با توجه به مفهوم پيروزى و شكست ، به اين نتيجه مى رسيم كه پيروزى آن نيست كه انسان از ميدان نبرد سالم به در آيد و يا دشمن خود را به خاك هلاكت افكند، بلكه پيروزى آن است كه هدف خود را پيش ببرد و دشمن را از رسيدن به مقصود خود باز دارد. اميرالمؤمنين (ع) در اين خصوص فرموده است : «ما ظفر من ظفر الاثم به ، و الغالب بالشر مغلوب» (1) كسى كه گناه بر او پيروز شد، شكست مى خورد و كسى كه از راه بدى بر دشمن ظفر يافت در واقع مغلوب است ». از اين رو اگر چه امام حسين (ع) و يارانش پس از يك نبرد خونبار و قهرمانانه به نور عظيم شهادت رسيدند، اما آنها هدف مقدس خود را به تمام معنى از آن شهادت پر افتخار گرفتند. و هدف اين بود كه به تكليف عمل شده و ماهيت حكومت ارتجاعى و ضد اسلامى اموى آشكار شود و افكار عمومى مسلمين بيدار گردد، كه اين هدف به خوبى انجام گرفت . 

 

رسوايى سران اموى و قاتلان امام حسين (ع) به حدى بالا گرفت كه سرانجام پس از گذشت چند سال نه تنها هيچ كس از آل اميه جرأت نداشت نسبت خود را آشكار سازد بلكه بدنهاى مردگان آنها را هم از قبر بيرون كشيدند و با آتش سوزاندند . آرى، راه پيشرفت و پيروزى كه داشت با سرعت فراوان براى آن دودمان كثيف در بين امت هموار مى شد، بعد از واقعه كربلا يكباره درهم ريخت و با رسوايى بسيار، بساط ابوسفيانيان برچيده گشت.

«استادنيكلسون » گويد: «حادثه كربلا، حتى مايه پشيمانى و تأسف امويان شد، زيرا اين واقعه، شيعيان را متحد كرد و براى انتقام امام حسين، هم صدا شدند و صداى آنان در همه جا و مخصوصاً عراق و ايرانيانى كه مى‏خواستند از نفوذ عربها آزاد شوند انعكاس يافت».(2)

 

يكى ديگر از شواهد شكست يزيديان و بنى اميه ، زمانى است كه امام سجاد (ع) در كوفه خطبه خواند و ماهيت پليد دشمنان خدا را براى مردم خفته و فريب خورده آشكار كرد. لذا مردم يك زبان عرض كردند:

«اى فرزند رسول خدا (ص) ، همه ما شنوا و مطيع و حافظ عهد و پيمان تو هستيم ، از تو روى بر نگردانده و تو را ترك نخواهيم كرد، پس خدا تو را رحمت كند، به ما دستور بده كه همانا با دشمن تو دشمن و با دوست تو دوستيم ، تا يزيد را بگيريم و از كسانى كه به تو و ما ظلم نمودند، دورى بجوييم » .(3)

آرى ، امام حسين را كشتند، اما حسين كه فقط جسم نيست، امام حسين يك مكتب است كه بعد از مرگش زنده‏تر شد. و اگر چه در كربلا قيام قامت امام حسين (ع) را در خون كشيدند ، و ناى حقيقت گوى او را بريدند، اما در حقيقت امام حسين زنده‏تر شد، او بزرگ مردى است كه با شهادتش حركتى عظيم و تحولى بزرگ در تاريخ ايجاد كرد و يزيد و يزيديان را رسوا نمود.

 

پی نوشتها :

1-      نهج البلاغه , صبحى صالح , حكمت 333

2-      ترجمه تاريخ سياسى اسلام , ج 1 ص 352. به نقل از كتاب ماهيت قيام مختار , ص 201

3-      بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 45 ص 112

 

 





نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

نقش آمار در ارائه سيماى روشن‏تر از هر موضوع و حادثه،غير قابل انكار است.ليكن‏در حادثهكربلا و مسائل قبل و بعد از آن،با توجه به اختلاف نقلها و منابع،نمى‏توان در بسيارى از جهات،آمار دقيق و مورد اتفاق ذكر كرد و آنچه نقل شده،گاهى تفاوتهاى‏بسيارى با هم دارد.در عينحال بعضى از مطالب آمارى،حادثه كربلا را گوياتر مى‏سازد. 

