به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

چگونگی بهره مندی از وجود امام زمان (عج) در عصر غیبت

هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت بخوانید.

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛  اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

به دلیل آشنایی بیشتر و تلمذ در پیشگاه پروردگار الهی و ائمه معصومین، هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می‌شود.

امام مهدى‏ (ع) فرمودند:

أمّا وَجهُ الاِنتفاعِ بِی فی غَیبَتی فَکالاِنتِفاعِ بِالشَّمسِ إذا غَیبَها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ.


چگونگى بهره‏ مندى از وجود من در دوران غیبتم، همچون بهره‏اى است که از خورشید مى ‏برند، آن‏گاه که ابر آن را از دیدگان نهان مى‏ کند.

(الغیبه، طوسى، ص. ۲۹۲)

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
جمعه 19 آبان 1396  - 4:27 PM

تعبیر دیدن موش در خواب، از یوسف پیامبر (ع)

حضرت یوسف (ع): دیدن موش در خواب، جنگ زن باشد.

تعبیر دیدن موش در خواب، از یوسف پیامبر (ع)به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ امام صادق (ع )  فرمود: درباره خواب دیدن ها بیندیش ، خداوند راست و دروغ آن را با هم در آمیخته ، چرا که اگر همه آن خواب دیدنها، راست باشد، همه انسانها پیامبر خواهند شد، و اگر همه دروغ باشد، بیهوده و بى فایده خواهد گردید.

تعبیر دیدن موش در خواب

 یوسف نبی علیه السلام می‌گوید: دیدن موش جنگ زن باشد. دیدن موش دزد است که از خانه اودزدی کرده.

ابراهیم کرمانی می‌گوید: اگر در خواب دید از سوراخ بینی او یا از سوراخ گوش او موش بیرون آمد، دلیل که او را دختری نابکار آید. اگر از گلوی او موش بیرون آمد،  دلیل که او را پسری آید. اگر بیند از مقعد او موشی بیرون آمد، دلیل که او را دختری آید نابکار.

 جابرمغربی می‌گوید: تعبیر خواب موش صحرایی و خرما و دشتی و موش خانگی  هر دو یکسان بود. اگر دید موشی در بستر او بود، دلیل که او با زنی قصد فساد کند و گوشت موش خوردن، دلیل که مال زن مفسده بخورد.

 

منوچهر مطیعی تهرانی می‌گوید: همان طور که قبلا نیز نوشتم، موش دزد است و یک دزد خانگی است و معبران آن را به زنی دزد و خائن و زیانکار و غیر قابل اعتماد تشبیه کرده اند. ابن سیرین نوشته موش زنی به ظاهر مستوره اما در باطن مفسده. اگر بیننده خواب موشی ببیند با چنین زنی سر و کار پیدا می کند و اگر این موش در خانه خودش باشد نوشته اند زنی با این پلیدیها در خانه اش هست یا حضور پیدا خواهد کرد. اگر سوراخ موشی ببینید مالی از شما برده می شود که می دانید چه کسی برده ولی نمی توانید ثابت کنید که او ربوده و سارق مال شما یک زن خائن است. اگر موش در اتاق شما باشد زنی دزد اهل خانه شماست که نباید به او اعتماد داشته باشید. اگر در خواب موشی از پاچه شلوار شما افتاد و گریخت و رفت زنی فاسد و فاجر را از خود می رانید و دور می کنید.

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
جمعه 19 آبان 1396  - 4:27 PM

سودمندترین مردمان چه کسانی هستند؟

هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت بخوانید.

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛  اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنیناحادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

به دلیل آشنایی بیشتر و تلمذ در پیشگاه پروردگار الهی و ائمه معصومین، هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می‌شود.

امام صادق (ع) می‌فرمایند:

أنفَعُ الأشیاءِ لِلمَرءِ سَبقُهُ النّاسَ إلى عَیبِ نَفسِهِ


سودمندترینِ چیز براى مرد، آن است که در جستن عیب خویش‏ بر دیگر مردم، پیشى گیرد

الکافى، ج. ۸، ص. ۲۴۳

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
جمعه 19 آبان 1396  - 4:27 PM

پادشاهانی که به زیارت امام حسین(ع) مشرف شدند

در طول تاریخ زیارت امام حسین (ع) جایگاهی والا داشته است و پادشاهان شیعه چه از روی عقیده و چه برای مشروعیت حکومت خود به زیارت بارگاه مطهر ایشان می رفتند.

پادشاهانی که به زیارت امام حسین(ع) مشرف شدندبه گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛در طول تاریخ زیارت امام حسین (ع) جایگاهی والا  داشته است و پادشاهان شیعه چه از روی عقیده و چه برای مشروعیت حکومت خود به زیارت بارگاه مطهر ایشان می رفتند.

واژه‌ی زیارت در لغت از ماده‌ی «زور» گرفته شده و در معانی روی گرداندن، عدول و مایل شدن از چیزی به چیز دیگر بکار رفته و همچنین به رو در رو شدن و ملاقات نیز زیارت گویند. به فرد زیارت کننده هم از آن رو زائر گفته می‌شود که وقتی به زیارت شخصی می‌رود از غیر او رو برمی‌گرداند.[1] در عرف، زیارت شخصی، عبارت است از آمدن نزد او به قصد تکریم و تعظیم و انس گرفتن با او[2].

زیارت اهل قبور، با حضور در محل دفن آنان به قصد بزرگداشت ایشان و سلام دادن بر آنان تحقق می‏یابد[3] و روایات زیادی در باب زیارت قبر پیامبر (ص) در منابع روایی اهل سنت نقل شده است.[4] در منابع حدیثی شیعه هم روایات فراوانی درباره زیارت قبر پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) خصوصا امام حسین (ع) روایت شده است[5] و شیعیان نیز همواره توجه وبژه‌ای به این امر داشته‌اند.

