ای کاش از آنچه برای دیگران دیکته می کنیم، یک بار خودمان نیز بنویسیم.
روزی که از پلکان من پایین بیاییم، هزاران نردبان تا کهکشان ها پیش پایمان نهاده می شود.
غروب فرصت خوبی است تا با "خودمان" در "خودمان" قدم بزنیم.
در دستور زبان عرفان فعل چنین صرف می شود: من نیستم، تو نیستی، او هست.
تنهایی، مجال جمع شدن با خویش است.
کوشش کنید برای دیگران غرور آفرین باشید اما خود مغرور نشوید.
با "خود" سفر نکنیم، به مقصد نمی رسیم.
خداوند هزاران آینه در هستی نهاده است تا خود را نبینیم.
آنکه پشت به خورشید می کند، به سایه سرد و تاریک تن می سپارد وآنکه چشم در خورشید می دوزد ره آوردش کوربینی است. نه در خورشید بنگریم و نه به آن پشت کنیم. با خورشید ببینیم.
هرانساني لبخندخداست. تبريك به توكه زيباترين لبخندخدايي.