شب جمعه ست و فردا تعطیله واغلب مردم به فکربرنامه ریزی برای فردا
هستن که کجا برن و چطوری خوش بگذرونن ویا کارهای عقب افتاده رو
انجام بدن و بهرحال هرکسی یه جوری برنامه ریزی داره،اما یه چیز رو
هم فراموش کردن و یا نمیخـــــوان بهش فکرکنن،درحالیکه بایـد همه مــا
برنامه ریزی خودمون روبا اون هماهنگ و یا بعد اون قراربدیم.فــــــردا
روزیکه جـــان میــــاید،زندگی مـــــا تحویل میشود،پهلو شکسته ای دلشاد
میشود،زمین پاک میشود و بهارمیاید.
فردا آقـــــا میاید شاید،شاید.آیاکسی توشه سفربرای کعبه آماده کرده تا
باندای اناالمهدی پا درراه بگذارد،آیاکسی هست؟مگراینکه منتظرش نباشیم،
هستیم؟آقاجان به دل ما نگاه نکن،شما بیا،بخاطر دل خانم فاطمه،برای دل
درندانه آقااباعبدالله،برای همه منتظران خوبت که نیستن و برای پاک شدن
این دلمرگی ما.
دلمان باشما شاید نباشدآقا،ولی حرف خوب میزنیم،به زبان میگوییم منتظر
شماییم،بیا.تمام
آقا جان،ما جمعه را به عشق شما تعطیل کرده ایم.
نظرات (0) نويسنده : علیرضا - ساعت 7:57 PM - روز پنج شنبه 1 خرداد 1393 |