در طول تاریخ شاهان و حاکمان شیعه برای ابراز ارادت نسبت به خاندان عصمت و طهارت (ع) و همچنین برای جلب نظر شیعیان و محبان اهل بیت (ع) به زیارت قبور شریف اهل بیت (ع) خصوصا امام حسین (ع) می‌رفتند. این نوشتار با مراجعه  به متون تاریخی به معرفی برخی از پادشاهان و حکامی می‌پردازد که به زیارت امام حسین (ع) مشرف شده‌اند و همچنین تلاش دارد تا گزارش مختصری از سفرهای زیارتی آنان را به خوانندگان محترم ارائه کند.

آل بویه

آل بویه، سلسله‌ای ایرانی و شیعی مذهب بود که در سال‌های 448-322 هجری قمری بر بخش بزرگی از ایران و عراق و جزیره تا مرزهای شمالی شام فرمان به حکومت رسید. این خاندان در طبرستان به دست علویان اسلام آوردند.[6] آل بویه پس از دست ‌یابی به قدرت در ترویج باورهای شیعی کوشیدند که زیارت قبور امامان شیعه (علیهم‌السلام) از آن جمله می‌باشد. ایشان توجه ویژه‌ای به اماکن مقدس داشتند تا جایی که برخی از محققین بر این باورند که آل بویه اولین حکومتی بود که به زیارت اماکن مقدس رسمیت داد.[7] حاکمان و بزرگان این خاندان در فرصت‌های مختلف برای زیارت امام حسین (ع) به کربلا می‌رفتند که برخی از این حاکمان عبارت‌اند از:

عزالدوله بختیار (367-356ق)

عزالدوله بختیار فرزند معزالدوله دیلمی در سال 366 هجری قمری؛ شریف ابوالحسن محمد بن عمر را به نیابت خود در بغداد گماشت و به همراه ابن بقیه وزیر به زیارت امام حسین (ع) به کربلا رفت.[8]

عضد الدوله (372-338ق)

عضد الدوله در سال 338 هجری قمری در شیراز بر تخت نشست و از مقتدرترین حکام آل بویه به شمار می‌آید. وی بارها در موسم عاشورا و دیگر ایام به زیارت قبر امام حسین (ع) ‌رفت و به عمران و آبادانی کربلا پرداخت.[9] عضد الدوله همچنین به مجاوران شریف و بینوایان کربلا رسیدگی کرد و خواربار ایشان را تامین نمود.[10]

جلال الدوله (435-416ق)

جلال الدوله دیلمی در طول حکمرانی پر از هرج و مرج خود موفق شد تا یکبار برای زیارت امام حسین (ع) عازم کربلا شد. وی به دلیل دیانت و همچنین محبتی که نسبت به حضرت داشت نزدیک به یک فرسنگ از مسیر را با پای پیاده طی کرد.[11]

عماد الدین دیلمی [ابوکالیجار] (440-400ق)

ابوکالیجار عمادالدین دیلمی دیگر حاکم آل بویه است که هنگام عزیمت به عراق به زیارت کوفه و کربلا مشرف شد.[12]

صفویان (1135-907ق)

سلسله‌ی صفویه در سال‌های 1135-907 هجری قمری در ایران به قدرت رسیدند. این سلسله دومین حکومت شیعی است که سلاطین آن به صورت رسمی به زیارت امام حسین (ع) می‌رفتند. صفویان که نسب خود را به امام موسی کاظم (ع) می‌رساندند[13]، مذهب تشیع را به عنوان مذهب رسمی ایران اعلام کردند و در تثبیت آن کوشیدند. صفویان هم خود به زیارت ائمه (ع) خصوصا امام حسین (ع) اهتمام داشتند و هم مردم را به آن تشویق می‌کردند.

شاه اسماعیل صفوی (930-907ق)

شاه اسماعیل صفوی موسس سلسله‌ی صفویه در سال 914 هجری قمری پس از فتح بغداد به سمت کربلا حرکت کرد و برای زیارت امام حسین (ع) وارد حرم شد به زیارت پرداخت. شاه اسماعیل در این سفر هدایای گران‌بهایی را به آستان مبارک تقدیم کرد و همچنین پس از اعطای هدایا و نذورات فراوان به خادمان و مجاوران حرم رهسپار نجف اشرف شد.[14]

شاه عباس اول (1038-996ق)

شاه عباس صفوی در سال 1032 هجری قمری برای فتح مجدد عراق به آن دیار لشکر کشی کرد و پس از دو ماه جنگ و محاصره، بر جنوب بین‏ النهرین تسلط یافت و نیروهای عثمانی را از آن منطقه بیرون راند. شاه عباس بعد از مدتی به زیارت نجف رفت و پس از ده روز اقامت در آنجا، با پای پیاده و در هوای گرم برای زیارت امام حسین (ع) رهسپار کربلا شد.[15]

شاه عباس همچنین در سال 1033 هجری قمری بار دیگر عزم زیارت کربلا کرد و سپس به نجف و کاظمین رفت. مصادفت این ایام با ماه رجب و آگاهی شاه عباس از احادیث صحیح درباره‌ی ثواب عظیم زیارت امام حسین† (ع) در ماه رجب، شاه صفوی را برای سومین بار عازم کربلا نمود.[16]

شاه صفی (1038-1052ق)

پس از شاه عباس نوه‌ی او شاه صفی به حکومت رسید. وی در سال 1039 هجری قمری برای سامان دادن به امور عراق و مقابله با حمله‌ی احتمالی عثمانی راهی این منطقه شد. شاه صفی یکبار در دوم شعبان و بار دیگر در چهاردهم شعبان همان سال به زیارت کربلا مشرف شد.[17] وی همچنین در 17 شعبان سال بعد برای سومین بار به منظور زیارت امام حسین (ع) رهسپار کربلا شد. شاه صفی در این سفرهای زیارتی، هدایا و نذورات قابل توجهی را به خادمان و مجاوران حرم شریف بخشید و به مرمت و توسعه بنا و آبرسانی شهر مبادرت کرد و این امر نقش مهمی در رونق شهر داشت.[18]

ناصر الدین شاه (1313-1264ق)

