به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

وحدت عملی در مسیر کربلا دیده می‌شود

حجت الاسلام و المسلمین بهاری گفت: جریان اربعین را می‌توان یک حرکت سیاسی دانست.

وحدت عملی در مسیر کربلا دیده می‌شود

حجت الاسلام و المسلمین ابراهیم بهاری سخنران و کارشناس امور دینی، در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ گفت: قطعا جریان اربعین را می‌توان یک حرکت سیاسی دانست که در طی چند روز اتفاق می‌افتد و این حرکت داری ابعاد مختلف، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی است. در بعد سیاسی، طبق تعریف امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره، اهل بیت (ع) سیاست گذار همه عالم و رکن همه کشورها و همه جامعه هستند که اربعین نشانه‌ای از آن است.

وی با اشاره به اینکه در راهپیمایی اربعین، افرادی از ادیان مختلف حضور دارند، بیان کرد: شیعه و سنی و مسیحی و سایر ادیان در کنار یکدیگر، همه زیر یک  پرچم گرد هم می‌آیند و به عالم اعلام می‌نمایند که با حسین بن علی (ع) می‌شود مسیر ظلم ستیزی و ایستادگی را پیمود و به سمت هدف نهایی که رهایی از ظلم شیاطین و رسیدن به پروردگار عالم است، حرکت کرد؛ قطعا اربعین فرصتی است تا به کسانی که به کشورهای اسلامی و منابع آن‌ها چشم طمع دارند هشدار دهیم که ما می‌توانیم این سیل خروشان را علیه آنان به‌ پا کنیم.

حجت الاسلام بهاری در خصوص نقشی که اربعین در خودسازی افراد دارد، افزود:اربعین درس عبادت و بندگی را به معنای واقعی به همه می‌آموزد؛ افرادی که با پای پیاده این مسیر را طی می‌کنند و آنان که به زائران اباعبدالله الحسین (ع) خدمت می‌نمایند، اگر این اتفاق را به عنوان یک امتحان در دل های خود طی کنند، در بسیاری از مسائل زندگی نیز می‌توانند با همین روش به هدف برسند. در روایات آمده است که زیارت اهل بیت (ع) و به خصوص امام حسین (ع) با پای پیاده، باعث خودسازی و افزایش تقوا می‌گردد و رذائل را از بین خواهد برد. طی  کردن این مسیر، مانند سوهان بر ناخالصی‌های روحی و جسمی کشیده می‌گردد و عیوب را از بین می‌برد، بنابراین از فرصت اربعین می‌توان برای رشد و خودسازی استفاده کرد.

این سخنران و کارشناس مذهبی خاطره‌ای را از سفر اربعین خود، اینگونه نقل کرد: بنده، تجربه شش سفر اربعین را داشته‌ام و با جمعیت زیادی از کشور های مختلف برخورد کرده‌ام. در اربعین سال گذشته با پنج جوان فرانسوی که دو نفر از آنان سنی بودند برخورد نمودم و از آنها دلیل آمدنشان را پرسیدم که در جواب من اینگونه پاسخ دادند: «حسین بن علی (ع) یک نماد بین المللی است و فقط متعلق به شیعیان نیست و هر آزادی خواهی که بخواهد درس آزادگی را بیاموزد باید این مسیر را تجربه کند.» هم چنین با زائری از کشور روسیه آشنا شدم که پس از تشرف به دین مبین اسلام، جمعیت زیادی را با خود به این همایش عظیم آورده بود تا آنها نیز این وحدت عملی که در مسیر کربلا دیده می‌شود را ببینند.

وی افزود: در راهپیمایی عظیم اربعین، به غیر از امت مسلمان، افرادی از ادیان مسیحی و زرتشتی و دین های دیگر قابل مشاهده‌اند که همه آنان یک جمله «لبیک یا حسین (ع)» را فریاد می‌زنند و مسیر را نه بر حسب عادت بلکه با عزم  راسخ و اعتقادی قوی طی می‌نمایند و این اتفاق می‌تواند باعث انسجام گسترده ای شود.

حجت الاسلام بهاری در رابطه با تأثیر راهپیمایی اربعین در تقویت اتحاد بین مسلمین گفت: در طی چند سال، جمعیت زائران از 5 میلیون به بالای 20 میلیون نفر رسیده است و چه وحدتی بالاتر از اینکه در یک شهر کوچک، این جمعیت انبوه به راحتی اسکان داده می‌شوند و هر کس با همه توان و با هرچه که دارد از زائران استقبال می‌نماید. مردم عراق، که سالهاست به خوبی از زائران امام حسین (ع) میزبانی می‌نمایند، خدمت به زائران را شرف خود می‌دانند و اینگونه به حضرت زهرا تعهد می‌دهند: «ابد ولله ما ننسی حسینا» و اعلام می‌کنند که یا فاطمه الزهرا (س) ما حسین (ع) تو را  فراموش نخواهیم کرد. و این موضوع نشان دهنده  اتحادی بی نظیر است که از ثمرات اربعین حسینی می‌باشد.

وی در پایان با اشاره به سخنی از کشیک مسیحی در رابطه با نقش وحدت آفرین امام حسین (ع) بیان کرد: آنتون بارا، اندیشمند مسیحی در اربطه با اباعبدالله الحسین (ع) اینگونه می‌گوید: «اگر حسین از آنِ ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می‌افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا می‌کردیم و مردم را با نام حسین (ع) به مسیحیّت فرا می‌خواندیم.»

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
پنج شنبه 11 آبان 1396  - 2:19 PM

شرح و تفسير حکمت 194 نهج البلاغه

امام علی(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه اش به ترك انتقام و در پيش گرفتن روش صبر و عفو دعوت مى كند.

شرح و تفسير حکمت 194 نهج البلاغهبه گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛امام علی علیه السلام فرمودند :  مَتَى أَشْفِيَ غَيْظِي إِذَا غَضِبْتُ؟ أَ حِينَ أَعْجِزُ عَنِ الاِنْتِقَامِ فَيُقَالُ لِي: لَوْ صَبَرْتَ؟ أَمْ حِينَ أَقْدِرُ عَلَيْهِ فَيُقَالُ لِي: لَوْ عَفَوْتَ.

من كى آتش خشمم را فرو نشانم آيا هنگامى كه از انتقام ناتوانم كه به من مى‌گويند : اگر صبر كنى (تا توانا شوى) بهتر است يا هنگامى كه قادر بر انتقامم كه به من گفته مى‌شود: اگر عفو كنى بهتر است.

امام علی(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه اش به ترك انتقام و در پيش گرفتن روش صبر و عفو دعوت مى كند و مى فرمايد: «من كى آتش خشمم را فرو نشانم آيا هنگامى كه از انتقام ناتوانم كه به من مى گويند: اگر صبر كنى (تا توانا شوى) بهتر است يا هنگامى كه قادر بر انتقامم كه به من گفته مى شود: اگر عفو كنى بهتر است»، (مَتَى أَشْفِي غَيْظِي إِذَا غَضِبْتُ؟ أَحِينَ أَعْجِزُ عَنِ الاِنْتِقَامِ فَيُقَالُ لِي لَوْ صَبَرْتَ؟ أَمْ حِينَ أَقْدِرُ عَلَيْهِ فَيُقَالُ لِي: لَوْ عَفَوْتَ). اين يك واقعيت است كه انسان خشمگين در برابر ظلم و ستمى كه بر او مى رود دو حالت دارد: گاه مى خواهد انتقام بگيرد، اما توان آن را ندارد و چه بسا به پرخاشگرى و گفتن سخنان درشت و تهديد شخص ظالم بر خيزد و گاه با او گلاويز شود، اما هنگامى كه ناتوانى خود را مى بيند عقب نشينى مى كند.

در اين هنگام همه به او مى گويند: اگر مى خواهى انتقام بگيرى بگذار توانايى پيدا كنى و اين گونه كه مايه رسوايى و آبروريزى است به ميدان دشمنت مرو، بنابراين در چنين حالتى مردم، او را به صبر و شكيبايى دعوت مى كنند، اما اگر توان بر انتقام داشته باشد و طرف مقابل در برابر ضعيف و ناتوان گردد همين كه دست به انتقام بلند مى كند مردم به او مى گويند: شايسته است عفو كنى كه زكات قدرت عفو است.

به اين ترتيب در هيچ حال، انتقام جويى عاقلانه و صحيح نيست. امام(عليه السلام) با اين تعبير لطيف مى خواهد مردم را به ترك انتقام فراخواند همان چيزى كه آتش هايى بر مى فروزد و گاه سرچشمه جنگ هاى خونين و گسترده و دامنه دار مى شود. خود امام(عليه السلام) نمونه كاملى از اين معنا بود: در داستان جنگ جمل هنگامى كه بر دشمنان پيروز شد فرمان عفو آنها را صادر كرد و عايشه را كه از گردانندگان اصلى اين جنگ بود با احترام به مدينه باز گرداند.

