چشمتان روشن یا سلطان خراسان...

قصه از آنجا شروع شد که امام هشتم نزدیک به 50 سال از عمرشان سپری شده بود اما هنوز فرزند پسری نداشتند که امام امت باشد و چراغی برای هدایت. طعنه های دشمنان دل امام هشتم را می آزرد و امام همچنان منتظر مولودش...
یک بار یکی از دشمان به امام گفت:"تو چگونه امام هستی در حالی که فرزندی نداری!حضرت در پاسخ فرمودند: تو از کجا میدانی که فرزندی ندارم، به خدا سوگند روزها و شبها سپری نمیشود مگر این که خداوند فرزند پسری را به من عنایت فرماید که حق و باطل را از هم جدا سازد."
بارقه های امید جان گرفت ...دل های مومنان شاد شد...چشمان امام روشن شد..سوره کوثر سلطان خراسان متولد شد... امام رضا(ع) نوزاد را در آغوش گرفت و فرمودند: تو همان مولود مبارک هستی که جدم رسول خدا از آن خبر داد و فرمود: من فدای او گردم.
حضرت رضا(ع) بر اساس نصبی که از پیامبر اکرم (ص) و امیر مومنان علی (ع) به او رسیده بود فرزند خود را به جواد، زکی، و تقی ملقب فرمود. البته حضرت جواد(ع) القاب دیگری چون؛ قانع، مرتضی، نجیب، منتخب، متقی، متوکل، مرضی، المختار، عالم نیز داشتند. شیعه و سنی هم باب المراد می خواندنش.