ناصر الدین شاه چهارمین پادشاه از سلسله‌ی قاجار روز جمعه بیستم جمادی الثانی 1287 هجری قمری برای زیارت عتبات عالیات از ایران عازم عراق شد.[19] ناصرالدین شاه در این سفر دو بار در کربلا اقامت نمود. بار اول در روز پنج شنبه هفتم رمضان وارد کربلا شد و تا چهارشنبه سیزدهم همین ماه در شهر توقف کرد و سپس برای زیارت امام علی (ع) عازم نجف شد. وی مجددا در روز چهار شنبه بیستم رمضان عازم کربلا شد و تا روز یکشنبه بیست و چهارم رمضان در شهر اقامت داشت. ناصر الدین شاه در این سفر علاوه بر زیارات قبور مطهر اهل بیت (ع) خصوصا امام حسین (ع) با بزرگان و علمای شهر دیدار کرد و توصیه کرد تا قسمت‌هایی از مراقد شریف که رو به خرابی بود تعمییر شود.[20] وی همچنین خاطرات سفر خود به عتبات را به نگارش درآورد.‌‏

پی نوشت:

[1] - ابن منظور، لسان العرب، ج4، ص335-333 و مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج4، ص365-364.

[2] - مصطفوی، همان، ص364.

[3] - شهید اول، الدروس الشرعیه، ج2، ص23.

[4] - سبکی، شفاء السقام، ص65 به بعد.

[5] - مجلسی، بحار الانوار، ج97، ص100 تا پایان ج99.

[6] - جعفریان، تاریخ تشیع در ایران، ص1186.

[7] - فقیهی، شاهنشاهی عضد الدوله، ص124.

[8] - فقیهی، شاهنشاهی عضد الدوله، ص124.

[9] - آملی، تاریخ رویان، ص77.

[10] - ابن مسکویه، ج6، ص481.

[11] - ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج9، ص516.

[12] - ترکمنی آذر، دیلمیان در گستره تاریخ ایران، ص260.

[13] - خواند میر، تاریخ حبیب السیر، ج4، ص410-409.

[14] - تاریخ فتوحات شاهی، امینی هروی، ص301-300.

[15] - روضه الصفویه، جنابذی، ص888-887.

[16] - ترکمان، عالم آرای عباسی، ج3، ص1679-1680.

[17] - خواجگی اصفهانی، خلاصه السیر، 108-106.

[18] - خواجگی اصفهانی، خلاصه السیر، 108-106، قزوینی اصفهانی، ایران در زمان شاه صفی و شاه عبّاس دوم، ص84 و ص95-94.

[19] - ناصرالدین شاه، سفرنامه عتبات، ص23.

[20] - همان، ص139-112.

کتابنامه

آملی، اولیاء الله،‌ تاریخ رویان،‌ تصحیح منوچهر ستوده،‌ ناشر: بنیاد فرهنگ ایران‌، تهران، ‌1348ش.

ابن اثیر، عزالدین ابوالحسین علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، 1385ق/1965م.

ابن مسکویه، احمد بن محمد، تجارب الامم، ترجمه علینقی منزوی، انتشارات توس، تهران، 1376ش.

ابن منظور، محمد بن مکرم‌، لسان العرب، تصحیح جمال الدین میر دامادی، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع-دار صادر، چاپ سوم، بیروت، 1414ق.

امینی هروی، امیر صدرالدین ابراهیم، تاریخ فتوحات شاهی(تاریخ صفوی ازآغاز تا سال920ق)، تصحیح، تعلیق، توضیح و اضافات از دکتر محمّدرضا نصیری، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1383ش.

ترکمان، اسکندر بیک، عالم آرای عباسی، تصحیح محمد اسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، 1378ش.

ترکمنی آذر، پروین، دیلمیان در گستره تاریخ ایران، انتشارات سمت، چاپ اول، تهران، 1384ش.

جنابذی، میرزا بیگ، روضه الصفویه، تهران، بنیاد موقوفات دکتر افشار، 1378ش.

خواجگی اصفهانی، محمدمعصوم، خلاصه السیر؛ تاریخ روزگار شاه صفی، به سعی ایرج افشار، تهران، علمی، 1368ش.

خواند میر، غیاث الدین بن همام الدین، تاریخ حبیب السیر، ناشر خیام‌، چاپ چهارم، تهران، 1380ش.

سبکی، تقی الدین، شفاء السقام فی زیاره خیر الانام، نشر مشعر، چاپ چهارم، تهران، 1419ق.

عاملی، محمد بن مکی‌ (شهید اول)، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، قم، 1417ق.

قاجار، ناصرالدین شاه، سفرنامه عتبات، به کوشش ایرج افشار، انتشارات فردوسی، چاپ اول، تهران، 1363ش.

فقیهی، علی اصغر، شاهنشاهی عضدالدوله چگونگی فرمانروائی عضدالدوله دیلمی و بررسی اوضاع ایران در زمان آل بویه، قم، اسماعیلیان، 1347ش.

قزوینی اصفهانی، محمد یوسف، ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم، تصحیح و تعلیقات توضیح و اضافات محمد رضا نصیری، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1380ش.

مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بِحارالانوار الجامعه لدررِ اخبار الائمه الاطهار، ‌تصحیح جمعی از محققان‌، دار إحیاء التراث العربی‌، چاپ دوم، بیروت‌، 1403ق.

مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم،‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، تهران، 1368ش.

انتهای پیام/



ادامه مطلب
جمعه 19 آبان 1396  - 4:27 PM

آسیب‌های ورود اشعار عاشقانه به شعر آیینی

علیرضا بدیع گفت: خیلی از اوقات، یکی از آسیب‌های اشعار مذهبی، ورود شعر توصیفی و عاشقانه به شعر آیینی است؛ که این به عنوان یک آسیب جدی باید مورد بررسی قرار بگیرد.

تناقض موسیقی با مداحی/ آسیب‌های ورود اشعار عاشقانه به شعر آیینیعلیرضا بدیع شاعر  و نویسنده در گفتگو با خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ درخصوص بررسی اشعار آیینی و شعر هیئت گفت: طی سال‌های اخیر، آسیب‌های بسیاری بر بدنه اشعار آیینی و یاشعر نوحه وارد  شده است، متاسفانه گاهی یک اشتباه از طریق بعضی از دوستان عزیز ماصورت گرفته که به نوعی هم دستی بر آتش شعر و اشعار مذهبی دارند.

وی در ادامه بیان کرد: خیلی از اوقات، یکی از آسیب‌های اشعار مذهبی، ورود شعر توصیفی و عاشقانه به حضور شعر آیینی است؛ که این به عنوان یک آسیب  جدی باید مورد بررسی قرار بگیرد؛ که چه مولفه‌هایی باعث می‌شود، تا یک مداح جوان ما بر اساس یک ملودی پاپ فلان دهه و یا فلان خواننده، مدح و منقبت بزرگان صحرای کربلا را بخواند.

شاعر قطعه «ماه و ماهی» افزود: چرا که این توارد و یکسری خاطرات از یک نوع موسیقی توسط شنوندگان در ذهن تداعی می‌شود که به عقیده من مقابله آن خاطرات با نوع مد‌احی و نوحه تناقض دارد.

بدیع اظهار کرد: شعر‌های عاشقانه جایگاه خودشان را دارند، اگر چه شعر‌های مد‌احی و نوحه ما عاشقانه هستند و از اعماق دل بر می‌آید، اما به هر حال هر  کدام شان و منزلت خودشان را باید داشته باشند. امروز هر دو با حفظ منزلت و سمت باید به آن پرداخته شود. 

وی ادامه داد: هیچ جوان ایرانی و شیعه، حضرت ابوالفضل (ع) را به خاطر ابروان کمان و گیسوان کمند گونه‌اش ستایش و الگوبرداری نمی‌کند، بلکه سعی کرده، از آن درس ایستادگی، مقاومت و ایثار را الگو برداری کند.

شاعر «چلهٔ تاک»، با بیان اینکه، هر شعر مذهبی را نمی‌توان به عنوان شعر نوحه از آن استفاده کرد، بیان کرد: همانطور هر شعری را نمی‌توان به عنوان ترانه و سرود با موسیقی همراه کرد، هر شعر مذهبی و آیینی را هم در مدح و منقبت بزرگان نمی‌توان شعر هیات و یا شعر نوحه نام برد.

وی عنوان کرد: به لحاظ موسیقی، محتوایی، آوایی، تصویری و به لحاظ قابلیت ارتباط برقرار کردن، آن شعر آیینی با کسانی که شنونده عام نوحه و مراثی هستند، باید مورد توجه قرار بگیرد. 

بدیع در پایان یادآور شد: در شعر مذهبی و آیینی خیلی از مولفه‌ها و عناصری که  در شعر مکتوب به عنوان حُسن از آن استفاده می‌کنیم، اینجا یک عیب شمارده شده و این امری طبیعی است، که برخی از آرایه پردازی‌ها مخل معنا هستند.

انتهای پیام/



ادامه مطلب
جمعه 19 آبان 1396  - 4:26 PM

ضررهاى عبرت آموز از دیدگاه امام علی(ع)

امام علی(عليه السلام) در اين كلام كوتاه و پرمعنا به نكته مهمى درباره مصرف شدن بعضى از سرمايه ها و اموال اشاره كرده است.

ضررهاى عبرت آموز  از دیدگاه امام علی(ع) به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛امام علی(عليه السلام)فرمودند: لَمْ يَذْهَبْ مِنْ مَالِكَ مَا وَعَظَكَ.آنچه از مال تو از دست مى رود و مايه پند و عبرتت مى گردد در حقيقت از دست نرفته است.

شرح و تفسير حکمت 196 نهج البلاغه

امام علی(عليه السلام) در اين كلام كوتاه و پرمعنا به نكته مهمى درباره مصرف شدن بعضى از سرمايه ها و اموال اشاره كرده مى فرمايد: «آنچه از مال تو از دست مى رود و مايه پند و عبرتت مى گردد در حقيقت از دست نرفته است»، (لَمْ يَذْهَبْ مِنْ مَالِكَ مَا وَعَظَكَ). همان گونه كه در بحث سند اين حكمت اشاره شد، اين جمله به قدرى در السنه مردم گسترش يافته كه به صورت يكى از ضرب المثل هاى عرب در آمده است.
 مى دانيد مال، وسيله اى براى رسيدن به اهداف مختلف است. اگر در مسير اطاعت فرمان خدا و انجام كارهاى مثبت مادى و معنوى قرار گيرد بهترين وسيله به شمار مى آيد و اگر در مسير عصيان و گناه و كارهاى زيانبار به كار رود بدترين وسيله است و آنچه مى گوييم: مال دنيا بهترين و بدترين است اشاره به همين نكته است. مثال مال در جنبه هاى مثبت فراوان است. گاهى مال براى نيازهاى معمولى مادى به كار مى رود، زمانى براى نيازهاى معنوى مانند صرف آن براى علم آموختن و يا در راه زيارت خانه خدا و يا جهاد فى سبيل الله به كار انداختن. ولى گاه در راهى به كار انداخته مى شود كه ظاهراً از بين رفته و فانى مى شود، اما پندى به انسان مى آموزد، پندى كه گاهى انسان را از ضررهاى بسيار در آينده زندگى حفظ مى كند و منافع گرانبهايى در بر دارد.

اين گونه اموال اگر چه ظاهراً فانى شده اند ، اما نه تنها از بين نرفته بلكه بسيار پرسود بوده اند. آيا كسى كه سرمايه اى در امرى تجارى به كار مى برد و ظاهرا زيان مى كند، اما راه و رسم تجارت را به وسيله آن مى آموزد زيان كرده است؟ و يا كسى كه مالى را در اختيار دوستى مى گذارد تا او را بيازمايد و بعد آن مال از بين مى رود و در آينده از خطرات زيادى محفوظ مى ماند زيان كرده است؟ آيا كسى كه بدون اخذ سند مالى در اختيار كسى مى گذارد و شخص بدهكار انكار مى كند و نتيجه آن اين مى شود كه در آينده هميشه با اسناد محكم اموالش را به ديگران بسپارد خسارت ديده است؟ آيا كسانى كه مثلاً براى يافتن داروى درمان يك بيمارى خطرناك مانند سرطان، سال ها اموالى را هزينه مى كنند و به جايى نمى رسند، ولى سرانجام موفق به كشف آن مى شوند ضرر كرداند.

جان گفتار امام(عليه السلام) همين است كه اگر مالى را صرف كردى و ظاهرا از بين رفت اما پند و اندرزى براى تو به ارمغان آورد اين مال از ميان نرفته و براى هميشه براى تو ذخيره شده است. اين سخن منحصر به صرف مال و ثروت نيست. از دست دادن نعمت هاى ديگر كه سبب بيدارى و هشيارى انسان مى گردد نيز در واقع ضرر و زيان محسوب نمى شود.

همان گونه كه در حديثى كه مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده اين حقيقت به روشنى منعكس شده است. امام(عليه السلام)به هنگام تسليت گفتن مصيبتى به يكى از دوستانش چنين فرمود: «إنْ كانَ هذَا الْمِيِّتْ قَدْ قَرَّبَكَ مَوْتُهُ مِنْ رَبِّكَ أوْ باعَدَكَ عَنْ ذَنْبِكَ فَهذِهِ لَيْسَتْ مُصيبَةٌ وَلكِنَّها لَكَ رَحْمَةٌ وَعَلَيْكَ نِعْمَةٌ وَإنْ كانَ ما وَعَظَكَ وَلا باعَدَكَ عَنْ ذَنْبِكَ وَلا قَرَّبَكَ مِنْ رَبِّكَ فَمُصيبَتُكَ بِقَساوَةِ قَلْبِكَ أعْظَمُ مِنْ مُصيبَتِكَ بَمَيِّتِكَ إنْ كُنْتَ عارِفاً بِرَبِّكَ، اگر اين شخصى را كه از دست دادى مرگش تو را به خداوندت نزديك تر ساخته و تو را از گناهت دور نموده است اين مصيبت نيست، بلكه آن يك رحمت (الهى) است و نعمتى بزرگ براى تو محسوب مى شود و اگر اين مصيبت تو را اندرز نداده و از گناهت دور نساخته و به پرورگارت نزديك نكرده، مصيبت اين قساوت قلب از مصيبت اين شخص از دست رفته بزرگ تر است اگر خداشناس باشى». همان گونه كه در اين حديث پرمحتوا مى بينيم، حتى از دست رفتن عزيزترين عزيزان اگر مايه بيدارى و هشدارى انسان گردد در واقع مصيبت نيست. حتى اگر انسان اموالى را از دست مى دهد و چيزى عائد او نمى شود جز اين كه بر اين مصيبت صبر كرده و شكر به جا مى آورد و پاداش شاكران را مى گيرد باز در واقع اموال او از دست نرفته است. ازاين رو در غررالحكم به جاى اين جمله اين جمله از امام(عليه السلام) نقل شده است: «لَنْ يَذْهَبَ مِنْ مالِكَ ما وَعَظَكَ وَحازَ لَكَ الشُّكْرُ، آنچه از مال تو از بين مى رود و تو را پند مى دهد در حقيقت از بين نرفته و جاى شكر دارد».

انتهای پیام/



ادامه مطلب
شنبه 13 آبان 1396  - 6:58 PM

ثواب خواندن زیارت عاشورا

ثواب و برکات خواندن زیارت عاشورا را در کلام امامان معصوم (ع) و بزرگان دین در اینجا بخوانید.

ثواب خواندن زیارت عاشورابه گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛زیارت عاشورا، یکی از دعاهایی است که امامان معصوم (ع) و بزرگان دین بر مداومت خواندن آن تاکید کرده‌اند و بیان شده که تأثیرات سازنده و بی‌نظیری بر افراد دارد.

 

ثواب خواندن زیارت عاشورا در کلام امامان معصوم (ع)

* امام محمد باقر(ع) به فردی به نام علقمه که درباره چگونگی زیارت امام حسین (ع) از راه دور سوال پرسیده بود، فرمودند: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زيارت عاشورا را بخوان، هنگامی که اين زيارت را خواندی در حقيقت او را به چيزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زيارت کنند، به آن می‌خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می‌نويسد و از تو هزار هزار سيئه دور می‌نمايد و تو را هزار هزار مرتبه بالا می‌برد. همانند کسانی هستی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسيدند. حتی در درجات آنها هم شريک می‌شوی. (کامل الزيارات- ص 74)

* امام صادق (ع) به یکی از یاران خود به نام صفوان، درباره اثرات زیارت عاشورامی‌‎‎فرمايند: زيارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خير را برای خواننده آن تضمين می‌نمایم؛ اول: زيارتش قبول شود، دوم: سعی و کوشش او شکور باشد، سوم: حاجات او هرچه باشد، از طرف خداوند بزرگ برآورده می‌گردد و نا اميد از درگاه او برنخواهد برگشت؛ زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد. (بحارالانوار-جلد 98-ص 300)

* در روايت ديگر از امام باقر (ع) می‌خوانيم: اگر مردم می‌دانستند زيارت امام حسين (ع) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می‌مردند و حسرت رسيدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می‌کرد. (بحارالانوار-جلد 101 –ص 18)

* امام صادق‏ (ع) همچنین فرموده‌اند: خداوند سوگند یاد کرده که زیارت زائری که زیارت عاشورا را تلاوت نماید، بپذیرد و نیازمندی‌هایش را برآورده سازد. او را از آتش جهنم برهاند و در بهشت برین جای دهد و همچنین حق شفاعت و دستگیری کردن از دیگران را به وی عطا نماید.

* در کتاب مفاتیح الجنان و قبل از متن زیارت عاشورا، حدیثی از امام باقر در ثواب این زیارت آمده است که می‌فرمایند: به تحقیق این دعا دعایی است که ملائکه آن را می‌‏خوانند و خداوند در قبال آن برای تو صد هزار هزار درجه می‏‌نویسد و مثل کسی خواهی بود که با امام حسین (ع) شهید شده باشد. نوشته شود برای تو ثواب زیارت هر پیغمبری و رسولی و ثواب زیارت هر که زیارت کرده حسین‏‌ (ع) را از روزی که شهید شده است.