به همين دليل به ذكر نمونه‏هايى از ارقام و آمار مى‏پردازيم: مدت قيام امام حسين‏«ع‏»ازروز امتناع از بيعت با يزيد،تا روز عاشورا 175 روزطول كشيد :12 روز در مدينه ،4 ماه و 10 روزدر مكه،23 روز بين راه مكه تا كربلا و8 روز در كربلا (2 تا 10 محرم) . 
منزلهايى كه بين مكه تا كوفه بود و امام حسين آنها را پيمود تا به كربلا رسيد18 منزلبود(معجم البلدان). 
فاصله منزلها با هم سه فرسخ و گاهى پنج فرسخ بود. 
منزلهاى ميان كوفه تا شام 14 منزل بود كه اهل بيت را در حال اسارت از آنها عبوردادند. 
نامه‏هايى كه از كوفه به امام حسين‏ «ع‏» در مكه رسيد و او را دعوت به آمدن كرده‏بودند 12000نامه بود (طبق نقل شيخ مفيد). 
بيعت كنندگان با مسلم بن عقيل در كوفه 18000 نفر،يا 25000 نفر و يا 40000 نفرگفته شدهاست. 
شهداى كربلا از اولاد ابى طالب كه نامشان در زيارت ناحيه آمده است 17 نفر . 
شهداى كربلا از اولاد ابى طالب كه نامشان در زيارت ناحيه نيامده 13 نفر .سه نفر هم‏كودكان بنى هاشم شهيد شدند،جمعا 33 نفر .اين افراد به اين صورت‏اند : 
امام حسين‏«ع‏» 1 نفر ، اولاد امام حسين 3 نفر ، اولاد على‏«ع‏» 9 نفر ،اولاد امام حسن 4 نفر ، اولاد عقيل ‏12 نفر ،اولاد جعفر 4 نفر.

 

غير از امام حسين ‏«ع‏» و بنى هاشم ،شهدايى كه نامشان در زيارت ناحيه مقدسه وبرخى منابع ديگر آمده است 82 نفرند .غير از آنان ،نام 29 نفر ديگر در منابع متاخرتر آمده‏است . 
  جمع شهداى كوفه از ياران امام 138 نفر .تعداد 14 نفر از جمع اين جناح حسينى ،غلام بوده‏اند .
شهدايى كه سرهايشان بين قبايل تقسيم شد و از كربلا به كوفه بردند 78 نفر بودند . 
تقسيم سرها به اين صورت بود : قيس بن اشعث،رئيس بنى كنده 13 سر ،شمر رئيس‏هوازن 12سر ،قبيله بنى تميم 17 سر، قبيله بنى اسد 16 سر، قبيله مذحج 6 سر ،افرادمتفرقه از قبايلديگر 13 سر . 

 ادامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 

ثمره نهضت کربلا چه بود

شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشه‏هاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مى‏بردند، چون به تكريت رسيدند،مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين«ع»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا»نيز رسيدند.مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين و دودمانش سلام و درود فرستادند و امويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند.چون خبر يافتند كه مردم«جهينه»هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه«كفر طاب»رفتند،به آنجا نيز راهشان ندادند.به حمس كه وارد شدند،مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعد ايمان و ضلالا بعد هدى؟»و با آنان درگير شدند و تعدادى را كشتند.(1)

 

برخى از تأثيرات حماسه عاشورا از اين قرار است:

1ـ قطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم‏

2ـ احساس گناه و شرمسارى در جامعه،بخاطر يارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكليف‏

 

3ـ فرو ريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام بر ضد ستم‏

ادامه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

آثار سیاسی عاشورا – بقای شریعت اسلام 

 بقاى شريعت اسلام 

او كشته شد كه دين خدا جاودان شود     جان جهان فداش كه بى مثل و گوهر است

اوضاع عمومى اسلام و مسلمين بسيار ناراحت كننده بود . فعاليت‏ها و تبليغات مسموم بنى اميه عليه حضرت على (ع) و خاندانش ، و نيز تحريفات و بدعتهايى كه زيركانه در اسلام داخل كرده بودند، شرايط را جهت نابودى اسلام و محو نام حضرت محمد (ص) آماده كرده بود. خلافت الهى به حكمت سلطنتى و ديكتاتورى تبديل شده بود . روح شريعت اسلام يعنى پرهيزگارى و عدالت، در اجتماع ديده نمى‏شد و از احكام اجتماعى دين فقط جمعه و جماعت، آن هم به صورت تشريفات وجود داشت؛ و گاهى همين صورت تشريفاتى نيز به بدعت و بلكه فسق و فجور مى‏گراييد . اكثر قريب به اتفاق نسل مسلمان كه آن روزها در شبه جزيره عربستان زندگى مى‏كرد، در پايان خلافت عمر متولد و در عصر عثمان پرورش يافته و در آغاز حكومت معاويه وارد اجتماع شده بودند، لذا پيامبر اكرم (ص) را زيارت نكرده و شايد بتوان گفت مقام و منزلت خاندان وحى را درك نكرده بودند.

 

در رأس جامعه‏اى كه دچار بى‏ارادگى و ضعف نفس شده بود، حاكمى فاسق و فاجر چون يزيد لقب شريف اميرالمؤمنين و خليفه مسلمين را به ناحق با خود يدك مى كشيد. يك جوان قمار باز و شرابخوار، بى‏بند و بار و صد در صد اهل دنيا و خوشگذرانيهاى آن بر مردم حكومت مى كرد يك مغز الكلى كه از نظر افكار ، نسبت به اسلام و مقدسات اسلام كمترين عقيده‏اى نداشت، و ميمون بازى و هوسبازى از كارها و تفريحات روزانه‏اش بود . انسانهاى خطرناك و دنيا طلب به فرمان او در تمام استانها و شهرستانها بر اوضاع مسلط و بر دوش مسلمانان سوار بودند.

 ادامه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

  نهضت ‏عاشورا و اهداف آن

به دنبال طرح موضوع آگاهی حضرت امام‏حسین (ع) از سرنوشت‏حرکت و نهضت‏خویش و شبهه‏ای که یکی از نویسندگان در تحلیل حرکت‏حضرت و علم ایشان به سرانجام شهادت ایجاد کرده بود و پیرو پرسشهایی که برخی روحانیون در این خصوص از محضر علامه سید محمد حسین طباطبایی «قدس سره‏» کردند، ایشان رساله‏ای کوتاه را در باره علم امام نوشتند و در آن زمان منتشر شد. این رساله همان گونه که آیة‏الله رضا استادی در مجموعه «بیست مقاله‏» که به همت ایشان منتشر شده، آورده‏اند، «در عین اختصار و کوتاهی از اتقان و استحکام فوق‏العاده‏ای برخوردار است.» البته همان نویسنده همان زمان بر این رساله خرده‏گیری کرده و نقد نوشت ولی علامه طباطبایی قدس‏سره با پاسخهای خویش، بر مطالب رساله تاکید ورزیدند. نقد و پاسخ نیز در همین مجموعه، پس از اصل رساله آمده است.
بخش اول این رساله در موضوع علم امام (ع) است که علاقه‏مندان می‏توانند برای مطالعه آن به این مجموعه مراجعه کنند. مرحوم علامه عالی‏مقام، در ادامه رساله با عنوان «نهضت‏سیدالشهدا (ع) و هدف آن‏» به تحلیل کوتاه قیام حضرت (ع) پرداخته‏اند. شخصیت علمی و استحکام تحلیل ایشان که در عین اختصار، نگاشته شده، ما را بر آن داشت که در سرآغاز مقاله‏های این دفتر ویژه نامه متن آن را عینا از مجموعه یاد شده، برای خوانندگان ارجمند بازگو کنیم.

 

با یک سیر اجمالی در وضع عمومی آن روز، می‏توان نسبت‏به تصمیم و اقدام سیدالشهدا (ع) روشن شد. تیره‏ترین و تاریک‏ترین روزگاری که در جریان تاریخ اسلام به خانواده رسالت و شیعیانشان گذشته، دوره حکومت‏بیست‏ساله معاویه بود.

ادامه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 هدف عاشورا - زنده کردن عزت اسلام

وجه تمايز شيعيان جهان در طول تاريخ اسلامي با ديگر مسلمانان الگوپذيري از امامان معصوم، و مقتدا قرار دادن اين رهروان راستين شريعت محمدي ـ صلي الله عليه و آله ـ و عشق و ايمان حقيقي به اين مشعلان فروزان جامعه بشري بوده است. به دليل اعتقاد به مشروعيت انحصاري امام معصوم و منصوص بود كه در نزد شيعه تا قبل از غيبت، تمامي قدرتهاي حاكم صراحتاً نامشروع تلقي مي‌شوند و از زمان غيبت به بعد نيز سازش و همراهي با حكومت‌هايي كه جامع شرائط نيابت از امام غايب نبوده‌اند اگر نه ناممكن بلكه همواره دشوار بوده است.

 

شيعيان همواره در اقتدا به امامان خويش در سازش‌ناپذيري با حاكمان جور شهره بوده‌اند و عزت و افتخار خود را در قيام بر عليه باطل جستجو مي‌كرده‌اند. در بررسي و تبيين بهتر اين مسئله توجه به دلايل قيام امام حسين ـ عليه السّلام ـ براي درك بهتر نوع الگوپذيري شيعيان از ايشان در كسب عزت و افتخار اسلامي ضروري است كه در اينجا با توجه به حفظ اختصار تنها به ذكر دو نمونه اكتفا مي‌كنيم:

ادامه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

آثار سیاسی عاشورا –احیای امر بمعروف و نهی از منکر

تفسير و احياى اسلام و امر به معروف و نهى ازمنكر

از جمله آثار مهم سياسى - اجتماعى قيام و نهضت حياتبخش حسينى كه به جاى مانده، آشكار ساختن اسلام صحيح و احياى امر به معروف و نهى از منكر بود تا بطلان اسلام انحرافى اموى كه پس از زمان رحلت نبى اكرم (ص) صورت گرفت، روشن شود.

خاندان بنى اميه در تبليغات خود، خويش را از خاندان رسول خدا (ص) قلمداد كرده و اسلام را وارونه به مردم نشان داده بودند و ايشان را در امور دين به ادعاى اينكه اولى الامر واجب الاطاعه هستند در حيرت و سرگردانى گذاشته بودند؛ اما امام حسين (ع) با قيام خود همه اين توطئه‏ها را بهم ريخت و اسلام اموى و دين يزيدى را از اسلام ناب محمدى جدا ساخت، و با نماز خونين خود در ظهر عاشورا، نماز را اقامه كرده عملاً معنا نمود.

چنانكه در زيارت وارث مى‏خوانيم: «اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتيت الزكوة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر».

 

  بنابراين، نهضت و شهادت سيدالشهداء (ع) دو معنى داشت:

1-      نفى آنچه به نام اسلام مطرح بود،

2-      اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انكار شده بود - مانند امر به معروف و نهى ازمنكر - و اين هر دو با هم، يعنى «احياى اسلام محمدى».  

ادامه در ادامه مطلب 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

  بيدارى خفتگان

از جمله آثار و بركات كه قيام و شهادت سيدالشهدا (ع) در بعد سياسى - اجتماعى داشت، بيدار شدن خفتگان و انتقال روح مبازره جويى بر عليه ظلم و ستم بوده و هست.

براى تنوير ذهن و تصوير مطلب، لازم است به طور اجمال اشاره‏اى به وضعيت جامعه اسلامى آن دوران داشته باشيم . مردم آن زمان به چند دسته تقسيم مى شوند:

 

  دسته اول: كه قسمت عمده مردم را تشكيل مى داد، كسانى بودند كه در مقابل فساد معاويه ، اراده خود را از دست داده بودند و به پستى و خوارى ناشى از فساد كه پيرامون خلافت اسلامى را فرا گرفته بود تن در داده بودند.

دسته دوم : كسانى بودند كه منافع خصوصى خود را بر رسالت و امامت ترجيح مى دادند. اين دسته بر خلاف دسته اول فارغ از ظلم و انحراف بنى اميه بودند و آن را احساس نمى‏كردند.

ادامه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 آثار عاشورا ، نترسیدن از مرگ

عزّت چه به عنوان خصلت فردي يا روحية جمعي به معناي مقهور عوامل بيروني نشدن، شكست‌ناپذيري، صلابت نفس، كرامت و والايي روح انساني و حفظ شخصيّت است. به زمين سفت و سخت و نفوذناپذير، «عُزاز» گفته مي‌شود. آنان كه از عزّت برخوردارند، تن به پستي و دنائت نمي‌دهند، كارهاي زشت و حقير نمي‌كنند، و براي حفظ كرامت خود و دودمان خويش، گاهي جان مي‌بازند.

ستم‌پذيري و تحمّل سلطة باطل و سكوت در برابر تعدّي و زير بار مِنّت دونان رفتن و تسليم فرومايگان شدن و اطاعت از كافران و فاجران، همه و همه از ذلّت نفس و زبوني و حقارت روح سرچشمه مي‌گيرد.


 

 خداوند عزيز است و عزّت را براي خود و پيامبر و صاحبان ايمان قرار داده است.(1)

در احاديث متعدّد، از ذلّت و خواري نكوهش شده و به يك مسلمان ومؤمن حق نداده‌اند كه خود را به پستي و فرومايگي و ذلّت بيفكند. به فرمودة امام صادق ـ عليه السّلام ـ :

«اِنَّ الله فَوَّضَ اِلَي المؤمنِ امرَهُ كلَّهُ و لم يُفَوِّضْ اِليه انْ يكونَ ذليلاً...»(2)

خداوند همة ‌كارهاي مؤمن را به خودش واگذاشته، ولي اين‌كه ذليل باشد، ‌به او واگذار نكرده.

ادامه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 يكى از آثار و بركات سياسى - اجتماعى سيدالشهدا (ع) اين بود كه نه فقط با حرف كه در عرصه عمل هم روح استقامت و پايدارى وآزاديخواهى و حفظ كرامت و عزت نفس را در كالبد بى‏روح مسلمين در همه اعصار دميد.

سالار شهيدان در برابر نيروى مهيب ستم و قوه قاهره بنى اميه، بالاترين استقامت و مهمترين پايدارى و شهادت را به خرج داده و در مقابل آنان مقاومت كرده و به انسانها درس حريت و آزادگى آموخت. آن حضرت در آخرين لحظات حماسه كربلا با بدنى مجروح و خونين، دشمن را طرف خطاب قرار داده و فرمود: «اى پيروان ابوسفيان، اگر دين نداريد پس در دنيا آزاد مرد باشيد».

 

حماسه عاشورا سراسر، شعارهاى آزادى‏طلبى و استقامت و عزت نفس است. چنانكه آن حضرت در روز عاشورا ضمن گفتارهاى گرم و آتشين خود فرياد مى‏زد: «اين ناپاك و فرزند ناپاك، مرا بين دو كار مخير ساخت: يا ذلت را بپذيرم و در برابر يزيد تسليم شوم، و يا اينكه كشته گردم و به حكم شمشير تن دهم! اما از ما خاندان پيغمبر ذلت بدور است، نه خدا براى ما ذلت مى‏خواهد و نه پيامبر او و نه مردان پاك دل و مؤمن و نه آن دامنهاى منزهى كه ما را در ميان خود پرورانده است» (1).

آرى، رمز موفقيت و راز پيروزى انسان در هميشه تاريخ بستگى به استقامت و پايدارى در مقابل سختى‏هاى راه دارد و امام حسين (ع) با استقامت خود در برابر بناى شرك و اساس كفر و الحاد و بذل جان و تمام هستى خود در اين راه مقدس، باعث دميده شدن روح پايدارى و آزادگى در بين مردم گشت، به طورى كه در قيامهاى بعد از آن حضرت اين امر به خوبى مشهود است .

ادامه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 آثار و نتایج عاشورا : آزادگی 

 

آزادي در مقابل بردگي، اصطلاحي حقوقي و اجتماعي است، امّا «آزادگي» برتر از آزادي است و نوعي حريّت انساني و رهايي انسان از قيد و بندهاي ذلّت آور و حقارت بار است. تعلّقات و پاي‌بندي‌هاي انسان به دنيا، ثروت، اقوام، مقام، فرزند و... در مسير آزادي روح او، مانع ايجاد مي‌كند. اسارت در برابر تمنّيات نفساني و علقه‌هاي مادّي،نشانة ضعف ارادة بشري است.

 

وقتي كمال و ارزش انسان به روح بلند و همّت عالي و خصال نيكوست، خود را به دنيا و شهوات فروختن، نوعي پذيرش حقارت است و خود را ارزان فروختن.

ادامه در ادامه مطلب

 

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 17 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 

راز سعادت انسان در این است که از نعمت جاذبه و دافعه‎ای که خداوند در وجودش به ودیعه نهاده در مسیر صحیح که بر مبنای وحی می‎باشد استفاده کند.

جذب و دفع امری بدیهی است که در نهاد انسان وجود دارد و انبیاء مبعوث شده‎اند تا استفاده صحیح از آنها را به انسان آموزش دهند.

جذب و دفع ابزار است و زمانی انسان را به سعادت می‎رساند که از آنها بر اساس وحی الهی استفاده شود وگرنه کافران و منافقان و شیاطین هم این ابزار را دارند.

همه مشکلات بشر از عدم جذب و دفع مطلوب است یعنی حرکت برخلاف مبنای وحی می‎باشد. حبّ و بغض‎ها و حق و باطل کردن‎های بشر از همین جذب و دفع است که اگر صحیح عمل شود سعادتمند می‎شود.

در این بین کسانی هستند که نمی‎گذارند انسان به سعادت برسد که هوا و هوس از درون و ابلیس و شیاطین و منافقان از برون دست به دست هم داده‎اند برای ممانعت از رسیدن انسان به سعادت حقیقی. چرا که همه اینها ابزار منفی هستند برای مقابله با جذب و دفع واقعی. و انسان را به مسیری سوق می‎دهند که چیزی را جذب کنند و به سمت چیزی بروند که خواست خدا نمی‎باشد و چیزی را دفع کنند که رضایت خدا در جذب آن می‎باشد. و این بالعکس عمل کردن باعث گمراهی و نرسیدن به سعادت انسان می‎شود.

خداوند خود می‎فرماید که این شیاطین قصد اطفاء نور الهی را دارند. «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. (1)

یعنی دشمنان تلاش می‎کنند نور الهی خاموش شود که کسی به سوی آن هدایت نشود اما خداوند هم کامل کننده نور خویش است و انبیاء و ائمه کسانی هستند که نور خدا را روشن می‎دارند و انسان را به سوی آن که رمز سعادت حقیقی انسان می‎باشد رهنمون می‎دهد.

مسلمان حق ندارد که خون خود را بدون دلیل شرعی و عقلی بریزید مگر در دفاع از دین، ناموس، آبرو و وطن . ما در هیچ جایی از قرآن و سنت نداریم که می‎توانیم در عزای امام حسین و دیگر ائمه علیهم‎السلام آسیبی به خود رسانده و خونی جاری نمائیم. این چه تجلیلی از عزای امام حسین علیه‎السلام است که باعث ضایع شدن آیات قرآن می‎شود؟ آیا چنین عزاداریی که باعث بی‎توجهی به آیات الهی می‎شود ارزشی دارد؟!

ادامه در ادامه مطلب

 

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 

قمه‎زنی چیست؟

قمه

قمه‎زنی مراسمی است که در بعضی شهرستان‎ها و بلاد شیعی و توسط برخی از عزاداران امام حسین علیه السلام اجرا می‎شود و در تأسی به مجروح و شهید شدن سیدالشهداء (علیه السلام) و شهیدان کربلا و به عنوان اظهار آمادگی برای خون دادن و سر باختن در راه امام حسین علیه السلام انجام می‎گیرد. شرکت کنندگان در این مراسم، صبح زود روز عاشورا، با پوشیدن لباس سفید و بلندی همچون کفن، به صورت دسته جمعی قمه بر سر می‎زنند و خون، از سر بر صورت و لباس سفید جاری می‎شود. بعضی هم برای قمه‎زنی نذر می‎کنند، برخی هم چنین نذری را درباره کودکان خردسال انجام می‎دهند و بر سرِ آنان تیغ می‎زنند، تا از محل آن خون جاری گردد.

در اینجا به توصیف صحنه‎هایی از دسته قمه‎زنی در شهر کاظمین به نقل از کتاب «تراژدی کربلا» می‎پردازیم:

گروه سرشکافته و خون‎آلود قمه‎زنان، چنان منظره دهشتناکی پدید می‎آورند که وحشت و اندوه، سراسر وجود تماشاچیان را فرا می‎گیرد... خون، با نخستین ضربه فوران می‎زند؛ اما گاه برخی آنچنان به شور و هیجان می‎آیند که ضربه‎های محکمی بر سر فرود آورده و خون بیشتری از سر خود جاری می‎سازند.

«روز عاشورا در بیشتر شهرها و روستاهای عراق، روز حزن و اندوه و سوگ است. دیدگان اشکبار و رنگ سیاه پرچم‎ها و چهره‎های خاک آلود، در همه جا به چشم می‎خورد؛ تنها کفن‎های قمه‎زنان به رنگ سفید و با لکه‎هایی از خون دیده می‎شود. مردانی که شعار «فداییان حسین» را بر کفن‎ها نگاشته، قمه، شمشیر و یا خنجری بر دستان گرفته و بر سرهای تراشیده خود زخم‎هایی گاه بسیار عمیق و شدید وارد می‎آورند. دسته بیضوی شکل آنها با عبور از خیابان اصلی کاظمین به حرم وارد می‎شود ... عزاداران با رسیدن به حرم کاظمین، با حماسه بسیار، فریاد «حیدر ... حیدر» سر می‎دهند و با هر ضربه طبل و نوای شیپور، ضربه‎ای بر فرق سر می‎زنند. گاه این ضربه‎ها چنان شدید است که فرق سر را شکافته و خون بسیاری از آن جاری می‎سازد. در برخی موارد نیز افراد از هوش رفته و بر زمین می‎افتند و یا از شدت ضربه‎ها جان می‎دهند ...

گروه سرشکافته و خون‎آلود قمه‎زنان، چنان منظره دهشتناکی پدید می‎آورند که وحشت و اندوه، سراسر وجود تماشاچیان را فرا می‎گیرد... خون، با نخستین ضربه فوران می‎زند؛ اما گاه برخی آنچنان به شور و هیجان می‎آیند که ضربه‎های محکمی بر سر فرود آورده و خون بیشتری از سر خود جاری می‎سازند. برخی نیز با سطح قمه بر سر ضربه می‎زنند تا خطر کمتری برایشان داشته باشد. قمه‎زنان بلافاصله پس از پایان مراسم به حمام‎های عمومی رفته و پس از مداوای زخم‎هایشان به شیوه‎ای سنتی، خود را شسته و بهبود می‎یابند. آماده‎سازی قمه‎ها و کفن‎ها و گروه‎های موزیک و دیگر لوازم مورد نیاز، بر عهده هیئت‎های عزاداری است. جمع‎آوری کمک‎های مردمی و دادن مبلغی به شاعر، نوحه‎خوان، سخنران و دیگر مخارج نیز بر عهده هیأت‎ها است.» (1)

قمه‎زنی نیز مثل شبیه‎خوانی، از دیرباز مورد اختلاف نظر علما و پیروان و مقلدین آنان بوده و به استفتاء و افتاء مبنی بر جواز یا عدم جواز آن می‎پرداخته‎اند.

 

پی‎نوشت‎:

1- تراژدی کربلا، ابراهیم حیدری، ترجمه علی معموری .

 

منبع:

دست پنهان، دفتر فرهنگی فخرالائمه(علیهم السلام)

 





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 

پیدایش قمه‎زنی

قمه

در مورد منشا اصلی قمه‎زنی، اقوال مختلفی وجود دارد؛(1) اما آنچه که بیشتر از همه مستند و قابل اثبات است، این است که تیغ‎زنی و قمه‎زنی رسومی عاریتی‎اند که از جانب ترک‎های آذربایجان به فارس‎ها و اعراب منتقل شده‎اند. (2)

نویسنده عراقی الاصل کتاب «تراژدی کربلا» نیز بر این عقیده است که مراسم‎هایی از قبیل قمه‎زنی، قبل از قرن نوزدهم در عراق مرسوم نبوده و به تدریج از اواخر این قرن در آن کشور رواج یافته است. بنابراین مراسم قمه‎زنی و ... از خارج عراق به آن کشور وارد شده و ریشه عربی ندارد.(3)

شیخ کاظم دجیلی نیز در تایید این نظر می‎گوید: «عرب‎های عراق تا آغاز قرن بیستم در این گونه مراسم‎ها شرکت نمی‎کردند؛ این اعمال در ابتدا در میان ترک‎های عراق، فِرَق صوفیه و کُردهای غرب ایران مرسوم بود.» (4)

گزارشی از مقامات بریتانیایی درباره مراسم عاشورای 1919 م. در نجف حاکی است که گروهی صد نفره از شیعیان ترک در آن سال به قمه‎زنی پرداخته بودند. (5) 

از نظر تاریخی مسلم است که قمه‎زنی در ایران تا پیش از صفویه هیچگونه سابقه‎ای نداشته است و محور تردیدها در آن است که آیا در زمان صفویه به وجود آمده است و یا این که بعد از صفویه در زمان قاجاریه وارد شده و رواج یافته است؟

خاطره‎ای از سید محمد بحرالعلوم، این نظر را تایید می‎کند: «هنگامی که حدود 50 یا 60 سال پیش در نجف بودم، تنها چند هیئت ترک در آن شهر حضور داشت. آنان در ایام عزا به منزل سید بحرالعلوم بزرگ می‎رفتند و با کسب اجازه از ایشان به خواندن ابیاتی سوزناک درباره امام حسین علیه السلام می‎پرداختند. برخی از آنان نیز در ضمن ذکر مصیبت برای همدردی با امام حسین علیه السلام جراحت‎های خفیفی به خود وارد می‎کردند. به تدریج این گونه اعمال رو به تحول و گسترش گذاشته تا آن که پس از ممنوعیت قمه‎زنی در دوره نخست وزیر یاسین هاشمی، در سال 1935 م. به اوج خود رسید. در واقع این اِعمال زور، تاثیری معکوس داشت؛(6) به نحوی که یک هیئت قمه‎زنی، به سه هیئت تبدیل شد.»(7)

حاج حمید راضی (متوفی سال 1953 م.) از معمرین اهل کربلا که نزدیک به 110 سال عمر کرده بود، خاطرات خود درباره عزاداری امام حسین علیه السلام نقل می‎کند که مراسم قمه‎زنی و ... در ایام جوانی او در شهر نجف و کربلا مرسوم نبود.(8)

در دوره قاجار علمای بزرگی مثل علامه سید محسن امین عاملی، قمه‎زنی و نظایر آن را غیر شرعی و شیطان‎پسند خوانده و به مخالفت با آن پرداختند که باز هم - با توجه به این که قمه‎زنی به سرعت جایگاه مطلوبی نزد عوام الناس یافته و جزئی لاینفک از مظاهر دینداری، با لعاب تعصب مردم شده بود - نه تنها مخالفت این دسته از علما موثر واقع نشد، بلکه به تشکیل جبهه‎ای در بین مردم و برخی علمای موافق قمه‎زنی منجر شد؛ تا جایی که برای مثال به علامه سید محسن امین عاملی تهمت زدند که می‎خواهد اخبار را نسخ کند و از اجرای اعمال دین جلوگیری کند!

همچنین در خاطرات شفاهی هیچ یک از کهن‎سالان نجف و کربلا از برگزاری مراسم قمه‎زنی و ... قبل از نیمه قرن نوزدهم یاد نشده است. این گونه مراسم‎ها برای اولین بار توسط برخی زائران تُرک از طایفه قزلباش رواج یافت. آنان به هنگام زیارت امام حسین علیه السلام با شمشیرهایی مخصوص، به سرهای خود ضربه می‎زدند. (9)

از نظر تاریخی مسلم است که قمه‎زنی در ایران تا پیش از صفویه هیچگونه سابقه‎ای نداشته است و محور تردیدها در آن است که آیا در زمان صفویه به وجود آمده است و یا این که بعد از صفویه در زمان قاجاریه وارد شده و رواج یافته است؟ (10)

 ادامه در ادامه مطلب

 

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر

 

پرسش‎هایی در مورد عزاداری حضرت سیدالشهدا علیه السلام

عزاداری

 آنچه در ذهن بسیاری از جوانان و در رابطه با عزاداری سید و سالار شهیدان وجود دارد، بیشتر به نوعی عدم پاسخگویی در این حوزه بر می‎گردد از همین رو طرح پرسش‎هایی با مضامین شبهات مرتبط با عزاداری سیدالشهداء علیه السلام شاید نخستین گام برای دریافت آگاهی در این حوزه باشد... آنچه می‎خوانید پرسش و پاسخی است خواندنی درباره برخی شبهات مرتبط با مجالس عزاداری.

 

سوال: حكم مداحی به سبك جدید چیست؟

پاسخ:

الف ـ در عزاداری انجام هر گونه اقدامی كه با اعتدال اسلامی و فطرت انسانی تناسب ندارد یا موجب وهن و توهین به اسلام و مسلمانان است، ناصحیح می‎باشد.

مصادیق مختلف عزاداری كه اشكال ندارد ـ گرچه ممكن است در دین به آن امر نشده باشد  ـ در فتاوای رهبر فرزانه انقلاب چنین آمده است: (1)

1.شبیه‎خوانی: اگر مشتمل بر امور دروغ نباشد ـ مسلتزم مفسده نباشد، باعث وهن مذهب نشود.

2. استفاده از شیپور، طبل و سنج: به نحو متعارف.

3. عَلَم : نباید جزء دین شمرده شود.

4. دسته عزاداری: بدون اذیّت دیگران یا هر عملی كه حرام باشد.

5. زنجیرزنی: به نحو متعارف.

و مواردی كه در فتاوای ایشان جایز دانسته نشده است عبارتست از:

1. زنجیر زدن تیغ‎دار .

2. استفاده از ارگ و یا سایر آلات الکترونیکی موسیقی در دسته‎جات .

3. سوراخ كردن گوشت بدن .

4. مالیدن سر و صورت بر زمین و خونی كردن آن .

5. شركت زنان در دسته‎های سینه‎زنی و زنجیرزنی .

6. قمه‎زدن .

7. پابرهنه وارد آ‌تش شدن .

8. نقل مصیبت‎هایی كه سند تاریخی یا روایی ندارد.

سیره نظری و عملی پیامبر و همه امامان عظیم، حاكی از احترام و ارزش فراوان به انسان‎ها و بندگان خدا، در هر لباس و با هر رنگ و مذهب است. چگونه می‎توان با تمسّك به نام آنان، انسان را حقیر و ذلیل كرد؟

ب ـ هدف از عزاداری اظهار حزن و اندوه یا ابراز وفاداری و بیعت با راهی است كه اهل‎بیت به ما نشان داده‎اند. بنابراین، مجلس ذكر اهل‎بیت، مكان ذكر و فكر و شور و شعور در كنار یكدیگر است، و مجالسی كه تنها به برانگیختن هیجانات می‌پردازند و افراد را تا سر حد جنون تحریك می‎كنند، چنین چیزی بنا بر مكتب اهل‎بیت نیست، و با توجه به تعدّد جلسات، ما می‎توانیم بهترین جلسات را انتخاب كنیم. ( رسالة اجوبة الاستفتائات، ج2، ترجمه فارسی، سؤال 354 تا 377 ، از ص127 ـ 133)

ادامه در ادامه مطلب

 

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 آذر 1390  توسط مهدی شکیبا مهر
(تعداد کل صفحات:37)      [ <>   [ 10 ]   [ 11 ]   [ 12 ]   [ 13 ]   [ 14 ]   [ 15 ]   [ 16 ]   [ 17 ]   [ 18 ]   [ 19 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.