داستان عفو امام(عليه السلام) از «عمرو بن عاص» هنگامى كه در ميدان صفين در چنگ او گرفتار شده بود و براى نجات خويشتن خود را برهنه و عريان ساخت معروف است. از آن معروف تر داستان توصيه هاى او درباره قاتل خويش «عبدالرحمان ملجم مرادى» كه به فرزندان خود سفارش كرد آب و غذا و وسيله استراحت اين زندانى را فراهم كنند و فرمود: اگر زنده بمانم خود مى دانم با او چگونه رفتار كنم و اگر شما هم عفو كنيد بهتر است و اگر (مصلحت عموم مردم ايجاب كرد كه) لازم بدانيد او قصاص شود تنها را با يك ضربه وى را قصاص كنيد همان گونه كه او يك ضربه بر من وارد كرد. اميرمؤمنان على(عليه السلام) اين درس را از استادش پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) آموخته بود كه نمونه روشن آن عفو عمومى حضرت در داستان فتح مكه است، در حالى كه آنها قاتلان اصحاب و ياران پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بودند و در سيزده سال كه حضرت در مكه بود ظلم و جنايت فراوانى در حقش روا داشتند و در ساليانى كه در مدينه بود آتش جنگ هايى بر ضدش برافروختند، ولى حضرت با يك فرمان عمومى، همه را را عفو كرد و حتى «وحشى» قاتل معروف عمويش «حمزه» را كه جنايتى بسيار وحشتناك انجام داده بود بعد از پذيرش اسلام بخشيد و هنگامى كه به مدينه آمد و خدمت پيامبر(صلى الله عليه وآله)رسيد و اسلام را ظاهراً پذيرفت حضرت او را عفو كرد ولى فرمود: در اينجا نمان، زيرا ديدن تو خاطره شهادت عمويم حمزه را در نظرم زنده مى كند. «وحشى» از آنجا به شام رفت و در آنجا ماند. قرآن مجيد يكى از صفات بهشتيان و پرهيزگاران را كظم غيظ (فرو خوردن خشم) و سپس عفو و گذشت مى شمارد و مى فرمايد: «(وَسارِعُوا إِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّة عَرْضُهَا السَّماواتُ وَالاَْرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ * الَّذينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَالْعافينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ)، و شتاب كنيد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان، و بهشتى كه وسعت آن، آسمان ها و زمين است، و براى پرهيزگاران آماده شده است. (همان) كسانى كه در توانگرى و تنگدستى، انفاق مى كنند، و خشم خود را فرو مى برند، و از خطاى مردم درمى گذرند، و خدا نيكوكاران را دوست دارد».

مسئله عفو و گذشت در اسلام به قدرى اهميت دارد كه علاوه بر آيات فراوانى از قرآن، در روايات معصومان نيز بازتاب گسترده اى دارد، از جمله در حديثى از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم: «إذا كانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ نادى مُناد: مَنْ كانَ أجْرُهُ عَلَى اللهِ فَلْيَدْخُلِ الْجَنَّةَ، كسى كه پاداش او بر خداست وارد بهشت شود» «فَيُقالُ: مَنْ ذَا الَّذي أجْرُهُ عَلَى اللهِ، گفته مى شود چه كسى است كه پاداش او بر خداست» «فَيُقالُ الْعافُونَ عَنِ النّاسَ فَيَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِساب، گفته مى شود كسانى كه مردم را عفو كرده اند و آنها بدون حساب وارد بهشت مى شوند». در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على(عليه السلام)مى خوانيم: «الْعَفْوُ تاجُ الْمَكارِمِ، عفو و گذشت تاج فضائل اخلاقى است». البته عفو و گذشت در مورد كسانى است كه از عفو سوء استفاده نكنند و بر جنايات خود نيفزايند، همان گونه كه در حديثى از اميرمؤمنان(عليه السلام) آمده است: «الْعَفْوُ عَنِ الْمُقِرِّ لا عَنِ الْمُصِرِّ، عفو درباره كسى است كه اقرار به گناه خود كند (و پشيمان باشد) نه از كسى كه اصرار مى ورزد».

انتهای پیام/



ادامه مطلب
چهارشنبه 10 آبان 1396  - 5:59 PM

همه چیز در رابطه با اربعین حسینی

گزارشی درباره اربعین حسینی که روز ۲۰ صفر و چهلمین روز پس از شهادت امام حسین(ع)درکربلا است، را بخوانید.

کار نشود......

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ هرساله عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) به پیروی از اهل بیت حسین (ع) مسیر نجف تا کربلا را می‌پیمایند تا در چهلمین روز شهادت سید و سالار شهیدان به عزاداری بپردازند؛ همه چیز درباره این مراسم مذهبی شیعیان را در این مطلب بخوانید

اربعین حسینی روز ۲۰ صفر و چهلمین روز پس از واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) است. در روایات آمده است که اسیران کربلا روز ۲۰ ماه صفر سال  ۶۱ قمری در بازگشت از شام، برای زیارت مرقد امام حسین(ع) به کربلا آمده‌اند. همچنین در این روز جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر امام حسین آمده  است. زیارت اربعین از اعمال خاص این روز است که بنابر روایتی از امام حسن عسکری(ع) از نشانه‌های مؤمن دانسته شده است.

اربعین حسینی یکی از مهم ترین مناسبت های مذهبی شیعیان است که در این مناسبت، شیعیان زیادی از سرتاسر جهان خود را به شهر نجف می‌رسانند تا با پیاده طی کردن مسیر بین دو شهر نجف و کربلا، خود را به بین‌الحرمین برسانند و در عزاداری این روز شرکت کنند.‌

ریشه تاریخی اربعین

حضور جابربن‌عبدالله انصاری در کربلا

جابر بن عبدالله انصاری که از صحابه پیامبر اسلام(ص) است به عنوان نخستین زائر امام حسین(ع) شناخته می‌گردد. او در اولین چهلم شهادت امام حسین(ع)، یعنی بیستم صفر سال ۶۱۱ قمری، به کربلا آمد و قبر امام حسین(ع) را زیارت کرد. در هنگام وقوع حادثه کربلا و شهادت امام حسین (ع)، جابر پیرمردی سالخورده بود و در مدینه اقامت داشت، که در اربعین شهادت امام حسین(ع)، جابر به همراه عطیه عوفی برای زیارت امام حسین به کربلا رفت و اولین زائر آن امام بود. وی که آن هنگام نابینا شده بود، در فرات غسل کرد، خود را خوشبو ساخت و گام‌های کوچک برداشت تا سر قبر حسین بن علی(ع) آمد و با راهنمایی عطیه،  دست روی قبر نهاد و بیهوش شد، وقتی به هوش آمد، سه بار ندای یا حسین (ع) سر داد و سپس گفت: «حَبیبٌ لا یجیبُ حَبیبَهُ»، آنگاه زیارتی خواند و روی به سایر شهداء کرد و آنان را هم زیارت نمود.

در منابع آمده است که جابر در سرزمین کربلا اینگونه می‌گفت: «السلام عليك ايتها الارواح التي حلت بفناء الحسين و اناخت برحله، اشهد انكم اقمتم الصلوة و آتيتم الزكوة و امرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر و جاهدتم الملحدين و عبدتم الله حتى اتاكم اليقين.»، سلام بر شما اى ارواحى كه در كنار حسين نزول كرده و آرميديد، گواهى می‌دهم كه شما نماز را بپا داشته و زكات را ادا نموده و به معروف امر و از منكر نهى كرديد، و با ملحدين و كفار مبارزه و جهاد كرده، و خدا را تا هنگام مردن عبادت نموديد. و سپس گفت: «به آن خدائى كه پيامبر را به حق مبعوث كرد ما در آنچه شما شهدا در آن وارد شده‌‏ايد شريك هستيم.»

 عطيه که همراه با جابر به کربلا رفته بود، مى‏‌گويد: به جابر گفتم: «ما كارى نكرديم! اينان شهيد شده‌‏اند.»، جابر گفت: «اى عطيه! از حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى‏‌فرمود: «من احب قوما حشر معهم و من احب عمل قوم اشرك في عملهم»، هر كه گروهى را دوست داشته باشد با همانان محشور گردد، و هر كه عمل جماعتى را دوست داشته باشد در عمل آنها شريك خواهد بود.»

 بازگشت اسیران از شام به کربلا

اهل بيت امام حسین (ع) پس مدتی که در شهر شام بودند، به دستور يزيد، نعمان بن بشير وسائل سفر آنان را فراهم نمود و به همراهى مردى امين آنان را روانه مدينه منوره كرد. در هنگام حركت، يزيد امام سجاد (ع) را فرا‌خواند تا با او وداع كند، و گفت: «خدا پسر مرجانه را لعنت كند! اگر من با پدرت حسين (ع) ملاقات كرده بودم، هر خواسته‏اى كه داشت، مى‏‌پذيرفتم! و كشته شدن را به هر نحوى كه بود، گرچه بعضى از فرزندانم كشته مى‏‌شدند از او دور مى‏‌كردم! ولى همانگونه كه ديدى شهادت او قضاى الهى بود! چون به وطن رفتى و در آنجا استقرار يافتى، پيوسته با من مكاتبه كن و حاجات و خواسته‌‎‏هاى خود را براى من بنويس!»، سپس نعمان بن بشير را خواست و براى رعايت حال و حفظ آبروى اهل بيت به او سفارش كرد كه شب‌ها اهل بيت را حركت دهد و در پيشاپيش آنان خود حركت كند و اگر على بن الحسين (ع) را در بين راه حاجتى باشد برآورده سازد؛ و نيز سى سوار در خدمت ايشان مأمور کرد؛ و به روايتى خود نعمان بن بشير را و به قولى بشير بن حذلم را با آنان همراه كرد.

همانگونه كه يزيد سفارش كرده بود، به آهستگى و مدارا طى مسافت كردند و به هنگام حركت، فرستادگان يزيد مانند نگهبانان گردا گرد آنان را مى‏گرفتند، و چون در مكانى فرود مى‏آمدند از اطراف آنان دور مى‏شدند كه به آسانى بتوانند وضو گیرند.

اهل بيت عليهم السلام به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهى جاده عراق و مدينه رسيدند، چون به اين مكان رسيدند، از امير كاروان خواستند تا آنان را به كربلا ببرد، و او آنان را به سوى كربلا حركت داد، چون به كربلا رسيدند، جابر بن عبد الله انصارى را ديدند كه با تنى چند از بنى هاشم و خاندان پيامبر براى زيارت حسين (ع) آمده بودند، همزمان با آنان به كربلا وارد شدند و سخت گريستند و ناله و زارى كردند و بر صورت خود سيلى زده و ناله‏هاى جانسوز سر دادند و زنان روستاهاى مجاور نيز به آنان پيوستند، حضرت زینب (س) در ميان جمع زنان آمد  و گريبان چاك زد و با صوتى حزين كه ‏دلها را جريحه ‏دار مى‌‏كرد مى‏‌گفت: «وا  اخاه! وا حسيناه! وا حبيب رسول الله و ابن مكة و منا! و ابن فاطمة الزهراء! و ابن علي المرتضى! آه ثم آه!» پس بي‌هوش گرديد.

سپس ام كلثوم لطمه به صورت زد و با صدايى بلند مى‏‌گفت: «امروز محمد  مصطفى و على مرتضى و فاطمه زهرا از دنيا رفته‏‌اند»؛ و ديگر زنان نيز سيلى به صورت زده و گريه و شيون مى‌‏كردند. سكينه چون چنين ديد، فرياد زد: «وا  محمداه! وا جداه! چه سخت است بر تو تحمل آنچه با اهل بيت تو كرده‏‌اند، آنان را از دم تيغ گذراندند و بعد عريانشان نمودند!»

همه چیز در رابطه با اربعین حسینی..... کار نشود

 سابقه پیاده روی اربعین

از نقل‌های تاریخی این گونه به دست می‌آید که تشرف به بارگاه ائمه اطهار(ع) با پای پیاده، از زمان حضور ائمه رایج بوده و در نقاط مختلف سرزمین اسلامی صورت گرفته است؛ ولی در قرن‌های گوناگون اسلامی و به مقتضای حکومت‌های مختلف، مشکلات بسیاری به خود دیده و همان گونه که زیارت ائمه اطهار(ع) در زمان‌ها و مکان‌های مختلف دچار سختی‌های فراوان بوده، این سنت نیز دارای فراز و نشیب بوده است.

پیاده روی اربعین در حکومت‌های شیعه

 حاکمان حکومت‌های شیعی مانند حکومت آل بویه و حکومت صفویه، به این سنت حسنه اقدام کرده و سعی در تبلیغ آن بین شیعیان داشته‌اند. بنا به نوشته ابن جوزی، جلال الدولة، یکی از نوادگان عضدالدولة، در سال ۴۳۱ هجری قمری با فرزندان و جمعی از یاران خود برای زیارت، رهسپار نجف شده و از خندق شهر کوفه تا مشهد امیرالمومنین (ع) در نجف را که یک فرسنگ فاصله بود، پیاده و با پای برهنه پیمود. در زمان حکومت صفویه نیز اهتمام بسیاری بر زیارت با پای پیاده صورت گرفته است. شاه عباس صفوی و علمای بزرگ عصر ایشان همچون مرحوم شیخ بهایی، برای رواج فرهنگ زیارت در بین مردم، در سال ۱۰۰۹ هجری قمری از اصفهان عزم مشهد کرده و با پای پیاده به زیارت امام علی بن موسی الرضا(ع) رفت. نقل‌های دیگر تاریخی نیز شهادت بر این مطلب می‌دهد.

اهتمام بزرگان دین به پیاده‌روی اربعین

علما و بزرگان نیز، به تأسی از ائمه اطهار(ع)، اهتمام بسیار زیادی به این سنت حسنه داشته‌اند و نقل شده که زیارت کربلا با پای پیاده، تا زمان مرحوم شیخ انصاری مرسوم بودهف و حتی نقل شده است که ایشان طبق نذری که داشته، با پای پیاده به زیارت امام علی بن موسی الرضا(ع) رفته‌اند، و مرحوم آخوند خراسانی نیز به همراه اصحابشان با پای پیاده به زیارت کربلا مشرف می‌شدند. میرزا حسین نوری اهتمام بسیاری به این امر مهم داشته و هر سال در روز عید قربان به همراه جمعی از زائرین امام حسین(علیه السلام) به پیاده‌روی از نجف تا کربلا اقدام می‌کردند و این سفر، سه روز به طول می‌انجامید.

 تشرف به کربلا با پای پیاده، تا زمان محدث نوری، بین طلاب و فضلای حوزه نجف رسم بود، ولی با وارد شدن اولین نوع از اتومبیل‌ها به منطقه، سفرهای کاروانی تعطیل شده و به دنبال آن، زیارت با پای پیاده نیز بسیار کمرنگ شد و به فراموشی سپرده شد. ولی پس از مدتی و با مطرح شدن آیت الله العظمی سید محمود شاهرودی به عنوان یکی از اساتید و مدرسان با نفوذ معنوی حوزه نجف، به علت التزام و اصرار ایشان در پیاده رفتن به کربلا، مجدداً مسئله پیاده رفتن به کربلا به عنوان یک سفر مقدس رایج شد و با توجه به این که در این سفر، بعضی از ایرانیان نیز گاهی اوقات، ایشان را همراهی می‌کردند، رفته رفته مردم عراق به این مسئله توجه نموده و این گونه سفرهای مقدس رواج یافت؛ ایشان حدود ۲۶۰ مرتبه، مسیر کربلا را با پای پیاده پیموده و در این سفر معنوی، جمعی از اطرافیان و شاگردان، ایشان را همراهی می‌کردند. این امر سبب شد تا پیاده‌روی کربلا بین طلاب و حوزویان رواج بسیاری پیدا کند و نقل شده است که مرحوم علامه امینی در زیارت‌هایی که به کربلای معلی داشته‌اند، براى کسب پاداش بیشتر، بارها مسیر بین نجف تا کربلا را با پای پیاده پیموده‌اند. این امر، چنان بین روحانیون ساکن در نجف اشرف رواج پیدا کرده بود که غالب طلاب بارها مسیر این شهر تا بارگاه امام حسین (علیه السلام) را پیاده پیموده و حتی در غیر زمان اربعین و عرفه، نیز گروه‌هایی از طلاب، پیاده به سمت کربلا حرکت می‌کردند. غالب علمای معاصر نیز در سفر پیاده کربلا شرکت کرده و کرامات و خاطرات زیبایی از این سفرها نقل شده است.

پیاده روی اربعین در زمان حکومت بعث عراق

سفر پیاده تا کربلا، به مرور زمان در عراق گسترش بسیاری پیدا کرد و در مناسبت‌های مختلف، زائران امام حسین (علیه السلام) از سراسر این کشور، به سمت کربلا حرکت کرده و با پای پیاده مسیر شهرشان تا کربلای معلی را می‌پیمودند و در بین آن مناسبت‌ها، پیاده‌روی اربعین از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود. با روی کار آمدن دولت بعث عراق، حکومت با این مسئله به شدت برخورد نموده و بسیاری از زائرین پیاده را اسیر و اعدام کرد و حتی برای برخی از زائران، پیاده روی اربعین به قیمت از دست دادن دست و عضوی از بدنشان تمام می‌شد.دولت بعث این مراسم مذهبی را به تعطیلی کشانید، ولی بعد از سقوط صدام، عشق حسینی، دلباختگان امام حسین (علیه السلام) را به سمت خود کشانده و دوباره این سنت حسنه و ارزشمند را برپا کرده است. شیعیان و عاشقان سالار شهیدان (علیه السلام)، در مناسبت‌های مختلف، به ویژه در اربعین حسینی، بسیار پرشورتر از قبل، از شهرها و کشورهای مختلف، به سمت کربلا روانه شده، قدم در مکان گام‌های اسیران کربلا قرار داده و مسیرهای منتهی به شهر کربلا را با پای پیاده می‌پیمایند.

همه چیز در رابطه با اربعین حسینی..... کار نشود

پیاده روی اربعین یکی از نشانه های مؤمن

در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است: «عَلاماتُ المُؤْمِنِ خمْس: صَلاةُ الْخَمْسِین، وَ زِیارَةُ الْأرْبِعَینِ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیمِینِ، وَ تَعفیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم»، نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: پنجاه رکعت نماز (نماز یومیه و نمازهای نافله)، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، جبین را در سجده بر خاک گذاردن، بسم‌الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن. 
 هم‌چنین در حدیثی دیگر از امام صادق آمده است: «یا زُرارَة! إِنَّ السَّماءَ بَکَتْ عَلی الْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلام اَرْبَعِینَ صَباحاً بِالدَّمِ وَ إِنَّ الْأَرْضَ بَکَتْ أرْبَعینَ صَباحاً بِالسَّواءِ وَ إِنًّ الشَّمْسَ بَکَتْ اَرْبَعِینَ صَباحاً بِالْکُسُوفِ وَ الْحَمْرَةَ، وَ إِنَّ الْمَلائکَةَ بَکَتْ اَرْبَعِینَ صَباحاً عَلَی الْحُسَینِ(ع)»، ای زراره، آسمان چهل روز بر حسین(ع) خون گریه کرد و زمین چهل روز برای عزای آن حضرت گریست به تیره و تار شدن و خورشید با کسوف و سرخی خود چهل روز گریست،و ملائکه الهی برای آن حضرت چهل روز گریستند.

متن زیارت اربعین

زیارت اربعین، زیارت مخصوص امام حسین (ع) در روز اربعین است. زیارتی كه شیخ طوسی در كتاب التهذیب، از صفوان جمال روایت کرده است: مولایم امام صادق(ع) درباره زیارت اربعین به من گفت: هنگامی كه قسمت قابل توجهی از روز برآمده، این زیارتنامه را بخوان:

«السَّلامُ عَلَی وَلِی اللهِ وَ حَبِیبِهِ السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللهِ وَ نَجِیبِهِ السَّلامُ عَلَی صَفِی اللهِ وَ ابْنِ صَفِیهِ السَّلامُ عَلَی الْحُسَینِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْكرُبَاتِ وَ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ اللهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیك وَ ابْنُ وَلِیك وَ صَفِیك وَ ابْنُ صَفِیك الْفَائِزُ بِكرَامَتِك أَكرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَیتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَیدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِدا مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَیتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِك مِنَ الْأَوْصِیاءِ فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیك لِیسْتَنْقِذَ عِبَادَك مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَی وَ شَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّی فِی هَوَاهُ وَ أَسْخَطَك وَ أَسْخَطَ نَبِیك، وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِك أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ [لِلنَّارِ] فَجَاهَدَهُمْ فِیك صَابِرا مُحْتَسِبا حَتَّی سُفِك فِی طَاعَتِك دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ اللهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْنا وَبِیلا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِیما السَّلامُ عَلَیك یا ابْنَ رَسُولِ اللهِ السَّلامُ عَلَیك یا ابْنَ سَیدِ الْأَوْصِیاءِ أَشْهَدُ أَنَّك أَمِینُ اللهِ وَ ابْنُ أَمِینِهِ عِشْتَ سَعِیدا وَ مَضَیتَ حَمِیدا وَ مُتَّ فَقِیدا مَظْلُوما شَهِیدا وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَك وَ مُهْلِك مَنْ خَذَلَك وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَك وَ أَشْهَدُ أَنَّك وَفَیتَ بِعَهْدِ اللهِ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتَّی أَتَاك الْیقِینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَك وَ لَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَك وَ لَعَنَ اللهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِك فَرَضِیتْ بِهِ، اللهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُك أَنِّی وَلِی لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یا ابْنَ رَسُولِ اللهِ أَشْهَدُ أَنَّك كنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ [الطَّاهِرَةِ] لَمْ تُنَجِّسْك الْجَاهِلِیةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْك الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیابِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّك مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْكانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّك الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِی الرَّضِی الزَّكی الْهَادِی الْمَهْدِی وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِك كلِمَةُ التَّقْوَی وَ أَعْلامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا وَ أَشْهَدُ أَنِّی بِكمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیابِكمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِی وَ قَلْبِی لِقَلْبِكمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِكمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِی لَكمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یأْذَنَ اللهُ لَكمْ فَمَعَكمْ مَعَكمْ لا مَعَ عَدُوِّكمْ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیكمْ وَ عَلَی أَرْوَاحِكمْ وَ أَجْسَادِكمْ [أَجْسَامِكمْ] وَ شَاهِدِكمْ وَ غَائِبِكمْ وَ ظَاهِرِكمْ وَ بَاطِنِكمْ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.»

