با توجه به مفهوم پيروزى و شكست ، به اين نتيجه مى رسيم كه پيروزى آن نيست كه انسان از ميدان نبرد سالم به در آيد و يا دشمن خود را به خاك هلاكت افكند، بلكه پيروزى آن است كه هدف خود را پيش ببرد و دشمن را از رسيدن به مقصود خود باز دارد. اميرالمؤمنين (ع) در اين خصوص فرموده است : «ما ظفر من ظفر الاثم به ، و الغالب بالشر مغلوب» (1) كسى كه گناه بر او پيروز شد، شكست مى خورد و كسى كه از راه بدى بر دشمن ظفر يافت در واقع مغلوب است ». از اين رو اگر چه امام حسين (ع) و يارانش پس از يك نبرد خونبار و قهرمانانه به نور عظيم شهادت رسيدند، اما آنها هدف مقدس خود را به تمام معنى از آن شهادت پر افتخار گرفتند. و هدف اين بود كه به تكليف عمل شده و ماهيت حكومت ارتجاعى و ضد اسلامى اموى آشكار شود و افكار عمومى مسلمين بيدار گردد، كه اين هدف به خوبى انجام گرفت .
رسوايى سران اموى و قاتلان امام حسين (ع) به حدى بالا گرفت كه سرانجام پس از گذشت چند سال نه تنها هيچ كس از آل اميه جرأت نداشت نسبت خود را آشكار سازد بلكه بدنهاى مردگان آنها را هم از قبر بيرون كشيدند و با آتش سوزاندند . آرى، راه پيشرفت و پيروزى كه داشت با سرعت فراوان براى آن دودمان كثيف در بين امت هموار مى شد، بعد از واقعه كربلا يكباره درهم ريخت و با رسوايى بسيار، بساط ابوسفيانيان برچيده گشت. يكى ديگر از شواهد شكست يزيديان و بنى اميه ، زمانى است كه امام سجاد (ع) در كوفه خطبه خواند و ماهيت پليد دشمنان خدا را براى مردم خفته و فريب خورده آشكار كرد. لذا مردم يك زبان عرض كردند: «اى فرزند رسول خدا (ص) ، همه ما شنوا و مطيع و حافظ عهد و پيمان تو هستيم ، از تو روى بر نگردانده و تو را ترك نخواهيم كرد، پس خدا تو را رحمت كند، به ما دستور بده كه همانا با دشمن تو دشمن و با دوست تو دوستيم ، تا يزيد را بگيريم و از كسانى كه به تو و ما ظلم نمودند، دورى بجوييم » .(3) آرى ، امام حسين را كشتند، اما حسين كه فقط جسم نيست، امام حسين يك مكتب است كه بعد از مرگش زندهتر شد. و اگر چه در كربلا قيام قامت امام حسين (ع) را در خون كشيدند ، و ناى حقيقت گوى او را بريدند، اما در حقيقت امام حسين زندهتر شد، او بزرگ مردى است كه با شهادتش حركتى عظيم و تحولى بزرگ در تاريخ ايجاد كرد و يزيد و يزيديان را رسوا نمود. پی نوشتها : 1- نهج البلاغه , صبحى صالح , حكمت 333 2- ترجمه تاريخ سياسى اسلام , ج 1 ص 352. به نقل از كتاب ماهيت قيام مختار , ص 201 
نقش آمار در ارائه سيماى روشنتر از هر موضوع و حادثه،غير قابل انكار است.ليكندر حادثهكربلا و مسائل قبل و بعد از آن،با توجه به اختلاف نقلها و منابع،نمىتوان در بسيارى از جهات،آمار دقيق و مورد اتفاق ذكر كرد و آنچه نقل شده،گاهى تفاوتهاىبسيارى با هم دارد.در عينحال بعضى از مطالب آمارى،حادثه كربلا را گوياتر مىسازد.
منزلهايى كه بين مكه تا كوفه بود و امام حسين آنها را پيمود تا به كربلا رسيد18 منزلبود(معجم البلدان).
فاصله منزلها با هم سه فرسخ و گاهى پنج فرسخ بود.
منزلهاى ميان كوفه تا شام 14 منزل بود كه اهل بيت را در حال اسارت از آنها عبوردادند.
نامههايى كه از كوفه به امام حسين «ع» در مكه رسيد و او را دعوت به آمدن كردهبودند 12000نامه بود (طبق نقل شيخ مفيد).
بيعت كنندگان با مسلم بن عقيل در كوفه 18000 نفر،يا 25000 نفر و يا 40000 نفرگفته شدهاست.
شهداى كربلا از اولاد ابى طالب كه نامشان در زيارت ناحيه آمده است 17 نفر .
شهداى كربلا از اولاد ابى طالب كه نامشان در زيارت ناحيه نيامده 13 نفر .سه نفر همكودكان بنى هاشم شهيد شدند،جمعا 33 نفر .اين افراد به اين صورتاند :
امام حسين«ع» 1 نفر ، اولاد امام حسين 3 نفر ، اولاد على«ع» 9 نفر ،اولاد امام حسن 4 نفر ، اولاد عقيل 12 نفر ،اولاد جعفر 4 نفر.

غير از امام حسين «ع» و بنى هاشم ،شهدايى كه نامشان در زيارت ناحيه مقدسه وبرخى منابع ديگر آمده است 82 نفرند .غير از آنان ،نام 29 نفر ديگر در منابع متاخرتر آمدهاست .
جمع شهداى كوفه از ياران امام 138 نفر .تعداد 14 نفر از جمع اين جناح حسينى ،غلام بودهاند .
شهدايى كه سرهايشان بين قبايل تقسيم شد و از كربلا به كوفه بردند 78 نفر بودند .
تقسيم سرها به اين صورت بود : قيس بن اشعث،رئيس بنى كنده 13 سر ،شمر رئيسهوازن 12سر ،قبيله بنى تميم 17 سر، قبيله بنى اسد 16 سر، قبيله مذحج 6 سر ،افرادمتفرقه از قبايلديگر 13 سر .
ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشههاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مىبردند، چون به تكريت رسيدند،مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين«ع»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا»نيز رسيدند.مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين و دودمانش سلام و درود فرستادند و امويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند.چون خبر يافتند كه مردم«جهينه»هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه«كفر طاب»رفتند،به آنجا نيز راهشان ندادند.به حمس كه وارد شدند،مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعد ايمان و ضلالا بعد هدى؟»و با آنان درگير شدند و تعدادى را كشتند.(1) برخى از تأثيرات حماسه عاشورا از اين قرار است: 1ـ قطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم 2ـ احساس گناه و شرمسارى در جامعه،بخاطر يارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكليف 3ـ فرو ريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام بر ضد ستم ادامه در ادامه مطلبثمره نهضت کربلا چه بود

ادامه مطلب
آثار سیاسی عاشورا – بقای شریعت اسلام
او كشته شد كه دين خدا جاودان شود جان جهان فداش كه بى مثل و گوهر است اوضاع عمومى اسلام و مسلمين بسيار ناراحت كننده بود . فعاليتها و تبليغات مسموم بنى اميه عليه حضرت على (ع) و خاندانش ، و نيز تحريفات و بدعتهايى كه زيركانه در اسلام داخل كرده بودند، شرايط را جهت نابودى اسلام و محو نام حضرت محمد (ص) آماده كرده بود. خلافت الهى به حكمت سلطنتى و ديكتاتورى تبديل شده بود . روح شريعت اسلام يعنى پرهيزگارى و عدالت، در اجتماع ديده نمىشد و از احكام اجتماعى دين فقط جمعه و جماعت، آن هم به صورت تشريفات وجود داشت؛ و گاهى همين صورت تشريفاتى نيز به بدعت و بلكه فسق و فجور مىگراييد . اكثر قريب به اتفاق نسل مسلمان كه آن روزها در شبه جزيره عربستان زندگى مىكرد، در پايان خلافت عمر متولد و در عصر عثمان پرورش يافته و در آغاز حكومت معاويه وارد اجتماع شده بودند، لذا پيامبر اكرم (ص) را زيارت نكرده و شايد بتوان گفت مقام و منزلت خاندان وحى را درك نكرده بودند. در رأس جامعهاى كه دچار بىارادگى و ضعف نفس شده بود، حاكمى فاسق و فاجر چون يزيد لقب شريف اميرالمؤمنين و خليفه مسلمين را به ناحق با خود يدك مى كشيد. يك جوان قمار باز و شرابخوار، بىبند و بار و صد در صد اهل دنيا و خوشگذرانيهاى آن بر مردم حكومت مى كرد يك مغز الكلى كه از نظر افكار ، نسبت به اسلام و مقدسات اسلام كمترين عقيدهاى نداشت، و ميمون بازى و هوسبازى از كارها و تفريحات روزانهاش بود . انسانهاى خطرناك و دنيا طلب به فرمان او در تمام استانها و شهرستانها بر اوضاع مسلط و بر دوش مسلمانان سوار بودند. ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نهضت عاشورا و اهداف آن
به دنبال طرح موضوع آگاهی حضرت امامحسین (ع) از سرنوشتحرکت و نهضتخویش و شبههای که یکی از نویسندگان در تحلیل حرکتحضرت و علم ایشان به سرانجام شهادت ایجاد کرده بود و پیرو پرسشهایی که برخی روحانیون در این خصوص از محضر علامه سید محمد حسین طباطبایی «قدس سره» کردند، ایشان رسالهای کوتاه را در باره علم امام نوشتند و در آن زمان منتشر شد. این رساله همان گونه که آیةالله رضا استادی در مجموعه «بیست مقاله» که به همت ایشان منتشر شده، آوردهاند، «در عین اختصار و کوتاهی از اتقان و استحکام فوقالعادهای برخوردار است.» البته همان نویسنده همان زمان بر این رساله خردهگیری کرده و نقد نوشت ولی علامه طباطبایی قدسسره با پاسخهای خویش، بر مطالب رساله تاکید ورزیدند. نقد و پاسخ نیز در همین مجموعه، پس از اصل رساله آمده است. با یک سیر اجمالی در وضع عمومی آن روز، میتوان نسبتبه تصمیم و اقدام سیدالشهدا (ع) روشن شد. تیرهترین و تاریکترین روزگاری که در جریان تاریخ اسلام به خانواده رسالت و شیعیانشان گذشته، دوره حکومتبیستساله معاویه بود. ادامه در ادامه مطلب
بخش اول این رساله در موضوع علم امام (ع) است که علاقهمندان میتوانند برای مطالعه آن به این مجموعه مراجعه کنند. مرحوم علامه عالیمقام، در ادامه رساله با عنوان «نهضتسیدالشهدا (ع) و هدف آن» به تحلیل کوتاه قیام حضرت (ع) پرداختهاند. شخصیت علمی و استحکام تحلیل ایشان که در عین اختصار، نگاشته شده، ما را بر آن داشت که در سرآغاز مقالههای این دفتر ویژه نامه متن آن را عینا از مجموعه یاد شده، برای خوانندگان ارجمند بازگو کنیم.
ادامه مطلب
هدف عاشورا - زنده کردن عزت اسلام
وجه تمايز شيعيان جهان در طول تاريخ اسلامي با ديگر مسلمانان الگوپذيري از امامان معصوم، و مقتدا قرار دادن اين رهروان راستين شريعت محمدي ـ صلي الله عليه و آله ـ و عشق و ايمان حقيقي به اين مشعلان فروزان جامعه بشري بوده است. به دليل اعتقاد به مشروعيت انحصاري امام معصوم و منصوص بود كه در نزد شيعه تا قبل از غيبت، تمامي قدرتهاي حاكم صراحتاً نامشروع تلقي ميشوند و از زمان غيبت به بعد نيز سازش و همراهي با حكومتهايي كه جامع شرائط نيابت از امام غايب نبودهاند اگر نه ناممكن بلكه همواره دشوار بوده است. شيعيان همواره در اقتدا به امامان خويش در سازشناپذيري با حاكمان جور شهره بودهاند و عزت و افتخار خود را در قيام بر عليه باطل جستجو ميكردهاند. در بررسي و تبيين بهتر اين مسئله توجه به دلايل قيام امام حسين ـ عليه السّلام ـ براي درك بهتر نوع الگوپذيري شيعيان از ايشان در كسب عزت و افتخار اسلامي ضروري است كه در اينجا با توجه به حفظ اختصار تنها به ذكر دو نمونه اكتفا ميكنيم: ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
آثار سیاسی عاشورا –احیای امر بمعروف و نهی از منکر
تفسير و احياى اسلام و امر به معروف و نهى ازمنكر از جمله آثار مهم سياسى - اجتماعى قيام و نهضت حياتبخش حسينى كه به جاى مانده، آشكار ساختن اسلام صحيح و احياى امر به معروف و نهى از منكر بود تا بطلان اسلام انحرافى اموى كه پس از زمان رحلت نبى اكرم (ص) صورت گرفت، روشن شود. خاندان بنى اميه در تبليغات خود، خويش را از خاندان رسول خدا (ص) قلمداد كرده و اسلام را وارونه به مردم نشان داده بودند و ايشان را در امور دين به ادعاى اينكه اولى الامر واجب الاطاعه هستند در حيرت و سرگردانى گذاشته بودند؛ اما امام حسين (ع) با قيام خود همه اين توطئهها را بهم ريخت و اسلام اموى و دين يزيدى را از اسلام ناب محمدى جدا ساخت، و با نماز خونين خود در ظهر عاشورا، نماز را اقامه كرده عملاً معنا نمود. چنانكه در زيارت وارث مىخوانيم: «اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتيت الزكوة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر». بنابراين، نهضت و شهادت سيدالشهداء (ع) دو معنى داشت: 1- نفى آنچه به نام اسلام مطرح بود، 2- اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انكار شده بود - مانند امر به معروف و نهى ازمنكر - و اين هر دو با هم، يعنى «احياى اسلام محمدى». 
ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
از جمله آثار و بركات كه قيام و شهادت سيدالشهدا (ع) در بعد سياسى - اجتماعى داشت، بيدار شدن خفتگان و انتقال روح مبازره جويى بر عليه ظلم و ستم بوده و هست. براى تنوير ذهن و تصوير مطلب، لازم است به طور اجمال اشارهاى به وضعيت جامعه اسلامى آن دوران داشته باشيم . مردم آن زمان به چند دسته تقسيم مى شوند: دسته اول: كه قسمت عمده مردم را تشكيل مى داد، كسانى بودند كه در مقابل فساد معاويه ، اراده خود را از دست داده بودند و به پستى و خوارى ناشى از فساد كه پيرامون خلافت اسلامى را فرا گرفته بود تن در داده بودند. دسته دوم : كسانى بودند كه منافع خصوصى خود را بر رسالت و امامت ترجيح مى دادند. اين دسته بر خلاف دسته اول فارغ از ظلم و انحراف بنى اميه بودند و آن را احساس نمىكردند. ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
آثار عاشورا ، نترسیدن از مرگ
عزّت چه به عنوان خصلت فردي يا روحية جمعي به معناي مقهور عوامل بيروني نشدن، شكستناپذيري، صلابت نفس، كرامت و والايي روح انساني و حفظ شخصيّت است. به زمين سفت و سخت و نفوذناپذير، «عُزاز» گفته ميشود. آنان كه از عزّت برخوردارند، تن به پستي و دنائت نميدهند، كارهاي زشت و حقير نميكنند، و براي حفظ كرامت خود و دودمان خويش، گاهي جان ميبازند. ستمپذيري و تحمّل سلطة باطل و سكوت در برابر تعدّي و زير بار مِنّت دونان رفتن و تسليم فرومايگان شدن و اطاعت از كافران و فاجران، همه و همه از ذلّت نفس و زبوني و حقارت روح سرچشمه ميگيرد. در احاديث متعدّد، از ذلّت و خواري نكوهش شده و به يك مسلمان ومؤمن حق ندادهاند كه خود را به پستي و فرومايگي و ذلّت بيفكند. به فرمودة امام صادق ـ عليه السّلام ـ : «اِنَّ الله فَوَّضَ اِلَي المؤمنِ امرَهُ كلَّهُ و لم يُفَوِّضْ اِليه انْ يكونَ ذليلاً...»(2) خداوند همة كارهاي مؤمن را به خودش واگذاشته، ولي اينكه ذليل باشد، به او واگذار نكرده. ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
يكى از آثار و بركات سياسى - اجتماعى سيدالشهدا (ع) اين بود كه نه فقط با حرف كه در عرصه عمل هم روح استقامت و پايدارى وآزاديخواهى و حفظ كرامت و عزت نفس را در كالبد بىروح مسلمين در همه اعصار دميد.
سالار شهيدان در برابر نيروى مهيب ستم و قوه قاهره بنى اميه، بالاترين استقامت و مهمترين پايدارى و شهادت را به خرج داده و در مقابل آنان مقاومت كرده و به انسانها درس حريت و آزادگى آموخت. آن حضرت در آخرين لحظات حماسه كربلا با بدنى مجروح و خونين، دشمن را طرف خطاب قرار داده و فرمود: «اى پيروان ابوسفيان، اگر دين نداريد پس در دنيا آزاد مرد باشيد». حماسه عاشورا سراسر، شعارهاى آزادىطلبى و استقامت و عزت نفس است. چنانكه آن حضرت در روز عاشورا ضمن گفتارهاى گرم و آتشين خود فرياد مىزد: «اين ناپاك و فرزند ناپاك، مرا بين دو كار مخير ساخت: يا ذلت را بپذيرم و در برابر يزيد تسليم شوم، و يا اينكه كشته گردم و به حكم شمشير تن دهم! اما از ما خاندان پيغمبر ذلت بدور است، نه خدا براى ما ذلت مىخواهد و نه پيامبر او و نه مردان پاك دل و مؤمن و نه آن دامنهاى منزهى كه ما را در ميان خود پرورانده است» (1). آرى، رمز موفقيت و راز پيروزى انسان در هميشه تاريخ بستگى به استقامت و پايدارى در مقابل سختىهاى راه دارد و امام حسين (ع) با استقامت خود در برابر بناى شرك و اساس كفر و الحاد و بذل جان و تمام هستى خود در اين راه مقدس، باعث دميده شدن روح پايدارى و آزادگى در بين مردم گشت، به طورى كه در قيامهاى بعد از آن حضرت اين امر به خوبى مشهود است . ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
آثار و نتایج عاشورا : آزادگی
آزادي در مقابل بردگي، اصطلاحي حقوقي و اجتماعي است، امّا «آزادگي» برتر از آزادي است و نوعي حريّت انساني و رهايي انسان از قيد و بندهاي ذلّت آور و حقارت بار است. تعلّقات و پايبنديهاي انسان به دنيا، ثروت، اقوام، مقام، فرزند و... در مسير آزادي روح او، مانع ايجاد ميكند. اسارت در برابر تمنّيات نفساني و علقههاي مادّي،نشانة ضعف ارادة بشري است.

وقتي كمال و ارزش انسان به روح بلند و همّت عالي و خصال نيكوست، خود را به دنيا و شهوات فروختن، نوعي پذيرش حقارت است و خود را ارزان فروختن.
ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
راز سعادت انسان در این است که از نعمت جاذبه و دافعهای که خداوند در وجودش به ودیعه نهاده در مسیر صحیح که بر مبنای وحی میباشد استفاده کند. جذب و دفع امری بدیهی است که در نهاد انسان وجود دارد و انبیاء مبعوث شدهاند تا استفاده صحیح از آنها را به انسان آموزش دهند. جذب و دفع ابزار است و زمانی انسان را به سعادت میرساند که از آنها بر اساس وحی الهی استفاده شود وگرنه کافران و منافقان و شیاطین هم این ابزار را دارند. همه مشکلات بشر از عدم جذب و دفع مطلوب است یعنی حرکت برخلاف مبنای وحی میباشد. حبّ و بغضها و حق و باطل کردنهای بشر از همین جذب و دفع است که اگر صحیح عمل شود سعادتمند میشود. در این بین کسانی هستند که نمیگذارند انسان به سعادت برسد که هوا و هوس از درون و ابلیس و شیاطین و منافقان از برون دست به دست هم دادهاند برای ممانعت از رسیدن انسان به سعادت حقیقی. چرا که همه اینها ابزار منفی هستند برای مقابله با جذب و دفع واقعی. و انسان را به مسیری سوق میدهند که چیزی را جذب کنند و به سمت چیزی بروند که خواست خدا نمیباشد و چیزی را دفع کنند که رضایت خدا در جذب آن میباشد. و این بالعکس عمل کردن باعث گمراهی و نرسیدن به سعادت انسان میشود. خداوند خود میفرماید که این شیاطین قصد اطفاء نور الهی را دارند. «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. (1) یعنی دشمنان تلاش میکنند نور الهی خاموش شود که کسی به سوی آن هدایت نشود اما خداوند هم کامل کننده نور خویش است و انبیاء و ائمه کسانی هستند که نور خدا را روشن میدارند و انسان را به سوی آن که رمز سعادت حقیقی انسان میباشد رهنمون میدهد. مسلمان حق ندارد که خون خود را بدون دلیل شرعی و عقلی بریزید مگر در دفاع از دین، ناموس، آبرو و وطن . ما در هیچ جایی از قرآن و سنت نداریم که میتوانیم در عزای امام حسین و دیگر ائمه علیهمالسلام آسیبی به خود رسانده و خونی جاری نمائیم. این چه تجلیلی از عزای امام حسین علیهالسلام است که باعث ضایع شدن آیات قرآن میشود؟ آیا چنین عزاداریی که باعث بیتوجهی به آیات الهی میشود ارزشی دارد؟! ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
قمهزنی مراسمی است که در بعضی شهرستانها و بلاد شیعی و توسط برخی از عزاداران امام حسین علیه السلام اجرا میشود و در تأسی به مجروح و شهید شدن سیدالشهداء (علیه السلام) و شهیدان کربلا و به عنوان اظهار آمادگی برای خون دادن و سر باختن در راه امام حسین علیه السلام انجام میگیرد. شرکت کنندگان در این مراسم، صبح زود روز عاشورا، با پوشیدن لباس سفید و بلندی همچون کفن، به صورت دسته جمعی قمه بر سر میزنند و خون، از سر بر صورت و لباس سفید جاری میشود. بعضی هم برای قمهزنی نذر میکنند، برخی هم چنین نذری را درباره کودکان خردسال انجام میدهند و بر سرِ آنان تیغ میزنند، تا از محل آن خون جاری گردد. در اینجا به توصیف صحنههایی از دسته قمهزنی در شهر کاظمین به نقل از کتاب «تراژدی کربلا» میپردازیم: گروه سرشکافته و خونآلود قمهزنان، چنان منظره دهشتناکی پدید میآورند که وحشت و اندوه، سراسر وجود تماشاچیان را فرا میگیرد... خون، با نخستین ضربه فوران میزند؛ اما گاه برخی آنچنان به شور و هیجان میآیند که ضربههای محکمی بر سر فرود آورده و خون بیشتری از سر خود جاری میسازند. «روز عاشورا در بیشتر شهرها و روستاهای عراق، روز حزن و اندوه و سوگ است. دیدگان اشکبار و رنگ سیاه پرچمها و چهرههای خاک آلود، در همه جا به چشم میخورد؛ تنها کفنهای قمهزنان به رنگ سفید و با لکههایی از خون دیده میشود. مردانی که شعار «فداییان حسین» را بر کفنها نگاشته، قمه، شمشیر و یا خنجری بر دستان گرفته و بر سرهای تراشیده خود زخمهایی گاه بسیار عمیق و شدید وارد میآورند. دسته بیضوی شکل آنها با عبور از خیابان اصلی کاظمین به حرم وارد میشود ... عزاداران با رسیدن به حرم کاظمین، با حماسه بسیار، فریاد «حیدر ... حیدر» سر میدهند و با هر ضربه طبل و نوای شیپور، ضربهای بر فرق سر میزنند. گاه این ضربهها چنان شدید است که فرق سر را شکافته و خون بسیاری از آن جاری میسازد. در برخی موارد نیز افراد از هوش رفته و بر زمین میافتند و یا از شدت ضربهها جان میدهند ... گروه سرشکافته و خونآلود قمهزنان، چنان منظره دهشتناکی پدید میآورند که وحشت و اندوه، سراسر وجود تماشاچیان را فرا میگیرد... خون، با نخستین ضربه فوران میزند؛ اما گاه برخی آنچنان به شور و هیجان میآیند که ضربههای محکمی بر سر فرود آورده و خون بیشتری از سر خود جاری میسازند. برخی نیز با سطح قمه بر سر ضربه میزنند تا خطر کمتری برایشان داشته باشد. قمهزنان بلافاصله پس از پایان مراسم به حمامهای عمومی رفته و پس از مداوای زخمهایشان به شیوهای سنتی، خود را شسته و بهبود مییابند. آمادهسازی قمهها و کفنها و گروههای موزیک و دیگر لوازم مورد نیاز، بر عهده هیئتهای عزاداری است. جمعآوری کمکهای مردمی و دادن مبلغی به شاعر، نوحهخوان، سخنران و دیگر مخارج نیز بر عهده هیأتها است.» (1) قمهزنی نیز مثل شبیهخوانی، از دیرباز مورد اختلاف نظر علما و پیروان و مقلدین آنان بوده و به استفتاء و افتاء مبنی بر جواز یا عدم جواز آن میپرداختهاند. پینوشت: 1- تراژدی کربلا، ابراهیم حیدری، ترجمه علی معموری . منبع: دست پنهان، دفتر فرهنگی فخرالائمه(علیهم السلام)قمهزنی چیست؟

در مورد منشا اصلی قمهزنی، اقوال مختلفی وجود دارد؛(1) اما آنچه که بیشتر از همه مستند و قابل اثبات است، این است که تیغزنی و قمهزنی رسومی عاریتیاند که از جانب ترکهای آذربایجان به فارسها و اعراب منتقل شدهاند. (2) نویسنده عراقی الاصل کتاب «تراژدی کربلا» نیز بر این عقیده است که مراسمهایی از قبیل قمهزنی، قبل از قرن نوزدهم در عراق مرسوم نبوده و به تدریج از اواخر این قرن در آن کشور رواج یافته است. بنابراین مراسم قمهزنی و ... از خارج عراق به آن کشور وارد شده و ریشه عربی ندارد.(3) شیخ کاظم دجیلی نیز در تایید این نظر میگوید: «عربهای عراق تا آغاز قرن بیستم در این گونه مراسمها شرکت نمیکردند؛ این اعمال در ابتدا در میان ترکهای عراق، فِرَق صوفیه و کُردهای غرب ایران مرسوم بود.» (4) گزارشی از مقامات بریتانیایی درباره مراسم عاشورای 1919 م. در نجف حاکی است که گروهی صد نفره از شیعیان ترک در آن سال به قمهزنی پرداخته بودند. (5) از نظر تاریخی مسلم است که قمهزنی در ایران تا پیش از صفویه هیچگونه سابقهای نداشته است و محور تردیدها در آن است که آیا در زمان صفویه به وجود آمده است و یا این که بعد از صفویه در زمان قاجاریه وارد شده و رواج یافته است؟ خاطرهای از سید محمد بحرالعلوم، این نظر را تایید میکند: «هنگامی که حدود 50 یا 60 سال پیش در نجف بودم، تنها چند هیئت ترک در آن شهر حضور داشت. آنان در ایام عزا به منزل سید بحرالعلوم بزرگ میرفتند و با کسب اجازه از ایشان به خواندن ابیاتی سوزناک درباره امام حسین علیه السلام میپرداختند. برخی از آنان نیز در ضمن ذکر مصیبت برای همدردی با امام حسین علیه السلام جراحتهای خفیفی به خود وارد میکردند. به تدریج این گونه اعمال رو به تحول و گسترش گذاشته تا آن که پس از ممنوعیت قمهزنی در دوره نخست وزیر یاسین هاشمی، در سال 1935 م. به اوج خود رسید. در واقع این اِعمال زور، تاثیری معکوس داشت؛(6) به نحوی که یک هیئت قمهزنی، به سه هیئت تبدیل شد.»(7) حاج حمید راضی (متوفی سال 1953 م.) از معمرین اهل کربلا که نزدیک به 110 سال عمر کرده بود، خاطرات خود درباره عزاداری امام حسین علیه السلام نقل میکند که مراسم قمهزنی و ... در ایام جوانی او در شهر نجف و کربلا مرسوم نبود.(8) در دوره قاجار علمای بزرگی مثل علامه سید محسن امین عاملی، قمهزنی و نظایر آن را غیر شرعی و شیطانپسند خوانده و به مخالفت با آن پرداختند که باز هم - با توجه به این که قمهزنی به سرعت جایگاه مطلوبی نزد عوام الناس یافته و جزئی لاینفک از مظاهر دینداری، با لعاب تعصب مردم شده بود - نه تنها مخالفت این دسته از علما موثر واقع نشد، بلکه به تشکیل جبههای در بین مردم و برخی علمای موافق قمهزنی منجر شد؛ تا جایی که برای مثال به علامه سید محسن امین عاملی تهمت زدند که میخواهد اخبار را نسخ کند و از اجرای اعمال دین جلوگیری کند! همچنین در خاطرات شفاهی هیچ یک از کهنسالان نجف و کربلا از برگزاری مراسم قمهزنی و ... قبل از نیمه قرن نوزدهم یاد نشده است. این گونه مراسمها برای اولین بار توسط برخی زائران تُرک از طایفه قزلباش رواج یافت. آنان به هنگام زیارت امام حسین علیه السلام با شمشیرهایی مخصوص، به سرهای خود ضربه میزدند. (9) از نظر تاریخی مسلم است که قمهزنی در ایران تا پیش از صفویه هیچگونه سابقهای نداشته است و محور تردیدها در آن است که آیا در زمان صفویه به وجود آمده است و یا این که بعد از صفویه در زمان قاجاریه وارد شده و رواج یافته است؟ (10) ادامه در ادامه مطلبپیدایش قمهزنی

ادامه مطلب
آنچه در ذهن بسیاری از جوانان و در رابطه با عزاداری سید و سالار شهیدان وجود دارد، بیشتر به نوعی عدم پاسخگویی در این حوزه بر میگردد از همین رو طرح پرسشهایی با مضامین شبهات مرتبط با عزاداری سیدالشهداء علیه السلام شاید نخستین گام برای دریافت آگاهی در این حوزه باشد... آنچه میخوانید پرسش و پاسخی است خواندنی درباره برخی شبهات مرتبط با مجالس عزاداری. سوال: حكم مداحی به سبك جدید چیست؟ پاسخ: الف ـ در عزاداری انجام هر گونه اقدامی كه با اعتدال اسلامی و فطرت انسانی تناسب ندارد یا موجب وهن و توهین به اسلام و مسلمانان است، ناصحیح میباشد. مصادیق مختلف عزاداری كه اشكال ندارد ـ گرچه ممكن است در دین به آن امر نشده باشد ـ در فتاوای رهبر فرزانه انقلاب چنین آمده است: (1) 1.شبیهخوانی: اگر مشتمل بر امور دروغ نباشد ـ مسلتزم مفسده نباشد، باعث وهن مذهب نشود. 2. استفاده از شیپور، طبل و سنج: به نحو متعارف. 3. عَلَم : نباید جزء دین شمرده شود. 4. دسته عزاداری: بدون اذیّت دیگران یا هر عملی كه حرام باشد. 5. زنجیرزنی: به نحو متعارف. و مواردی كه در فتاوای ایشان جایز دانسته نشده است عبارتست از: 1. زنجیر زدن تیغدار . 2. استفاده از ارگ و یا سایر آلات الکترونیکی موسیقی در دستهجات . 3. سوراخ كردن گوشت بدن . 4. مالیدن سر و صورت بر زمین و خونی كردن آن . 5. شركت زنان در دستههای سینهزنی و زنجیرزنی . 6. قمهزدن . 7. پابرهنه وارد آتش شدن . 8. نقل مصیبتهایی كه سند تاریخی یا روایی ندارد. سیره نظری و عملی پیامبر و همه امامان عظیم، حاكی از احترام و ارزش فراوان به انسانها و بندگان خدا، در هر لباس و با هر رنگ و مذهب است. چگونه میتوان با تمسّك به نام آنان، انسان را حقیر و ذلیل كرد؟ ب ـ هدف از عزاداری اظهار حزن و اندوه یا ابراز وفاداری و بیعت با راهی است كه اهلبیت به ما نشان دادهاند. بنابراین، مجلس ذكر اهلبیت، مكان ذكر و فكر و شور و شعور در كنار یكدیگر است، و مجالسی كه تنها به برانگیختن هیجانات میپردازند و افراد را تا سر حد جنون تحریك میكنند، چنین چیزی بنا بر مكتب اهلبیت نیست، و با توجه به تعدّد جلسات، ما میتوانیم بهترین جلسات را انتخاب كنیم. ( رسالة اجوبة الاستفتائات، ج2، ترجمه فارسی، سؤال 354 تا 377 ، از ص127 ـ 133) ادامه در ادامه مطلبپرسشهایی در مورد عزاداری حضرت سیدالشهدا علیه السلام

ادامه مطلب