برکات خواندن زیارت عاشورا در کلام علما و بزرگان دین

1- عالم جلیل، شیخ عبدالهادی حائری مازندرانی از پدر خود، حاجی ملا ابوالحسن نقل کرده است که من حاج میرزا علی نقی طباطبایی را بعد از رحلتش در خواب دیدم، و به او گفتم: «آیا آرزویی داری؟»، گفت: «یک آرزو دارم و آن این است که چرا در دنیا هر روز زیارت عاشورا نخواندم.» رسم سید این بود که در تمام دهه اول محرم، زیارت عاشورا می‌خواند، ولی بعد از مرگ، افسوس می‌خورد که چرا در تمام ایام سال، موفق به این زیارت نبوده است.

2- آیت اللّه شبیری زنجانی، از مراجع تقلید می‌گوید: «یکی از چشم‌های فرزند آقای حاج سید محمد بجنوردی بر اثر عارضه‌ای نابینا شده بود و به نظر پزشکان، حتی پزشکان خارج از کشور، به علت رشد آن عارضه، چشم دیگرش نیز نابینا می‌شد. ولی آن شخص شفا یافت؛ یکی از بستگان وی، سیدالشهداء را در عالم رؤیا دید که به او فرمود: «ما به جهت اینکه او به زیارت عاشورا مداومت داشت، سلامتی چشم دیگرش را از خدا گرفتیم».

3-مرجع بزرگ آیت اللّه العظمی بهجت، درباره زیارت عاشورا می‌گوید: «مضمون زیارت عاشورا گواه و روشن کننده عظمت آن است. در سندها آمده است کهزیارت عاشورا از حدیث‌های قُدسی است. برای همین، با وجود فراوانی کارهای  علمی موجود نزد علما و اساتیدمان، آنان همیشه مراقب خواندن زیارت عاشورا بودند. مرحوم آیت اللّه شیخ محمدحسین اصفهانی از خداوند متعالی می‌خواست کلمات پایانی عمرش، زیارت عاشورا باشد و پس از آن به سوی باری تعالی بشتابد؛ خداوند نیز دعای وی را اجابت کرد و پس از اتمام خواندن زیارت عاشورا روحش به ملکوت اعلی شتافت و قرین رحمت گردید».

5-مرحوم شهید دستغیب(ره) حکایتی درباره برکت خواندن زیارت عاشورا را  این‌گونه نقل می‌نماید: «یکی از علما نجف حدود یکصد سال پیش، در خواب، حضرت عزراییل را می بیند، پس از سلام می‌پرسد: «از کجا می آیی؟»، ملک الموت می‌فرماید: «از شیراز!، روح مرحوم میرزا ابراهیم محلاتی را قبض کردم.»، شیخ می‌پرسد: «روح او در چه حالی است؟»، عرزاییل می‌فرماید: «در بهترین حالات و بهترین باغ‌های عالم برزخ، خداوند هزار ملک را برای انجام دستورات شیخ قرار داده است.»، آن عالم پرسید: «آیا برای مقام علمی و تدریس و تربیت شاگرد به چنین مقامی دست یافته است؟»، فرمود: «نه!»، گفتم: «آیا برای نماز جماعت و بیان احکام!»، فرمود: «نه!»، گفتم پس برای چه؟ فرمود: «برای خواندن زیارت عاشورا».

نقل است که مرحوم میرزا، سی سال آخر عمرش، زیارت عاشورا را ترک نکرد و هر روز که به سبب بیماری یا امر دیگری نمی‌توانست بخواند، نایب می‌گرفت.

*از عارف بزرگ، مرحوم آیت الله میرزا سید علی آقای قاضی (ره) (استاد آیت الله بهجت و علامه طباطبایی) نقل شده که بعد از رحلت‌شان، کسی ایشان را در خواب دید و سوال کرد: «چه عملی در آنجا مهم‌تر است؟»، فرمود: «زیارت عاشورا، و من پشیمانم که چرا روزی یک بار زیارت عاشورا را قرائت کردم و دوبار نخواندم!». مرحوم قاضی(ره) می‌گفتند: «هر چه دارم از سید الشهداء(ع) و قرآن  دارم».

 

تأکید امام زمان (عج) به خواندن زیارت عاشورا

در کتاب مفاتیح الجنان، قبل از زیارت جامعه کبیره و بعد از دعای علقمه، سفارش امام زمان (عج) به سید رشتی این‌گونه بیان شده است: «شما چرا زیارت عاشورا را نمی‌خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا».

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
شنبه 13 آبان 1396  - 6:57 PM

ماجرای دانشمندی که در کام زمین فرو رفت

داستانی شنیدنی وعبرت آموز از قرآن کریم، که به ماجرای دانشمندی که در کام زمین فرو رفت، می‌پردازد، را در اینجا بخوانید.

ماجرای حسرتی که تبدیل به تنفر شد/ دانشمندی که در کام زمین فرو رفتبه گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ یکی از مورخین و تاریخ نگاران بزرگ بشریت، پروردگار عالم و کتاب مقدس قرآن کریم است که با بیان روایت های مختلف، تاریخ اسلام را ورق می  زند.

 قارون با ثروت‌های کلان و مرکب‌های راهوار از خانه بیرون می‌آمد و بر اثر جنون نمایش ثروت، اموال خود را به رخ مردم می‌کشید. حتی بعضی نوشته اند: «قارونبا یک جمعیت ۴۰ هزار نفری در میان بنی اسراییل رژه رفته است، درحالی که  ۴  هزار نفر براسب‌های گران قیمت با پوشش‌های سرخ سوار بودند و نیز کنیزان سپید روی با خود آوردکه بر زین‌های طلایی که بر استر‌های سفید رنگ قرار داشت سوار بودند، لباسهایشان سرخ بوده و همه غرق در زینت آلات طلا جلوه می‌کردند، و مطابق گفته بعضی، تعداد آنان ۷۰ هزار نفر بود.

اکثر آن‌ها دنیا پرست که عقلشان در چشمان بود، وقتی که آن صحنه پر زرق و برق را دیدند، با حسرت عمیق، آه سوزان از دل برمی‌کشیدند و چنین آرزو می‌کردند که‌ای کاش به جای قارون بودند، و حتی یک روز و یک ساعت و یک لحظه مانند قارون بودند؛ و می‌گفتند: «به راستی که قارون دارای بهره عظیمی از نعمت هاست. آفرین بر قارون و ثروت سرشارش، چه جاه و جلالی و چه حشمتی که تاریخ نظیر آن را سراغ ندارد؟!» در حقیقت هم قارون و هم آن آرزو کنندگان در  کوره عظیم امتحان الهی قرار گرفته بودند.

ولی در مقابل این اکثریت دنیا پرست، گروه اندکی از آگاهان و پرهیزکاران نیز بودند و می‌گفتند: «وَ قالَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا یُلَقَّاها إِلاَّ الصَّابِرُونَ» (آیه ۸۰ سوره قصص). «وای بر شما، ثواب و پاداش الهی برای کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام میدهند بهتر است.».

اما طولی نکشید که همان اکثریت دنیاپرست نیز، حقیقت را درک کردند، و به جای حسرت و آه، اظهار تنفر به زرق و برق قارون می‌نمودند، و این درآن هنگام بود که خداوند بر قارون غضب کرد، و همه خانه و تشکیلاتش را در کام زمین فرو  برد. در این وقت همان آرزومندان پر حسرت می‌گفتند: «وای بر ما! گویی خداوند روزی را بر هرکسی که بخواهد گسترش می‌دهد، و بر هر کس بخواهد تنگ می‌کند، و کلید آن تنها در دست خداست.» از این روی در این فکر فرو رفتند که اگر آرزوی مصرانه دیروز آنان به اجابت می‌رسید، و خدا آن‌ها را به جای قارون قرار  می‌داد، چه خاکی بر سر می‌کردند.

به همین سبب درمقام شکر برآمده و گفتند: «اگر خداوند برما منت نگذارده بود، ما را هم به قعر زمین فرو می‌برد،‌ای وای! مثل اینکه کافران هرگز رستگار نمی‌شوند. اکنون حقیقت را با چشم خود می‌نگریم، و نتیجه غرور و سرکشی وشهوت‌پرستی را می‌بینیم و می‌فهمیم که اینگونه زندگی‌هایی که دورنمای  دل‌انگیزی دارد، بسیار وحشت‌زاست.»

آری! قارون که یک روز از دانشمندان مورد احترام بنی اسراییل بود، امروز بر اثر  غرور اینگونه به خاک مذلت نشست.

انتهای پیام/



ادامه مطلب
شنبه 13 آبان 1396  - 6:57 PM

شفای زائر کاظمین توسط امام زمان (عج)

امام زمان (عج) زائری که در کاظمین به بیماری مبتلا شده بود را شفا دادند.

شفای زائر کاظمین توسط امام زمان (عج)

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ يکی از موانع تشرف به محضر مبارک حضرت بقيه الله (عج) اين است که اکثراً استعداد حضور محضر آن حضرت را ندارند، و لذا اين دسته از افراد يا توفيق ملاقات با آن  حضرت را پيدا نمی‌کنند، و يا اگر آن وجود مقدس را ببينند در آن موقع نمی‌شناسند، و يا در آنها تصرف ولايتی می‌شود که نتوانند با آن حضرت حرف بزنند و عرض ارادت کنند.

 

بنابراين اگر کسی بخواهد در ملاقات با آن حضرت کاملاً موفق باشد و از آن وجود  مقدس استفاده حضوری نمايد بايد خود را کاملاً مستعد کند، يعنی قبل از توفيق به ملاقات با آن حضرت، تزکيه نفس کند و ارتباط روحی با آقا برقرار نمايد و آن حضرت را کاملاً بشناسد.

 

جمعی از افراد متدين و مورد وثوق از اهل علم نقل کرده‌اند که: مردی در کاظمين به نام آقای امين سلمانی بود که تا حدودی جراحی‌های سطحی را انجام می‌داد و مورد اطمينان افراد متديّن بود. او نقل کرد که روزی زائری نزد من آمد و گفت: «در دست و پا و زبانم قرحه هايی بيرون آمده که فوق العاده مرا اذيت می‌کند، اگر می‌توانی آنها را عمل کن و جراحی نما.»

 

من وقتی او را معاينه کردم ديدم معالجه  او از دست من بر نمی‌آيد و از طرف ديگر دلم به حال او سوخت، بنابراین مغازه را تعطيل کردم و او را به بغداد نزد طبيب متخصصی که مسيحی بود بردم، او هم بعد از معاينه و دقت کامل گفت: «اين مرض مهلک و خطرناک است و علاج آن فقط با عمل جراحی انجام می‌گردد و احتمال هم دارد که در زير عمل از دنيا برود و اگر خوب شود او هم گنگ و هم لنگ خواهد شد.» بيمار هرچه تضرع و زاری کرد که راه علاج آسان تری به او ارائه دهد، فایده نداشت و طبيب گفت: «چاره‌ای جز رفتن به بيمارستان و عمل جراحی نيست.»


بالأخره من و مريض مأيوس شديم و به چند طبيب ديگر هم مراجعه کرديم، همه همان جواب را دادند و راه علاج ما را منحصر به عمل جراحی با احتمال تمام خطرات دانستند. من و مريض به کاظمين برگشتيم اما اين دفعه مريض  ناراحتی‌اش بيشتر از قبل بود زيرا علاوه بر دردی که داشت مأيوس از معالجه هم شده بود؛ او به حال اضطراب عجيبی افتاده بود و لحظه به لحظه بر اضطرابش افزوده می‌گشت. من قدری به او دلداری دادم و از او خداحافظی کردم و به مغازه‌ام رفتم اما من تمام شب را در غصه و ناراحتی به سر بردم.


صبح که به مغازه رفتم و هنوز تازه در دکان را باز کرده بودم ديدم آن بيمار با نهايت خوشحالی و بشاشيت نزد من آمد و مرتب شکر و حمد الهيی را می‌نمايد و صلوات می‌فرستد، گفتم: «چه شده؟» گفت: «ببينيد هيچ اثری از آن قرحه ها و غده ها در من نمی‌باشد.»، گفتم: «تو همان مريض ديروزی هستی!»، گفت: «بله من همان مريض ديروزی هستم، ديشب وقتی از تو جدا شدم با خود گفتم، حالا که چاره‌ای جز مردن ندارم، حمام می‌روم و يک زيارت با طهارت واقعی می‌کنم، لذا حمام رفتم و غسل زيارت کردم و به حرم مطهر حضرت موسی بن جعفر (ع) مشرف شدم، ناگاه مرد عربی (که يقيناً حضرت بقيه الله (عج) بود) نزد من آمد و کنار من نشست و دست مبارکش را از سر تا پای من ماليده، هر کجا دستش می‌رسيد فوراً درد آن محل ساکت می‌شد، تا آن که آن مرض از سر و صورت و زبان و دست و پا و تمام بدن من بيرون رفت.»


سپس ادامه داد: «وقتی اين معجزه را ديدم دامنش را گرفتم و با تضرع و ناله گفتم: «تو که هستی که مرا شفا دادی؟»، مردم صدای مرا در حرم شنيدند و دور من جمع شدند و پرسيدند: «چه شده که اين گونه تضرع و زاری می‌کنی؟»،  حضرت بقيه الله (عج) برای آن که مردم متوجه حقيقت مطلب نشوند فرمودند: «او را امام (ع) شفا داده ولی او دامن مرا گرفته و گريه و زاری می‌کند.»، بالأخره در اين بين آن حضرت دامن خود را از دست من درآوردند و ناپديد شدند.»

وقتی من او را ديدم و اين حکايت را شنيدم او را برداشتم و به بغداد نزد اطبائی که او را ديده بودند بردم و به آنها گفتم: «نزد شما آمده‌ام تا معجزه عجيبی را به شما نشان دهم تا ببينيد چگونه غده‌ها و قرحه‌ها از وجود او رفته و شفا يافته است و حال آن که بيشتر از يک شبانه روز نيست که او از شما جدا شده است.»
آنها همه تعجب کردند و اعتقاد به وجود مقدس حضرت بقيه الله (عج) پيدا  کردند.

 

 

منبع: ملاقات با امام زمان (عج) در کربلا، محمد یوسفی

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
جمعه 12 آبان 1396  - 6:37 PM

بهشت مخصوص متواضعین است

آیت‌الله مجتهدی: کسانی که خودشان را کوچک کردند و تواضع نمودند، به مقامات عالی رسیدند.

بهشت مخصوص متواضعین است به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در وصیت رسول اکرم (ص) به امیرالمومنین امام علی (ع) آمده: «یا علی به‌خدا قسم، اگر انسان متواضع و فروتن در ته چاه هم باشد، خدای عزوجل بادی را نزد او می‌فرستد تا او را بالا آورد، و او را در دولت اشرار، به جایگاه و منزلتی بالاتر از جایگاه و منزلت نیکان می‌رساند.»

آیت الله مجتهدی تهرانی در شرح این حدیث می‌گوید: این تجربه عمر من است: کسانی که خودشان را کوچک کردند و تواضع نمودند، به مقامات عالی رسیدند، اما کسانی که می‌خواستند خودشان را بالا ببرند، زمین خورند. ما چنین چیزهایی را در صنف اهل علم هم دیده‌ایم؛ چرا در وقت تشیع جنازه آشیخ محمدحسین زاهد، این همه جمعیت جمع شد و ایشان را تا ابن بابویه شهر ری با پای پیاده تشییع کردیم؟، برای اینکه شیخ محمدحسین زاهد، تواضع داشت، او به کودکان احکام شرعی و قرآن می‌آموخت؛ ایشان افتادگی کردند و به مقام بالا رسیدند.

آیت الله مجتهدی در ادامه افزودند: الان به بعضی از پیش‌نمازها اگر بگویید بعد  از خواندن نماز، منبر برو، به آن‌ها برمی‌خورد و می‌گویند که منبر برای واعظ است، که این‌ها محلی از اِعراب ندارند و مطابق آیه قرآن به جهنم می‌روند. در حالی که آیت الله شاه آبادی، استاد امام خمینی (ره)، شب‌ها در مسجد جامع منبر می‌رفتند، و آیت‌الله بروجردی هم با اینکه مجتهد بودند و رساله داشتند، اما  شب‌ها منبر می‌رفتند. «حاج شیخ مهدی مدقق»، می‌گفت: «به پیش‌نماز مسجدی، حجت الاسلام گفتم، او با ناراحتی به من گفت: «شما به من اهانت کردید»، یعنی چرا به من آیت‌الله نگفتی؟، یک روز هم در مسجدی منبر رفته بودم که دیدم حاج میرزا جواد آقا وارد شدند و بی‌ریا وسط جمعیت نشستند. من در منبرم ایشان را آیت‌الله خطاب کردم، وقتی از منبر پایین آمدم، ایشان عصبانی به من گفتند: «من محمد جوادم، من محمدجوادم.»، یعنی چرا به من آیت‌الله گفتی؟، بدش آمده بود.

آیت الله مجتهدی تهرانی در پایان گفتند: خداوند در قرآن کریم در وصف کسانی که تواضع می‌کنند در آیه 833 سوره قصص فرموده‌ است: «پس بهشت مخصوص کسانی است که اراده برتری در زمین ندارند»، یعنی نمی‌خواهند به آن‌ها آیت‌الله گفته شود، چنین کسانی به بهشت خواهند رفت.

منبع: احسن الحدیث

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
جمعه 12 آبان 1396  - 6:37 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 9

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 63718
تعداد کل پست ها : 341
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 8 خرداد 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی