یا مـــــــــــــــــــادر
نويسنده:
حسین ترکی
** از بــيـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه ** ** برپاست شور محـشر از عـتـرت پـيـمبـر(ص) ** ** اهريمنان نمودند خون قلب مـصـطفي(ص) را ** ** در پــشــت در فــتــاده ام الائـــمـــه(س) از پـا ** ** زيـنـب(س) بـه نـاله گـويـد کـشـتـند مــادرم را ** ** در خون فتاده زهرا(س) چون مرغ نيم بسمل ** ** در پشت زانـوي غم پژمان نشسته حـيـدر(ع) ** ** از نقش خون و ديوار پرسد ز حال زهرا(س) ** ** دارد حــســن(ع) شـکـايـت از کـيـنـه مغيره(ل) ** ** بـا پـهـلـوي شـکـسـته چون مـرغ بـال بسته **

** گــوئـي شــده قـــيـامـت بـر پـا درون خــانــه **
** خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه **
** در مـنـظـر خـلايـق بـي جــرم و بــي بـهــانـه **
** دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر يـگــانـه **
** ايـن يک ز ضـرب سـيـلي آن يک ز تـازيانه **
** مـحـسـن(ع) فـتاده چـون گـل پر پر در آستانه **
** مانده حـسـيـن مظـلوم(ع) حيران در آن ميانه **
** وز زخــم سـيـنـه گـيـرد از مــيــخ در نشـانه **
** ريـــزد ز ديـــدگـــانـــش يــاقـــوت دانـه دانـه **
** زهـرا(س) بـه خـون نـشسـته در کـنج آشيانه **
منبع شعر: کتاب زمزمه هاي مرحوم حاج احمد دلجو، ص 20.
نويسنده:
حسین ترکی
اي بقيع اي روز وشب روياي من
اي حريمت قرب او ادناي من
وادي توازطوي برده سبق
خاک پاکت صفحه سيناي من
اشک وچشم وسينه ودل از غمت
باده و جام و خم و ميناي من
حجر غربت بزم بزم بي شمع و چراغ
هر سه يکجا گشته جان فرساي من
روز و شب از دوريت اي با صفا
اشک در چشم و به لب آواي من
نور زهرا آن مه مدفون تو
چلچراغ خلوت شبهاي من
خاک پاي مجتبايت اي بقيع
مرهمي بر اين دل شيداي من
ناله هاي سيد سجاد تو
شد شررافروخت سر تا پاي من
قبر باقر گر ندارد بقعه اي
ليک باشد جنت الماواي من
گردي از خاک قدوم صادقت
توتياي چشم نابيناي من
جان دهم بهر وصال کوي تو
آري آري اين بود سوداي من
صد چو شيرين در رهت فرهاد وش
صدچو مجنون در پي ليلاي من
گشتم اما واي من افشانشد
محبط آن سر ناپيداي من
مانده اندر بغض نايم اين نوا
واي من زهراي من زهراي من
منتظر اين شعر مهر يار بود
تومگو آمد برون از ناي من
نويسنده:
حسین ترکی
دلم یک سال میسوزد به حسرت
محبط خورشيد
سلام اى سفرهدار فاطمیه ...
نگار بیقرار فاطمیه ...
سلام اى محرم غمهاى مادر
تویى تنها نگار فاطمیه
...
مگر بیند بهار فاطمیه...
دمى چشمان دل را باز بنما
که بینم لاله زار فاطمیه...
نظر کن تا نشیند بر سر من
کمى از این غبار فاطمیه...
دلم تنگ عزاى یاس باشد
ز بس هستم خمار فاطمیه...
شود آیا دهى چیزى نشانم؟
الا اى پردهدار فاطمیه...
شود آیا دهى شال عزایم ؟
یگانه سوگوار فاطمیه...
تویى تنها مدار قلب زهرا(س)
مدال افتخار فاطمیه ...
شود آیا کنى بر ما عنایت
شوم من جان نثار فاطمیه
بیا اى راز دار قلب حیدر(ع)
الا اى ذوالفقار فاطمیه...


اشعار 