
وقتی دایی احمدازمن ووالده ام دعوت کردکه قصدکرده به مشهدمقدس سفرکندوازماهم دعوت نموددراین سفرروحانی همراه ایشان وخانواده اش باشیم گل ازگلمان شکفته شدآن زمان امکانات مثل امروزنبودکه هرخانه ای یک یادوسواری داشته باشندویاباهواپیمابه سفربروندهمه آرزوداشتند پس اندازی کنندبلکه چندسال یک بارسفری به آستان ملکوتی آقاامام رضا(ع)نصیبشان شود.ازاین دعوت خوشحال شدیم وبااتوبوس دماغ دارآن زمان راهی مشهدمقدس شدیم.
وقتی نزدیک به مقصدشدیم باصلوات زائران متوجه شدیم که کمک راننده مسافران راآگاه نموده که چنددقیقه دیگرگنبد بارگاه امام هشتم شیعیان نمایان می شودرسم چنین بودکه مبلغی زائرین برای کمک راننده به عنوان گنبدنماجمع می کردندوبه اومژدگانی می دادند.
آن اولین دیدارزائرین بوداشک شوق دردیدگان هریک نمایان مدیحه سرایی وسرودن دست جمعی (درطوس غیب الغرباراصلوات)سرمی داددندوسپس آرزوهای خودرادردل برای امامشان نجوامی کردند.
ووقتی به درگاه ملکوتی هشتمین امام معصوم می رسیدندسجده شکربه جامی آوردندوازخدامی خواستندباری دیگرنصیبشان کندکه به پابوس این مولامشرف شوند.
[ دوشنبه 30 خرداد 1390 1:03 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

