نماز و عبادت فاطمه زهرا سلام الله علیها

نويسنده: حسین ترکی | پنج شنبه 20 خرداد 1389  ساعت 10:40 AM |  

 

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

فاطمه علیها سلام الگوی حیات زیبا

نويسنده: حسین ترکی | چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 11:56 AM |  

 

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

شأن نزول کوثر

نويسنده: حسین ترکی | چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 12:56 AM |  

 

 پیامک(اس ام اس) ولادت حضرت فاطمه(س) و روز زن
زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته
دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته
مریم زمکتب او درس حیا گرفته
جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته
پیامک(اس ام اس) ولادت حضرت فاطمه(س) و روز زن
فاطمه يعني شرف،يعني حجاب
فاطمه فخر زنان، روز حساب
فاطمه يعني رضاي کردگار
شاهکار خلقت پروردگار
ولادت حضرت فاطمه(س) مبارک باد
پیامک(اس ام اس) ولادت حضرت فاطمه(س) و روز زن

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

فاطمه فاطمه است

نويسنده: حسین ترکی | یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 11:59 AM |  

 

 
جام جم آنلاين: اينک لحظه‌ وداع با علي (ع) ! چه دشوار است.اکنون علي بايد در دنيا بماند. سي سال ديگر! فرستاد ” ام رافع ” بيايد ، وي خدمتکار پيغمبر(ص) بود. از او خواست که - اي کنيز خدا، بر من آب بريز تا خود را شست ‌وشو دهم. با دقت و آرامش شگفتي، غسل کرد و سپس جامه‌ هاي نويي را که پس از مرگ پدر کنار افکنده بود و سياه پوشيده بود، پوشيد، گويي از عزاي پدر بيرون آمده است و اکنون به ديدار او مي‌رود.

به ام رافع گفت:
ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران.
آرام و سبکبار بر بستر خفت، رو به قبله کرد، در انتظار ماند.
لحظه ‌اي گذشت و لحظاتي …
ناگهان از خانه شيون برخاست.

پلک‌هايش را فروبست و چشم‌هايش را به روي محبوبش ـ که در انتظار او بود‌ ـ گشود.
شمعي از آتش و رنج ، در خانه‌ علي خاموش شد و علي تنها ماند . با کودکانش.
از علي خواسته بود تا او را شب دفن کند ، گورش را کسي نشناسد و … و علي چنين کرد.

اما کسي نمي ‌داند که چگونه؟ و هنوز نمي ‌داند کجا؟
در خانه‌اش؟ يا در بقيع ؟ معلوم نيست.
و کجاي بقيع ؟ معلوم نيست.
آنچه معلوم است،‌ رنج علي است، امشب، بر گور فاطمه .

مدينه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفته ‌اند. سکوت مرموز شب گوش به گفت‌وگوي آرام علي دارد.
و علي که سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه ، بي ‌پيغمبر، بي ‌فاطمه. همچون کوهي از درد، بر سر خاک فاطمه نشسته است.

ساعت ‌ها است.شب ـ خاموش و غمگين ـ زمزمه درد او را گوش مي ‌دهد، بقيع آرام و خوشبخت و مدينه بي‌وفا و بدبخت، سکوت کرده ‌اند، قبر‌هاي بيدار و خانه‌ هاي خفته مي‌شنوند.
نسيم نيمه شب کلماتي را که به سختي از جان علي برمي‌آيد، از سر گور فاطمه به خانه‌ خاموش پيغمبر مي‌برد.
ـ بر تو، از من و از دخترت ـ که در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پيوست، سلام اي رسول خدا.
ـ از سرگذشت عزيز تو ـ اي رسول خدا ـ شکيبايي من کاست و چالاکي من به ضعف گراييد . اما، در پي سهمگيني فراق تو و سختي مصيبت تو، مرا اکنون جاي شکيب هست.
من تو را در شکافته گورت خواباندم و در ميانه‌ حلقوم و سينه من جان دادي، “انا لله و انا اليه راجعون”.

وديعه را بازگرداندند و گروگان را بگرفتند، اما اندوه من ابدي است و اما شبم بي‌خواب، تا آنگاه که خدا خانه‌اي را که تو در آن نشيمن داري، برايم برگزيند.
هم‌اکنون دخترت تو را خبر خواهد کرد که قوم تو بر ستمکاري در حق او همداستان شدند. به اصرار از او همه چيز را بپرس و سرگذشت را از او خبر گير.

اينها همه شد، با اين که از عهد تو ديري نگذشته است و ياد تو از خاطر نرفته است.
بر هر دوي شما سلام. سلام وداع کننده‌اي که نه خشمگين است، نه ملول.
لحظه‌اي سکوت نمود، خستگي يک عمر رنج را ناگهان در جانش احساس کرد. گويي با هر يک از اين کلمات، که از عمق جانش کنده مي‌شد ـ قطعه‌اي از هستي‌اش را از دست داده است.

درمانده و بيچاره بر جا مانده؛ نمي‌دانست چه کند؛ بماند؟ بازگردد؟ چگونه فاطمه را، اين‌جا، تنها بگذارد، چگونه تنها به خانه برگردد؟ شهر، گويي ديوي است که در ظلمت زشت شب کمين کرده است. با هزاران توطئه و خيانت و بي‌شرمي انتظار او را مي‌کشد.
و چگونه بماند؟ کودکان؟ مردم؟ حقيقت؟ مسئوليت‌هايي که تنها چشم به راه اويند و رسالت سنگيني که بر آن پيمان بسته است؟

درد چندان سهمگين است که روح تواناي او را بيچاره کرده است. نمي‌تواند تصميم بگيرد، ترديد جانش را آزار مي‌دهد، برود؟ بماند؟
احساس مي‌کند که از هر دو کار عاجز است، نمي‌داند که چه خواهد کرد؟
به فاطمه توضيح مي‌دهد: “اگر از پيش تو بروم، نه از آن رو است که از ماندن نزد تو ملول گشته‌ام، و اگر همين جا ماندم، نه از آن رو است که به وعده‌اي که خدا به مردم صبور داده است بدگمان شده‌ام”.

آنگاه برخاست، ايستاد، به خانه‌ پيغمبر رو کرد، با حالتي که در احساس نمي‌گنجيد، گويي مي‌خواست به او بگويد که اين “وديعه‌ي عزيز”ي را که به من سپرده‌اي، اکنون به سوي تو بازمي‌گردانم، سخنش را بشنو. از او بخواه، به اصرار بخواه تا برايت همه چيز را بگويد، تا آن‌چه را پس از تو ديد يکايک برايت برشمارد.

فاطمه اين‌چنين زيست و اين‌چنين مرد و پس از مرگش زندگي ديگري را در تاريخ آغاز کرد. در چهره همه‌ ستمديدگان ـ که بعدها در تاريخ اسلام بسيار شدند ـ هاله‌اي از فاطمه پيدا بود. غصب شدگان، پايمال شدگان و همه‌ قربانيان زور و فريب نام فاطمه را شعار خويش داشتند. ياد فاطمه، با عشق‌ها و عاطفه‌ها و ايمان‌هاي شگفت زنان و مرداني که در طول تاريخ اسلام براي آزادي و عدالت مي‌جنگيدند، در توالي قرون، پرورش مي‌يافت و در زير تازيانه‌هاي بي‌رحم و خونين خلافت‌هاي جور و حکومت‌هاي بيداد و غصب، رشد مي‌يافت و همه‌ دل‌هاي مجروح را لبريز مي‌ساخت.
اين است که همه جا در تاريخ ملت‌هاي مسلمان و توده‌هاي محروم در امت اسلامي، فاطمه منبع الهام آزادي و حق‌خواهي و عدالت‌طلبي و مبارزه با ستم و قساوت و تبعيض بوده است.
از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است. فاطمه، يک ” زن ” بود، آن‌ چنان که اسلام مي‌خواهد که زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم کرده بود و او را در کوره‌هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش‌هاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.

وي در همه‌ ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.
مظهر يک دختر، در برابر پدرش.
مظهر يک همسر در برابر شويش.
مظهر يک مادر در برابر فرزندانش.
مظهر يک ” زن مبارز و مسئول ” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌ اش.

وي خود يک “ امام ” است، يعني يک نمونه مثالي، يک تيپ ايده‌آل براي زن، يک “ اسوه ” ، يک شاهد براي هر زني که مي‌خواهد ” شدن خويش ” را خود انتخاب کند.
او با طفوليت شگفتش، با مبارزه‌ مدامش در دو جبهه خارجي و داخلي، در خانه‌ پدرش، خانه‌ي همسرش، در جامعه‌اش، در انديشه و رفتار و زندگيش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ مي‌داد.

نمي‌دانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.
در ميان همه جلوه‌هاي خيره کننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفت‌انگيز است اين است که فاطمه همسفر و همگام و هم‌ پرواز روح عظيم علي است.

او در کنار علي تنها يک همسر نبود، که علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يک دوست، يک آشناي دردها و آرمان‌هاي بزرگش مي ‌نگريست و انيس خلوت بيکرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايي‌هايش.
اين است که علي هم او را به گونه‌ ديگري مي‌نگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه، علي همسراني مي‌گيرد و از آنان فرزنداني مي‌يابد. اما از همان آغاز، فرزندان خويش را که از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا مي‌کند. اينان را “بني‌علي” مي‌خواند و آنان را “بني‌فاطمه”.

شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر و پيغمبر نيز ديديم که او را به گونه‌ي ديگر مي‌بيند. از همه‌ي دخترانش تنها به او سخت مي‌گيرد، از همه‌ تنها به او تکيه مي‌کند. او را ـ در خردسالي ـ مخاطب دعوت بزرگ خويش مي‌گيرد.
نمي‌دانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟

خواستم از ” بوسوئه ” تقليد کنم، خطيب نامور فرانسه که روزي در مجلسي با حضور لويي، از ” مريم ” سخن مي‌گفت . گفت : هزار و هفتصد سال است که همه‌ سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده‌اند.
هزار و هفتصد سال است که همه فيلسوفان و متفکران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌هاي مريم را بيان کرده‌اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستايش مريم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه ‌شان را به کار گرفته ‌اند.
هزار و هفتصد سال است که همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پيکرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندي ‌هاي اعجاز‌گر کرده‌ اند.

اما مجموعه‌ گفته‌ها و انديشه ‌ها و کوششها و هنرمندي‌‌هاي همه در طول اين قرن‌هاي بسيار، به اندازه‌ اين کلمه نتوانسته ‌اند عظمت‌هاي مريم را بازگويند که: “مريم (س)، مادر عيسي (ع) است “.
و من خواستم با چنين شيوه ‌اي از فاطمه بگويم. باز درماندم

خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه‌‌ي بزرگ است.
ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه دختر محمد است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه همسر علي است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه مادر حسين است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم، که فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم که فاطمه نيست.
نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است

دكتر علي شريعتي-برگرفته از كتاب فاطمه فاطمه است

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

كیست زهرا......فلش(تقدیم به همه محبین فاطمه زهرا«س»)

نويسنده: حسین ترکی | یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 4:44 AM |  

 

 كیست زهرا......فلش(تقدیم به همه محبین فاطمه زهرا«س»)
این فلش كه با صدای آقای سلحشور هست رو تقدیم میكنم به همه محبین حضرت زهرا «س» علی الخصوص دوستان اسك دینی.التماس دعا
لطفا تا لود كامل صبر كنید ....

ضمن تسلیت شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)



حضرت فاطمه زهرا (س) بلندنظری در مناعت طبع را از مادرش و سجایای ملكوتی را از پدر بزرگوارش به ارث برده است.
مسئله عبادت فاطمه برای همه مهم است، و باید از عبادت فاطمه (س) درس گرفت


ادامه .......در صحفه بعد

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

جهاد محشر تو ثمر داده مادر

نويسنده: حسین ترکی | یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 2:24 AM |  

 

 یک به یک درب خانه ها می زدی تا برای ولایت یار جمع کنی

یک به یک درب خانه ها را می زدی تا امانتی که بدان خائن شده بودند به یاد آوری

یک به یک درب خانه ها را می زدی تا ...

هنوز هم درب خانه ها می زنی

درب خانه ی دلها

هیهات ! این لکه ی ننگ دوباره تکرار شود

هیهات بگذاریم ریسمان در گردن ولایت باز دیده شود

اصحاب فتنه ی دیروز، آنان که بر شهادت تو هلهله کردند و خیال برشان داشت پیروز شده اند، سر از گورهای جهنمی شان برآورند و امروز را ببینند

امروز را ببینند که جهاد تو چنان پربار ثمر داده که ولایت بی یار نمی ماند

برای ثبات قلبمان، قدم هایمان ، قلم هایمان، دعا کن مادر

تا امانت دار باشیم

تا بیاید مهدی ات

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

شهیده ولایت

نويسنده: حسین ترکی | یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 2:09 AM |  

 

 


بگو جرمت چه بود بانوی مهتاب!؟

تمام شهر گویا رفته در خواب

نمی یابید حتی یک دل ناب

در آن تاریکی ظلم و جهالت

بگو جرمت چه بود بانوی مهتاب

***

بگو که روضه ات داغ مدیدی ست

مودت را چنین شکل جدیدی ست

مزار مخفی تو با دلم گفت

ولایت یاوری جرم شدیدی ست

 

هر آنجا صحبت از احساس کردند

همیشه یادی از عباس کردند

نبودی فاطمیه تا ببینی

که نیلی رنگ روی یاس کردند

***

نبودی فاطمیه خون به پا شد

علی تنها ترین مرد خدا شد

فقط یک یاور پهلو شکسته

ولایت داشت و کرب و بلا شد

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

تصاویر ویژه شهادت حضرت فاطمه علیها السلام

نويسنده: حسین ترکی | یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 2:05 AM |  

 

 

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

سلام بر تربت پاک بقيع و قبر پنهان مادر

نويسنده: حسین ترکی | یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 1:50 AM |  

 

شهادت ام ابيها ، دخت مطهر نبي مکرم اسلام حضرت فاطمه ي زهراسلام الله عليها بر ساحت مقدس حضرت ولي عصر (عج) و همه ي عاشقان و شيفتگان تسليت عرض مي نمايم.
 اين وصيت نامه ي فاطمه دختر رسول خداست. شهادت مي دهد که خدايي جز خداي يگانه نيست و محمّد بنده و فرستاده ي اوست . بهشت حق است . جهنم حق است و قيامت بدون شک خواهد آمد و خداوند همه انسان ها را از قبرها بر مي انگيزد .
 اي علي ! من فاطمه دختر محمّد - صل الله عليه و آله - هستم . خداوند مرا به تو تزويج کرد تا زوج تو در دنيا و آخرت باشم . تو از ديگران بر من سزاوارتري . حنوط و غسل و کفن مرا در شب انجام ده و بر من نماز گزار و شب مرا دفن کن و کسي را آگاه نگردان ! تو را به خدا مي سپارم و سلام مرا تا به روز قيامت به فرزندانم برسان


 


زهرا که عنايتش به دنيا برسد
 باشد که به فرياد دل ما برسد
 يارب سببي ساز که در روز جزا
 پرونده ما بدست زهرا برسد
 الا طليعه ي کوثر سفر بس است بيا* غروب غربت مادر سفر بس است بيا* بيا که چشم به راهت نشسته خاک بقيع* به جان فاطمه ديگر سفر بس است بيا*
 تعجيل در فرجش صلوات



ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

ازميان شعله هاقسمت4

نويسنده: حسین ترکی | یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 1:43 AM |  

 

قسمت 04

من دختر نبوّت و مادر امامتم، اينجا مدينه و خانه‏ي همسرم است، و سال‏هاي زندگي ما اهل‏بيت.
زندگي در کنار همسري چون اميرالمؤمنين علي بن ابي‏طالب عليه‏السّلام به همه‏ي عوالم مي‏ارزد.
همسرم اوّل شخصي است که به پدرم ايمان آورده، و روزي نمي‏گذشت مگر اينکه پدرم فضيلتي از او مي‏گفت و اين منم که سراپا شادي‏ام.
پدرم پس از عروسيمان به ديدنم آمد، و باز هم به ديدنم آمد. مي‏دانستم چه حالي دارد. آخر نه سال تمام من و او با هم بوديم. و من هم دخترش بودم و هم مادرش. به خصوص بعد از خديجه که اميد و دلخوشي‏اش من بودم و حال هم که در خانه‏ي او نبودم.
اي کاش پدرم در خانه تنها مي‏ماند و عايشه در کنارش نبود. من خوب مي‏دانستم پدرم چه مي‏کشد. پدرم ديگر بيش از اين همين فاصله‏ي کم بين خانه‏ي خود و زندگي ما در خانه‏ي همسرم علي را تحمّل ننمود و ما

[ صفحه 23] 

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

ازميان شعله هاقسمت3

نويسنده: حسین ترکی | شنبه 25 اردیبهشت 1389  ساعت 11:42 AM |  

 

قسمت 03

من صدّيقه‏ام، اينجا مدينه است، و سال‏هاي اوّل و دوّم هجرت پدرم.
اکنون فاطمه‏اي نه ساله شده‏ام و پدرم پنجاه و چهار ساله و بازهم براي او مادري مي‏کنم.
اين روزها همسر جديد پدرم عايشه با زبانش مرا مي‏آزارد و پدرم که خبردار مي‏شود چنان او را توبيخ مي‏کند و مرا تعريف که او پشيمان از گفته‏اش ديگر دَم نمي‏زند.
اسلام روز به روز اوج مي‏گيرد و رفته رفته فراگيرتر مي‏گردد.
بنا به رسم عرب در همين سنين براي من خواستگاران بيشماري مي‏آيند. هر روز خواستگاري جديد با عنوان و ادّعايي جديد. ديگر کسي باقي نمانده که به خواستگاري من نيامده باشد. از اشراف و بزرگان قبايل، از تجّار و ثروتمندان، از...، ولي هم من رضايت نداشتم و هم پدرم، تا اينکه:
روزي پسر عموي پدرم علي بن ابي‏طالب- که جواني بيست و

[ صفحه 17] 

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

ازميان شعله هاقسمت2

نويسنده: حسین ترکی | شنبه 25 اردیبهشت 1389  ساعت 11:41 AM |  

 

 قسمت 02

من زهرايم، اينجا خانه‏ي پدرم در مکّه است، و سال‏هاي دهم بعثت.
دختري پنج ساله‏ام و يک دنيا مهر و عاطفه نسبت به پدر و مادرم.
هر روزه پدرم از خانه بيرون مي‏رود و به تبليغ مردم مکّه مي‏پردازد. آيات قرآن مي‏خواند و آنها را دعوت به اسلام مي‏نمايد.
چه بگويم که هر روز او را به نوعي آزار مي‏دهند. يک روز با زبان، يک روز با رفتار و کردار و روزي با سنگ و چوب و خارهاي بيابان.
وقتي او برمي‏گردد پاهايش را با اشک‏هايم شستشو مي‏دهم. او را در آغوش مي‏گيرم و او هم مرا، و اين براي پدرم به همه چيز مي‏آرزد. هر روز که من با دست‏هاي کوچکم خون‏هاي پاي او را- که از سنگ‏هاي مشرکين گلگون شده- مي‏شويم جاني تازه مي‏گيرد و با هر «بابا» که مي‏گويم آثار شادي در چهره‏اش نمايان مي‏شود.
آن قدر دور او مي‏گردم و او را مي‏بوسم و شيرين زباني مي‏کنم که پدرم تمام غم‏هايش را فراموش مي‏کند و با هر لبخند من قلبش يک دنيا شادي مي‏شود، و فردايش منتظر شيرين زباني‏ها و عاطفه‏هاي من است.

[ صفحه 11]

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

ازميان شعله هاقسمت1

نويسنده: حسین ترکی | شنبه 25 اردیبهشت 1389  ساعت 11:37 AM |  

 

قسمت 01

من فاطمه‏ام اينجا مکّه است، و امروز بيستم جمادي‏الثانية، و پنجمين سال بعثت پدرم پيامبر.
اين روزها مادرم احساس ديگري دارد، و اين منم که مرتّب او را دلداري مي‏دهم، که نُه ماه است با او هم راز و هم سخنم.
پدر عزيزم- که از اعماق جان يکديگر را دوست مي‏دارمي- روزي وارد خانه شد. مادرم را ديد که در اطاق تنهايي با کسي هم صحبت است که گويي با رفيق ديرين خود سخن مي‏گويد. با تعجب پرسيد:
با که سخن مي‏گفتي؟
مادرم گفت: با کودک همراهم. به راستي عجب مادري دارم من.
امروز که از درد زايمان به خود مي‏پيچد فرستاده تا رفقاي قديمش، زنان قريش نزد او بيايند.
ولي همه او را رد کرده و خواستند عقده‏ي ازدواجش با پدرم را اين‏گونه انتقام بگيرند و هيچ يک به ياري نيامدند.

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

کشتي پهلو گرفته

نويسنده: حسین ترکی | جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 12:06 PM |  

 

چون من  دهـــــــــــــــــــــــه  فاطمـــــــــــــــــــيه نيستم اين پست را زدم. اميد بخدا با  دعاي شما دوستان  از کرامت بي بي  بي نصيب نمانم.!!!!

 



فاطمه را جلال و جبروت و عظمتي است که برتر از او هيچ جلالي نيست مگر جلال خداوند جل جلاله و هم او را بخشش و عطا و کرمي است که برتر ار او هيچ نوال و کرامتي نيست مگر نوال خداوند،عم نواله.


سيد مهدي شجاعي در کتاب کشتي پهلو گرفته از زبان حضرت علي مي گويد:


((اي خدا اين اشک اينقدر مدام نباريده است،چه کند علي با اينهمه تنهايي؟اي خدا چقدر خوب بود اين زن، چقدر محجوب بود، چقدر مهربان بود، چقدر صبور بود.


گاهي احساس مي کردم که فاطمه اصلا دل ندارد. وقتي مي ديدم به هيچ چيز دل نمي بندد، با هيچ تعلقي زمين گير نمي شود،هيچ جادبه اي او را مشغول نمي کند؛ يقين مي کردم که او جسم ندارد، متعلق به اينجا نيست.روح محض است، جان خالص است.


گاهي احساس مي کردم که فاطمه دلي دارد که هيچ مردي ندارد. استوار چون کوه، با صلابت چون صخره، تزلزل ناپذير چون ستون هاي محکم و نامرئي آسمان.يکه و تنها در مقابل يک حکومت ايستاد و دلش از جا تکان نخورد.من مامور به سکوت بودم و حرفهاي دل مرا هم او مي زد.


گاهي احساس مي کردم فاطمه دلي از گلبرگ دارد، نرمتر از حرير، شفاف تر از بلور. وحيرت مي کردم که يک دل چقدر مي تواند نازک باشد، چقدر يک انسان ميتواند مهربان باشد.غريب بود خدا، غريب بود.من گاهي از دل او راه به عطوفت تو مي بردم.))


سلام بر تو اي عشق خدا و دليل خلقت، سلام بر تو اي دردانه رسول خدا و اي مونس ابو تراب.سلام بر تو اي فاطمه!!!!

 

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

السلام عليک يا فاطمةالزهرا

نويسنده: حسین ترکی | جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 12:00 PM |  

 

 


اللهم صلي علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها بعدد ما احاط به علمک والعن الجبت و الطاغوت والنعثل بعدد ما احاط به علمک.



اين روزها، ايامي است که مادر عالم بشريت، مادري که اگر نبود ما هم نبوديم، مادري که پدر گفت او ام‌ابيهاست، يعني ريشه‌ي پدر، دختري که اگر نبود پدر هم نبود. زني که به محبت او خداي متعال چرخ گردون را آفريد. حال اين مادر، اين دختر و اين همسر در بستر است. اين روزها هر وقت علي (ع) به منزل مي‌آيد مي‌گويد فاطمه جان مردم ديگر جواب سلامم را نمي‌دهند. اين روزها حسن و حسين گريانند، زينب چهارساله پريشان است


آي شيعيان
آيا صداي مهدي فاطمه را نمي‌شنويد که مانند جد بزرگوارش حسين ياري مي‌خواهد، آيا نمي‌شنويد که او هم مي‌گويد: کيست تا مرا ياري کند. آي شيعيان ياري کنيد مهدي فاطمه را تا بيايد و انتقام خون مادرش زهرا و محسن او را بگيرد. اي منتقم فدک و غريبي حسن و خون حسين، اي منتقم اسيري زينب بيا، آقاجان بيا،بيا، بيا. دعا کنيد دعا کنيد دعا کنيد مهدي بيايد.


مادر در بستر، نالان و پريشان، بياييد فاطميه را باشکوه‌تر از بيش برگزار نماييم و کمر دشمنان اهل‌بيت را بشکنيم همان‌گونه که آنها کمر زهرا را شکستند. همه مي‌دانيم که فرج و ظهور مهدي فاطمه، فقط در دو صورت امکان‌پذير است:

1) دعا براي فرج،
2) معرفت پيدا کردن به فاطمه بنت رسول‌الله.


حال که دست به دعا برمي‌داريم و فرج آقا و مولاي‌مان را مي‌طلبيم براي خشنودي دل زخم‌ديده زهرا هم دعا کنيم، دعا کنيم او خشنود شود که اگر نشود واي به حال ما، اگر خشنود نشود فرج صورت نمي‌پذيرد.

ادامه مطلب

 

 

(0) نظرات

 

به عشق علي دستش را بريد!

نويسنده: حسین ترکی | جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 11:50 AM |  

 

  




  • به عشق علي دستش را بريد!


    امام علي عليه السلام

    حـضـرت امـيـرالمؤ منين على عليه السّلام در کوچه هاى کوفه قدم مى زد کنيزى را ديد که گريه مى کند.


    فرمود : چرا گريه مى کنى؟


    کنيز گفت : ارباب من پولى داد تا گوشتى بخرم.


    حال ارباب مى گويد: گوشت مرغوبى نيست آن را به قصّاب بازگردان.


    و قصّاب نيز قبول نمى کند.


    نـه قـصـّاب مـى پـذيـرد، و نـه اربـاب مـن مـرا بـه منزل راه مى دهد.


    امام على عليه السّلام همراه آن زن به قصّابى آمد، و از قصّاب خواست که گوشت را عوض کند، يا پول آن را بدهد.


    قـصّاب عصبانى شد، و چون حضرت اميرالمؤ منين على عليه السّلام را نمى شناخت ، مُشتى بر سينه امام على عليه السّلام کوبيد و گفت: از مغازه خارج شو، اين معامله به شما ربطى ندارد.


    امـام عـلى عـليـه السـّلام مـُشـت آن قـصـّاب را تـحـمـّل کرد و بيرون آمد و کنيز را به خانه اربابش برد.


    آنـهـا حـضرت اميرالمؤمنين على عليه السّلام را شناختند، احترام گذاشتند، و آن کنيز را با محبّت پذيرفتند.


    امّا همسايگان قصّاب ، اطراف او جمع شده و گفتند:


    مى دانى مشت بر سينه چه کسى نواختى ؟ آن شخص امير المؤ منين بود.


    مـرد قـصـّاب امـام على عليه السّلام را بسيار دوست مى داشت ، امّا نمى شناخت ، از جسارت و گناه خود در نزد حضرت اميرالمؤ منين على عليه السّلام عذر خواهى کرد.


    و برخى نوشتند که: بـا سـاطـور قصّابى دست خود را قطع کرد. که امام على عليه السّلام ضمن دلدارى دادن ، دست او را شفا داد.( 135- بحارالانوار ج 41 ص 48 حديث 1)


     



     







    امام علي عليه السلام و اخلاق اسلامي، تاليف محمد دشتي


    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    فاطمه (س) الگوي مهدي (عج)

    نويسنده: حسین ترکی | جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 11:48 AM |  

     

     
    حضرت فاطمه سلام الله عليها

    حضرت مهدي در بياني شريف مي فرمايند که "ان لي في ابنته رسول الله اسوه حسنه" (الغيبه للطوسي)؛ دختر رسول خدا (س) براي من الگويي نيکوست.


    با اين بيان کاملا صريح مي توان گفت که حضرت مهدي(عج)، ادامه زهرا(س) و آينه تمام نماي اوست. اهداف مهدي(عج) اهداف فاطمه(س) و راه او راه فاطمه و سلوک او سلوک فاطمه است و مهدي باوري بي شناخت فاطمه ميسور نيست.


    نتيجه اي که از تفکر در آيات ، روايات وتشرفات به دست مي آيد اين است که ارتباطي نزديک بين حضرت زهرا (س) و حضرت مهدي(عج) وجود دارد، گويي رمز و رازي ميان اين دو بزرگوار است.


    فاطمه با نام مهدي شاد مي‌شد و با ياد او خود را تسليت مي‌داد. بدون مهدي(عج)، تحمل شهادت حسين(ع) بر فاطمه سنگين مي نمود. چون بي مژده‌ او، رسالت پدرش و تمام انبياء سلف را ناتمام مي‌يافت. مهدي باوري بي شناخت فاطمه ميسور نيست. فاطمه به چنين فرزندي مي بالد و مهدي نيز بر چنين مادري فخر مي فروشد.


    براي شناخت بهتر ارتباط و مشابهت‌هاي حضرت زهرا(س) و حضرت مهدي (عج) در آيات و روايات گفت و گويي که با حجت الاسلام علي مصلحي، استاد مهدويت و معاون آموزش مرکز تخصصي مهدويت انجام داده ايم را در ذير پي مي گيريم:


     


    از ديدگاه شيعيان حضرت‌ مهدي(عج) به عنوان منجي آخر الزمان، فرزند حضرت‌ فاطمه(س) است. اين مسئله در منابع روايي ما چگونه بدان پرداخته شده است؟


    ‌پيامبر اکرم (ص) فرمودند‌: "مهدي(عج) از خانواده‌ من‌ و از فرزندان‌ فاطمه (س) است‌ که‌ بر اساس‌ سنت‌ من‌ جنگ‌ مي‌کند؛‌ چنانکه‌ من‌ بر طبق‌ وحي‌ جنگ‌ کردم." قابل‌ توجه‌ است که پيامبر(ص) در ابتدا به‌ طور کلي‌ مي‌فرمايد: مهدي‌ از عترت‌ من است؛ سپس‌ با "مِن" دايره‌ را تنگ ‌مي‌کند؛ که‌ از فرزندان‌ فاطمه (ع) است.

    روايت ‌ديگري ‌که ‌دلالت ‌بر اين‌ مطلب‌ مي‌کند، قسمتي‌از حديث ‌لوح ‌است؛‌ که‌خداوند فرمود: ‌و اَعطَيتُک‌َ يا محمد مَن اُخرِجَ مِن ‏صلبِهِ (يعني‌علياً) احد عشر مهديا ؛ کلّهم مِن‌ذريتک مِن‌ البِکر البتول؛ آخر‌ رَجلٍ منهم ‌ا‌نجي به ‌من ‌الهلکه...؛ ‌اي‌محمد به ‌تو عطا کردم ‌کسي ‌را (علي) که ‌يازده ‌راهنما از نسل ‌او خارج ‌خواهم‌کرد؛ که ‌همگي ‌از نسل‌ تو، از زهراي‌ بتول ‌است. آخرين‌ آنها مردي‌ است‌ که ‌به ‌دست‌ او از هلاکت ‌نجات‌ مي‌بخشم...


    در روايات‌عامه نيز آمده است که ‌ام‌سلمه ‌مي‌گويد: از پيامبر (ص) شنيدم ‌که ‌مي‌فرمود: ‌مهدي (ع) از خاندان ‌من، از فرزندان فاطمه (ع) است. ‌امام‌حسين (ع) نيز در اين باره مي‌فرمايد، که ‌پيامبر (ص) فرمودند به‌حضرت‌زهرا (ع): بشارت‌ بر تو، که ‌مهدي ‌از تو است.


     


     آيا حضرت ‌‌زهرا‌ (س) در بياناتشان به وجود مبارک حضرت حجت (عج) اشاراتي داشته اند؟


    راوي‌مي‌گويد: بعد از وفات‌ پيامبر حضرت ‌فاطمه هميشه ‌به ‌زيارت‌ قبور شهداي ‌احد مي آمد و کنار قبر حمزه ‌گريه‌ مي‌کرد. روزي ‌به ‌او گفتم: اي‌سرور زنان! به خدا سوگند گريه ‌شما رگ هاي‌ قلب‌ مرا پاره ‌کرد. حضرت‌ زهرا ‌جواب ‌فرمودند‌: اي‌ابو عمرو! ‌سزاوار است‌ که‌ من ‌گريه ‌کنم؛ چرا ‌که به ‌مصيبت ‌بهترين ‌پدران ‌مبتلا ‌شده‌ام. آه، چقدر مشتاق‌ رسول ‌خدايم!...

    ‌عرض‌کردم: آيا پيامبر قبل ‌از وفاتش‌ تصريحي‌ به‌ امامت ‌حضرت‌ علي (ع) کردند؟ ‌فرمودند‌: چقدر عجيب‌است! آيا روز غدير خم ‌را فراموش ‌کرده‌ايد؟! ‌عرض ‌کردم: بله، ‌روز غدير بود؛ ‌اما منتظر چيزي‌ هستم ‌که ‌پيامبر (ص) به شما فرموده ‌باشد. حضرت‌ زهرا (ع) با چند تأکيد ‌فرمودند: خدا را شاهد مي‌گيرم‌ که‌ از او(ص) شنيدم، که ‌مي‌فرمود: علي (ع) بهترين ‌کسي‌ است‌ که بين ‌شما به‌ عنوان‌جانشين ‌خود مي‌گذارم؛ او امام ‌و خليفه ‌بعد از من‌ است ‌و دو نوه‌ ‌من ‌و نه ‌نفر از فرزندان‌حسين(ع) پيشوايان ‌نيکويي‌هستند، که‌ اگر از آنها پيروي‌ کنيد، مي‌يابيد که ‌آن ها هدايت‌کننده ‌هدايت‌ شده‌اند؛ و اگر با آنها مخالفت‌ کنيد،‌ تا روز قيامت ‌بين‌ شما اختلاف‌ خواهد بود.


    ‌عرض‌کردم: اي‌سرور من! پس‌ چرا علي (ع) از حق ‌خود کناره‌گيري ‌کرد؟ فرمودند:‌اي ‌ابا عمرو! پيامبر (ص) فرمودند: مَثَل ‌امام،‌ مثل‌ کعبه ‌است؛‌ که ‌بايد به ‌سوي‌ او آيند و او به ‌سوي ‌مردم ‌نمي‌رود. سپس‌ حضرت‌زهرا (س) فرمودند: به ‌خدا ‌قسم‌ اگر حق‌ را به‌ اهلش‌ واگذار مي‌کردند و از خاندان ‌پيامبر تبعيت ‌مي‌کردند، هيچ دو نفري هم ‌با يکديگر اختلاف‌ نمي‌کردند و امر خلافت ‌به ‌تک‌تک‌ جانشينان ‌پيامبر(ص) مي‌رسيد؛ تا قائم ‌ما، نهمين ‌فرزند از حسين (ع) قيام ‌مي‌ کرد.




    ‌پيامبر اکـرم (ص) فرمـودند‌: "مهدي (عج) از خـانواده‌ من‌ و از فرزندان‌ فاطمه (س) است‌ که‌ بر اساس‌ سنت‌ من‌ جنگ‌ مي‌کند؛‌ چنانکـه‌ من‌ بـر طبق‌ وحي‌ جنگ‌ کردم." قابل‌ توجه‌ است که پيامبر(ص) در ابتدا به‌ طور کلي‌ مي‌فرمايد: مهدي‌ از عترت‌ من است؛ سپس‌ با "مِن" دايره‌ را تنگ ‌مي‌کند؛ که‌ از فرزندان‌ فاطمه(ع) است


     آيا در لوح‌ و صحيفه‌ ‌فاطمه(س) به حضرت مهدي (عج) اشاره شده است؟


    حديث ‌لوح‌ و صحيفه، طولا‌ني است‌ و به ‌چند نحو روايت ‌شده ‌است. در بخشي از آن آمده است که ‌جابر بن‌ عبدالله ‌انصاري ‌مي‌گويد: خدا را گواه ‌مي‌گيرم‌ که ‌در زمان ‌رسول‌ خدا(ص) براي‌ تهنيت‌ ولادت‌ امام ‌حسين (ع) بر مادرتان ‌حضرت‌ فاطمه (ع) وارد شدم ‌و در دست‌ ايشان ‌لوح‌ سبز رنگي‌ ديدم ‌که‌ پنداشتم ‌از زمرّد است. در آن‌ نوشته‌اي ‌سپيد و نوراني ‌مانند نور خورشيد، ‌ديدم. گفتم‌: اي‌دختر رسول‌خدا! ‌پدر و مادرم ‌فداي ‌شما باد! اين‌ لوح ‌چيست؟ فرمود‌: اين‌لوح ‌را خداوند متعال ‌به‌رسولش‌ هديه ‌کرده‌ است و در آن‌ اسم‌ پدر و شوهر و دو فرزندم ‌و اوصياي‌ از فرزندانم‌ ثبت ‌شده ‌و پدرم ‌آن ‌‌را به ‌من‌ عطا فرموده ‌تا بدان ‌مسرور گردم.

    جابر مي‌گويد‌: آن ‌‌را به ‌من ‌دادند و آن‌ را خواندم‌ و از روي ‌آن ‌استنساخ‌ کردم...: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم؛ ‌اين‌ کتابي ‌است‌ از جانب‌ خداي‌ عزيز حکيم ‌براي ‌محمد، نور و سفير و حجاب‌ او... من‌ هيچ ‌پيامبري ‌را مبعوث‌ نکردم،‌ جز آنکه ‌وقتي‌ ايامش‌ کامل‌ و مدتش‌ سپري ‌شد، براي ‌او وصي‌ قرار دادم؛ ‌و من ‌تو را بر انبيا فضيلت ‌دادم ‌و وصي‌ تو را افضل‌ اوصيا قرار دادم ‌و تو را به‌ دو فرزند او و دو نوه‌ ‌تو، حسن ‌و حسين، گرامي‌داشتم؛ حسن ‌را پس ‌از پدرش معدن‌علمم ‌قرار دادم‌ و حسين ‌را خازن‌ وحي‌خود ساختم‌ و شهادت‌ را به او کرامت‌ کردم... به‌واسطه‌ عترت‌ او ثواب‌ مي‌دهم ‌و عقاب‌ مي‌کنم. اولين‌ عترت‌ او، علي‌ سرور عابدين ‌و... و فرزند او که ‌همنام‌ جدش ‌محمود است؛‌ يعني‌ محمد، که‌شکافنده ‌علم ‌من ‌است... شک‌ کنندگان ‌در جعفر هلاک‌ مي شوند... بعد از او فرزندش موسي ‌را برگزيدم... همانا ‌تکذيب ‌کننده ‌امام ‌هشتم، تکذيب‌ کننده ‌همه‌ ‌اوليا ‌من ‌است... بر من‌ فرض‌ است‌ که‌چشم ‌او را به‌ پسر و جانشينش‌ محمد روشن‌ سازم... و سعادت ‌او را به‌واسطه‌ فرزندش‌علي، ‌که‌وليّ و ناصر من‌ است،‌ختم‌ مي‌کنم... از صلب‌ او حسن‌ را که‌داعي ‌به‌راه ‌من‌ و خازن‌ علم ‌من ‌است، ‌بيرون ‌مي‌آورم؛ ‌سپس‌ به‌ خاطر‌ رحمت ‌خود ‌بر عالميان، سلسله‌ ‌اوصياء‌ را به‌ وجود فرزندش‌ تکميل‌ خواهم‌ کرد؛‌کسي‌ که‌ کمال ‌موسي، بهاي عيسي ‌و صبر ايوب ‌را دارا است.


     


    چرا ياد حضرت مهدي (عج) تسلا‌ي حضرت زهرا (س) بود؟


    امام زمان (عج)

    در روايت است که ‌پيامبر (ص) در بستر مرگ‌ بودند که ‌حضرت‌ زهرا(ع) وارد شدند. حال‌ پدر را که‌ ديدند، شروع‌ به ‌گريه ‌کردند. کم‌کم ‌صداي زهرا (ع) بلند شد. پيامبر(ص) سرشان‌ را بلند کردند و علت ‌را سؤ‌ال کردند. حضرت‌ زهرا(س) عرض‌ کردند‌: از تباهي‌ و ضايع‌ شدن‌ دين ‌و عترت،‌ بعد از شما مي‌ترسم. اينجا بود که ‌او را دلداري ‌دادند ‌به ‌اينکه ‌مهدي ‌امت ‌از نسل‌ تو ظهور مي‌کند و ريشه‌ ضلالت ‌و گمراهي ‌را ‌مي‌کند.

    در جاي ديگري نيز آمده است: همزمان با تولد امام‌حسين(ع) به حضرت زهرا (سم) خبر داده مي‌شود که حسينش را شهيد خواهند کرد.‌ حضرت‌ زهرا(س) ناراحت و گريان مي شود اما ‌خبر مي آيد که ‌مهدي امت از ذريه او خواهد بود.


     


    حضرت مهدي(ع) در حديثي مي فرمايند که "ان لي في ابنته رسول الله اسوه حسنه". با اين بيان که دختر رسول خدا(سلام الله عليهما) براي من الگويي نيکوست؟ به نظر شما چه مولفه هايي را مي توان براي الگو برداري امام مهدي(ع) بيان کرد؟


    ‌‌الگو سازي و شناساندن الگوي مناسب از جمله روش هاي اسلام ‌براي‌ارائه برنامه‌ زندگي ‌و ارشاد به‌ کمالات‌ و مقامات‌ معنوي ‌است.


    اينکه امام ‌زمان (ع) حضرت‌ زهرا (س) را الگوي خود قرار مي‌دهد از آن روست که حضرت‌ زهرا (س) کسي‌ است‌ که ‌از هر جهت حتي ‌در راه ‌رفتن و سخن‌ گفتن و در سيرت ‌و صورت‌ شبيه ‌پيامبر (ص) است. دليل ‌اين ‌مطلب‌ روايات‌ متعددي ‌است ‌که ‌عامه ‌و خاصه‌ نقل ‌کرده‌اند. در روايت است که عايشه مي کويد: شبيه‌تر از فاطمه ‌به ‌پيامبر (ص) در راه ‌رفتن، ‌آرامش، ‌وقار، ‌سيرت، ‌سخن‌گفتن، ‌ايستادن ‌و نشستن ‌نديدم.



    غم‌ خواري‌ و توجه‌ به‌ امور مسلمانان، به‌ ويژه‌ شيعيان‌ و ايثار و انفاق‌ و تلاش از ديگر ويژگي هاي مشترک حضرت زهرا (س) و حضرت مهدي (عج) است

    به چه مولفه هاي مشترک و شباهت هايي بين سيره حضرت‌ زهرا(س) و حضرت‌ مهدي(ع) مي توان اشاره کرد؟


    امام زمان عليه السلام

    حضرت‌ زهرا (س) بقية ‌النبوه و حضرت‌ مهدي (ع) بقية ‌الانبياء و بقية ‌العترة ‌والصفوة ‌وسلالة النبوة و بقيه‌الله است.


    حضرت زهرا باقيمانده و ادامه‌ نبوت است. حضرت زهرا(س) پس از خواندن خطبهي ‌فدکيه و بازگشت به خانه، ‌سخناني‌گفتند. حضرت علي(ع) ايشان را ‌با اين ‌لقب ‌مورد خطاب قرار دادند: "يا ابنه‌ الصفوه ‌وبقيه ‌النبوه"

    ‌حضرت مهدي(عج) نيز باقيمانده و ادامه همه انبياي الهي است. ‌حضرت‌ حکيمه‌ خاتون در ضمن‌ نقل‌ حديث ‌شب‌ تولد امام ‌زمان (ع) مي‌گويد: او را خدمت ‌امام ‌عسکري (ع) آوردم؛ ‌پس...فرمود: سخن‌ بگو


    اي‌ حجه ‌الله ‌و بقيه ‌الا‌نبياء و نورالا‌صفياء ‌و غوث‌ الفقراء و خاتم‌ الا‌وصياء و نور الا‌تقياء...؛ پس ‌او(عج) فرمود: اشهد ان ‌لا اله ‌الا الله ‌و... . ‌امام‌ عسکري(ع) او را ‌با ‌لقب‌ "بقيه‌الانبياء" باقيمانده ‌انبياء خطاب کرد.


    حضرت ‌زهرا (س) سيده‌ النساء و حضرت‌ مهدي (عج) سيد الخلق ‌است. حضرت‌ زهرا‌ (س) طاهره و حضرت‌ مهدي (عج) طاهر است. حضرت‌زهرا (س) مبارکه ‌و حضرت ‌مهدي (عج) مبارک ‌است. ‌حضرت ‌زهرا (س) زکيه ‌و حضرت‌ مهدي (عج) زکي ‌است. حضرت‌ زهرا (س) طيبه ‌و حضرت‌ مهدي (عج) طيب ‌است. حضرت‌زهرا (س) مطهره ‌و حضرت‌ مهدي (عج) مطهر است. حضرت‌ زهرا (س) تقيه ‌و حضرت‌ مهدي (عج) تقي‌است. حضرت‌زهرا (س) نقيه ‌و حضرت ‌مهدي (عج) نقي ‌است. حضرت‌ زهرا(س) محدَّثه ‌و حضرت ‌مهدي (عج) محدَّث ‌است.


    حضرت‌زهرا(س) و حضرت‌بقيه‌اللّه (عج) هر دو کوکب‌ درّي‌‌هستند. ‌حضرت‌ زهرا (س) منصوره و امام‌ زمان (عج) منصور است. حضرت‌زهرا(س) صديقه ‌و حضرت‌ مهدي (عج) صادق‌ المقال ‌است. ‌حضرت‌زهرا (س) صابره ‌و حضرت‌ مهدي (ع) صابر است. حضرت‌ زهرا (س) معصومه ‌و امام ‌زمان (عج) معصوم ‌است. حضرت‌ زهرا (س) مظهر آيه ‌نور و حضرت‌ مهدي (عج) نور آل‌ محمد (ع) است. حضرت‌زهرا (س) و حضرت مهدي (عج) هر دو فرياد رس هستند. حضرت‌ زهرا (س) منتظِر و حضرت ‌مهدي (عج) هم ‌منتظَر و هم‌منتظِر است.‌ حضرت‌ زهرا (س) نور اهل‌ آسمان‌ و حضرت‌ مهدي (عج) نور اهل‌ زمين‌ است‌. حضرت‌ زهرا (س) خيره الا‌حرار و سيده النساء، مادر حضرت‌ مهدي (عج) خيره الاِماء و سيده الاِماء است‌.


    طبق روايات حضرت‌ زهرا (س) و حضرت‌ مهدي (عج) هر دو در شکم‌ مادر سخن مي گفتند. امام‌ صادق (ع) مي‌فرمايد: وقتي‌ حضرت‌ خديجه (س) با پيامبر (ص) ازدواج‌ کرد، زنان‌ مکه‌ از او کناره ‌گيري‌ کردند (و او تنها شد) تا اين‌ که‌ به‌ حضرت‌ زهرا (س) باردار شد. در آن‌ زمان‌ بود که‌ فاطمه با او سخن‌ مي‌گفت‌ و از او مي‌خواست‌ که‌ صبر کند.



    حضرت‌ زهـرا (س) به‌ حـدّي‌ خالصـانه‌ خداونـد را عبـادت‌ مي‌کرد که‌ خداوند با او بر ملايکه‌ مباهات‌ مي‌کرد و مي‌فرمود: بنگريد به‌ بهترين‌ بندهِ‌ من‌ فاطمه! او در مقابل‌ من‌ ايستـاده‌ و از خوف‌ مـن‌ تمـامي‌ وجــودش‌ مي‌لـرزد و با تمـامي‌ حضور قلب، به‌ عبادت‌ من‌ روي‌ آورده‌ است

    پوستر امام زمان عليه السلام

    حضرت‌ حکيمه‌ خاتون نيز وقتي‌ قضيّه‌ شب‌ تولد حضرت مهدي (عج) را نقل‌ مي‌کند، مي‌گويد: امام‌ عسکري (ع) فرمود: سورهِ‌ قدر را بر نرجس‌ خاتون‌ بخوان. شروع‌ کردم‌ به‌ خواندن‌ سوره‌ قدر. پس‌ آن‌ طفل، در شکم‌ نرجس‌ خاتون با من‌ همراهي‌ مي‌کرد و مي‌خواند آن‌ چه‌ من‌ مي‌خواندم‌ و بر من‌ سلامي‌ کرد. من‌ ترسيدم. امام، صدا زد: اي‌ عمه! از قدرت‌ الهي‌ تعجب‌ نکن، که‌ حق‌ تعالي‌ کودکان‌ ما را به‌ حکمت‌ گويا مي‌گرداند و ما را در بزرگي، در زمين، حجت‌ خود مي‌گرداند.


    حضرت‌ زهرا (س) و حضرت‌ مهدي (عج) شفيع‌ مؤ‌منان‌ در قيامتند. مظلوميت‌ حضرت‌ زهرا(س) و حضرت‌ مهدي (عج) در بسياري روايت مشهود است. ‌ پيامبر (ص) به‌ حضرت‌ زهرا (س) و حضرت‌ مهدي (عج) بسيار علاقه داشتند.


    حضرت زهرا(س) و امام زمان (عج) هر دو به زائران‌ حسين (ع) عنايت دارند. يکي‌ از ويژگي‌هاي‌ حضرت‌ زهرا (س) اين‌ است‌ که‌ به‌ زائران‌ فرزند شهيدش‌ امام‌ حسين (ع) عنايت‌ ويژه‌اي‌ دارد. هنگامي‌ که‌ آنان‌ به‌ زيارت‌ امام‌ حسين (ع) مي‌روند، حضرت‌ زهرا(س) حاضر مي‌شود و براي‌ آنان‌ طلب‌ آمرزش‌ و دعا مي‌کند. قضاياي‌ زيادي‌ نيز بر عنايت حضرت مهدي (عج) به زايران امام حسين (ع) دلالت‌ دارد. يکي‌ از آن‌ها قضيّهِ‌ معروف‌ جعفر نعل‌بند است‌ که‌ مرحوم‌ نهاوندي‌ آورده‌ است.


    بيعت‌ کسي‌ بر هر دو بزرگوار نيست‌ و از کسي‌ تقيّه‌ نمي‌کنند و از ستمگران‌ دوري کرده و مي کنند . هر دو از تعلّقات‌ دنيايي آزادند‌. و بندگي‌ خداوند خدا مي کنند. حضرت‌ زهرا (س) به‌ حدّي‌ خالصانه‌ خداوند را عبادت‌ مي‌کرد که‌ خداوند با او بر ملايکه‌ مباهات‌ مي‌کرد و مي‌فرمود: بنگريد به‌ بهترين‌ بندهِ‌ من‌ فاطمه! او در مقابل‌ من‌ ايستاده‌ و از خوف‌ من‌ تمامي‌ وجودش‌ مي‌لرزد و با تمامي‌ حضور قلب، به‌ عبادت‌ من‌ روي‌ آورده‌ است. حضرت‌ مهدي (عج) هم‌ به‌ قدري‌ عبادت‌ خداوند را مي ‌کند که‌ رنگ‌ رخسار مبارکش‌ متمايل‌ به‌ زرد است. امام‌ کاظم (ع) مي‌فرمايد: مهدي، بر اثر تهجّد و شب‌ زنده‌داري، رنگش‌ به‌ زردي‌ متمايل‌ مي‌شود.


    هر دو بزرگوار با انحراف‌ها و بدعت‌ها مبارزه مي کنند. زهرا (س) فداي‌ رسالت‌ و ولايت‌ شد تا دين‌ بماند، بدعت‌ها و انحرافات‌ از بين‌ برود و تلاش‌هاي‌ پدرش‌ به‌ ثمر برسد. دربارهِ‌ مبارزات‌ آن‌ بزرگوار با انحرافات، سخن‌ فراوان‌ است. خطبهِ فدکيه‌ و خطبه‌هاي‌ ديگر آن‌ بانوي‌ پهلو شکسته‌ و مصيبت‌ ديده، گوياي‌ مبارزهِ‌ حضرت‌ است. حضرت‌ مهدي (عج) هم‌ با بدعت‌ها و انحرافات‌ مبارزه‌ مي‌کند و فرايض‌ الهي‌ و سنن‌ نبوي‌ را احيا مي کند. در دعاي‌ شريف‌ ندبه‌ مي‌خوانيم: کجا است‌ آرزو کشيده‌ براي‌ زنده‌ کردن‌ قرآن‌ و حدودش؟ کجا است‌ زنده‌ کنندهِ‌ آثار دين‌ و اهل‌ دين؟ کجا است‌ آن‌ ذخيرهِ‌ الهي‌ براي‌ تجديد واجبات‌ و سنت‌هاي‌ اسلام؟


    غم‌ خواري‌ و توجه‌ به‌ امور مسلمانان، به‌ ويژه‌ شيعيان‌ و ايثار و انفاق‌ و تلاش از ديگر ويژگي هاي مشترک حضرت زهرا (س) و حضرت مهدي (عج) است. يکي‌ از علت‌هايي‌ که‌ فاطمه (س) را به‌ ميدان‌ آورد و آن‌ همه‌ مصايب‌ و آزارها را تحمّل‌ کرد، همّ و غمّ آن‌ حضرت‌ نسبت‌ به‌ امّت‌ پدرش‌ و شيعيان‌ شوهرش‌ و مصايبي‌ که‌ دامن‌گيرشان‌ خواهد شد، بود. حضرت‌ مهدي(عج) نيز غم‌خوار همگان، به‌ ويژه‌ شيعيان‌ است‌ و براي‌ آنان‌ دعا مي‌کنند. توقيعات‌ و ملاقات‌هاي‌ فراوان، بر اين‌ مطلب‌ دلالت‌ مي‌کند.


     



    منبع: خبرگزاري آينده روشن

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    «روز شهادت حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها)»

    نويسنده: حسین ترکی | سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 11:37 AM |  

     


     

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    «ياسيّدتي،يازهراء(س)»:هركه حضرت فاطمه(س)را زيارت كند...

    نويسنده: حسین ترکی | سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 11:31 AM |  

     


    علامه مجلسى فرموده: سيدبن طاوس (عليه الرحمة) روايت كرده است كه هر كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را زيارت كند به اين زيارت كه بگويد:


    اَلــسَّــلامُ
    عــَلـَيــْكِ يــا ســــَيّــِدَةَ
    نـِسـاءِ العـالَمـيـن اَلـسَّـلامُ عَـلـَيْكِ
    يا والِـدَةَ الْحُجُجِ عَلَى النّاسِ اَجْمَعينَ، اَلسَّلامُ
    عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْمَظْلوُمَةُ الْمَمْنوُعَةُ حَقُّه،اَللّهـُمَّ صـَلِّ عَلى اَمَتِكَ
    وَابـْنـَةِ نـَبـِيِّكَ وَ زَوْجـَةِ وَصـِىِّ نـَبـِيِّكَ صَلوةً
    تَزْلفُه فَوْقَ زُلْفى عِبادِكَ الْمُكْرَمينَ
    مِنْ اَهْلِ السَّمواتِ وَاَهْلِ
    الارَضَـينَ



    پس طلب آمرزش كند از خدا، حقّ تعالى گناهان او را بيامرزد و او را داخل بهشت كند. (۱)

    ***********************

    شيخ صدوق فرموده: در معنى حديث نبوى (صلى الله عليه وآله وسلّم) كه به اميرالمؤمنين حضرت علي (عليه السّلام) فرمود:


     اِنَّ لَكَ كَنْزا فِى الْجَنَّةِ وَ اَنْتَ ذُوقَرْنَيْها

     

    شنيدم كه از بعض مشايخ خود كه مى فرمود: اين گنجى كه پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) فرموده به اميرالمؤمـنين (عليه السّلام) كه در بهشت دارد، اين همان، حضرت محسن (عليه السلام) است كه با فشار درِ خانه، به واسطه لگد عمربن الخطاب (لعنة الله عليه) سِقط شد.

     

           ** کـشـتـه شـد مـحـسـن(ع) و آنها که تـمـاشـا کـردند **
                                               **
    سـنـد تـيــر بـه اصــغــر(ع) زدن، امــضـاء کـردنـد **
     

     

     

    (۱)  (بحار الانوار) 100/ 198.

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    یا مـــــــــــــــــــادر

    نويسنده: حسین ترکی | سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 11:25 AM |  

     

     

    *اينجاتمامهستيامقاتلفداکرد..شمعوگلوپروانهراازهمجداکرد*  

     

     

       ** از بــيـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه **
                                                 ** گــوئـي شــده قـــيـامـت بـر پـا درون خــانــه **

       ** برپاست شور محـشر از عـتـرت پـيـمبـر(ص)  **
                                                 ** خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه **

       ** اهريمنان نمودند خون قلب مـصـطفي(ص) را **
                                                 ** در مـنـظـر خـلايـق بـي جــرم و بــي بـهــانـه **

       ** در پــشــت در فــتــاده ام الائـــمـــه(س) از پـا **
                                                 ** دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر يـگــانـه **

       ** زيـنـب(س) بـه نـاله گـويـد کـشـتـند مــادرم را **
                                                 ** ايـن يک ز ضـرب سـيـلي آن يک ز تـازيانه **

       ** در خون فتاده زهرا(س) چون مرغ نيم بسمل **
                                                 ** مـحـسـن(ع) فـتاده چـون گـل پر پر در آستانه **

       ** در پشت زانـوي غم پژمان نشسته حـيـدر(ع)  **
                                                 ** مانده حـسـيـن مظـلوم(ع) حيران در آن ميانه **

       ** از نقش خون و ديوار پرسد ز حال زهرا(س)  **
                                                 ** وز زخــم سـيـنـه گـيـرد از مــيــخ در نشـانه **

       ** دارد حــســن(ع) شـکـايـت از کـيـنـه مغيره(ل)  **
                                                 ** ريـــزد ز ديـــدگـــانـــش يــاقـــوت دانـه دانـه **

       ** بـا پـهـلـوي شـکـسـته چون مـرغ بـال بسته **
                                                 ** زهـرا(س) بـه خـون نـشسـته در کـنج آشيانه **

     

     


    منبع شعر: کتاب زمزمه هاي مرحوم حاج احمد دلجو، ص 20.

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    یا فاطمه الزهرا (س)

    نويسنده: حسین ترکی | سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  ساعت 11:05 AM |  

     

     

      سلام بر آشناترین غریبه!
    سلام بر یگانه دخت آخرین پیامبر پرودگار
    سلام بر توای گنج پنهان زمین
    سلام بر سرزمین مدینه
    سلام بر غربت
    سلام بر مسمار
    سلام بر کوچه بنی هاشم
    سلام بر درب نیم سوخته
    سلام بر بزرگ مرد تاریخ اسلام
    سلام بر پهلوان خیبر فاتح خیبر
    سلام بر صاحب ذوالفقار
    سلام بر شجاعت خندق
    سلام غیرت احد
    سلام بر دستهای بسته
    سلام بر عهد بسته
    سلام بر رضایت خدا
    سلام بر تازیانه و شلاق
    سلام بر قلاف شمشیر
    سلام بر گریه
    سلام بر بغض
    سلام بر بیمار
    سلام بر خانه نشینی
    سلام بر شب
    سلام بر قبر مخفی
    سلام بر بغض های شبانه
    سلام بر غربت......

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    لیل‍ه القدر و فاطمه الزهرا سلام الله علیها

    نويسنده: حسین ترکی | یک شنبه 12 اردیبهشت 1389  ساعت 1:16 PM |  

     

     
    امام جعفر صادق

    (علیه السلام) فرمود:
    « ما آنرا در شب قدر نازل کردیم شب،حضرت
    فاطمه زهراء(سلام الله علیها ) و قدر، خداوندمتعال است.
    پس هر کس حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها ) را به حقیقت
    معرفت بشناسد،‌ شب قدر را درک کرده است و جز این نیست که
    آنحضرت، فاطمه(سلام الله علیها) نامیده شد، چون خلائق از شناخت او بریده
    و جدا شده اند و فرمایش خداوند عزّوجلّ که: و  تو
    چه می دانی‌شب قدر چیست؟
    شب قدر از هزارماه بهتراست یعن‍ی بهتر ازهزار مؤمن زیرا او مادر مؤمنین است ودراین
    شب فرشتگان و روح نازل میشوند.فرشتگان یعنی مؤمنانی‌ که از علم آل محمد
    (صـلوات الله عـلیهم اجـمـعین)‌ بـهـره مـند می باشـند و روح؛ هـمان روح الـقـدس
    که ح ـضـرت فـاطـمــه زهـراء(سـلام الله عـلیهـا ) اسـت می‌ بـاشـد؛
    و از هر امـر و فرمـانی ســلام و رحمـت است تا طـلوع
    سپیده دم؛ یعنی تا هنگام ظهور و قیام حضرت
    قائم آل محمد(عجل الله تعالی ‌فرجه الشریف) ( 

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    روايت ديگر -اگر نبود فاطمه

    نويسنده: حسین ترکی | شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 11:02 AM |  

     


     

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    اگر نبود فاطمه

    نويسنده: حسین ترکی | شنبه 11 اردیبهشت 1389  ساعت 10:57 AM |  

     

    اگر نبود فاطمه

    بِسْمِ اللَّهِ الْرَحْمنْ الْرَحيمْ
    سخن درباره‏ي حديث قدسي مشهور و معروفِ «لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما» است. حديث مذکور در مقاطع مختلف تاريخي به لحاظ سند و يا احياناً به لحاظ دلالت مورد انتقاد قرار گرفته است. ما برآنيم که به لطف ايزد منّان، اين حديث را از زواياي مختلف مورد بحث و بررسي قرار دهيم. بنابر اين سخنِ ما در سه مقام خواهد بود.

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    تسلیت ...

    نويسنده: حسین ترکی | چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 1:57 PM |  

     

      فرار رسیدن ایام پر از غم ، شهادت بانوی دو عالم را به همه محبان آن بانوی بزرگ تسلیت عرض می کند .

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    فاطمه یعنی؟

    نويسنده: حسین ترکی | چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  ساعت 1:44 PM |  

     

     

    مرغ دل یک بام دارد  دو هوا

     


    گه مدینهمیرود گه نینوا

     

    این اسیر بند قاف و شین و عین

     


    گاه می گوید حسن گاهیحسین

     

    میپرد گاهی به گلزار بقیع

     


    می نشیند پشت دیوار بقیع

     

    می نهد سر بر سر زانوی دین

     


    اشک ریزان در غم بانوی دین

     

    عرضه میدارد که ای شهر رسول

     


    در کجا مخفی بود قبر بتول

     

    از تمام نخلها پرسیده ام


    آری اما پاسخی نشنیده ام

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    شهادت مظلومانه - حضرت زهرا در آستانه‏ شهادت - خواب دیدن حضرت زهرا قبل از شهادت

    نويسنده: حسین ترکی | دوشنبه 6 اردیبهشت 1389  ساعت 12:25 PM |  

     

     


    از آن بانوى پهلو شكسته نقل كرده‏اند كه در روزهاى آخر عمر خواب دیدم پدرم را و به او از دست امت شكایت كردم آن حضرت به من فرمود: انك قادمة على عن قریب (1) تو به زودى به سوى من مى‏آیى.
    بار دیگر خواب مى‏ بیند ملائكه بسیارى به زمین فرود مى‏آیند و دو فرشته جلیل‏القدر پیشاپیش آنها است كه او را به آسمانها بردند و قصرهاى عالیه بهشتى را به او نشان دادند و باغها و بستانهاى فردوس اعلا را به او نمودند... مى‏پرسد كه این كاخ‏هاى عالى از آن كیست؟
    مى ‏گویند: اینجا فردوس اعلا است كه آخرین درجه بهشت است و این همان نهر كوثر است كه متعلق به شما است. آن رسیده بزرگوار مى‏پرسد: این ابى؟ پدرم كجا است؟ گفتند: هم‏اكنون وارد مى‏شود و همان لحظه مى‏فرماید كه پدرم وارد شد و مرا در آغوش گرفت و پریشانى مرا بوسید و فرمود: فرزند دلبندم دیدى آنچه خدا وعده فرموده بود؟ این همان وعده الهى است این كاخ منزل تو و شوهرت و فرزندان شما است و این جایگاه متعلق به دوستان شما است از خواب بیدار شد و رؤیاى شیرین خود را به حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام نقل كرد، مولاى متقیان علیه‏السلام دانست كه به زودى همسرش از دستش خواهد رفت و به بهشت اعلا منتقل خواهد شد. پس از دیدن این خواب بود كه مكرر این دعا را مى‏خواند:
    یا حى یا قیوم برحمتك استغیث فاغثنى اللهم زحزحنى عن النار و ادخلنى الجنة والحقنى بابى محمد صلى الله علیه و آله. (2)
    اى خداوند زنده و پاینده به رحمت تو پناه مى ‏برم پس به فریادم برس بار خدایا مرا از آتش جهنم دور گردان و به بهشت وارد كن و مرا به پدرم حضرت محمد صلى الله علیه و آله ملحق گردان. وقتى در همان حال حضرت على علیه‏السلام به بالینش آمد و به وى فرمود عافاك الله و ابقاك. اى دختر پیامبر خداوند تعالى تو را به سلامت و باقى نگه دارد. گفت یا اباالحسن به زودى پدرم را ملاقات نموده و به او ملحق مى‏شوم.



    1ـ الصدیقة للعلامة المقرم/ 105
    2ـ دلایل الامامه طبرى 46

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    ای بی‌نشانه‌ای که خدا را نشانه‌ای!

    نويسنده: حسین ترکی | دوشنبه 6 اردیبهشت 1389  ساعت 11:27 AM |  

     


    ادامه مطلب

     

     

    (1) نظرات

     

    محبط خورشيد

    نويسنده: حسین ترکی | یک شنبه 5 اردیبهشت 1389  ساعت 2:07 AM |  

     

     

    اي بقيع اي روز وشب روياي من


    اي حريمت قرب او ادناي من


    وادي توازطوي برده سبق


    خاک پاکت صفحه سيناي من


    اشک وچشم وسينه ودل از غمت


    باده و جام و خم و ميناي من


    حجر غربت بزم بزم بي شمع و چراغ


    هر سه يکجا گشته جان فرساي من


    روز و شب از دوريت اي با صفا


    اشک در چشم و به لب آواي من


    نور زهرا آن مه مدفون تو


    چلچراغ خلوت شبهاي من


    خاک پاي مجتبايت اي بقيع


    مرهمي بر اين دل شيداي من


    ناله هاي سيد سجاد تو


    شد شررافروخت سر تا پاي من


    قبر باقر گر ندارد بقعه اي


    ليک باشد جنت الماواي من


    گردي از خاک قدوم صادقت


    توتياي چشم نابيناي من


    جان دهم بهر وصال کوي تو


    آري آري اين بود سوداي من


    صد چو شيرين در رهت فرهاد وش


    صدچو مجنون در پي ليلاي من


    گشتم اما واي من افشانشد


    محبط آن سر ناپيداي من


    مانده اندر بغض نايم اين نوا


    واي من زهراي من زهراي من


    منتظر اين شعر مهر يار بود


    تومگو آمد برون از ناي من

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات

     

    زندگانى حضرت زهرا سلام الله عليها

    نويسنده: حسین ترکی | شنبه 4 اردیبهشت 1389  ساعت 8:10 PM |  

     

     
    زندگانى حضرت زهرا سلام الله عليها
    آشنايى كوتاه با صديقه كبرى ، حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام
    نام : فاطمه .
    كنيه هاى مشهور: ام الحسن ، ام الحسين ، ام ابيها، ام الائمه .
    مشهورترين لقبها: زهرا، صديقه ، طاهره ، كبرى ، سيده ، بتول .
    پدر: حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله پيامبر عظيم الشاءن اسلام .
    مادر: خديجه عليهاالسلام بنت خويلد همسر فداكار پيامبر اسلام .
    محل تولد. مكه .
    سال تولد: سال دوم بعثت ، و به روايتى : سال پنجم .
    روز ميلاد: بيستم جمادى الثانى .
    نام همسر: على بن ابى طالب عليه السلام ، پسرعموى پيامبر اسلام .
    زمان ازدواج : رجب يا ذى حجه سال دوم هجرت در مدينه .
    مدت زندگانى با على عليه السلام : نه سال .
    ميزان مهريه : 400 مثقال نقره مسكوك
    فرزندان : حسن عليه السلام ، حسين عليه السلام ، زينب كبرى ، ام كلثوم و يك فرزند سقطشده به نام محسن
    شهادت : در سال يازدهم هجرى
    محل دفن : پنهان است
    تعداد احاديث و روايات باقيمانده درباره آن حضرت : حدود 2000 مورد.
    تعداد سخنان باقيمانده از حضرت فاطمه : حدود 130 مورد.
    تعداد اشعار باقيمانده از آن حضرت : حدود 29 قطعه .
    تعداد خطبه هاى باقيمانده از آن حضرت : 2 خطبه .
    ساير آثار علمى باقيمانده از آن حضرت : مصحف فاطمه عليهاالسلام كه به خط همسر گرامش على عليه السلام نوشته شده و در نزد فرزندان آن حضرت بوده و هم اكنون در دست حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف مى باشد.
    مشهورترين و صحيح ترين مناقب و فضائل آن حضرت :
    1 اينكه غضب فاطمه عليهاالسلام موجب غضب خدا و رسول او، و رضاى فاطمه سبب رضاى ايشان است .
    2 فاطمه برترين زنان دو عالم است .
    3 فاطمه معصوم از هرگونه گناه مى باشد.
    4 آن حضرت محبوبترين و عزيزترين مردم در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده است .
    5 خداوند در روز قيامت ، به آن حضرت اجازه شفاعت مى دهد.
    6 صدور معجزات بسيار از حضرت فاطمه عليهاالسلام .
    7 بى مانندبودن ايمان و يقين فاطمه عليهاالسلام .
    8 زهد و قناعت نمونه .
    9 احترام بى حد پيامبر به آن حضرت .
    10 او عابدترين مردم در زمان خود بوده است .
    11 صدق و راستگويى حضرت فاطمه عليهاالسلام .
    12 علم وافر آن حضرت .
    و... .

    ادامه مطلب

     

     

    (0) نظرات