ترجمه زیارت اربعین

سلام بر ولی خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و برگزیده او، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌اش،سلام بر حسین مظلوم شهید،سلام بر آن دچار گرفتاریها و كشته اشكها،خدایا من گواهی می‌دهم كه حسین ولی تو و فرزند ولی تو،و فرزند برگزیده توست حسینی كه به كرامتت رسیده،او را به شهادت گرامی داشتی،و به خوشبختی اختصاصش دادی،و به پاكی ولادت برگزیدی،و او را آقایی از آقایان،و پیشروی از پیشرویان،و مدافعی از مدافعان حق قرار دادی،و میراثهای پیامبران را به او عطا فرمودی،و او را از میان جانشینان حجّت بر بندگانت قرار دادی،و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت،و از خیرخواهی دریغ نورزید،و جانش را در راه تو بذل كرد،تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند،در حالی كه بر علیه او به كمك هم برخاستند،كسانیكه دنیا مغرورشان كرد،و بهره واقعی خود را به فرومایهتر و پستتر چیز فروختند،و و آخرتشان را به كمترین بها به گردونه فروش گذاشتند،تكبّر كردند و خود را در دامن هوای نفس انداختند،تو را و پیامبرت را به خشم آوردند، و اطاعت كردند از میان بندگانت،اهل شكافافكنی و نفاق و باركشان گناهان سنگین،و سزواران آتش را پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد كرد،تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت خدایا آنان را لعنت كن لعنتی سنگین،و عذابشان كن عذابی دردناك،سلام بر تو‌ای فرزند رسول خدا،سلام بر تو‌ای فرزند سرور جانشینان،شهادت میدهم كه تو امین خدا و فرزند امین اویی،خوشبخت زیستی،و ستوده درگذشتی،و از دنیا رفتی گم گشته،و مظلوم و شهید،گواهی میدهم كه خدا وفاكننده است آنچه را به تو وعده داده،و نابودكننده كسانی را كه از یاریات دریغ ورزیدند،و عذاب كننده كسانی را كه تو را كشتند،و گواهی میدهم كه تو به عهد خدا وفا كردید و در راهش به به جهاد برخاستی تا مرگ فرا رسید،پس خدا لعنت كند كسانی را كه تو را كشتند،و به تو ستم كردند،و این جریان را شنیدند و به آن خشنود شدند، خدای من تو را شاهد میگیرم كه من دوستم با آنانكه او را دوست دارند،و دشمن با آنان كه با او دشمنند،پدر و مادرم فدایت‌ای فرزند رسول خدا،گواهی می‌دهم كه تو در صلبهای بلندمرتبه و رحمهای پاك نوری بودی،جاهلیت با ناپاكی هایش تو را آلوده نكرد،و از جامههای تیره و تارش به تو نپوشاند،و گواهی میدهم كه تو از ستون‌های دین،و پایههای مسلمانان،و پناهگاه مردم مؤمنی،و گواهی می‌دهم كه پیشوای نیكوكار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاكیزه،هدایت كننده،و هدایت شدهای،و گواهی میدهم كه امامان از فرزندانت،اصل تقوا،و نشانههای هدایت،و دستگیره محكم،و حجّت بر اهل دنیا هستند و گواهی می‌دهم كه من به یقین مؤمن به شمایم،و به بازگشتتان یقین دارم،براساس قوانین دینم،و عواقب عملم،و قبلم با قلبتان در صلح،و كارم پیرو كارتان،و یاری ام برای شما آماده است، تا خدا به شما اجازه دهد،پس با شمایم نه با دشمنانتان،درودهای خدا بر شما،و بر ارواح و پیكرهایتان،و بر حاضر و غایبتان،و بر ظاهر و باطنتان،آمین‌ای پروردگار جهانیان.

همه چیز در رابطه با اربعین حسینی..... کار نشود

زیبایی‌های پیاده روی اربعین

یکی از زیبایی های پیاده روی اربعین٬ گردهمایی باشکوه شیعیان از سراسر دنیا پیرامون سیدالشهدا (ع) است. هر کسی از هر قوم و نژادی تنها با یک هدف قدم در این مسیر می گذارد تا به ندای امام حسین (ع) لبیک گوید و با آن حضرت تجدید بیعت کند. مردم عراق در مدتی که شیعیان از نقاط مختلف جهان در عراق حضور دارند، به خوبی از آنان میزبانی می‌نمایند. در طول مسیر پیاده روی اربعین هر کسی به نوعی می خواهد گرسنگان و تشنگان را اطعام و سیراب کند. نذری‌های مختلفی توسط مردم برای زوار اربعین تدارک دیده شده است.

افرادی که با پای پیاده این مسیر را طی می‌کنند و آنان که به زائران اباعبدالله الحسین (ع) خدمت می‌نمایند، اگر این اتفاق را به عنوان یک امتحان در دل های  خود طی کنند، در بسیاری از مسائل زندگی نیز می‌توانند با همین روش به هدف برسند. در روایات آمده است که زیارت اهل بیت (ع) و به خصوص امام حسین (ع) با پای پیاده، باعث خودسازی و افزایش تقوا می‌گردد و رذائل را از بین خواهد  برد. طی کردن این مسیر، مانند سوهان بر ناخالصی‌های روحی و جسمی کشیده می‌گردد و عیوب را از بین می‌برد، بنابراین از فرصت اربعین می‌توان برای رشد و خودسازی استفاده کرد.

در اربعین حسینی، به خوبی می‌توان نمایشی عظیم از برادری بین مسلمانان را به وضوح مشاهده کرد؛ مرزهای جغرافیایی شکسته می‌شود و افرادی از سرتاسر جهان با سنین مختلف گرد هم می‌آیند و در این میان، مردم کشوری که سالها درگیر جنگ و ناامنی است و بسیاری از آنها دچار فقر هستند، تمام تلاش خود را برای میزبانی جمعیت میلیونی به کار می‌برند و برادری خود را اثبات می‌کنند، که این امر نوظهور را می‌توان به عنوان مقدمه ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) بیان  نمود. برادری، بالاترین معنی است که در دوران بعد از ظهور توصیف شده، که اربعین را می‌توان یک نمایه‌ای از دوران بعد از ظهور دانست، و این رویداد می‌تواند باعث تقویت اعتقاد شیعی گردد.

همه چیز در رابطه با اربعین حسینی..... کار نشود

توصیه مقام معظم رهبری به زائران اربعین حسینی

رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به زائران اربعین حسینی اینگونه توصیه می‌کنند: «دولت در خصوص خروج از کشور مقرراتی معین کرده که حتماً باید مراعات شود و حرکت خارج از این ضوابط مطلوب نیست. ترکیب «عشق و ایمان» و «عقل و عاطفه» از ویژگی های منحصر به فرد مکتب اهل بیت علیهم السلام است و حرکت عاشقانه و مؤمنانه مردم از کشورهای مختلف جهان در این پدیده بی سابقه، بدون تردید از جمله شعائر الهی است. کسانی که توفیق حضور در این حرکت پر معنا و پر مغز را پیدا کرده اند، این فرصت را مغتنم بشمارند؛ ما نیز از دور به حال زائران اربعین غبطه می خوریم و آرزو می‌کنیم ای کاش همراه شما بودیم. حرکت عظیم مردم از ایران و سایر کشورهای جهان برای حضور در راهپیمایی اربعین، جلوه ای از ویژگیهای برجسته مکتب اهل بیت علیهم السلام است که در آن، هم «ایمان، اعتقاد قلبی و باورهای راستین» موج می زند هم «عشق و محبت».

 رسول خدا و ائمه علیهم السّلام در حق زائرین امام حسین علیه السّلام‏ دعا می‌کنند

 معاویة بن وهب، از حضرت اباعبداللَّه علیه السّلام، نقل می‌کند که وی گفت: امام صادق علیه السّلام به من فرمودند: «اى معاویه به جهت ترس و وحشت زیارت قبر حضرت امام حسین علیه السّلام را ترک مکن، زیرا کسى که زیارت آن حضرت را ترک کند چنان حسرتى بخورد که آرزو نماید قبر آن حضرت نزد او باشد و بتواند زیاد به زیارتش برود، آیا دوست دارى که خدا تو را در زمره کسانى ببیند که حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و حضرات على و فاطمه و ائمه علیهم السّلام در حقشان دعاء فرموده‏‌اند». 

متن روایت:

«مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:قَالَ لِی یَا مُعَاوِیَةُ لَا تَدَعْ زِیَارَةَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع لِخَوْفٍ، فَإِنَّ مَنْ تَرَکَ زِیَارَتَهُ رَأَى مِنَ الْحَسْرَةِ مَا یَتَمَنَّى أَنَّ قَبْرَهُ کَانَ عِنْدَهُ، أَ مَا تُحِبُّ أَنْ یَرَى اللَّهُ شَخْصَکَ وَ سَوَادَکَ فِیمَنْ یَدْعُو لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْأَئِمَّةُ ع»

منابع:

1- مصباح المجتهد، ص787

2- نفس المهمو، ص 493

3- قمقام زخار، ص579

4- تاریخ طبری، ج5، ص233

5- الهوف، ص82

6- الدمعه الساکبه، ج5، ص162

7- ترجمه سفرنامه ابن بطوطه، ج2، ص59

8- المنتظم فی تاریخ الملوک، ج8، ص105

9- ایران در عصر صفوی، ص97

10- سیمای شاهرود، ص107

11- فرهنگ زیارت، ص67

12- وسایل الشیعه، ج10، ص375

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
چهارشنبه 10 آبان 1396  - 5:58 PM

راز بینایی قلب در کلام امام علی(ع)

امام علی(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به يك نكته اساسى روانشناسى اشاره كرده است.

راز بینایی قلب در کلام امام علی(ع)به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ امام علی(عليه السلام) فرمودند: إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَةً وَإِقْبَالاً وَإِدْبَاراً، فَأْتُوهَا مِنْ قِبَلِ شَهْوَتِهَا وَإِقْبَالِهَا فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُكْرِهَ عَمِيَ.براى دل هاى (آدميان) علاقه و اقبال و (گاه) تنفر و ادبار است. هنگامى كه مى خواهيد كارى انجام دهيد از سوى علاقه و اشتياق وارد شويد، زيرا اگر قلب را مجبور به كارى كنند نابينا مى شود.


شرح و تفسير حکمت 193 نهج البلاغه

امام علی(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به يك نكته اساسى روانشناسى اشاره  كرده مى فرمايد: «براى دل هاى (آدميان) علاقه و اقبال و (گاه) تنفر و ادبار است هنگامى كه مى خواهيد كارى انجام دهيد از سوى علاقه و اشتياق وارد شويد، زيرا اگر قلب را مجبور به كارى كنند نابينا مى شود»، (إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَةً وَإِقْبَالاً وَإِدْبَاراً، فَأْتُوهَا مِنْ قِبَلِ شَهْوَتِهَا وَإِقْبَالِهَا، فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُكْرِهَ عَمِيَ). منظور از «قلب» و «قلوب» در اين عبارت، عقل و فكر انسان است كه حالات مختلفى دارد، گاهى در حال نشاط و علاقه به انجام دادن كارى و زمانى در حال تنفر و بى ميلى و بى علاقگى است. هر گاه در حال نشاط، مثلاً نشاط بر عبادات، به سراغ عبادت مى رويم و مى توانيم با حضور قلب عبادت را به نحو كامل احسن به پايان ببريم، اما در حالى كه تمايلات درونى موافق نيست كار به زحمت انجام مى شود و ايجاد خستگى و ناراحتى مى كند.


ازاين رو در حكمت 312 اين جمله آمده است كه مى فرمايد: «إنّ لِلْقُلُوبِ إقْبالاً  وَإدْباراً، فَإذا أقْبَلَتْ فَاحْمِلُوها عَلَى النَّوافِلِ، وَإذا أدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِها عَلَى الْفَرائِضِ، دل ها گاهى پرنشاط و زمانى بى نشاط است، آن گاه كه نشاط دارند آنها را بر انجام دادن مستحبات (علاوه بر واجبات) بگماريد و هنگامى كه بى نشاط اند تنها به انجام دادن واجبات قناعت نماييد».

همين مضمون در كتاب شريف كافى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده و با تعبير مشروح ترى در كلام امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) ديده مى شود، آنجا كه فرمود: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إقْبالاً وَإدْباراً وَنِشاطاً وَفُتُوراً فَإذا أقْبَلَتْ بَصُرَتْ وَفَهِمَتْ وَإذا أدْبَرَتْ كَلَّتْ وَمَلَّتْ فَخُذُوها عِنْدَ إقْبالِها وَنِشاطِها وَاتْرُكُوها عِنْدَ إدْبارِها وَفُتُورِها، دل ها اقبال و ادبار و نشاط و سستى دارند. هنگامى كه اقبال كند (و پرنشاط باشد) حقايق را به خوبى مى بيند و مى فهمد و هنگامى كه ادبار كند، ناتوان و ملول مى گردد، بنابراين در هنگام ادبار و نشاط به سراغ آن برويد و در هنگام ادبار و فتور آن را رها سازيد». حقيقت اين است كه روح آدمى نيز مانند جسم او حالات مختلف دارد، گاه انسان از نظر جسمى خسته و ناتوان است، در اين هنگام اگر كارى به او واگذارند به يقين به صورت كامل انجام نخواهد گرفت، يا خطا و اشتباه مى كند يا ناقص به جا مى آورد، اما هنگامى كه جسم انسان داراى نشاط و قدرت و نيرو است، هر كارى را به خوبى انجام مى دهد. روح انسان نيز همين گونه است و به تعبير بعضى از عرفا گاه در حالت قبض است و گاه بسط، در حالت قبض بايد فشارى به خود نياورد، اما در حالت بسط انسان بايد با شتاب به سراغ اهداف سازنده برود. مطالعه در حال نشاط لذت بخش و عميق و پرفايده و در حال ملالت و ادبار خستگى آور و بسيار سطحى و گاه آميخته با انواع اشتباهات است.

به همين دليل در همه جاى دنيا براى بهره ورى بيشتر از كار كارگران و كارمندان، سعى مى كنند عوامل نشاط را براى آنها فراهم آورند و مرخصى ها، جايزه ها و تزيين محل كار و اطراف آن و استفاده از درختان سرسبز و باغچه هاى پرگل همه براى ايجاد نشاط است. البته آنها از وسايل نامشروعى مانند انواع موسيقى نيز براى اين كار استفاده مى كنند. در شريعت اسلامى نيز براى ايجاد نشاط، مخصوصاً در مورد عبادات، عوامل مختلفى ديده مى شود. وضو گرفتن پيش از نماز به يقين نشاط آور است. مضمضه و استنشاق آب در دهان و بينى افزون بر نظافت، ايجاد نشاط مى كند. دستور داده شده قرآن و اذان با صداى زيبا و صوت حسن خوانده شود تا نشاط آور باشد. جمعه و جماعت ايجاد نشاط در عبادت مى كند و از همه مهم تر فصاحت و بلاغت قرآن خود عامل مهمى براى نشاط در قرائت قرآن است كه تا اعماق قلب انسان نفوذ مى كند.

همچنين وعده هاى حقيقى براى مطيعان و نيكوكاران و مجاهدان و شهيدان به نعمت هاى بسيار لذت بخش بهشتى نشاط آور است. بسيارى از غذاها كه در قرآن مجيد به آنها اشاره شده نيز غذاهاى نشاط آور است. خواب شب كه به آن توصيه شده رفع ملال مى كند و نشاط مى آورد. اين موضوع از آيات و روايات به كتب فقهى ما نيز نفوذ كرده و بعضى از فقها تصريح كرده اند كه نوافل را به هنگام عذر مى توان ترك كرد و يكى از عذرها را غم و اندوه شمردند. مرحوم نراقى در كتاب مستند مى گويد: منظورشان اين نيست كه در اين حال استحباب ندارد، چرا كه اگر در آن حال نيز به جا آورده شود اجماع بر صحت و ثواب آن است بلكه منظور اين است كه در مورد چنين اشخاصى تأكيد بر نافله نمى شود سپس به روايت بالا كه از كتاب كافى نقل كرديم اشاره مى كند.

انتهای پیام/



ادامه مطلب
سه شنبه 9 آبان 1396  - 7:16 PM

فضیلت پیاده روی اربعین

هر سختی، مزدی چند برابر در پیشگاه خدا دارد و چه نیکوست که این سختی در مسیر عشق به سالار شهیدان (ع) باشد.

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ قریب به ۱۴ قرن از زیارت کاروان اهل بیت (ع) امام حسین (ع) از قبور شهدای کربلا، توسط جابر ابن عبدالله انصاری و عطیه عوفی کوفی می‌گذرد، اما خون پاک  ۷۲ شهید کربلا، حماسه‌ای را جاودان کرده که هر ساله سیل خروشان جمعیت پای پیاده رهسپار حرمین شریفین می‌شوند. جماعتی که بعد از گذشت قرن‌ها با هر زبان، نژاد و قومیتی در لباس‌های عرب، عجم، مسیحی، یهود و جهود پای در مسیر عشق می‌گذارند و مجنون وار، سختی راه را به جان می‌خرند.

در روایات ادبیات الهی و عرفانی داریم که هر سختی، مزدی چند برابر در پیشگاه خدا دارد و چه نیکوست که این سختی در مسیر عشق به سالار شهیدان(ع) باشد و طعم فضیلت زیارتش از جانب حضرت حق.


فضیلت پیاده روی اربعین


در آستانه اربعین حسینی و پیاده روی زائران ابا‌عبدالله حسین (ع) سوالی مطرح است؛ که آیا زیارت سید الشهدا (ع)، در روز اربعین موضوعیت دارد یا خیر؟ برای  پاسخ به این سوال می‌توان به احادیث و یا روایات بزرگان شیعی رجوع کرد و در باب فضیلت زیارت امام حسین (ع) بیشتر دانست.

حُب اهل بیت (ع) بالاخص امام حسین (ع)، مطلبی است که برای واجب بودن زیارت این حضرت (ع)، امام صادق (ع) می‌فرمایند: «کسی با پای پیاده به زیارت امام حسین (ع) برود، خداوند به هر قدمی که بر می‌دارد یک حسنه برایش نوشته  و یک گناه از او محو می‌کند و همچنین این درجه مرتبه‌اش را در عرش الهی بالا می‌برد. زائر سید الشهدا (ع)، از وقتی نیت به زیارت امام حسین (ع) کرد. خداوند دو فرشته را موکل می‌کند تا آنچه خیر از دهان او خارج می‌شود را نوشته و شَّر و بدی‌ها را حذف کند.» 
 

