منزلگه عشاق دل آگاه حسین است . . . بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است . . . از مردم گمراه جهان راه مجویید . . . نزدیكترین راه به الله حسین است
با آب طلا نام حسین قاب كنید . . . با نام حسین یادی از آب كنید . . . خواهید كه سر بلند و جاوید شوید . . . تا آخر عمر تكیه به ارباب كنید
علی یك دسته گل از یاس آورد . . . ز طوبی شاخه ی احساس آورد . . . میان باغی از گل های زهرا . . . خوشا ام البنین عباس آورد

پیر همه بود اگرچه او كودك بود . . . صبرش ز غریبی پدر اندك بود . . . نای كرد به نی اشاره می گفت رباب . . . ای كاش سر نیزه كمی كوچك بود
با نام حسین به سینه ها گل بزنید . . . از اشك به بارگاه او پل بزنید . . . گویید كه هر زمان گرفتار شدید . . . بر دامن ما دست توسل بزنید
هفتادو دو مجنون زلیلی شده عاقل . . . هفتادو دو فرهاد به شیرین شده واصل . . . هیهات که جان گیرد از آنها ملک الموت . . . جان دست حسین است نه بازیچه قاتل
ادامه مطلب
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
کوی دل با کاروان کربلا دارد حسین
ازحریم کعبه جدش به اشک شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد ودو ذبح عظیم
بیش از این ها حرمت کوی منی دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک وآه عالمی هم درقفا دارد حسین
بس که محملها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
رخت ودیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا بجایی که کفن از بوریا دارد حسین
ادامه مطلب
شب وصل است و تب دلبری جانان است
ساغر وصل لبالب به لب مستان است
در نظر بازی شان اهل نظر حیران است
گوییا مشعله از بام فلک ریزان است
چشم جادوی سحر زین شب و تب گریان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
یا رب این بوی خوش از روضه ی جان می آید
یا نسیمی است کز آن سوی جهان می آید
یارب این نور صفات از چه مکان می آید؟
عجب این همهمه از حور جنان می آید
یا رب این آب حیات از چه دلی جوشان است؟
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
ادامه مطلب
پس از حادثه جانگداز و حماسه آفرين كربلا ، شاعران فراوانى آن را به نظم در آوردند ولى هر يك با نگاهى به سراغ اين واقعه رفته است جمعى بعد مظلوميت آن را به تصوير كشيده اند گروهى به ابعاد عرفانى آن پرداختند و دسته اى نيز حماسه و ظلم ستيزى آن را در مورد توجه قرار داده اند هر يك از اين ابعاد و ديگر ابعاد اين حادثه ، بيانگر عمق نفوذ عاشورا در عرصه شعر و هنر است.
اصولا تصويرى كه شاعر در قالب نظم و با زبان هنر ترسيم مى كند تشريح دلنشين عميق و روان از يك ماجراست و هنگامى كه اين تصوير آميخته با اعتقاد ايمان و واگويى دغدغه هاى جامعه بشرى باشد به ماندگارى اثرش بيشتر كمك مى كند از اين رو مى توان از بهترين رموز ماندگارى واقعه كربلا را زبان شعر و ادب و هنر دانست.
شاعران فراوانى از عرب و عجم اين حادثه را به نظم كشيده اند ولى در اين ميان پاره اى از آثار مورد توجه بيشترى قرار گرفته است تا آنجا كه گاه برخى از آنها ورد ربان مردم و شعارى براى مبارزه و به خروش آوردن مظلومان بوده است تاثير گذارى اين گونه شعر و شعار در پاره اى از اوقات از ده ها سخنرانى بيشتر است به مظلومان جرأت و جسارت براى گرفتن حق خود مى دهد و ظالمان را دچار وحشت و اضطراب مى سازد.
ادامه مطلب
حرکت انقلابی امام حسین (ع) در تاریخ ادبیات عرب، مکتب ادبی خاصی را پدید آورد که پیش از آن وجود نداشت. قبل از قیام امام حسین(ع)، جریان متعهد در ادبیات عرب مربوط به اشعار اخلاقی و آداب اجتماعی محض بود اما پس از واقعه کربلا، این جریان در ادبیات عرب متحول شد و رنگ عدالتطلبی و بیدادستیزی به خود گرفت.
تقریبا بخش مهمی از شاعرانی که در ادبیات عرب به خلق اثر پرداختهاند، سرودههایی را به واقعه عاشورا اختصاص دادهاند. در واقع انقلاب کربلا عنصرهایی را به ادبیات عرب تزریق کرده که در تاریخ ادب عرب کمیاب و چه بسا نایاب هستند.
اولین اشعار عاشورایی در ادبیات عرب در فضای خفقان عصر اموی و عباسی سروده شد و سرایندگان آن با بیم جان در رثای امام حسین(ع) شعر میسرودند. شاعرانی نظیر کمیت، سید اسماعیل حمیری، منصور نمری و عبدی کوفی در فضایی رعبانگیز و هراسآور در دوره حکومت بنیامیه، اشعار ارزندهای در جهت انتقام خون امام حسین(ع) سرودند و خاندان بنیامیه را مورد هجو و لعن خویش قرار دادند. کمیت اسدی میگوید: «و امام حسین(ع) کشتهای است که در میان فرومایگان و اوباش افتاده است.»
سید اسماعیل حمیری، شاعر عربزبان ـ که دیوانش آکنده از اشعاری در وصف اهل بیت(ع) و واقعه کربلاست ـ ضمن اینکه از دشمنان اهل بیت(ع) تبری میجوید، در رثای امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) میگوید: «ای آل یاسین، ای کسانی که مورد اطمینان من هستید، شما سروران من در زندگانی میباشید، از دشمنان شما یعنی آل حرب، آل زیاد و آل مروان تبری و بیزاری میجویم ـ ابن زیاد با چوبدستی به دندانهای حسینبنعلی میزد ـ در حالیکه من بارها پیغمبر را دیدم که آن دندانها را میبوسید و من بر این امر شاهدان بسیار دارم.»
ادامه مطلب
آري شده برپا به قيامت ، يکبار دگر هيئت عبّاس
« بسم رب العباس (عليه السلام) »
اذا زلزلت الارض زمين محشر عظمي ست،
چه شوري ست ، چه غوغاست ؛
از اين حال زمين لرزه به دلهاست
نه پستي ، نه بلندي وَ نه درياست!
رسيده ست همان روز قيامت ، همان لحظه موعود؛
که فرمود خدا : زود رسد زود...
خلايق همه در حال فرارند وَ بي تاب و قرارند
آرام ندارند ؛ که اين روز ، همان روز حساب است
همان روز سوال است و جواب است ،
که مردم ، همه اينگونه پريش اند
نه در فکر پسر يا پدر و مادر و فرزند ، همه در پي خويشند
و مردم همگي مست ، همه بي خود و مدهوش
که ناگاه رسيد از سوي حق نغمه چاووش
ادامه مطلب
برای بازشناسی علت آسیب پذیری ادبیات عاشورایی باید به ریشه های اجتماعی آن توجه صورت گیرد. از این منظر می توان عامل اصلی آسیب ها را این گونه برشمرد:
الف. حاکمیت منش های اسطوره یی: اسطوره به نظر فریزر،" توجیهات نادرست انسان از پدیده های طبیعی" می باشد. برخی نیز" اسطوره را توده ای از تصورات و اعتقاداتی می دانند که در تضاد آشکار با تجربه های حسی ما" قرار دارند. بعضی هم گفته اند:" اسطوره چیزی جز تقدیس ساده لوحی نژاد بشر نیست." دکتر کمال فولادی می نویسد:" اسطوره ها مجموعه ای از قصه هایی هستند که با استفاده از بیان تصویری و استفاده از استعاره و تمثیل به تجسم پدیده های عالم می پردازند." و از ویژگی هایی چون استفاده از شکل قصه، عنصر تخیل، به کارگیری استعاره و بیان هنری و داشتن مضمون حکمی می باشد.
ب. نگاه قدسی مآبانه: از آن جایی که جامعه ما (افغانستان) یک جامعه ی سنتی است و برپایه دین استوار می باشد، تمام نگره های فردی و اجتماعی آن جنبه ی قدسی و الهی پیدا می کند. ادبیات عاشورایی نیز با همین نگرش دینی شکل یافته است.
ج. شفاعت: شفاعت به عنوان یک اصل در عقاید دینی و مذهبی ما مطرح می باشد.این مسأله در ادب عاشورایی نیز سرایت کرده و بخشی از آن را به خود اختصاص داده است. چنان چه شاعر می سراید:
یا معزالمذنبین غرق کباییر گشته ام / وز تو در خواهی مرادم درحریم کبریاست
یا شفیع المجرمین جرمم برونست از عدد / وزتو مقصودم شفاعت پیش جدت مصطفاست
دارد از درماندگی دست دعا برآسمان / وزقبول توست حاصل آنچه او را مدعاست
(دیوان محتشم کاشانی، ص 452 )
ادامه مطلب
ادبیات این مرز و بوم قرن هاست که غم و اندوهی سترگ را از حنجره بغض آلود خود می سراید و شعر که احساس را می فهمد، همواره این حس غریب را در غربتی جانکاه بازتاب داده و درآمیختگی شعر با این شعور حماسی و جاودانه، سهمی عظیم در تداوم خط سرخ عاشورا داشته است. از این رو بخشی از این گنجینه بزرگ ادبی به عنوان ادبیات عاشورایی جایگاهی درخور یافته است. علاوه براین نوحه ها و مراثی بسیاری که در فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی جای جای این سرزمین وجود دارد نیز بخشی از این ادبیات را شامل می شود.
دلیل ارجحیت یافتن شعر بر داستان در حماسه عاشورا این است که در شعر به یک افق دلخواه می رسیم تا بتوانیم احساسات خود را در رثای عاشورا بیان کنیم اما در داستان همواره یک نوع نگاه رئالیستی وجود دارد که این امر باعث این شده که داستان تاثیر کمتری بر اذهان مخاطبان نسبت به شعر داشته باشد. از طرفی کلام شعر ظرفیت بیشتری برای خدمت به واقعه عاشورا دارد و تاثیرگذاری بیشتری نسبت به داستان دارد.
ادامه مطلب
ادبیات عاشورایی با امتناع امام حسین (ع)از بیعت با یزید شروع و در خطبه ها و سخنرانی های افشاگرانه و رجز خوانی های امام و یاران و فرزندانش در میدان جنگ متجلی شد و بعد از آن توسط پیام رسانان نهضت انسان ساز و دشمن سوز کربلا ،مخصوصاحضرت زینب (س) و امام سجاد (ع)ادامه یافت.
معروف است که "عمروبن جناده"نوجوان یازده ساله ای که پدرش قبلاًشهید شده بود، به همراه مادرش درکاروان امام حسین(ع)شرکت داشت ودرهنگامه ی نبرد اشعار نغز وزیبایی از خود به یادگارگذاشت.رجز خوانی های این نوجوان رشیددرمورد خود نیست بلکه درتوصیف ومعرّفی کاروان سالار نهضت کربلاست واین خود بیانگرعمق معرفت وارادت این نوجوان به مقتدای خویش است .
امیری حسین و نعم الامیر
سرور فواد البشیر النذیر...
به گواهی تاریخ «عبیدالله جعفی»،شاعر عرب از نخستین کسانی است که بعد از شهادت امام حسین (ع)و یارانش وارد کربلا شد و بر سر مزار امام حسین (ع) ودر مدح و رثایش دیوان شعری سرود.
ابعاد قیام امام حسین (ع) وعمق این فاجعه ی بزرگ و تأ ثیر آن در لایه های مختلف جامعه ی ایرانی آن قدر زیاد بود که به محض بستر گشایی شعر فارسی،وارد ادبیات فارسی شد و به عنوان یک موضوع محوری همیشه پایدار،در ادب فارسی در همه ی دوره های تاریخی، نمودار و ماندگار گردید.
ادامه مطلب







