قالب وبلاگ

بررسی فرق و مذاهب ایران و جهان
شیطان گرایی ؛ بودیسم و دیگر مذاهب  

متن مصاحبه با مجله همشهری سرنخ-شماره 69

گفتگو با پژوهشگر کارگروه شیطان پرستی موسسه بهداشت معنوی

شیطان پرستی یک جریان است نه یک فرقه

شیطان پرستی یکی از 2500 فرقه جدیدی است که تحت عنوان مذاهب عصر جدید در حال گسترش در سطح دنیاست و ایران نیز از این قاعده گسترش مستثنی نیست.حجت الاسلام حسین عرب، پژوهشگر کارگروه شیطان پرستی موسسه بهداشت معنوی است که با همکارانش در این موسسه درباره فرق و مذاهب نوظهور تحقیق می کنند.او معتقد است شیطان پرستی یک جریان ایدئولوژیکی است که برای دور شدن انسان ها از فطرت الهی شان و همین طور تغییر ارزش های آدمی به وجود آمده است و ریشه آن به آموزه هاي عرفان يهود(كابالا)  و فراماسونری بر می گردد.با او در این باره گفتگویی کرده ایم که در پی می آید:

 

*شیطانی که ما می شناسیم پلید و بدذات است و مي دانيم كه فطرت انسان ها گرایش به نیکی دارد.بنابراین چطور ممکن است عده ای از انسان ها شیطان را مورد پرستش قرار دهند؟

-نکته در تفاوت نگاه اسلامي،با نگاه يهودي -مسيحي به شیطان است.اولین تفاوت این است که در نگرش يهودي-مسيحي شیطان یک فرشته است در صورتی که از نگاه اسلامي شیطان یک جن است که بر اثر عبادت زیاد به جرگه فرشته ها پیوسته است.همچنین درنگاه يهودي-مسيحي قدرت شیطان فراتر از وسوسه توصیف می شود و شیطان را فرشته ای قدرتمند می دانند که حتی برخی اوقات به خدا نیز رو دست می زند. و اين آموزه را امروز به وفور در فیلم های هاليوودي من جمله «کنستانتین» و یا «گابریل» مي توان ديد.و به همين خاطر است كه مخاطب غربي كه با اين نگرش رشد كرده است، این فیلم ها را می بیند و زیاد برآشفته نمی شود در حالی که وقتی سریال ایرانی «اغما» کمی از حیطه باورهای اسلامی دور شد اعتراضات زیادی علیه آن صورت گرفت و کارگردان مجبور شد در قسمت های آخر اشتباهات خود را اصلاح کند.همچنین در آموزه های دینی یهودیان و مسیحیان، شیطان نماد علم و آزادی است.ما مسلمانان معتقدیم که شیطان انسان را فریب داد تا میوه ممنوعه را بخورد در صورتی که در آموزه هاي كتاب مقدس مي خوانيم كه شیطان به حوا می گوید که اگر شما میوه درخت معرفت را بخورید مثل خداوند شده و عارف به باطن امور می شود و وقتی آنها این کار را می کنند خداوند به فرشته ها می گوید از این به بعد مواظب باشید که آدم و حوا مثل ما شدند.یعنی به نوعی حرف شیطان را تایید کرد.فلذاست كه شيطان در اين ماجرا به نوعي



×به این ترتیب شیطان نماد شرارت و بدی نیست.

-در آموزه های يهودي-مسيحي علي الخصوص عرفان كابالا ،شیطان آنچنان تصویر شري ندارد.شیطان موجودي است که به نوعي بشریت را از یوغ استثمار خدا نجات داده و نماد آزادی است.شیطان و تعداد دیگری از فرشته ها به نشانه اعتراض از محضر خدا خارج شدند و به همین دلیل شیطان نماینده اعتراض در برابر خدا نيز شمرده مي شود.فلذاست كه در نگاه جريان هاي شيطان گرايي كه بستر اين چنيني درغرب دارند شیطان موجودي است که قدرت، علم، آزادی دارد و منجی انسان است.

×پس آموزه های ادیان درباره شیطان متفاوت است؟

-بله نگاه یهودیان و مسیحیان با نگاه مسلمانان به شیطان متفاوت است.به همین دلیل باید بدانیم وقتی که واژه هایی مانند شیطان پرستی یا شیطان گرایی می شنویم به یاد آن موجود ملعون که انسان را گول می زند نیفتیم.همچنین یکی از اشتباهاتی که در تحلیل هاي امروز كشور در این باره صورت می گیرد این است که شیطان پرستی را بدون ریشه های تاریخی آن در نظر می گیرند و بنابراین به بیراهه می روند.آنها بر این تصورند که شیطان پرستی یک تب اجتماعی است که به زودی از سر جوانان می افتد.درحالي كه شيطان گرايي به واسطه ريشه هاي تاريخي و گره هايي كه با عرفان يهود و فراماسونري پيدا مي كند این سوال را به ذهن متبادر مي كند که شیطان پرستی موجی در زمان حال است یا طرحی برای آینده؟

×خوب پاسخ شما به این پرسش چیست؟

-برای پاسخ به این پرسش باید تاریخچه اين جريان را مورد بررسي قرار داد.در يك تقسيم بندي مي توان تاريخچه جريان شيطان گرايي را به سه دوره ي بدوي،قرون وسطي و دوره مدرن تقسيم كرد و با بررسي اين تاريخچه است كه مي توان اين جريان را با ريشه هايي كه در عرفان یهودي(كابالا)  و فراماسونری دارد تحلیل کنیم.براي توضيح دوره بدوي نياز به مقدمه اي از زندگي برخي پيامبران الهي داريم حضرت ابراهیم (ع) دو پسر داشت که نسل پیامبر اسلام به حضرت اسماعیل باز می گردد و نسل یهودیان به حضرت اسحاق.حضرت یعقوب فرزند حضرت اسحاق بود.لقب حضرت یعقوب اسرائیل بود و فرزندانش بنی اسرائیل نام گرفتند.آنها برادر خود حضرت یوسف را در چاه انداختند که داستان زندگی حضرت یوسف را همه می دانیم.او عزیز مصر شد و بنی اسرائیل به واسطه برادرشان جایگاه ویژه ای در مصر پیدا کردند.باید دانست که قوم بنی اسرائیل که در سرزمين كنعان زندگی ساده ای داشتند با ورود به سرزمين مصر و مواجهه با تمدني عظيم در آن زمان به نحوي مبهوت آن تمدن شده و تاثيرات بسياري حتي در زمينه عقايد خود از مصريان كه در آن زمان عقايدي شرك آميز و بت پرستانه داشتند،گرفتند. فراعنه بعدی به خاطر جايگاهويژه بني اسرائيل از آن ها احساس خطر کردند که مبادا این قوم حکومت را از آنها بگیرد به همین دلیل شروع به آزار و اذیت آنها کردند. تا اینکه پیشگویان به رامسس دوم گفتند که پسری از این قوم تو را نابود می کند و او هم دستور کشتار فرزندان پسر این قوم را صادر کرد که حضرت موسی (ع) با داستانی که همه می دانیم به دنیا آمد و قوم بنی اسرائیل را نجات می دهد ولي تاثيراتي كه از تمدن مصر در طول ساليان متمادي در اين قوم ريشه دوانده بود به صورت مخفيانه همراه آنها شد. باز در برهه ي ديگري از زمان و در زمان حكومت حضرت سليمان نبي (ع)بواسطه ارتباطاتي كه ميان جنيان و انسان ها برقرار بود برخي آموزه هاي مرتبط با سحر و جادو نيز همراه اين قوم مي شود،و كم كم ريشه هاي سنت شفاهي يهود كه امروزه تحت عنوان عرفان كابالا از آن ياد مي شود در ميان بني اسرائيل شكل مي گيرد.

×تا الان دوران باستان تاریخ شیطان پرستی را توضیح دادید؟

-بله.دوره وسطی و معاصر مانده اند.پس از این دوره نقطه عطفي را كه در قرون وسطی مي توان ذكر كرد در خلال جنگ های صلیبی شکل می گیرد.در يكي از دوره هايي که مسیحیان بر بیت المقدس حکمفرمایی می کردند،عده اي از شواليه هاي فرانسوي كه بعدها با عنوان شوالیه های معبد شناخته شدند،گروهي را تشكيل دادند.طبق نظر «هارون یحیی» پژوهشگر ترکیه ای، شوالیه های معبد با كاوش هايي كه در محل خرابه هاي معبد حضرت سليمان انجام دادند و همچنين ارتباطاتي كه با حاخام هاي يهودي پيدا كردند ،برخي از همان آموزه هاي كفرآميزي كه يهوديان با خود از مصر باستان آوردند و آموزه هاي جادوگري كه به آن افزودند را در ميان خود دوباره زنده كردند.ترويج همين عقايد در ميان آنان بود كه باعث شكل گيري مراسمات و آئين هايي در ميان آن ها شد كه در آن ها به تحقیر و توهین خدا و مسیحیت پرداخته مي شد.پس از آن كه به واسطه جرياناتي پاپ متوجه اين عقايد كفرآميز در ميان شواليه هاي معبد شد حكم ارتداد و اعدام آن ها را صادر نمود. عده ای ازآن ها دستگیر شدند و عده ای دیگر به اسکاتلند گریختند که در آن زمان حاکمیت پاپ را قبول نداشت.آن ها در آنجا با نفوذ در برخي تشکل هاي كارگري مانند «وال بیلدرزها» Wall Builders که تشکیلات مخفی داشتند شروع به پايه ريزي تشكيلات ماسوني خود نمودند. آرام آرام فراماسونرها به واسطه نفوذدرميان افراد نخبه ي جامعه ي اروپا به دربار کشورهای اروپايي نفوذ کردند و تا امروز فعالیت می کنند.البته ذكر اين نكته هم خالي از لطف نيست كه عضويت در گروه هاي فراماسونري تا همين امروز هم به اين صورت است كه انتخاب عضو از طرف تشكيلات ماسوني صورت مي گيرد و اين طور نيست كه هركس خواست بتواند به عضويت اين گروه ها درآيد،بلكه این آن ها هستند که اعضایشان را از بین دانشمندان، ثروتمندان و افراد بانفوذ کشوری و لشگری انتخاب می کنند.پس از این وارد زمان معاصر می شویم.

×در دوران معاصر برای شیطان پرستی چه اتفاقی افتاد؟

-يكي ازنقاط برجسته در دوران مدرن جريان شيطان گرايي در قرن شانزدهم  شكل مي گيرد.«کاترین دومدیچی»كه از خانواده دومديچي ها و از خاندان هاي بزرگ يهودي در فرانسه محسوب مي شدند، پس از ورود پدرش تحت عنوان پيشگو به دربار فرانسه به عقد پسر پادشاه در می آید و پس از مدتی همسرش هانری دوم پادشاه فرانسه می شود.هنگامی که هانری دوم می میرد وي 4 سال به عنوان نايب السلطنه فرانسه حکمرانی می کند و بعد از او هم 3 پسرش به پادشاهي  فرانسه می رسند.همه ي اين عوامل باعث شد كه وي به عنوان بانويي پرنفوذ در دربار فرانسه مبدل شود.درهمين دوران کاترین دومدیچی آییني با عنوان بلك مس black mass» به معناي (عشاء رباني سياه) را درميان درباريان فرانسه پایه گذاری می کند. این مراسم از روی مدل جادوی جنسی در دورة باستان و آیین‌های باروری بدوی و گردهم‌آیی‌های جادوگران در قرون وسطا بازسازی شد و در مدت کوتاهی به دربار سایر کشورهای اروپا از جمله انگلستان، آلمان و اتریش راه یافت. پس از مدتی کودکان ناخواسته‌ای که پدرانشان معلوم نبود و مادران آنها را نمی‌خواستند، به وجود آمدند. در این جا بود که با ابتکار «کاترین دِشی» با نام مستعار «لاوازین» مراسم اتاق درخشان طراحی شد و آیین شیطان پرستی را تکمیل کرد. این مراسم باز تولید آیین قربانی انسان بدوی بود. اتاق درخشان کاملاً سیاه پوش و تنها منبع روشنایی آن شمع بود. در این اتاق نوزادان ناخواسته قربانی می‌شدند و خونشان به شیطان تقدیم می‌شد.اما نقطه عطف شیطان پرستی مدرن در قرن هجدهم میلادی اتفاق افتاد.

×در قرن هجدهم چه اتفاقی افتاد؟

- در این دوره شخصی با نام «آليستر کرولی»(Aleister Crowley) نقش مهمی در توسعه شیطان پرستی و آموزه های جادوگری داشت.وي مدتي دررشته هاي فلسفه و ادبيات انگليسي مشغول به تحصيل بود.استعداد خاص وي باعث شد كه بعد از مدتي وي به عنوان يك نويسنده و منتقد اجتماعي شهرت پيدا كند. كرولي بعد از مدتي به عضويت گروه ماسوني "هرمتيك اوردر" Hermetic Order of the Golden Dawn در آمد.از آن زمان بود كه تحقيقات خود را پيرامون حقيقت بشر و اعمال شيطاني آغاز كرد.وي براي اين كار به كشورهاي زيادي سفر نمود.در يكي از مهمترين اين سفرها در سال 1904 به مصر سفر كرد.در همين سفر بود كه كرولي مدعي شد فرشته اي به نام "آيواز" با او صحبت كرده و دستوراتي را به وي الهام نموده است.كرولي اين دستورات را به عنوان يك كتاب تدوين نمود و نام آن را "كتاب قانون"نهاد و خود را پيامبر اين الهامات مي دانست. وي اين دستورات را مبناي تشكيل فرقه اي به نام "تلما" (Thelema)  قرار داد.

يكي از آموزه هاي اصلي در فرقه تلما بحث "جادوي جنسي" است كه كرولي ابداعات فراواني در زمينه افزايش مدل هاي اجراي اين نوع جادوگري انجام داد. وي همچنين در  سال 1920 معبدي را با عنوان "صومعه تلما" در جزيره چوفالو سيسيل واقع در كشور ايتاليا تاسيس نمود و پيروان زيادي را به دور خود جمع كرد.

در نظرسنجی که در سال 2002 توسط شكبه بی بی سی انگليس تحت عنوان صد شخصيت برتر كل تاريخ انگلستان انجام شد،كرولي نفر هفتاد و دوم است.به نوعي مي توان كرولي را پدر شيطان پرستي مدرن ناميد.

×ولی پايه گذار فرقه شیطان پرستی را به معنایی که امروزه وجود دارد آنتوان لاوی مي دانند؟

-بله. آنتوان لاوي شخص برجسته ديگرياست كه امروزه نام ان را بيشتر دراين جريان شنيده ايم. به همين خاطر جزئيات بيشتري از زندگيش را برايتان بيان مي كنم."آنتوان لاوي" در سال 1930 دريك خانواده يهودي و در آمريكا متولد شد.كودكي او با مطالعه داستان هايي مثل "دراكولا"‌ و "فرانك اشتاين" سپري شد و در 10 سالگي به گفته ي خودش تنها با گوش دادن به پيانو،نوازندگي را آموخت.پس از مهاجرت پدر و مادرش به ايالت كاليفرنيا در سال سوم دبيرستان ترک تحصیل کرده، خانه را ترک و در يك سیرک به عنوان پرستار حیوانات وحشي مشغول به کار ميشه. بعدها لاوي به خاطر همين علاقه اش به شيرها ، يك بچه شير به نام togare‌را در منزل شخصي خود در سانفرانسيسكو نگهداري مي كرد. زمانی که هیجده ساله بود، سیرک را ترک و به یک کارناوال ملحق شد. آن جا دستیار یک شعبده باز شد و هیپونیتزم رو ياد گرفت و بیشتر در خصوص نیروهایی ماورایی پژوهش کرد.درهمين دوران كم كم نگرش خصمانه ي او به آموزه هاي مسيحيت شكل مي گيرد كه درمقدمه ي يكي از كتاب هاش  هم به اين دوران اشاره اي كرده. بعد از مدتي شغل خودش در کارناوال را ترک کرد تا به شغلی بهتر برای تامين معاش خانواده اش انتخاب كنه. براي همين در رشته جرم شناسی در کالج شهر سانفرانفسیسکو ثبت نام کرد و این مسئله منجر به اولین شغل اجتماعی او شد، عکاس سازمان پلیس سانفرانسیسکو. این شغلش هم سهم به سزایی در توسعه نگرش هاي شیطان گراییش داشت. پس از 3 سال کار به عنوان عکاس جرایم از این کار استعفا داد و دوباره به نواختن ارگ پرداخت.لاوي در حالی که مطالعاتش در خصوص موضوعات مورد علاقه اش را همچنان ادامه می داد، اقدام به برگزاري كلاس هاي هفتگي با عنوان" هنر سیاه"كرد.اين کلاس ها در خصوص موضوعات مرموزي مثل:رویاها، خون آشامان، گرگ نمایان ، غیب گویی ، جادوی تشریفاتی و ... رگزار مي شد. لاوي توانست افراد زیادی را که یا مشهور بودند و یا بعدها در زمینه علوم، هنر و تجارت مشهور شدند را جذب كلاس هاي خودش كنه.

بعداز مدتي اين جلسات منجر به شكل گيري انجمني با عنوان "محفل جادويي"شد. هدف اصلی اين انجمن، این بود که با مطالعه بر روي گروه هاي شيطان گرايي قديمي برخي آئین های مذهبی جادوگری را کشف و یا اختراع نمايند. به همين خاطر لاوي کتابخانه ای متشكل از کتاب هايی كه به تشريح برخي آئين هاي كفرآميز و جادويي مانند "بلك مس" و ساير آئين هاي نامتعارف كه  توسط گروه هایی مثل "شوالیه ها معبد"، "باشگاه آتش جهنم" و "گروه هرمتيك اوردر" انجام مي شد را جمع آوری کرده بود.

آنتوان لاوي در30 آوريل 1966 مصادف با جشن "والپورگيناخت" كه يكي از فستيوال هاي سالانه جادوگران محسوب مي شود،  تاسيس فرقه سيطنيسم (Satanism) و كليساي شيطان را اعلام نمود. وي با اعلام اين كه عصر شيطان آغاز شده،سال 1966 را به عنوان اولين سال عصر شيطان (Anno Satanas) قرار داد.او همچنين خانه اش در سانفرانسیسکو را کلیسای شیطان معرفی و سه سال بعد هم انجیل شیطانی را منتشر کرد.بعد ازمرگ لاوي درسالل 1997 همسرش جانشين اوشد .همسر لاوي درسال 2001 يكي از اعضاي باسابقه ي كليسايشيطان به نام پيتر گيلمور را به عنوان رهبراين فرقه منصوب كرد.درون كليساي شيطان درجات مختلفي براي اعضا تعريف گرديده است كه براي عضويت باید در ابتدا علاوه بر پاسخ به 40 پرسش بايد شخص متقاضي مبلغ 200 دلار هم حق عضویت بدهد.

×پس اینکه می گویند شیطان پرستان آدم قربانی می کنند و جنایت های دیگری انجام می دهند به آموزه های کلیسای شیطانی برمی گردد؟

-تاکنون کلیسای شیطان هیچ وقت به طور علنی اجازه قربانی کردن انسان ها را به هواداران خود نداده است.حتی در سال 2007 دو نوجوان به پیتر گیلمور پاپ کنونی کلیسای شيطان ایمیل زدند و گفتند می خواهند برای شیطان یک نفر را بکشند او هم ایمیل را برای FBI‌ فرستاد و آنها آن نوجوانان را دستگیر کردند.لاوي در انجیل شیطان هیچ وقت به صورت مستقیم نگفته که شما میتوانید انسان ها رابکشید ولی بعضا به صورت تلويحي  به اين موضوع اشاره مي كند كه بعضی از انسان ها ارزش زندگی کردن ندارند.

×وضعیت اقبال به فرقه شیطان پرستی در ایران چطور است؟

-در ایران دو نظریه افراطی وجود دارد.عده ای تعداد شیطان پرستان را خیلی زیاد میدانند برای مثال نیروی انتظامی می گوید که 72 فرقه شیطان پرستی درایران وجود داردو يا منبع نامعلومي مي گويد 666 سايت شيطان پرستي درايران فعاليت دارند.عده دیگری هم هستند که می گویند اصلا شیطان پرستی در ایران وجود ندارد وهمه جا گل و بلبل است.در صورتیکه باید گفت نمادهای شیطان پرستی به ایران آمده ولی هنوز ایدئولوژی آنها جایی پیدا نکرده است.

×این ایدئولوژی دقیقا چیست؟

توصيف و تحليل مباني فلسفي و ديدگاه هاي فرقه شيطان گرايي نيازمند مجالي بيش از حوصله ي اين مصاحبه مي باشد.چراكه بيان ديدگاه هاي اين فرقه در زمينه هاي مختلف نيازمند بررسي جامع متون و منابع اين فرقه است،كه اين مهم هنوز به طور كامل صورت نپذيرفته است.فلذا در اين جا تنها اشاره اي به برخي از محورهاي اصلي آموزه هاي اين فرقه مي نمائيم وتشريح آموزه ها و توصيف آئين ها و مراسمات آن را به مجالي ديگر موكول مي كنم.

مهمترين مبناي فكري در اين شاخه ، كه نقش محوري در مباني فلسفي و عقيدتي اين فرقه دارد ، مبحث اصالت انسان يا همان اومانيسم مي باشد. شيطان گرايان به خلاف تصور عموم اصلا اعتقاد به موجودي به نام شيطان ندارند وآن را پرستش نمي كنند.به همين دليل است كه ترجمه صحيح واژه"Satanism" شيطان گرايي مي باشد، نه شيطان پرستي.كليساي شيطان ،شیطان را تنها نماد امیال و لذت‌طلبی نفساني انسان مي داند و  در واقع آن چه  كه يك شيطان پرست مي پرستد نفس خودش است.به خاطر همين نگرش اومانيستي است كه درانجيل شيطاني در بخش تعطيلات مذهبي مي خوانيم كه: بزرگترين عيد ساليانه براي يك فرد شيطان گرا ،‌سالروز تولد خود اوست . و همچنين در اجراي مراسمات و آئين هاي شيطان گرايي يك انسان را در قسمت محراب قرار داده و عبادات خود را به سمت او انجام مي دهند .

دومين اموزه ي مهم آن ها آموزه ي ضد مذهب بودن آن هاست .اين آموزه به خاطر غلبه دين مسيحيت در دنياي غرب ،‌ نمود ضد مسيحيت بودن به خود گرفته  و استفاده از الفاظي همچون (انجيل شيطاني) ، (كليساي شيطان) ،‌(مراسم عشاء سياه) و نمادهايي همچون "صليب وارونه" و "صليب شكسته"‌ و ... كه با تركيب كاراكتر هاي دين مسيحيت با عناوين شيطاني درست شده است در صدد تخريب و توهين به دين مسيحيت است. دراين جا بد نيست اين نكته را متذكر شويم كه جريان سيطنيسم يك جريان صرفا ضد مسيحي نيست و نبايد آن را با جرياناتي كه بعضا درغرب فعال هستند و نگاه ضد مسيحي دارند ، اشتباه گرفت.بلكه اين فرقه نگرش ضد ديني دارد و به تناسب دين بومي هر منطقه رنگ و بوي مخالفت با آن را مي گيرد.كما اين كه وقتي اين فرقه در ممالك اسلامي وارد  شد، قالب ضد اسلامي به خود گرفته و استفاده از عناويني همچون "قرآن شيطان" (ترجمه انجيل شيطاني به فارسي) و نمادهايي همچون "وارونه نمودن اسامي مقدسي همچون الله،محمد،علي و ..." كه بعضا به صورت زيورآلات دربازار موجود مي باشد ،حاصل نگرش ضد دين بودن در جريان سيطنيسم مي باشد.

از آموزه هاي ديگر اين فرقه مي توان به اصالت دادن به لذات نفساني (خصوصا لذت هاي جنسي) در زندگي انسان اشاره كرد كه منشاء اين آموزه ها را نيز مي توان در انديشه ي محوري حاكم بر اين جريان ،يعني نگرش اومانيستي به عالم هستي، جستجو كرد.فلذا بهترين اشكالاتي كه مي توان به اين جريان گرفت، همان ايراداتي است كه به مكتب اومانيسم وارد است.

توجه شيطان گرايي به جادو و جادوگري نيز از ديگر مواردي است كه به صورت برجسته در نگرش ها و آئين هاي اين فرقه خود نمايي مي كند و به عاملي براي جذب افراد به اين فرقه مبدل شده است.

×تبلیغات آنها در ایران چطور است؟

-به نظر بنده فعلا چهار روش تبليغاتي براي ترويج اين جريان (دقت داشته باشيد كه مي گويم جريان نه فرقه ي كليساي شيطان) در كشور ما بيش از ديگر روش ها مورد استفاده قرار گرفته كه به ترتيب مي توان به ترويج نمادها،فيلم هاي سينمايي (خصوصا فيلم هاي در ژانر وحشت و خشونت)،موسيقي(خصوصا در سبك هايي مثل راك و متال) و همچنين از طریق گروه های دوستانه اشاره كرد.

×گروه هدف آنها چه کسانی هستند؟

-در این حد ورود که به نمادها و المان های شیطان پرستی ختم می شود گروه هدف جوانان هستند.

×راه پیشگیری از گسترش فعالیت های آنان به نظر شما چیست؟

-ما نمی دانیم آنها دقیقا چه کاری دارند انجام می دهند که بخواهیم پیشگیری کنیم ولی بهترین کار ارائه اطلاعات درست از طریق رسانه ها و آگاه سازی خانواده ها جهت پيشگيري و همچنين تقویت آموزه هاي عقيدتي اسلامی خصوصا درمواردي همچون فلسفه شر،حكمت الاهي و نگرش اسلامي به جايگاه خدا و انسان.همچنین با معرفي صحيح نمادهای آنان خصوصا به طبقات خاص جامعه مثل اصناف و بازاريان و نهادهاي امنيتي از ورود نمادهای شیطان پرستی به كشور جلوگیری کنیم، نه اینکه هر نمادی را که نمی شناسیم به شیطان پرستان ربط دهیم و بهتر است به جای استفاده از واژه نمادهای شیطان پرستی بگوییم مظاهر فساد تا اینقدر بيهوده این قضیه را پررنگ و قدتمند جلوه ندهیم.

×نظرتان درباره فرقه یزیدیه که برخی از آنها به عنوان شیطان پرستان ایرانی یاد می کنند، چیست؟

-یزیدیه فرقه ای است که در کرمانشاه،و بعضادر کردستان عراق و کردستان ترکیه وجود دارد.عقاید اين فرقه تا حدودی با نگاه اسلامی منطبق است.آقای محمد جواد مشکور در کتاب «فرهنگ فرق اسلامی» به خوبی به این فرقه پرداخته است.مثلا يكي از عقايد آن ها اين است كه می گویند سجده به غیر از خدا شرک است و خداوند ملائک را با سجده بر آدم امتحان کرد.همه ملائک فریب خوردند مگر شیطان که بر آدم سجده نکرد و لقب ملک طاووس را گرفت و خداوند امور انسان را به او واگذار کرد.اين عقيده كاملا باطل است چرا كه براساس عقايد اسلامي خداوند هيچ گاه امر به منكر نمي كند.این فرقه کار تبلیغاتی خاصي نمی کنند و فقط کسانی می توانند به این فرقه بپیوندند که از لحاظ نسبي منتسب به اين فرقه باشند به عبارتي خون یزیدیه در رگهایشان باشد.مبدع این فرقه نیز شخصي به نام شیخ عدی بوده است اما این فرقه مانند شیطان پرستانی که در غرب وجود دارند خطرناک نبوده و آسیب های اجتماعی ندارند.فلذا این فرقه کلا در این بحث جایي ندارد.

 

 

×حرف آخر ...

فكر كنم بهترين توصيه براي مقابله با اين جريان رو بايد به مراكز پژوهشي و همچنين نهادهاي رسانه اي و انتظامي كشور داشته باشيم چرا كه عدم توجه به برخي نكات مثل  پيشينه اين جريان در كنار عدم اطلاعات صحيح از وضعيت كنوني اين فرقه و همچنين ورود كليدواژه هايي مثل عرفان يهود و فراماسونري و مباحث تاريخ اديان و دين شناسي در تحليل اين جريان ،باعث شده كه در چند سال اخير شاهد تحليل هاي ضعيف از طرف مراكز پژوهشي و رسانه اي كشورمان نسبت به اين جريان باشيم؛و متاسفانه اين تحليل هاي غلط باعث بروز اقدامات مقابله اي شتابزده و غيرعلمي از طرف مراكز اجرايي كشور خصوصا در چند سال اخير گرديده، كه نه تنها در جلوگيري از نفوذ اين جريان زياد موفق نبوده است بلكه در برخي موارد ،به صورت ناآگاهانه، كمك به گسترش اين جريان نموده است.




[ چهارشنبه 5 بهمن 1390  ] [ 11:27 AM ] [ javad sajad ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

تمامی مطالب این وبلاگ به صورت تخصصی نوشته شده و نویسنده دارای گواهی کلاس های نقد شیطان گرایی می باشد . کلیه حقوق مادی و معنوی وبلاگ محفوظ می باشد . در صورت تمایل به کپی برداری حتما هماهنگ نمایید
نویسنده وبلاگ
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 10443 نفر
كل مطالب : 8 عدد
تعداد کل نظرات: 4 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 14 آذر 1390 
آخرین بروز رسانی : شنبه 15 مهر 1391 
امکانات وب