فضیلت پیاده روی اربعین

 

امام باقر (ع) می‌فرماید: «هر کسی از روی اشتیاق به زیارت امام حسین (ع) برود، در روز قیامت نوری به او داده می‌شود که از آن نور ما بین مشرق و مغرب روشن می‌شود و منادی ندا می‌دهد: این کسی است که از سر اشتیاق و آرزومندی حسین (ع) را زیارت کرده است، در روز قیامت کسی باقی نمی‌ماند مگر آنکه آرزو می‌کند از زائران امام حسین (ع) باشد.»

 

محمّد بن مسلم از حضرت امام محمّد باقر (ع) روایت کرده: «مُرُوا شِیعَتَنَا بِزیَارَةِ قَبْرِ الحُسَیْنِ بْنِ عَلیٍّ علیهما السلام، فَإنَّ إتیَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ یُقِرُّ لِلحُسَیْنِ بِالإمَامَةِ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَجَلَ.» شیعیان ما را به زیارت قبر حسین بن علی فرمان دهید، زیرا زیارت آن حضرت بر هر مؤمنی که اقرار به امامت او از سوی خدا دارد واجب است.

از حضرت امام صادق (ع) روایت شده: «مَنْ زَارَ قَبْرَ الحُسَیْنِ لِلّهِ وَ فِی اللّهِ، أعْتَقَهُ اللّه مِنَ النَّارِ، وَآمَنَهُ یَوْمَ الفَزَعِ الأکبَرِ، وَلَمْ یَسئَلِ اللّهَ حَاجَةً مِن حَوَائِجِ الدُّنیَا وَالآخِرَةِ إلّاأعطَاهُ.» کسی که قبر حسین را برای خدا و در راه خدا زیارت کند خدا او را از آتش دوزخ آزاد می‌کند و روز فزع اکبر به او امان می‌دهد و از خدا حاجتی از حاجات دنیا و آخرت را نخواهد مگر اینکه خدا به او عطا کند.

حضرت امام صادق (ع) فرمود: «مَنْ لَمْ یَأْتِ قَبْرَ الْحُسَیْنِ حَتَّی یَمُوتَ، کانَ مُنْتَقَصَ الدِّیْنِ، مُنْتَقَصَ الْإیْمانِ، وَإنْ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ کانَ دُوْنَ الْمُؤْمِنْیِنَ فی الْجَنَّةِ» کسی که به زیارت قبر حسین (ع) نرود تا بمیرد، از نظر دین و ایمان ناقص است، و اگر وارد بهشت شود، درجه‌اش از همه اهل ایمان پایین‌تر است!

حضرت امام رضا (ع) فرمود: «مَنْ زَارَ قَبْرَ الحُسَیْنِ به شطِّ الفُرَاتِ، کَانَ کَمَنْ زَارَ اللّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ»کسی که قبر حسین را در کربلا زیارت کند، مانند کسی است که خدا را بر فراز عرشش زیارت کرده است!

 فضیلت پیاده روی اربعین

پنج نشانه مومن

امام حسن عسکری (ع) می‌فرماید: نشانه‌های مومن پنج چیز است: نماز ۵۱ رکعتی، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، به خاک مالیدن پیشانی و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.

سهم جاماندگان اربعین

ناگفته پیداست که زیارت امام حسین (ع) چه در ایام اربعین حسینی و چه در دیگر ایام سال از فضایل و برکات بسیاری برخوردار است، اما در این بین کسانی هستند که به سبب تنگدستی  و یا ناتوانی، نمی توانند به زیارت بروند. از این روی زائران حسینی می توانند با نیابت گرفتن هر فرد، گام هایی را به یاد او بردارند و سهمی را جاماندگان اربعین درنظر بگیرند.

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
سه شنبه 9 آبان 1396  - 7:16 PM

«تقوا»، جامع ترین عامل در سعادت دنیا و آخرت است

آیت الله محمدی ری شهری: در جلسه تفسیر قرآن تقوای الهی جامع ترین عامل فلاح، خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت است.

«تقوا»، جامع ترین عامل فلاح، خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت است

به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛آیت الله محمدی ری شهری در  ادامه درس تفسیر پنجمین آیه از سوره مبارکه بقره، با اشاره به مفهوم فلاح و اصلی ترین عوامل آن، مصادیق تقوا که انسان را به فلاح می رساند را تشریح و افزود: «کسی که با خدا معامله کند، خداوند خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت را نصیب او خواهد کرد.»

در این جلسه که یکشنبه 7 آبان‌ماه بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء در مصلای بزرگ ری آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام برگزار شد، آیت الله محمدی ری شهری «تقوا» را، از جامع ترین عوامل فلاح، خوشبختی و سعادت  دنیا و آخرت معرفی نمود.

این مفسّر قرآن کریم با اشاره به آیه 131 سوره نساء، تقوا را از سفارشات و توصیه های اکید خداوند متعال به پیروان ادیان آسمانی گذشته و دین اسلام دانست و ادامه داد: «کسی که در راه زندگی خود تقوا پیشه نکند، زندگی او تباه خواهد شد، چرا که خداوند به تقوای انسان نیازی نداشته و داشتن تقوا باعث خوشبختی و سعادت خود انسان می‌گردد».

رئیس دانشگاه قرآن و حدیث با توضیح و تشریح حدیث «روی أنّ رجلاً استوصى رسول اللّهِ صلى الله علیه و آله ، فقال: لا تَغضَبْ قَطُّ ، فإنّ فیهِ مُنازَعَةَ ربِّکَ ، فقالَ : زِدْنی ، قالَ : إیّاکَ و ما یُعتَذَرُ مِنهُ فإنَّ فیهِ الشِّرکَ الخَفیَّ ، فقالَ : زِدْنی ، فقالَ : صَلِّ صَلاةَ مُوَدِّعٍ فإنّ فیها الوُصلَةَ و القُربى ، فقالَ : زِدْنی ، فقالَ علیه السلام : اِستَحیِ مِن اللّهِ استِحیاءکَ مِن صالِحی جِیرانِکَ فإنّ فیها زِیادَةَ الیَقینِ ، و قد أجمَعَ اللّهُ تعالى ما یَتَواصى بهِ المُتَواصُونَ مِن الأوَّلِینَ و الآخِرینَ فی خَصلَةٍ واحِدَةٍ و هی التَّقوى ، قالَ اللّهُ جلَّ و عَزَّ : «و لَقَدْ وَصَّیْنا الّذِینَ اُوتُوا الکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ و إیّاکُمْ أنِ اتَّقُوا اللّهَ» . و فیهِ جِماعُ کلِّ عِبادَةٍ صالِحَةٍ ، وَصَلَ مَن وَصَلَ إلَى الدَّرَجاتِ العُلى و الرُّتبَةِ القُصوى ، و بهِ عاشَ مَن عاشَ مَع اللّهِ بِالحَیاةِ الطَّیّبَةِ و الاُنسِ الدائمِ ، قالَ اللّهُ عَزَّ و جلَّ : «إنَّ المُتَّقینَ فی جَنّاتٍ و نَهَرٍ * فی مَقْعَدٍ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ»؛ «مردى از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله سفارشى خواست حضرت فرمود : هرگز خشم مگیر؛ زیرا که در خشم کشمکش با پروردگارت نهفته است. عرض کرد: سفارشى دیگر فرمایید. فرمود: هرگز کارى که از آن عذر بخواهى، مکن؛ زیرا که در آن شرکِ ناپیداست. عرض کرد: باز هم بفرمایید. فرمود: نمازت را مانند کسى بخوان که گویى آخرین نماز عمرش را مى خواند؛ زیرا در این نوع نماز خواندن پیوند و نزدیکى (به خدا) است. عرض کرد: باز هم بفرمایید. فرمود: از خداوند چنان حیا کن که از همسایگان صالح خود حیا مى کنى؛ زیرا که در این امر زیادت یقین است و خداوند متعال آنچه را اوّلین و آخرینِ سفارش کنندگان بدان سفارش مى کنند در یک خصلت جمع کرده و آن تقواست.خداوند عزّ و جلّ مى فرماید: «و هر آینه کسانى را که پیش از شما کتاب (آسمانى) داده شده اند و شما را، سفارش کردیم که از خدا بترسید». تقوا مجمع هر عبادت شایسته اى است و هر که به درجات بالا و مرتبه بلند رسید به واسطه تقوا رسید و هر که با زندگى پاک و پاکیزه و انس همیشگى با خدا زیست به وسیله تقوا زیست. خداوند عزّ و جلّ فرموده است: «همانا تقوا پیشگان در میان باغ ها و نهرها، در قرارگاه صدق، نزد پادشاهى توانایند»؛ به شرح معنا و مصادیق حقیقی تقوا پرداخت و توصیه ها و رهنمودهای پیامبر (ص) در این روایت را تبیین کرد.

آیت الله ری شهری با استناد به آیه 96 سوره اعراف ”وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ»، یکی از پایه های اصلی توسعه ی اقتصادی را تقوا دانست و تصریح کرد: «اگر همه ی جوامع بشری با خدا ارتباط داشته باشند برکات آسمانها و زمین آنها را فرا می‌گیرد».

عضو مجلس خبرگان رهبری، «افشاگری» را یکی از بزرگترین گناهان کبیره دانست و افشاء و انتشار عیب مسلمانان در فضای حقیقی و مجازی را از عیوب بزرگ جامعه برشمرد.

رئیس دانشگاه قرآن و حدیث با استناد به دعایی از حضرت امام سجّاد علیه السّلام در صحیفه سجّادیه، عذرخواهی صرفاً از بنده خدا، بخاطر ارتکاب اشتباه را شرک خفی دانست و افزود: «لازم است قبل از عذرخواهی از بنده خدا، بخاطر اشتباهی که رخ داده است، از خدا عذرخواهی و طلب مغفرت کنیم و توبه بجا آوریم».

آیت الله محمّدی ری شهری در پایان ابراز امیدواری کرد خداوند متعال سعادت  دنیا و آخرت را نصیب همه ی ما بفرماید.

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
سه شنبه 9 آبان 1396  - 7:15 PM

شرح و تفسير حکمت 189 نهج البلاغه

امام علی (عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به اثر زيان بار ترك صبر و پيشه نمودن جزع اشاره كرده است.

اثر زيان بار ترك صبر در کلام امام علی(ع)به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ امام علی(عليه السلام) فرمودند:مَنْ لَمْ يُنْجِهِ الصَّبْرُ أَهْلَكَهُ الْجَزَعُ. كسى كه صبر و شكيبايى او را نجات ندهد بى تابى او را از پاى در مى آورد.

شرح و تفسير حکمت 189 نهج البلاغه

امام علی (عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به اثر زيان بار ترك صبر و پيشه نمودن جزع اشاره كرده مى فرمايد: «كسى كه صبر و شكيبايى او را نجات ندهد بى تابى او را از پاى در مى آورد»، (مَنْ لَمْ يُنْجِهِ الصَّبْرُ أَهْلَكَهُ الْجَزَعُ). به يقين در طول زندگى انسان، مصائب و مشكلات فراوانى است كه هيچ كس از آن بر كنار نمى ماند. عكس العملى كه انسان مى تواند در مقابل اين حوادث دردناك و غم انگيز نشان بدهد يكى از دو چيز است: نخست صبر و تحمل و شكرگزارى به درگاه خدا و دقت در يافتن راه نجات از آن مشكل يا مصيبت و حداقل كاستن از آثار زيان بار آن است. ديگر جزع و بى تابى است كه هم اعصاب انسان را در هم مى كوبد و او را گرفتار بيمارى هاى مختلف كرده و گاه به مرگ مى كشاند و هم سبب ناشكرى به درگاه خداوند و وزر و وبال براى سراى ديگر مى شود. انسان عاقل راه نخست را بر مى گزيند كه هم اجر صابران را دارد و هم فوايد و بركات صبر را.

بنابراين مفهوم اين كلام حكيمانه بسيار روشن و شفاف است و اين كه بعضى تصور كرده اند در مفهوم آن پيچدگى است كاملاً اشتباه است. در ضمن از آنچه گفته شد معلوم شد كه هلاكت در اين جمله هلاك دنيوى و اخروى هر دو را شامل مى شود همان طور كه (نجات) در پرتو صبر نيز نجات دنيوى و اخروى را در بر مى گيرد، هرچند گاهى در بعضى از روايات تنها به هلاكت اخروى اشاره شده، مانند حديثى از امام صادق(عليه السلام) كه مى فرمايد: «اتَّقُوا الله وَاصْبِرُوا فَإِنَّهُ مَنْ لَمْ يَصْبِرْ أهْلَكَهُ الْجَزَعُ وَإنَّما هَلاكُهُ فِى الْجَزَعِ أَنَّهُ إذا جَزِعَ لَمْ يُؤجَرْ، تقواى الهى پيشه كنيد و در برابر مشكلات و مصائب صبر و شكيبايى داشته باشيد، زيرا كسى كه صبر نكند جزع او را هلاك خواهد كرد و هلاكت او در جزع اين است كه وقتى بى تابى كند اجر و پاداشى به او داده نخواهد شد».

نكته: صبر و جزع بارها در كلام امام(عليه السلام) موضوع صبر و جزع و آثار نيكوى صبر و آثار شوم جزع مطرح شد و ما نيز بحث هايى داشته ايم. در اينجا لازم مى دانيم به سبب اهميت موضوع باز اشاره اى به اين مطلب داشته باشيم. همان گونه كه اشاره شد، حيات دنيا آميخته با انواع مشكلات است. در مسير اطاعت الهى مشكلات كم نيست و در طريق پرهيز از گناه و تقوا مشكلات، زياد است. مصائب ناخواسته دامان همه را در دنيا مى گيرد و اگر توجه به اين حقيقت داشته باشيم كه در گذشته چنين بوده و در آينده نيز چنين خواهد بود از وجود اين مشكلات ناراحت نمى شويم، پيمانه صبر ما لبريز نمى گردد: شكيبايى خود را از دست نمى دهيم و ناراحتى هاى روانى ناشى از جزع و بى تابى به سراغ ما نمى آيد، زيرا مى دانيم همه در اين گونه امور به شكلى دست به گريبانند. اين صبر و شكيبايى افزون بر اين كه پاداش الهى فوق العاده اى دارد،

از جمله در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه فرمود: «مَنِ ابْتَلى مِنْ شيعَتِنا فَصَبَرَ عَلَيْهِ كانَ لَهُ أجْرُ ألْفِ شَهيد، كسى كه از شيعيان ما مبتلا به مصيبتى شود و شكيبايى كند پاداش هزار شهيد را دارد». در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «ما مِنْ مُؤْمِن إلاّ وَهُوَ مُبْتلىً بِبَلاء مُنْتَظِر بِهِ ما هُوَ أشَدُّ مِنْهُ فَإنْ صَبَرَ عَلَى الْبَلِيَّةِ الَّتي هُوَ فيها عافاهُ اللهُ مِنَ الْبَلاءِ الَّذي يَنْتَظِرُ بِهِ وَإِنْ لَمْ يَصْبِرْ وَجَزِعَ نَزَلَ بِهِ مِنَ الْبَلاءِ الْمُنْتَظَرِ أبَداً حَتّى يَحْسُنَ صَبْرُهُ وَعَزاءُهُ، هيچ فرد باايمانى نيست مگر اين كه به بلايى مبتلا مى شود و آنچه را انتظار آن مى كشد (اى بسا) از آن هم شديدتر است. هرگاه بر بلايى كه در آن است شكيبايى كند، خدا او را از بلايى كه انتظارش مى كشد بركنار مى دارد و اگر بى تابى نمايد بلاها يكى پس از ديگرى بر سر او مى آيد تا صبر و شكيبايى پيشه كند».

در حديثى از امام هادى(عليه السلام) مى خوانيم: «الْمُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَلِلْجازِعِ اثْنانِ، مصيبت براى انسان صابر يكى است و براى انسان ناشكيبا دوتاست». مضاعف شدن مصيبت افراد ناشكيبا از اينجاست كه ضربه هايى بر جسم و روح آنها وارد مى كند و آنها را در هم مى كوبد. كوتاه سخن اين كه همان گونه كه در گذشته نيز اشاره شد جزع و بى تابى افزون بر نوعى ناسپاسى در پيشگاه خدا، آثار بسيار مخرّبى روى اعصاب انسان دارد و او را گاه تا سر حد جنون پيش مى برد. براى درمان جزع لازم است انسان توجه به مصائب اولياء الله در گذشته و مصائب دوستان و خويشان و بستگان كند كه هر يك به نوعى گرفتارند. به علاوه در آثار مثبت صبر و شكيبايى و آثار منفى جزع و بى تابى بينديشد. نيز به امورى بپردازد كه فكر او را به خود مشغول مى سازد و از مصيبت منصرف مى كند تا در سايه آن تدريجاً مصيبت را فراموش كند.

اضافه بر اين، همان گونه كه در روايتى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) اشاره شده، بسيارى از مشكلات پايانى دارد و به تعبير ما از اين ستون تا آن ستون فرج است. نبايد انسان خيال كند كه هميشه مشكل به يك حال باقى مى ماند «إنَّ لِلْمِحَنِ غاياتٌ لابُدَّ أنْ تَنْتَهِىَ إلَيْها، مشكلات غم انگيز پايانى دارد.


انتهای پیام/



ادامه مطلب
شنبه 6 آبان 1396  - 7:04 PM

تجدد گرایی یا الگو سازی فرهنگ ایرانی اسلامی در زندگی

یک پژوهشگر گفت: در باب اشتراک سبک زندگی ایرانی و اسلامی، ابتدا باید بررسی کرد نگاه به انسان و خانواده در هر یک از این دو نظام فکری چگونه است.

بررسی مشترکات سبک‌های زندگی ایرانی و اسلامیبه گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ با  توجه به روند پیشرفت جوامع و تکنولوژی، سبک زندگی انسان‌ها به مرور زمان دگرگون شده است. دگرگونی که با ظهور تکنولوژی و  تزریق آن به فرهنگ جوامع، سبک زندگی و رفتار خانواده‌ها را هم تحت تأثیر قرار داده است.

با ورود تجددگرایی و تقلید از فرهنگ اروپایی در عصر قاجار و تحول شگرف  پوشش و آداب رفتاری در دو دوره پهلوی، می‌توان گفت سبک زندگی خانواده‌های ایرانی دچار تغییراتی شد که گاهی به ضرر و گاهی به نفع جامعه بود، اما دیری نپایید که با در نظر گرفتن جنبه‌های مثبت تجددگرایی و بومی کردن آن با فرهنگ ایرانی اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، همه خانواده‌ها در یک سطح و با یک فرهنگ آن هم فرهنگ ایرانی و اسلامی شکل گرفتند. تا اینکه نسل‌ها تغییر کرد و دوباره تقلید از جوامع غربی شکاف گسترده را بین خانواده‌ها ایجاد کرد.

به همین منظور مبحثی را درباره سبک زندگی ایرانی و اسلامی آغاز کرده‌ایم. در آغاز راه باید دید که این دو در تعریف انسان، زندگی، آفرینش و سبک زندگی چه اشتراکات و تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند. در این باره گفتگویی کوتاه با حسین آسا پژوهشگر و استاد دانشگاه داشتیم که در ادامه می‌خوانید.

حسین آسا پژوهشگر و استاد دانشگاه درباره سبک زندگی ایرانی و اسلامی، اظهار داشت: بحث درباره سبک زندگی ایرانی اسلامی با توجه به نهاد خانواده است. به  عقیده من، باید در نظر گرفت که چه مسائلی در هر نظام فلسفی و فکری وجود دارد. همچنین درباره زندگی انسان‌ها هم، باید هدف از آفرینش در نظر داشت و هم جایگاه انسان بررسی شود و در مرحله بعد کار ما پاسخ دهی به پرسش‌های بنیادی است و باید ابعاد سبک زندگی ایرانی و اسلامی را در دستور کار قرار بدهیم.

وی ادامه داد: ما باید از ابتدا به نظام زندگی ایرانی و اسلامی توجه ویژه داشته باشیم. باید بررسی کنیم آیا در آن دو سوال‌های بنیادین درباره خانواده مطرح شده است یا خیر؟ اگر بله پاسخ‌ها چیست. یا اگر مشترکاتی در مسائل وجودشناختی در بین این دو سبک باشد، باید و نباید‌های مشترکی هم وجود دارد.

این استاد دانشگاه افزود: نظام زندگی ایرانی، اسلامی در سایه انگیزه و هدف آفرینش است که حیات انسان تبیین خاصی به خود می‌گیرد. هدف و سبک زندگی انسان در هر مکتبی به گونه‌ی خاص تعریف می‌شود. اما در باب سبک زندگی ایرانی و اسلامی باید گفت در بسیاری مسیر‌ها این دو تفکر با هم تطابق دارند؛ این دو تفکر در بسیاری از مبانی هستی مشترکات زیادی دارند که خود این اشتراک‌ها در نظام فکری نتیجه و هدف روشنی را ایجاد می‌کند.

وی اظهار کرد: اگر نیم نگاهی به مبانی فکری سبک‌ زندگی اسلامی داشته باشیم، می بینیم که تفکر اسلامی خیلی واضح و روشن درباره انسان و حیات بشری صحبت کرده است. اما از سویی هستی در تفکر ایرانی تا جایی که تاریخ به ما نشان می‌دهد، به دور از دنیای مادی است. جهان‌بینی ایرانی را می‌توانیم در راستای جذابیت و کشش ذاتی درون و همچنین تلاش وافر مغان در اشاعه اعتقادات ایرانی قرار داد.

آسا در پایان خاطرنشان کرد: با کنکاش در متون دینی زرتشت و فرهنگ عام و خاص ایران باستان، درک می کنیم که مهارت‌های فکری فلسفی بر دو مؤلفه بسیار اساسی و انسان شناسانه تاکید می‌کنند. یکی از این مولفه‌ها فطری بودن نیاز‌ها و تعاملات انسان و دیگری اجتماعی بودن افراد است. خود همین تعاملات و گرایش‌ها می‌تواند در بررسی سبک زندگی، خانواده، حیات و انگیزه حیات به ما کمک کند. با توجه به این دو مؤلفه است که ما می‌توانیم حقوق و وظایف اجتماعی خود را درک و به آن عمل کنیم.

انتهای پیام/



ادامه مطلب
شنبه 6 آبان 1396  - 7:03 PM

سرانجام مبارزه با حق در کلام امام علی (ع)

امام(عليه السلام) فرمودند:مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ. آن كس كه در برابر حق قد علم كند (و به مبارزه برخيزد) هلاك خواهد شد.

سرانجام مبارزه با حق در کلام امام علی (ع)به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛امام(عليه السلام) فرمودند:مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ. آن كس كه در برابر حق قد علم كند (و به مبارزه برخيزد) هلاك خواهد شد.

شرح و تفسير حکمت 188 نهج البلاغه

امام علی(عليه السلام) در اين كلام نورانى از كسانى سخن مى گويد كه به مقابله  با حق بر مى خيزند. مى فرمايد: «آن كس كه در برابر حق قد علم كند (و به مبارزه برخيزد) هلاك خواهد شد»، (مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ).

اين كلام حكمت آميز با همين عبارت در لابه لاى خطبه شانزدهم نهج البلاغهآمده است كه شرح آن را در جلد اول در ذيل همان خطبه (صفحه 6511) بيان كرديم و حاصل آن اين است كه هرگز به مخالفت و مقابله با حق برنخيزيد، زيرا حق قدرتى دارد كه انسان را بر زمين مى كوبد، اگر در كوتاه مدت انجام نشود در دراز مدت انجام خواهد شد و تاريخ، به ويژه تاريخ اسلام، نشان مى دهد آنها كه به مقابله با حق برخاستند چگونه طومار زندگانى شان در هم پيچيده شد. نيز با توجّه به اين كه حق به معناى واقعيت هاى ثابت است و واقعيت ها آثارى دارد و هر چه با آثارش به مخالفت برخيزند از ميان نمى رود، از اين رو سرانجام بر انسان غلبه مى كند و او را در هم مى شكند.

درست مانند اين كه انسان بداند فلان راه، مستقيم و راه ديگر بيراهه است، اگر به مخالفت با راه مستقيم برخيزد و به بيراهه رود هرقدر تلاش و كوشش كند به مقصد نمى رسد و سرانجامش هلاكت است. بعضى از شارحان نهج البلاغه تفسير ديگرى براى اين جمله برگزيده اند و آن اين كه هرگاه كسى در ميان مردم نادان به دفاع از حق برخيزد جان خود را به خطر انداخته چرا كه افراد جاهل و متعصب و لجوج با اين گونه افراد مخالفند و مفهوم آن اين مى شود كه هر كس دفاع از حق كند بايد هزينه هاى اين دفاع را در برابر مردم نادان بپردازد.

ولى اين تفسير به هيچ وجه مناسب چنين گفتار حكيمانه اى نيست، زيرا اولاً در بعضى از متون لغت صريحا آمده است كه جمله «أبْدى صَفْحَتَهُ لَهُ» به معناى به مخالفت برخاستن است و مرحوم علامه شوشترى موارد فراوانى از كلمات عرب نقل كرده كه جمله «مَنْ أبْدى صَفْحَتَهُ لَهُ» به معناى به مخالفت برخاستن است. ثانياً در خطبه شانزدهم، پيش و پس از آن جمله هايى آمده است كه به خوبى نشان مى دهد امام(عليه السلام) در اين جمله از بدكاران سخن مى گويد كه به مخالفت با حق برمى خيزند. در شرح نهج البلاغه محمد عبده احتمال ديگرى نيز در تفسير اين جمله ذكر شده و آن اين كه منظور از «أبْدى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ» به معناى روى گردانيدن از حق است كه آن هم سبب هلاكت انسان مى شود، ولى با توجه به اين كه كلمه «أبْدى» به معناى آشكار كردن است اين تفسير نيز بعيد به نظر مى رسد.

به هر حال مفهوم اين جمله اين است كه امام(عليه السلام)به همه كسانى كه به مخالفت با حق برمى خيزند هشدار مى دهد كه به عاقبت سوء كار خود بينديشند و از اين راه باز گردند. همان گونه كه پيش از اين اشاره شد اين جمله در كتاب شريف كافى نيز به عنوان بخشى از يك روايت آمده و مرحوم ملا صالح مازندرانى در شرح آن مى گويد: مفهوم جمله اين است كسى كه آشكارا در برابر حق به خصومت برخيزد هلاك خواهد شد. مشابه همين معنا در گفتار حكيمانه 408 نيز آمده است آنجا كه مى فرمايد: «مَنْ سارَعَ الْحَقَّ سَرَعَهُ، آن كس كه با حق بجنگد حق او را بر زمين خواهد كوبيد». قرآن مجيد نيز درباره حق و باطل چنين مى گويد: «(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ)، بلكه ما حق را بر باطل مى كوبيم و آن را هلاك مى سازد و اين گونه باطل محو و نابود مى شود».

منظور از «حق» در كلام نورانى بالا اصل خداشناسى و آيين اسلام و فروع دين و حقوق الله و حقوق الناس به طور عام است، زيرا حق در اصل به معناى مطابقت و هماهنگى با واقع و نقطه مقابل آن «باطل» است. به همين دليل به ذات پاك خداوند، به طور مطلق «حق» اطلاق مى شود چون واقعيتى است انكارناپذير.

در كتاب «وجوه القرآن» براى كلمه حق موارد استعمال دوازده گانه اى در قرآن مجيد ذكر شده است: حق به معناى ذات پاك خداوند و به معناى قرآن، اسلام، توحيد، عدل، صدق، طرز صحيح، علانيه، شايستگى، واجب شدن، وام و بهره و براى هر كدام از اينها آيه اى از آيات قرآن مجيد را شاهد آورده است.

انتهای پیام/



ادامه مطلب
جمعه 5 آبان 1396  - 7:51 PM

درسی که آیت الله مهدوی کنی به مشروب فروش داد

داستانی از رفتار نیک آیت الله مهدوی کنی با یک مشروب فروش را در این خبر بخوانید.

درسی که آیت الله مهدوی کنی به مشروب فروش داد

به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛آیت الله محمدرضا مهدوی کنی رئیس سابق مجلس خبرگان رهبری بودند که به گفته نزدیکان ایشان، او به  حسن خلق و برخورد پسندیده با افکار مخالف معروف بود. در این مطلب، داستانی از اخلاق نیک ایشان را به نقل از خبرگزاری تسنیم بخوانید.

سردار آیت گودرزی که سال‌ها در کنار آیت مهدوی کنی حضور داشته است در خاطره ای از روزهای حضور او در مسجد جلیلی، گفت: «افرادی که به مسجد می‌آمدند می‌گفتند ما از این شیخ (آقای مهدوی) خوشمان می‌آید، چراکه شخصیت مرحوم آیت الله مهدوی و رفتار اخلاقی او به گونه‌ای بود که حتی افراد غیر مسلمان هم نسبت به او احترام خاصی قائل بودند.

به طور مثال وقتی از جلو یک مشروب فروشی که نزدیک مسجد بود عبور  می‌کردند به آن فرد مسیحی سلام می‌دادند و این امر باعث که بعدها حاج آقا هرگاه که از مقابل مغازه وی رد می‌شدند، فرد مشروب فروش به حاج آقا سلام کند. بعد از گذشت یک‌سال، این مشروب‌فروش شاگردش را مامور کرده بود تا هرگاه حاج‌آقا از دور مشاهده می‌شود، کرکره مغازه را به احترام وی پایین بکشد و تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی نیز این کار را انجام می‌داد. این فرد مسیحی اواخر عمرش بیمار شد و پس از آنکه با نظر حاج‌آقا به ملاقاتش رفتم و سلام حاج آقا را به او رساندم در پاسخ گفت: «حاج‌آقا درس بزرگی با سلام کردنش به من آموخت.»

 

انتهای پیام/



ادامه مطلب
جمعه 5 آبان 1396  - 7:51 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 9

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 63709
تعداد کل پست ها : 341
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 8 خرداد 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی