به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

پرسش

آیا انسان موجودى جاودانه است. در صورتى که هست چرا ما ابدیّت را در دنیا تجربه نمی‌کنیم؟

پاسخ اجمالی

از جمله نکات ارزشمند انسان از منظر قرآن کریم این است که آدمى مرغ باغ ملکوت است و این خاکدان آشیانه‌اى موقّت و پُلى براى عبور وى از طبیعت به فرا طبیعت است. انسان در نهاد خویش طالب جاودانگى است و فطرتاً از زوال و محدودیت گریزان است.
انسان موجودى است دو ساحتى، روح و نفس ناطقه او حقیقت اوست و بدن و جسم او ابزار این روح است. روح از عالم ملکوت است و مجرّد و جسم از عالم ملک است و صاحب اوصاف مادى از قبیل رنگ و شکل و حجم و امتداد.
از جمله ادله اثبات تجرد روح این است که با گذشت روزگار بدن، و جسم آدمى رو به ضعف می‌رود در حالی که روح و نفس ناطقه رو به قوّت می‌نهد. خداى سبحان اصرار دارد به انسان بفهماند که ‏اى انسان تو یک موجود ابدى هستى و ابدیّت در دنیا نمی‌گنجد و ابدیت و جاودانگى به تحصیل ما عندالله است و تبعیت صرف از دستورات الهى.
نتیجه این‌که؛ دنیا چون دار گذر و خاکدان محدودى است (چون جسمانى است و از جمله خواص امور جسمانى محدودیت است) نمی‌توان جاودانگى را در آن جستجو نمود و روح  چون موجودى ملکوتى و فرا زمانى است هم طالب ابدیّت است و هم می‌تواند ابدیت را در عالم آخرت تجربه نماید.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
جمعه 21 مهر 1396  - 9:37 AM

آیا گرایش اکثریت مردم به بی‌دینی با فطری بودن دین سازگاری دارد؟

پرسش

با نگاهى به جهان پیرامون روشن می‌شود که اکثریت مردم رو به بدى و تباهى دارد، اما اگر دین و توحید و گرایش به خوبی‌ها در نهاد انسان گذارده شده و به اصطلاح فطرى آدمیان است، پس چرا اکثریت به خلاف آنها گرایش دارند؛ و اکنون جهان ما رسماً سکولار است. پس باید گفت که دین فطرى نیست و گذشته از آن بیشتر مردم به دوزخ افتاده می‌شوند، زیرا بدکردار و بی‌دین هستند؟

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
جمعه 21 مهر 1396  - 9:35 AM

پرسش

میان زهد (ساده‌زیستى) و پیشرفت چه ارتباطى است؟

پاسخ اجمالی

زهد و ساده‌زیستى از جمله کمالات اخلاقى است و در متون دینى ما در باب دل نبستن به تمنّیات دنیوى تأکیدات فراوانى شده است. اما افراط و تفریط در تفسیر زهد در طول تاریخ و نادیده گرفتن سنت و سیره حضرات معصومین(ع) چهره زیباى زهد و ساده‌زیستى را مشوّش ساخته است. به فرموده امام موسى بن جعفر(ع): «از ما نیست آن‌کس که دنیاى خود را براى دینش یا دین خود را براى دنیاى خویش ترک گوید».
کدام مکتب و آیین همچون اسلام توصیه و تشویق نسبت به فراگیرى علم و کسب معرفت و جوشش و بالندگى و تلاش عقلانى دارد؟ و لذا از لحاظ تاریخى و با استناد به روایات دینى اسلام همواره به نو شدن تمایل نشان داده است اما این نو شدن لزوماً به معناى مدرنیسم و نو شدگى غربى نیست. مُدرنیته؛ یعنى نو شدن و نو شدگى و در برابر هرگونه تعلق به گذشته و سنت قرار می‌گیرد.
نکته حائز اهمیت این است که ترقى و پیشرفتى مورد نظر اسلام است که انسان را اسیر تمایلات نفسانى و تعلقات دنیوى نسازد، بلکه او را از هوى و هوس برهاند.

ادامه مطلب
جمعه 21 مهر 1396  - 9:34 AM

پرسش

جایگاه ولایت فقیه در نظام سیاسى اسلام چیست؟

پاسخ اجمالی

اگر مکتب و نظام[1] سیاسى اسلام تشریح گردد، یکى از مبانى مکتب «ولایت فقیه در عصر غیبت امامان معصوم(ع)» خواهد بود. همان‌گونه که «ثبوت ولایت»، به معناى «سلطه در عالم تکوین و تشریع براى خداوند متعال» یا «ولایت حضرات معصومین(ع) از نبى خاتم(ص) تا وصى خاتم(ع)» نیز در زمره مبانى مکتب سیاسى اسلام می‌باشد.
بنابراین، اگر «ولایت فقیه» را بپذیریم، این مطلب یک مبناى ثابت و عنصر جهان‌شمول از «نظام سیاسى اسلام» خواهد بود، که هر چند شکل تحقّق این نظام در خارج و سازوکارهاى سیاسى متفاوت شوند، این امر همچنان می‌بایست در تمامى آنها محفوظ و دست نخورده باقى بماند و تنها اشکالى از حکومت، و به تعبیر دیگر سازوکارهایى، قابل پذیرش از سوى اسلام است که در آنها جایگاه فقیه در عصر غیبت به عنوان رأس هرم تصمیم‌گیرى و بالاترین مدیر کشور محفوظ مانده باشد.
منبع برای مطالعه بیشتر:
هادوى تهرانى، مهدى، ولایت و دیانت، قم، مؤسسه فرهنگى خانه خرد، چاپ دوم، 1380ش.



ادامه مطلب
جمعه 21 مهر 1396  - 9:33 AM

پرسش

بهشتی که آدم(ع) در آن سکونت داشت کدام بهشت است؟

پاسخ اجمالی:
در این باره میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد:
برخی معتقدند، بهشت آدم (ع) باغی از باغ های سرسبز و روح افزای زمین بوده است.
عده ای بر آنند که بهشت آدم در آسمان هفتم بوده، نه در زمین و دلیل آن هبوط است.
و گروهی دیگر معتقدند که بهشت آدم (ع) همان بهشت موعود بوده است.
نظریه چهارم آن است که بهشت آدم نه بهشت برین است و نه باغی از باغ های زمین، بلکه بهشتی است برزخی مابین دنیا و آخرت، و ما بر آنیم که این نظریه جمع بین آیات و روایات مختلف در این باب است و موافق با ویژگی های مطروحه در متون دینی می باشد.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
پنج شنبه 20 مهر 1396  - 9:30 AM

چرا می گویند بهتر است که در روز برای آب خوردن ایستاد و در شب نشسته نوشید؟ آیا دلیل علمی هم دارد یا فقط در روایات است؟

95/01/15

پرسش

چرا می گویند بهتر است که در روز برای آب خوردن ایستاد و در شب نشسته نوشید؟ آیا دلیل علمی هم دارد یا فقط در روایات است؟

پاسخ اجمالی

همه احکام و دستورات الهی فلسفه و حکمت های گوناگونی دارند، هیچ یک از تکالیف شرعی بی حکمت وضع نشده اند، گرچه ما نمی توانیم به همه این حکمت ها آگاهی پیدا کنیم ولی با توجه به اینکه خدای حکیم و عادل هیچ قانونی را بی حکمت وضع نکرده، در بعضی از روایات آمده است که نوشیدن آب در شب و به صورت ایستاده موجب بیماری زرد آب خواهد بود، اما نوشیدن آب در روز به صورت ایستاده موجب بیشتر شدن نیروی بدن و گوارا شدن غذا می شود.
پاسخ تفصیلی

هیچ یک از دستورات الهی و تکالیف شرعی بدون حکمت و مصلحت وضع نشده اند، گرچه ما نمی توانیم به همه این حکمت ها آگاهی پیدا کنیم زیرا تنها به اندازه اطلاعات و به میزان معلومات بشری خود در هر عصر و زمان می توانیم فلسفه و اسرار احکام الاهی را دریابیم، نه همه آنها را و اصولاً با عمق و وسعت آن دستورات و محدودیت علم ما، نباید غیر از این انتظار داشته باشیم. [1]
ولی با توجه به اینکه خدای حکیم و عادل هیچ قانونی را بی حکمت وضع نکرده است ما یقین داریم که هیچ تکلیفی خالی از حکمت و مصلحت خاص خود نیست [2] و خداوند متعال هرگز فرمانی را به ضرر بنده اش صادر نمی کند بلکه هر دستوری که به ما می دهد، صلاح و خیر ما در آن است.
بر همین اساس روحیه بندگی اقتضا می کند تا فرمانبرداری بی چون و چرای پروردگار خود باشیم و همه دستورات او را اطاعت کنیم .
با این حال در احادیث به حکمت نوشیدن آب به طور ایستاده در روز و به طور نشسته در شب، اشاره شده است که به برخی اشاره می شود:
الف) حضرت امام صادق (ع): «آب نوشیدن به حالت ایستاده در شب، زرد آب را در بدن ایجاد می کند.» [3]
ب) حضرت امام صادق (ع): «نوشیدن آب در روز به حالت ایستاده موجب فزونی عرق و بیشتر شدن نیروی بدن می گردد.» [4]
ج) حضرت امام صادق (ع): «ایستاده آشامیدن آب در روز، غذا را گوارا می سازد و ایستاده آشامیدن آب در شب، زرد آب می آورد.» [5]
 


[1] . نک: مکارم شیرازی ، ناصر و سبحانی ، جعفر ، پاسخ به پرسش های مذهبی.
[2] . نک: پاسخ شماره 764 (سایت: 881).
[3] . شیخ صدوق ، من لا یحضره الفقیه، ج 3 ، ص 353، دارالکتب الاسلامیه .
[4] . همان مدرک شماره 3.
[5] . کلینی، محمدبن یعقوب ، الکافی ، ج6، ص383، دار صعب ، بیروت.

منبع:اسلام کوست



ادامه مطلب
پنج شنبه 20 مهر 1396  - 9:26 AM

مراد از «ریسمان خدا» در آیه «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً» چیست؟ قرآن، امام و یا ...؟

پرسش

جایگاه امامت در آیه «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» چگونه اثبات می‌شود؟ معنا و مبنای «حبل الله» در این آیه چیست؟


پاسخ اجمالی
با بررسی واژه «حبل الله» در آیات و روایات، به این نکته دست می‌یابیم که هنگامی پیوند با «حبل الله» و یا همان ریسمان الهی حاصل می‌شود که افراد هم به «قرآن» و هم به «عترت» پیوند خورده باشند؛ زیرا آن دو از هم جدایی‌ناپذیرند و به همین دلیل، تحقق وحدت و عدم تفرقه در امت تنها زمانی تحقق می‌پذیرد که تمام مسلمانان خود را به ریسمان ثقلین متصل کنند.


پاسخ تفصیلی
آیه شریفه «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَ لاَ تَفَرَّقُوا»؛[1] بیانگر اصلی اساسی است؛ و آن این‌که مسلمانان همگی باید حول یک محور جمع شوند و حرکت نمایند تا وحدتشان حفظ شده و از هرگونه تفرقه جلوگیری شود. پروردگار با تعبیر«حبل الله» و یا «ریسمان خدا» در صدد بیان این محور برآمده است.
معناشناسی حبل الله
«حَبْل» در لغت، به معنای ریسمانی طولانی و محکم است که با آن چیزی را می‌بندند.[2] راغب اصفهانی می‌گوید: «حبل به معنای ریسمان است که معروف می‌باشد، ولی به صورت استعاره، برای هر ارتباطی مورد استفاده قرار می‌گیرد».[3]
خداوند متعال در آیه شریفه، محور وحدت مسلمانان را به ریسمان تشبیه نموده؛ زیرا انسان در شرایط عادی و بدون داشتن راهنما در قعر چاه ظلمت و نادانی است و برای نجات از این چاه ترسناک نیاز به ریسمان محکمی دارد که همان ریسمان الهی است.[4]
مصادیق حبل الله
با توجه به اضافه‌شدن «حبل» به «الله» در آیه شریفه، قرآن ریسمانی را معرفی می‌کند که متعلق به پروردگار بوده و حلقه وصل بین او و بنده‌اش را ایجاد می‌کند و طبیعتاً این ریسمان باید مصداقی خارجی داشته باشد.
اندیشمندان شیعی برای «حبل الله» مصادیق گوناگونی ذکر کرده‌اند؛ مانند: 1. دین اسلام که ملاکش ولایت است؛[5] 2. توحید و ولایت؛[6] 3. اهل بیت؛[7] 4. قرآن؛[8] 5. قرآن و اهل بیت باهم.[9]
البته می‌توان گفت که بازگشت تمام موارد فوق، به قرآن و عترت(ع) است و روایات فراوانی نیز بر این موضوع تأکید دارد که «قرآن»، «عترت» و یا هردوی آنها مصداق «حبل الله» می‌باشند.
الف. قرآن، حبل الله
1. پیامبر اکرم(ص): «این قرآن، ریسمان خدا و نور روشنگر و درمانى سودبخش است».[10]
2. امام علی(ع): «خداوند سبحان، هیچ‌کس را به چیزى مانند این قرآن، اندرز نداده است؛ چرا که قرآن، ریسمان استوار خدا و دستاویز مطمئن او است».[11]
3. امام سجاد(ع): «امام و حجت خدا بایستی معصوم باشد». از ایشان سؤال شد: معنای عصمت چیست؟ حضرت فرمود: «معصوم کسی است که معتصم به حبل الله که قرآن است، می‌باشد».[12]
ب. اهل بیت(ع)، حبل الله
4. عبدالله بن عباس می‌گوید: نزد پیامبر بودیم که فردی اعرابی وارد شد و گفت: شنیدم که فرموده‌اید: «اعتصموا بحبل الله»؛ منظورتان از ریسمان خدا چیست؟! پیامبر(ص) دستشان را به دست امام علی(ع) زده و فرمود: «به این مرد بپیوندید که او ریسمان محکم است».[13]
5. امام باقر (ع): «منظور از حبل الله که خدا به چنگ زدن به آن توصیه کرده، آل محمد هستند».[14]
6. امام باقر(ع): «خداوند متعال می‌دانست که امت پیامبر(ص) بعد از رحلت حضرتشان، گروه گروه می‌شوند؛ لذا آنان را از این پراکنده‌شدن نهی کرد و فرمود که: همگی باید بر ولایت آل محمد جمع شوید و متفرق نشوید».[15]
7. یکی از محکم‌ترین روایاتی که مراد از «حبل الله» را مشخص می‌کند؛ «حدیث ثقلین» است که به صورت متواتر در میان شیعه و اهل سنت نقل شده است.[16] قرائن محکمی وجود دارد که ارتباط این روایت را با آیه مورد نظر تأیید می‌کند. در این روایت نیز مانند آن آیه، سخن از «اعتصام» و «چنگ زدن» است نیز وجود دارد و از طرفی، حتی بسیاری از اندیشمندان اهل سنت نیز چنین ارتباطی را کشف کرده و به همین دلیل، این روایت را ذیل آن آیه و در تفسیر آن نقل کرده‌اند.[17] بر این اساس، چنگ‌زدن به «قرآن» و «عترت»، همان چنگ‌زدن به ریسمان الهی است که در صورت پذیرش این توصیه از جانب امت اسلامی، آنان هیچ‌گاه گمراه نخواهند شد.
تبیین ارتباط میان امامت و حبل الله
1. در دو آیه قبل از آیه «و اعتصموا بحبل الله ...»، آیه دیگری وجود دارد:
«وَ کَیْفَ تَکْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلى‏ عَلَیْکُمْ آیاتُ اللهِ وَ فیکُمْ رَسُولُهُ وَ مَنْ یَعْتَصِمْ باللهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیم‏»
«و چگونه کافر می‌شوید، با آن‌که آیات خدا بر شما خوانده می‌شود، و پیامبرش نیز در میان شما است؟! و هر کس به خدا چنگ‌زند، به راهى راست، هدایت شده است».[18]
این آیه به صراحت، ابتدا «قرآن کریم» و «پیامبر اکرم(ص)» را به یاد مخاطبان انداخته و سپس از «چنگ زدن به خدا» سخن به میان می‌آورد و این نشانگر آن است که «قرآن» و «معصوم» دو رکن اساسی رسیدن به خدا هستند که به عبارتی می‌توان به هر دوی آنها ریسمان پروردگار گفت.
از آن‌رو که اهل بیت(ع) بعد از پیامبر(ص) جانشینان معصوم حضرتشان می‌باشند، با قاطعیت می‌توان گفت که ریسمان الهی بدون ائمه(ع) قابل فرض نیست و همین موضوع، جایگاه امامت آن بزرگواران را در آیه شریفه روشن می‌کند.
علامه حلی(ره) در این‌باره چنین استدلال می‌کند:
الف. اعتصام و تمسک به حبل الهی به وسیله انجام اوامر الهی و ترک نواهی محقق می‌شود و اوامر و نواهی تنها از طریق معصوم دانسته می‌شود.
ب. واژه «لا تفرّقوا» همه مسلمانان را به اجتماع بر حق و عدم تفرقه تشویق می‌نماید، در حالی‌که به خاطر غلبه هواهای نفسانی، این اجتماع و عدم تفرقه بدون معصوم امکان‌پذیر نیست.[19]
همچنین نکته قابل توجه در برخی از روایات - مانند حدیث یاد شده از امام سجاد (ع) - آن است که؛ بین قرآن و امام رابطه تنگاتنگی وجود دارد و این‌که به امام، معصوم می‌گوییم به این دلیل است که امام به حبل الله که قرآن است چنگ می‌زند و از طرفی قرآن نیز مردم را به سمت پیامبر و امام هدایت می‌کند؛ یعنی هر یک باید در کنار دیگری و مکمّل هم باشند تا راه هدایت مردم فراهم شود.
 


[1]. «و همگى به ریسمان خدا، چنگ زنید، و پراکنده نشوید!»؛ آل عمران، 103.
[2]. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج 3، ص 236، قم، هجرت، چاپ دوم، 1410ق؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 11، ص 134، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
[3]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص 217، دمشق، بیروت، دارالقلم‏، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق.
[4]. ر. ک: شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 545، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا؛ ‏طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج 5، ص 347، تهران، کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم، 1375ش؛ موسوی سبزواری، سید عبد الاعلی، مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 210، بیروت، مؤسسه اهل بیت(ع)، چاپ دوم، 1409ق.
[5]. همان.
[6]. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج 1، ص 108، قم، دارالکتاب، چاپ سوم، 1404ق.
[7]. عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، ج 1، ص 194، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، 1380ق؛ کوفى، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، ص 90، تهران، مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی، چاپ اول، 1410ق.
[8]. فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، ج 1، ص 365، تهران، الصدر، چاپ دوم، 1415ق.
[9]. بلاغی نجفی، محمد جواد، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 322، قم، بنیاد بعثت، چاپ اول، 1420ق.
[10]. شریف الرضی، محمد بن حسین، المجازات النبویة، ص 211، قم، دارالحدیث، چاپ اول، 1422ق؛ دارمی، أبو محمد عبد الله بن عبد الرحمن، سنن الدارمی، ج 4، ص 2090، عربستان سعودی، دار المغنی للنشر و التوزیع، چاپ اول، 1412ق.
[11]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، خطبه 176، ص 254، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.
[12]. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 132، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1403ق.
[13]. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ‏1، ص 672، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، 1416ق.
[14]. ابن طاووس، علی بن موسی، طرف من الأنباء و المناقب، ص 409، مشهد، تاسوعا، چاپ اول، 1420ق.
[15]. تفسیر القمی، ج ‏1، ص 108.
[16]. ر. ک: «الفاظ حدیث ثقلین در منابع اهل سنت و شیعه»، سؤال 17344؛ «چرایی اهمیت حدیث ثقلین»، سؤال 34175.
[17]. ر. ک: سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ‏2، ص 60، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، 1404ق؛ فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 8، ص 311، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق؛ آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج ‏11، ص 197، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
[18]. آل عمران، 101.
[19]. علامه حلى‏، الألفین، ص 104، قم، هجرت‏، چاپ دوم‏، 1409ق.

اسلام کوئست



ادامه مطلب
پنج شنبه 20 مهر 1396  - 9:26 AM

آیا فرشتگان و جنیان در کربلا به کمک حضرت امام حسین (ع) آمدند؟ چرا آن حضرت این کمک را نپذیرفتند؟

94/09/17

پرسش
1. از عالمی شنیدم که فرمود: تعدادی از جنیان و فرشتگان در کربلا به کمک امام حسین (ع) آمدند، ولی امام حسین (ع) کمک آنها را قبول نکردند. آیا این مطلب صحت دارد که (قبل از آن که امام حسین به میدان جنگ برود)، آنها جهت کمک به وی آمده بودند؟ چه دلیل و مدرکی صحت آن را تأیید می کند؟ 2. اگر چنین مطلبی صحت داشته باشد لطفاً بفرمایید چرا امام حسین (ع) کمک آنها را قبول نکردند؟
پاسخ اجمالی
در برخی از منابع روایی، دربارۀ کمک و نصرت الاهی به وسیلۀ جنیان و فرشتگان به امام حسین (ع) احادیثی از ائمه معصومین (ع) بیان شده است که به این امر تصریح می کنند.
البته یاری رساندن ملائکه و جنیان و یا هر چیز دیگری از طرف خداوند برای انبیا هم بوده است؛ خداوند در قرآن به پیامبر (ص) می فرماید: (به خاطر بیاورید) زمانى را (که از شدت ناراحتى در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضاى کمک مى‏کردید و او تقاضاى شما را پذیرفت (و گفت) من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود مى‏آیند یارى مى‏کنم‏.
برخی از دلایل مهمی که امام حسین (ع) این یاری و کمک را نپذیرفت، عبارت اند از: منحصر بودن اصلاح امت پیامبر اکرم (ص) در آن شرایط بحرانی به شهادت، اشتیاق لقای الاهی، مقدر بودن شهادت برای آن حضرت، بودن شهادت نزد آن حضرت به عنوان گرامی ترین و زیباترین مرگ و انجام این مأموریت الاهی به صورت طبیعی.
پاسخ تفصیلی
نزول نصرت الاهی برای کمک به امام حسین (ع)
در برخی از منابع روایی، درباره کمک و نصرت الاهی به وسیلۀ جنیان و فرشتگان به امام حسین (ع) احادیثی از ائمه معصومین (ع) بیان شده است که به این امر تصریح می کنند؛ مثلاً: شیخ مفید به سند خود از امام صادق (ع ) این نکته را نقل کرده است: زمانی که امام حسین (ع) از مدینه حرکت کرد، گروهی از ملائکه برای پیشنهاد کمک خدمت آن حضرت آمدند و گروه هایی از مسلمانان و شیعیان جن برای کمک آمدند، اما حضرت در پاسخ جنیان فرمود: "خدا به شما جزای خیر دهد من مسئول کار خود هستم و محل و زمان قتل من نیز مشخص است. جنیان گفتند: اگر امر شما نبود همه دشمنان شما را می کشتیم. حضرت در پاسخ فرمود: ما بر این کار از شما تواناتریم، اما چنین نمی کنیم تا آنها که گمراه می شوند با اتمام حجت باشد و آنها که راه حق را می پذیرند با آگاهی و دلیل آشکار باشد".[1] همچنین امام صادق (ع) فرمودند: "از پدرم شنیدم که مى‏فرمود: چون امام حسین (ع) با عمر بن سعد تلاقى نمودند و جنگ بر پا شد، خداوند نصرت خود را فرو فرستاد تا آن جا که بر سر حسین سایه گسترد، و آن گاه امام مخیر شد بین پیروزى بر دشمنانش و بین ملاقات و لقاى پروردگارش، او لقاى پروردگارش را برگزید".[2]
نیز در برخی از روایات هم بیان شده است که فرشتگانی برای کمک به امام حسین (ع) آمدند، در مرتبۀ اول اجازه جنگیدن به آنها داده نشد، ولی در مرتبه دوم وقتی آمدند که امام حسین (ع) شهید شده بود؛ مانند این روایت از امام صادق (ع): "چهار هزار فرشته نازل شدند تا همراه امام حسین (ع) بجنگند، ولی به آنان اجازه جنگیدن داده نشد. دوباره اذن گرفتند و فرود آمدند و این وقتی بود که حسین (ع) کشته شده بود...".[3]
خلاصه این که، چنین چیزی در روایات وجود دارد و درست است و هیچ دانشمند و کارشناس دینی آن را رد نکرده است؛ زیرا منافاتی با اعتقادات و معارف اسلامی ندارد. البته یاری رساندن ملائکه و جنیان و یا هر چیز دیگری از طرف خداوند برای انبیا هم بوده است؛ خداوند در قرآن به پیامبر (ص) می فرماید: (به خاطر بیاورید) زمانى را (که از شدت ناراحتى در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضاى کمک مى‏کردید و او تقاضاى شما را پذیرفت (و گفت) من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود مى‏آیند یارى مى‏کنم‏.[4] و مثل یاری رساندن به مسلمانان در جنگ احزاب و در برخی موارد، این کمک ها از طرف فرشتگان و جنیان بود که به جهت مصالحی که ذکر می شود، تحقق پیدا نمی کرد.
چرا امام حسین (ع) کمک جنیان و فرشتگان را نپذیرفت؟
در پاسخ می توان گفت: شاید به دلایل زیر امام حسین (ع) این یاری و کمک را نپذیرفت:
1. با توجه به موقعیت سیاسی که در آن زمان از طرف معاویه و یزید پیش آمده بود و به نام دین، کارهایی را انجام دادند که در واقع مخالف دین بود و همچنین تشخیص حق از باطل سخت شده بود، تنها راهی که می توانست یک بار دیگر دین خدا را ترویج و زنده نماید، شهادت حضرت امام حسین (ع) و فرزندان و اصحاب آن حضرت، بود.[5]
2. آنچه که از روایات وارد شده در این مورد به دست می آید و به آن اشاره شده است، مقدر شدن شهادت برای آن حضرت بود تا بدین وسیله آن هدف اصلی امام حسین (ع) که همان اصلاح امت پیامبر بود،[6] تحقق پیدا کند.
3. امام حسین (ع)، شهادت را زیباترین و گرامی ترین مرگ می دانست؛ این امر، در خطبه ای که در مکه به هنگام عزم حرکت به سمت عراق ایراد کردند، بیان شده است: "آرایش مرگ بر فرزند آدم چون آرایش گردنبند بر گردن دوشیزگان است"؛[7] یعنی مرگ، گردن گیر و تحمیلی نیست، بلکه گردن بند و تجمّلی است؛ چرا انسان این گردن بند و زیور را در راه خدا به گردن نیاویزد؟! و مرگ در راه دین برای امام حسین (ع) لذیذ و در کام او شهد بود.[8] و شهادت نقص نیست تا از فرشتگان کمک بخواهد، بلکه کمال است همان طور که حضرت ابراهیم (ع) چون شهادت را کمال می دانسته، از سوزاندن در آتش نترسیده و از جبرئیل نیز چیزی نطلبید، هر چند دائماً به یاد خدا بود و وی را می خواند.[9]
4. لقای الاهی و دیدار انبیا برای امام حسین (ع)، آن هم در آن شرایط از ماندن در این دنیا مهم تر بود و خود را مشتاق نیاکان خود می دانست؛ چنان که در ادامه آن خطبه در مکه می فرمایند: "گرایش و اشتیاقم به زیارت نیاکانم چون اشتیاق یعقوب به یوسف است".[10]
5. حضرت امام حسین (ع) می خواستند که از معجزه و کرامت استفاده نکنند، در حالی که بدون شک امام توان و قدرت داشت که با معجزه و قدرت ولایی که از طرف خداوند داشت، بر دشمنان غلبه پیدا کند و حتی نیازی به کمک ملائکه و جنیان نداشت، ولی استفاده از معجزه و کرامت با آنان که مأمور بودند به ظاهر عمل کنند،‌ منافات داشت. ارزش و جایگاه امام حسین (ع) که هم میان مسلمانان جایگاه بلندی دارد و هم در میان عدالت و آزادی خواهان، بدان جهت است که بر اساس امور عادی و ظاهری و طبیعی عمل نمود. بردن اهل بیت(ع) توسط امام به یک جنگ نابرابر و اسارت آنان و اهانت به ساحت مقدس شان موجب شد که قیام امام ماندگار و جاودان شود. آیا امام حسین(ع) نمی توانست بدون قیام و با استفاده از کرامت یزید را سرنگون کند؟

[1] علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 44، ص 330، مؤسسة الوفاء، بیروت لبنان.
[2] سید بن طاووس، لهوف، ص 141، ترجمه میر ابوطالبی، سید ابوالحسن، ناشر: دلیل ما، قم، چاپ اول، 1380 ش.
[3] شیخ صدوق، امالی، ترجمه کمره ای، محمد باقر، ص 638، اسلامیه، تهران، چاپ ششم، 1376؛ البته شبیه این روایت در «کافی» مرحوم کلینی هم آمده است، الکافی، ج1، ص 283و284.
[4] انفال، 9.
[5] ر.ک: مصباح یزدی، محمد تقی، آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، از ص 44-66، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ پنجم، 1380.
[6] بحار الانوار، ج44، ص 329.
[7] بحارالانوار،ج 44، ص 366؛ محدث اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج 2، ص 29، ناشر: بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، 1381؛ لهوف، ص 110و 111.
[8] ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص 28 تا 30، مرکز چاپ و انتشارات اسراء، چاپ پنجم، 1387.
[9] شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص 27.
[10] بحارالانوار، ج 44، ص 366؛ کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج2، ص 29؛ لهوف، ص 110و 111.

منبع:سایت اسلام کوِئست



ادامه مطلب
پنج شنبه 20 مهر 1396  - 9:25 AM

آیا در احادیث به غسل کردن در هر شب از دهه آخر ماه رمضان، سفارش شده است؟

پرسش
آیا حدیثی داریم که به روشنی بفرماید غسل کردن در هر شب از دهه آخر ماه رمضان، مستحب است؟
پاسخ اجمالی
از دو روایت زیر می‌توان استحباب غسل دهه آخر ماه رمضان را استفاده نمود:
1. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: «روش همیشگی آن‌حضرت این بود که هر شب از دهه آخر ماه رمضان را غسل می‌نمود».[1]
2. در روایت دیگری امیر مؤمنان علی(ع) می‌فرماید: «چون اوّلین شب از دهه آخر رمضان می‌شد، پیامبر خدا، برمی‌خاست و خداوند را حمد و ثنا می‌گفت .... پس می‌ایستاد، آستینْ بالا می‌زد و کمر [به عبادت‏] می‌بست و از خانه‌اش بیرون می‌آمد و معتکف می‌شد و همه شب را احیا می‌داشت و در هر شب از این ده شب، بین نماز مغرب و عشا، غسل می‌کرد».[2]
فقها نیز با توجه به این دسته از روایات فتوا به استحباب غسل تمام شب‌هاى دهه آخر ماه رمضان داده‌اند.[3]

[1]. «عَنِ النَّبِیِّ(ص) أَنَّهُ کَانَ یَغْتَسِلُ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ مِنَ الْعَشْرِ الْأَوَاخِر»؛ سید ابن طاووس، رضی الدین علی، الإقبال بالأعمال الحسنة، محقق و مصحح: قیومی اصفهانی، جواد، ‌ ج 1، ص 411، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1415ق؛ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج‏3، ص: 327، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1409ق.
[2]. الإقبال بالأعمال الحسنة، ج ‏1، ص 72 – 73؛ شیخ حرّ عاملی، هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة(ع)، ج 1، ص 344، آستانة الرضویة المقدسة، مجمع البحوث الإسلامیة، مشهد، چاپ اول، 1414ق.
[3]. ر.ک: طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروة الوثقی (المحشّٰی)، گردآورنده: محسنی سبزواری‌، احمد، ج ‌2، ص 149، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1419ق؛ اشتهاردی، علی پناه، مدارک العروة، ج ‌9، ص 251، دار الأسوة للطباعة و النشر، تهران، چاپ اول، 1417ق.

اسلام کوئست



ادامه مطلب
پنج شنبه 20 مهر 1396  - 9:25 AM

آیا از نظر آیت الله بهجت بوکس آماتور جایز است؟

پرسش

آیا از نظر آیت الله بهجت، بوکس آماتور، که ممکن است در آن، ورزشکار مانند هر ورزش دیگری صدمه ببیند، جایز است؟

پاسخ اجمالی

به نظر ایشان، هر نوع ورزشی که در آن طرفین به هم صدمه می­رسانند، جایز ­نیست.[1]

 

 


 [1]استفتا از دفتر آیت الله بهجت.



ادامه مطلب
چهارشنبه 19 مهر 1396  - 12:41 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 24

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 64447
تعداد کل پست ها : 341
تعداد کل نظرات : 0
تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 8 خرداد 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی