دیدم که حضرت (ع) افتاده و عبا بر چهره کشیده می‌آیند، فرمودند که فرش‌های خانه را جمع کن. می‌خواهم مثل جدم حسین (ع) بر خاک جان بدهم. ناگهان برگشتم دیدم درب باز است. دوباره برگشتم که درب را ببندم که دیدم حضرت (ع) خود را بر زمین می‌کشد و درب را باز می‌کند. به حضرت (ع) عرض کردم که، خودتان فرمودید درب را ببندم. ایشان با همان حال بیماری، بیان کردند: «مگر نمیدانی چشم انتظار جگرگوشه ام جواد الائمه (ع) هستم.»»

 

صحابه می‌گوید یک لحظه دیدم آقازاده‌ای در کنار درب ایستاده آمد و سر حضرت (ع) را بر دامن بگیرد. گفتم آقا چگونه از درب بسته داخل شدید؟ حضرت گفتند: «خدایی که من را از مدینه تا به اینجا آورده توانی گذر دادن از درب بسته را هم دارد.» دیدم بالای سر امام رضا (ع) نشست و سر آن را بردامن گرفت و حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) سرش بر دامن پسرش غریبانه جان سپرد.

 

 

باشگاه خبرنگاران جوان- چرا به حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)، غریب الغربا می گویند؟

 

مامون عباسی یک سیاس تمام عیار بود. یکی از ظلم‌های عجیب مامون سفر امام رضا (ع) از مدینه به طوس بود، تا با جریان سازی ولایتعهدی عده‌ای از شیعیان را در شک قرار بدهد و موفق هم شد؛ و کار به جایی رسید که بعضی از شیعیان تصمیم به قتل حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) گرفتند.

 

در منابع دیگر از ظلم‌های مامون عباسی داریم که در دوران حکومتی خود تا حدی با اختر هشتم امامت موافق بود که تصور‌های مردم را تغییر داده بود. مامون در ظاهر هرگز با حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) کمتر از القاب آن امام (ع) سخن نگفت، اما در باطن آن کاری را که باید انجام بدهد را انجام داد.

 

در حال حاضر هم، خواجه ربیع هم از جمله افرادی است که ۱۴۰۰ سال پیش از دنیا رفته و در مشهد الرضا دفن شده و خیلی از زائران به زیارت آن می‌روند، او از جمله یاران حضرت امیرالمومنین (ع) بود که در جنگ صفین به شک افتاد و به سمت طوس آمد. این آدم به اسم «زُهاد ثمانیه» نام برده می‌شود و از هشت نفر زاهدی است که در ۲۰ تا ۳۰ سال آخر عمرش یک کلمه هم صحبت نکرده و فقط به ذکر و دعا مشغول بوده است. هنگامی که خبر شهادت امام حسین (ع) را شنید یک کلام گفت: «آه از دست امتی که پسر پیغمبر خود را کشتند.» و بعد‌ها توبه کرده که چرا این حرف دنیوی را زده است. در جامعه و یا دوران مختلف حکومتی افرادی هستند که هنوز هم جامعه نسبت وجود آن‌ها آگاه نشده است.

 

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
یک شنبه 28 آبان 1396  - 6:46 PM

ثواب خواندن زیارت امام رضا (ع)

همزمان با شهادت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)، شما می‌توانید در این گزارش بخش‌هایی از ثواب زیارت این حضرت را در اینجا بخوانید.

ثواب خواندن زیارت امام رضا (ع)به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در آستانه شهادت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)، آنچه پیداست، ثواب و برکات زیارت ایشان در روز شهادت است، که عاشقان خود را به سوی مشهد الرضا می  کشاند.

در ثواب زیارت رفتن شیعیان حضرت علی ابن ابیطالب (ع) همین کافی است که  پیامبر اکرم (ص) در حدیثی نقل می کنند: «از جگرگوشه‌های من کسی در طوس به خاک سپرده می‌شود که هرکسی او را زیارت کند، به مثابه آن است که خدا را در عرش زیارت کرده است.» و ما این تعبیر را در زیارت حرم سید الشهدا (ع) هم  داریم.

همچنین در فضیلت زیارت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) آمده است:

* پاداش زیارت حضرت رضا در مقایسه با پاداش حج

جناب شیخ طوسی از حضرت رضا (علیه‌السلام) نقل کرده است که آن حضرت  فرمود: «در خراسان بقع ه‏ای است و زمانی خواهد آمد که آن بقعه همواره محل رفت و آمد و مطاف فرشتگان می‏ شود تا روز قیامت که در صور دمیده می ‏شود و قیامت فرا می‏ رسد.»

پرسیدند:‌ ای پسر رسول خدا! این بقعه کدام بقعه است؟ فرمود: «این بقعه در سرزمین طوس است، به خدا سوگند! آن زمین، باغی از باغ‌های بهشت است. هر که مرا دراین بقعه زیارت کند مانند کسی است که رسول خدا را زیارت کرده  است و برای او پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول نوشته خواهد شد و من و پدرانم روز قیامت شفاعت کننده او خواهیم بود.»

در روایتی دیگر بزنطی می ‏گوید: نامه حضرت رضا (علیه‌السلام) را خواندم، در آن  نامه چنین آمده بود: «به شیعیان من بگو زیارت من به اندازه هزار حج پاداش دارد.»

بزنطی می‏ گوید از امام جواد (علیه‌السلام) از روی تعجب پرسیدم: به اندازه هزار حج؟ آن حضرت فرمود: «آری: به خدا سوگند کسی که او را زیارت کند در حالی که حق او را می‏ شناسد، به اندازه هزار، هزار حج (یک میلیون حج) پاداش دارد.»

بر طبق روایتی دیگر امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) فرمود: «کسی که قبر  فرزندم علی (علیه‌السلام) را زیارت کند، پاداش او هفتاد حج نیکو و مقبول خواهد بود.»

 

ثواب خواندن زیارت امام رضا (ع)


«هفتاد هزار حج»

 

مازنی می ‏گوید: از سر تعجب پرسیدم: هفتاد حج؟ فرمود: عرض کردم: زیارت او به اندازه هفتاد هزار حج پاداش دارد؟ فرمود: آری! بسیاری از حج هاپذیرفته نمی  ‏شوند. هر کس فرزندم علی را زیارت کند ویک شب نزد ایشان بماند، به کسی می‏ ماند که خدا را در عرش زیارت کرده است.»

در برخی از این روایات هفتاد حج و در برخی هزارحج و عمره و در برخی یک میلیون و در برخی هفتاد هزار حج وعمره پاداش زیارت امام رضا (علیه‌السلام) قرار داده شده است.

این روایات با هم ناسازگاری ندارد؛ زیرا گروهی از روایات به طور روشن نشان می ‏دهد که مخاطبان امام کاظم، امام رضا و امام جواد (علیهم السلام) زمینه و ظرفیت شنیدن فضیلت بسیار گران و ارزشمند زیارت آن حضرت را نداشتند؛ از این رو، امام (علیه‌السلام) ظرفیت آنان را ملاحظه کرده و باتوجه به آن از ثواب زیارت مرقد مطهر حضرت رضا (علیه‌السلام) سخن می‏ گفتند. گواه این نکته آن است که آنان از شنیدن حتی اندکی از اجر زیارت آن حضرت شگفت زده می‏ شدند. همان طور که روایات یاد شده نشانگر آن است که اجر بالا و ثواب هزار حج برای همه زائران ایشان نیست، بلکه تنها آن دسته از زائران ایشان از آن مرحله از  پاداش بهره خواهند برد که از روی معرفت ایشان را زیارت کنند و حق آن حضرت را به گونه‏ای شایسته بشناسند.

افزون بر آن که، همان طور که خواهد آمد، زیارت حضرت رضا (علیه‌السلام) در  همه زمان‌ها یکسان نیست بلکه در برخی از زمان‌ها فضیلت افزون‏تری دارد و نیز باید توجه داشت گروهی از زائران در مسیر زیارت به رنج و زحمت می‏افتند و زیارت برای آنان سختی‏هایی دارد، که پاداش زیارت این گروه بیش‏تر خواهد بود.

* نشاط و شادابی

زیارت امام رضا (علیه‌السلام) برای زائرانی که از سر شوق و عشق به بارگاه ملکوتی و قدسی آن حضرت مشرف شده ‏اند، فواید گوناگونی دارد. آن حرم پاکیزه و دل‏انگیز سرشار از معنویت است و جذبه‏ هایش آن چنان تاثیری بر جان زائر می‏ گذارد که به مقدار ظرفیتش می ‏تواند از آن چشمه جوشان معنویت بنوشد و در نتیجه اندوه نشسته بر جان او زدوده شده و غم‌ها از جانش رخت بر می‏ بندد.پیامبر اعظم (صلی الله وعلیه وآله) فرمود: «پاره تن من در خراسان دفن خواهد  شد. هر انسان اندوهناکی او را زیارت کند، خدای عزوجل اندوه او را از بین خواهد برد و هر گناهکاری که به زیارت او بشتابد، خدا گناهانش را می‏ آمرزد.»

 

ثواب خواندن زیارت امام رضا (ع)


* آمرزش گناهان

زمین طوس و آن جاکه فرزند بی همتای موسای فاطمه (علیهماالسلام) به خاک  سپرده شده گوهری است گرانبها که خاک بهشت بر آن حسرت برد و فرشتگان برای زیارت آن گروه گروه از آسمان به زمین می‏ شتابند. فضای معنوی و الهی حرم مطهر به گونه‏ای است که جان زائران در زلال کوثران شست‏وشو داده خواهد شد و گناهشان خواهد ریخت. در واقع، آنان که از سر صدق و برای زیارت پا در آن زمین قدسی می‏ گذارند، خدای عزوجل جامه ذلت معصیت را از تن هایشان می ‏کند و بار سنگین گناه را از دوششان بر می‏ دارد.

در روایات متعددی به این نکته اشاره شده است. امام جواد (علیه‌السلام) فرمود: «هرکس قبر پدرم را در طوس زیارت کند، خدا گناهان گذشته و آینده‏اش را می‏ آمرزد.»

وشاء می‏ گوید: علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) درباره فضیلت زیارت قبرشان چنین فرمودند: «به زودی از سر ظلم و ستم با سم کشته خواهم شد. هر کس مرا زیارت کند و حال آن که حق مرا می‏شناسد، گناهان گذشته و آینده‏اش را خدا می‏ آمرزد.»

* نجات و فریاد رسی

بر طبق آیات قرآن و سخنان معصومان (علیهم‌السلام) قیامت روز دشواری است؛ روزی است که پرده ‏ها کنار می‏ رود و خدای متعال چهره واقعی آدمیان را می‏ نمایاند و همه باید پاسخ گوی اعمال خود باشند. این روز بسی طولانی است و برای رهایی از دشواری‌های آن باید از مراحل مختلف به سلامت عبور کرد. برخی از این مراحل هولناک عبارت است از هنگامی که نامه ‏های اعمال گناهکاران و صالحان به آنان داده می ‏شود و زمانی که این اعمال با ترازو‌های خاص سنجیده و وزن می‏ گردد و گاه عبور از پل صراط. بر پایه روایاتی که محدثان بزرگ شیعه و سنی روایت کرده‏ اند، در آن شرایط حساس، حضرت رضا (علیه‌السلام) زائرانش را دستگیری کرده و نجات می‏ دهد.

حمدان دیوانی از آن حضرت در این باره این گونه نقل کرده است: «هر کس مرا با دوری سرا و مقبره‏ام زیارت کند، روز قیامت در سه جایگاه او را درمی‏یابم و از هول‌های رستاخیز می‏رهانم. آن گاه که نامه‏های اعمال از چپ و راست به انسان‌ها داده شود و به هنگام گذر از صراط و در برابر میزان.»

 

ثواب خواندن زیارت امام رضا (ع)

* شفاعت

بسیاری از آدمیان دست کم بخش عظیمی از زندگی خود را با غفلت می‏ گذرانند و، چون روز حساب فرا رسد باید در برابر خدای متعال بایستند و پاسخ آن چه را کرده ‏اند و گفته ‏اند و روا داشته‏ اند، بدهند و خود را برای کیفر یا پاداش الهی آماده سازند و هول و هراس و دریغ و پشیمانی و بزرگی کیفر خدای متعال در آن روز به اندازه‏ ای است که نمی‏ توان آن را توصیف کرد. در آن اوضاع و احوال سخت و سهمگین است که اولیای الهی دوستان خود را شفاعت کرده و از هلاکت می‏ رهانند. بزنطی چنین روایت کرده است: «از حضرت رضا (علیه‌السلام) شنیدم که فرمود: هر کس از دوستانم مرا زیارت کند در حالی که حقم را بشناسد، روز قیامت او را شفاعت خواهم کرد.»

در روایتی دیگر، حسن بن فضال از آن حضرت این گونه نقل کرده است: «من مسموم و کشته و در غربت دفن خواهم شد و این مطلب را از طریق پدرم، به نقل از پدرش و اجدادش، از امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‏ دانم. آگاه باشید هر کس مرا با غربت و دوری سرایم زیارت کند، من و پدرانم روز قیامت شفیعان او خواهیم بود و کسی که ما شفیع او باشیم، اگر چه به اندازه جن و انس گناه داشته باشد، گناهان او بخشیده خواهد شد.»

بر طبق روایتی دیگر، هروی می ‏گوید: حضرت رضا (علیه‌السلام) وارد قبه‏ای شد که هارون در آن دفن شده است و با دست مبارکش در کنار آن خطی کشید و فرمود: «این تربت من است و در آن دفن خواهم شد و خدای متعال این مکان را محل آمد و شد شیعیان و دوستانم قرار خواهد داد. به خدا سوگند هر یک از آنان که مرا زیارت کند، یا بر من سلام کند، به سبب شفاعت ماـ که اهل بیت پیامبریم ـ. مشمول بخشش و مهربانی خدا قرار خواهد گرفت.»

شیخ صدوق نقل کرده است که مردی از خراسان به آن حضرت عرض کرد:‌ای پسر رسول خدا! در خواب پیامبر خدا را دیدم، گو این که به من چنین فرمود: «چگونه خواهید بود، زمانی که پاره تنم در سرزمین شما دفن شود و امانت من میان شما نگهداری شود و ستاره‏ام در خاک شما پنهان شود؟»

حضرت رضا (علیه‌السلام) فرمود: «منم که در سرزمین شما دفن می‏شوم و من پاره تن پیامبر شمایم و منم امانت و ستاره. آگاه باشید! هر کس مرا زیارت کند، در حالی که بشناسد حق و اطاعتی که خدا برای من واجب کرده است، من و پدرانم روز قیامت شفیع او خواهیم بود و کسی که من و پدرانم شفیع او باشیم، نجات می‏ یابد؛ گر چه بار گناه او به اندازه بار گناه انس و جن باشد.»

* استجابت دعا

خداوند متعال می‏ فرماید «ادعونی استجب لکم» بر طبق این آیه شریفه، خدای متعال وعده داده‏است دعای بندگان خود رابه اجابت برساند، اما دعابرای این که مستجاب شود اولاً واقعاً باید دعا باشد و بنده از سر بندگی و باهمه وجود از خدای خود خواسته‏اش را بخواهد، و ثانیاً باید شرایط دعا را آن طورکه در دیگر آیات قرآن و روایات رسیده است، داشته باشد. در این میان پاره‏ای از امور در مستجاب شدن دعا‌ها تاثیر فراوان دارد. به عنوان مثال، زمان و مکان دعاکردن در به ثمر نشستن دعا‌ها تاثیر فراوان دارد. دعا کردن در شب قدر، شب‏های ماه رمضان، ایام شهادت معصومان مانند: روز عاشورا، شب عرفه، عید قربان و جمعه با دیگر ایام متفاوت است. همانگونه که دعا کردن در کنار خانه خدا، مسجد پیامبر، مسجد کوفه، زیر گنبد امام حسین (علیه السلام) و... با مکان‏های عادی تفاوت دارد.

از مکان‌هایی که همواره رحمت و عنایت‏ های خاص الهی بر آن فرود می ‏آید و از نورانیت ویژه و صفای معنوی بی بدیلی برخوردار است، حرم مطهر علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) است، اوضاع و احوال و شرایط و اوصاف حرم مطهر زمینه را فراهم می‏ آورد و شرایطی را رقم می‏ زند که زائر به خدای متعال نزدیک شود و زمینه به هدف رسیدن دعا‌های او فراهم آید.

یاسر، خادم امام علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) از آن حضرت چنین نقل می ‏کند: «برای زیارت هیچ قبری جز قبر‌های ماسفر نکنید، بدانید که من ظالمانه با سم کشته و در سرزمین غربت دفن خواهم شد، پس هر کس برای زیارت من سفر کند، دعایش مستجاب و گناهانش بخشوده خواهد شد.»

منابع:

۱- قرآن مجید ترجمه محمد مهدی فولادوند

۲- عیون اخبار الرضا شیخ صدوق

۳-وسائل الشیعه شیخ حر عاملی

۴- علل الشرایع فضل ابن شاذان

۵-فقه الرضا امیر سید حسین اصفهانی

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
یک شنبه 28 آبان 1396  - 6:45 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 9

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 63731
تعداد کل پست ها : 341
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 8 خرداد 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی