مرد پولادین

سیاره کریپتان خانه یک تمدن فوق پیشرفته است که قرنهاست به مکتب جبرگرایی پایبند است. اما این سیاره بدلیل ناپایداریِ هستهٔ مرکزیِ سیاره در حال فروپاشیست و لحظات آخر خود را سپری می‌کند. ساکنین کریپتان بر سر اینکه چگونه با این مسئله مقابله کنند در این لحظات آخر با یکدیگر به نزاع بر خاسته‌اند. کودتایی انجام می‌شود که در آن ژنرال زاد (بازیگری مایکل شانون) سعی در تصرف و کنترل اوضاع را دارد. اما دیری نمی‌پاید که کودتایش شکست خورده و محکوم به حبس در یک سیاهچاله می‌گردد. از سوی دیگر جُر-اِل (بازیگری راسل کرو) که ریاست دیوان عالی آکادمی علوم و دانش کریپتان را بر عهده دارد برای نخستین بار بطور مخفی فرزندی به روش زایش طبیعی به دنیا می‌آورد. او معتقد به آزادی انتخاب است و ریشه افول تمدن کریپتون را در اصول جبرگراییشان میداند. نام فرزند پسر خود را کَل-اِل (Kal-El) می‌گذارد. سپس جر-ال (Jor-El) در وسط مخمصه کودتا به مرکز زاد و ولد سیاره رفته و پایگاه داده‌های دی ان آی تمدن کریپتان (بنام کودکس) را ربوده، آن را به خانه خود آورده و درون ژن فرزند خود دانلود (مخفی) کرده و نوزاد را سپس در لحظات آخر با یک سفینهٔ نجات راهی مکانی دور دست در عالم (به نام سیاره زمین) می‌کند.

                   

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

زاد (قبل از دستگیری اش) جر-ال را به جرم ربودن کودکس و ارتداد (در تخطی از اصول جبرگرایی) به قتل می‌رساند. مدتی کوتاه سپری می‌شود و سیاره کریپتان بالاخره از هم می‌پاشد و تمدنش دار فانی را وداع می‌کند. اما موج مهیب انفجار کریپتان قفل اسارت ژنرال زاد در سیاهچال را شکسته و او همدستانش را آزاد می‌کند؛ و او تصمیم می‌گیرد که بدنبال یافتن کودکس راهی فضا شود تا بلکه تمدن خود را به شیوه‌ای که خود میداند از نو در سیاره‌ای دیگر احیا کند.

سفینه حاوی نوزاد (کل-ال) در مزرعه‌ای در کانزاس فرود می‌آید و نوزاد توسط یک زوج مزرعه دار یافت شده و نجات می‌یابد. آنها اسم این فرزند را کلارک می‌گذارند و کلارک توسط همین والدین جدید زمینی اش بدور از چشم مردم بزرگ می‌شود. سالها می‌گذرد و کلارک پی به قدرت نهانی خود می‌برد و برای یافتن جواب سوالهای خود راه سلوک را بر می‌گزیند: بطور ناشناس از شهری به شهری دیگر رفته و در میان مردم بطور ناشناس تنها زندگی می‌کند و مردم را کمک می‌کند. تا اینکه بالاخره پی به حقیقت مبدا و هویت خود می‌برد. اما این زمان مصادف می‌شود با ورود ژنرال زاد به زمین. زاد کودکس را از کلارک مطالبه می‌کند و قصدش ایجاد تمدنی جدید با کمک کودکس بر اساس فرهنگ کریپتان بر روی زمین است. اما در این راستا او قصد دارد زمین را فدای این کار خود کند. کلارک، یا همان سوپرمن، به دفاع از زمین بر می‌خیزد و فیلم تا انتها نبرد میان کلارک و زاد را به تصویر می‌کشد. در نهایت زاد مغلوب می‌شود اما کلارک نیز مجبور می‌شود که همچنان در غیبت زندگی کند و بطور مخفی به زندگانی خود ادامه دهد «تا روزی که بشر آمادگی ظهورش» را داشته باشند.

منبع:http://fa.wikipedia.org







تاريخ : پنج شنبه 14 اسفند 1393  | 1:42 PM | نويسنده : NBA | نظرات 0
.: Weblog Themes By VatanSkin :.