نصوح، مردی که در حمام زنانه کار می کرد
آیا داستان مردی را که در حمام زنانه کار می کرد را شنیده اید؟
مردی که سالیان سال همه را فریب داده بود نصوح نام داشت.
نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او مردی شهوتران بود با سواستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار مى کرد و کسى از وضع او خبر نداشت او از این راه هم امرارمعاش می کرد هم ارضای شهوت...
غروب بود و باد، دانه های غبار را بر گرد صورت مرد به بازی گرفته بود. در افق، سایه های شکننده ی کلاه های آهنی از میان شبح تانک ها دیده می شد. بر انتهای خیابان، تصویر درهم زن ها و کودکان در ...
حتی خداحافظی هم نکرد. در را که باز کردم او نبود. خانه ساکت بود و کفش هایش توی جاکفشی جفت نبودند. جایش خالیست حالا که نگاه می کنم به خانه مان به اتاقش، حالا که نگاه می کنم و می بینم که ...
ظهر گروهبان چاق عراقی كلت مگارف روسي را برداشت. بالای روپوش آن را گرفت. عقب و جلو كرد و چكاند. خشاب را توي جان اسلحه جا زد و به كمر پرُ چربي اش زد. بادي توي غبغبه انداخت.
ـ اسلحه تون رو برداريد بيايد!
دو سرباز پشت سرش راه افتادند تا رسید به سنگر فرماندهی. گروهبان داخل شد و