علي عليه السلام سمبْل توليد و كار

 

- تو ميداني اميرالمؤمنين از چه جهت ما را به خانه اش دعوت كرده است؟

- من، چيزي نمي دانم. فقط چشمانم به آن كيسه بزرگ پر از پولي است كه پاي غلام علي با آن برخورد كرد.

- آيا مي داني علي اينهمه پول را از كجا آورده است؟

- چرا از خودش نمي پرسي؟

- يا علي! اين پولهاي زياد كجا بوده است؟

- اين پولها از آن كسي است كه مال ندارد.

- منظور علي از اين جمله چه بود؟

- يادت هست كه چندي قبل، علي با پيراهن كهنه اي از كنار ما رد شد و ما با لحني تمسخرآميز و متلك گونه فقر و و تهي دستي علي را به رخ او كشيديم. غلامش مي گفت پس از آن جريان، علي به او گفته است امسال خرماها را به فقرا ندهد. بلكه خرماها را به بازرگانان بفروشد و پول آنها را جمع كند. حال هم ما را در اينجا جمع كرده است تا به ما بفهماند كه او مردي دارا و ثروتمند است. اما با بخشيدن اموالش به فقرا، چيزي از آن را براي خود نگاه نمي دارد.

احتمالاً، حال هم قصد دارد اين پولها را ميان مستمنداني كه هر سال برايشان خرما مي فرستاد، تقسيم كند.

بعضي علي (ع) را به علم زيادش مي شناسند و بعضي حيران عدالتش هستند. بعضي شيداي غيرتمندي اش هستند. بعضي هم مبهوت جنگاوري اش. اما كمتر كسي علي را اسوه و سمبل كار و توليد اقتصادي مي شناسد. علي از همان دوران كودكي وبعدها نوجواني و جواني اش مشغول كار و فعاليت شد. از كودكي تا كهنسالي تا آنجايي كه وقت و فرصت به او اجازه مي داد، كار مي كرد و خرج زندگاني اش را تأمين مي نمود. در تمام اين دوران هم :

مشروعيت كار براي علي (ع) مهم بود، نه نوع و مقبوليتش!

به همين جهت هم، ‌امام را در دورانهاي مختلف عمرشان در كارهاي گوناگون و مختلفي        مي بينيم. در جواني با شتري براي مردم مشكهاي آب را حمل مي نمود و آنها را در اختيار آنان قرار مي داد و آنها را در اختيار آنان قرار مي داد تا مخارجش تأمين شود. با كاشت درخت و بناي باغها، با حفر قنات و چاهها زمين را آباد مي كرد و چرخ اقتصادي را به چرخش درمي آورد. او كار مي كرد و درآمدش را انفاق مي نمود. با اينكه بعدها يكي از پردرآمدترين انسانهاي زمان خودش شده بود، اما باز هم به اموالش دل نمي بست. خود مي فرمايد :

صدقه اي كه من از مال خودم خارج مي كنم، اگر مابين همه بني هاشم تقسيم كنم، آنها را كفايت مي كند.

و اينهمه از آن رو بود كه اميرالمؤمنين بزرگترين دشمن فقر و نداري بود. در كلامي به فرزندش محمد حنفيه مي فرمايد :

پسرم من از فقر بر تو مي ترسم. از آن به خدا پناه ببر! چرا كه فقر دين انسان را ناقص و عقل و انديشه او را مشوش و مردم را نسبت به او،‌ و او را نسبت به مردم بدبين مي سازد.

او دشمن فقر بود. سفارش مي كرد كه هركس بايد با كار و كوشش، از دچار شدن خانواده اش به فقر و مكنت جلوگيري كند و پس از آن هم در آمدش را به كمك و ياري فقرا، اختصاص دهد. اميرالمؤمنين كاري را كه در جهت مبارزه با فقر انجام مي شد امري مقدس و در رديف جهاد         في سبيل الله به حساب مي آورد. از همين رو هم بود كه مولاي مؤمنان علاقمند بود تا از دسترنج خودش به تأمين زندگي اش بپردازد. حتي در دوران خلافت هم كه كار و وظيفه اش سنگين، و فعاليتش زيادتر بود- اميرالمؤمنين بر كشوري وسيع حكومت مي كرد كه چندين برابر ايران فعالي است و به عزل و نصب و بازرسي و حسابرسي مي پرداخت- با اينكه كارهاي خلافت  خسته اش مي كرد، اما همچنان تأكيد داشت كه از دسترنج خودش امرار معاش كند و از بيت المال مصرف نكند. و نقل است حتي پس از بيعت مردم با ايشان در امر خلافت، به مزرعه رفت و مشغول كار و زراعت خويش شد.

آري! بي رغبتي به دنيا، بابناي دنيا كه خداي متعال آنرا وظيفه همگان قرار داده است،‌منافات ندارد. شيوه اميرالمؤمنين كه تربيت يافته اسلام است به ما مي فهماند :

دنيا را بسازيد، زمين را آباد كنيد، ثروت ايجاد كنيد، اما دل نبنديد! اسير آن نشويد، تا راحت بتوانيد در راه خدا انفاق كنيد. هر چه مي توانيد ثروت توليد كنيد،‌اما خودتان كمتر مصرف كنيد!


ادامه مطلب


[ دوشنبه 23 تیر 1393  ] [ 3:15 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

جواني علي عليه السلام الگويي براي جوانان

 

- مي گويند بايد از حضرت علي (ع) الگو بگيريم!‌ اما چگونه؟!... من يك جوان هستم! يك جوان با خصوصيات خاص دوران جواني! يك جوان با شور و نشاط خاص اين دوران كه به خنده و تفريح، به شور و احساسات نياز دارد و به الگويي كه مرا به شور آورد!

- با تمام اين حرفها، باز هم بهترين الگو براي تو و براي همه،‌مولاي متقيان است: و بخصوص جواني شان!

- جواني حضرت علي (ع) ؟!

الگو گرفتن يك الگو

- بله ! خود اميرالمؤمنين هم در جواني شان، الگو داشته اند. الگويشان هم پيامبر بوده است. علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي كرده اند و در همه امور زندگي شان، حتي جزيي ترين مسائل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند. يعني خود ايشان هم از يك انسان كامل و والاي ديگر، الگو مي گرفته اند.

- اما چگونه ؟!

- پيامبر اكرم (ص) و علي (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان، دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرهاي تبليغي پيامبر. علي (ع) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يكديگر را شاداب ودر آغوش مي كشيدند و احوال هم را مي پرسيدند. آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر (ص) پاك مي كرد و ا يشان نيز صميمانه از او تشكر مي نمود.

علي (ع) خود در اين باره مي فرمايند : ((پيامبر (ص) مرا در دامن خود پروريد. من كودك بودم، پيامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد... هرگز نيافت كه من دروغي بگويم و در كردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه كه پيوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او مي رفتم. او هر روز نكته هاي تازه اي از اخلاق را براي من آشكار مي ساخت. و مرا فرمان ميداد كه در خط او حركت كنم. آن حضرت مدتي از سال در كوه حرا به سر مي برد و كسي جز من او را نمي ديد... من نور وحي و رسالت را ميديدم و بوي خوش ودل انگيز نبوت را احساس مي كردم.. موقعيتي كه من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ كس نبود.))

- بسيار خوب!‌ تمام اين حرفها درست! اما حضرت علي، پيامبر را مي ديده اند، وجودشان را لمس مي كرده و به ايشان اقتدا مي كرده اند اما من چه؟! من كه حضرت علي را نمي بينم، چگونه         مي توانم از ايشان الگو بگيريم؟!

- تاريخ كه روح، افعال و رفتار اميرالمؤمنين را ديده و نقل كرده است. از او استفاده كن! از ديدگان تاريخ!

- آري! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي كه تو را به شور بياورد. آنچه مي تواند يك جوان را به شور بياورد، ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي كسي است كه به او علاقمند است. حال چه كس ديگري را سراغ داري كه به اندازه اميرالمؤمنين ، حماسه آفريده باشد. در همان كودكي كه مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر، كودكاني كه به تحريك مشركان،‌پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند، با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي كرد. چه كسي ، شب را در بستري پر خطر بجاي ديگري،بجاي محبوبش خوابيده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترين شب عمرش ياد كرده است؟ مگر رشادتهاي اميرالمؤمنين را در جنگ بدر نشنيده اي؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از كشته شدگان اين جنگ با ضرب شمشير علي (ع) از پاي در آمده بودند. مي داني در جنگ احد زمانيكه علي (ع) 26 سال داشت،انجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار9 لشكر دشمن را بهخاك انداخت و بعد هم هنگامي كه پيامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مباركشان محافظت مي كرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند:

  ((لا فتي الا علي،‌ لا سيف الا ذوالفقار))

((علي از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها برنده تر))

- اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود يكي از نيرومندترين مردان عرب آري همانجا بود كه پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع) در اين مقابله بي نظير فرمود :

(( ضربه علي يوم الخندق، افضل من عباده الثقلين))

به راستي كه چنين حمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده! در آن زمان اميرالمؤمنين 28 سال بيشتر نداشت!

در جنگ خيبر نيز هنگاميكه تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام، شكست خورده بازگشتند، علي (ع) به ميدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خيبر آن پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان آورد.

به راستي كه هيچ جوان ديگري،‌ چنين جواني پرشور و هيجان انگيزي نداشته است.

همه مردان بزرگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنان علي (ع) در دوران جواني از رموز موفقيت خود بهره برده، راههاي پرپيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده،  توانسته اند كارهاي بزرگي را به انجام رسانند.

تفريح و شادي علي (ع)

- مي داني اي دوست عزيز: من هم حرفهاي تو را مي پذيرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشي از زندگي انسان است. جيزهاي ديگري هم هستند كه آدمي بايد به آنها هم توجه كند. الگوي كامل، بايد در آن زمينه ها هم حرف براي گفتن داشته باشد. اينطور نيست؟

- حتماً همينطور است. و من به تو مي گويم كه اميرالمؤمنين در آن موارد هم، الگويي قابل قبول و كامل ارايه مي دهد. آخر تو درباره زندگي اميرالمؤمنين چه فكر كرده اي؟

فكر مي كني تمام زندگي حضرت علي (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

 

- يعني اينطور نبوده است؟!

- نه كه نبوده است! حضرت علي (ع)، مردي خوش رو و خندان بوده اند. هميشه تبسم خوش آيندي بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد مي كرده است. ايشان تفريح هم مي كرده اند. منتها تفريح در ديدگاه علي (ع) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود.

- پس تفريح علي (ع) چگونه بود ؟

علي (ع) كار را تفريح مي دانست.

تفريح او را، مسافرت، كمك به ديگران، تحصيل و تدريس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگريستن به طبيعت و ورزش تشكيل مي داد. پرداختن به ورزشهاي شمشيربازي، پرتاب نيزه، اسب سواري، كشتي، وزنه برداري و شركت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است.

- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دليل همين ديدگاه اميرالمؤمنين نسبت به تفريح و زندگي بوده است كه اگر سرتاسر زندگي شان را مرور كنيم،‌ لحظه اي توقف و سكون در آن نمي يابيم. گويي حتي يك لحظه هم با لحظه قبلي شان مشابه نبوده است. و درست به دليل همين ديدگاه بود كه شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان، شكل ديگري داشت.

- مگر شوخي و خنده علي (ع) چگونه بود؟

اميرالمؤمنين اهل شوخي و مزاح بود، اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه! بلكه مزاح هاي معنادار و آموزنده!

هرگاه كه يكي از ياران و دوستانش را غمگين و گرفته مي ديد، با شوخي او را خوشحال مي كرد تا اندكي از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اينكه، شادي علي (ع) هنگامي بود كه يك كافر، مسلمان مي شد. جنگي به پيروزي ختم مي شد، غذايي به فقير مي رساند، دل غمديده اي را شاد مي كرد،‌مشكلي را از كسي مرتفع مي كرد و كودك يتيمي را ذوق زده مي نمود. نكته ديگر هم اين بود كه مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد،‌ دل مؤمني را نشكند يا با زن و دختر نامحرمي، شوخي ننمايد.

علي و ارتباط با زنان و دختران

- به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آ‌ن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،‌مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود.

از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت.

 

پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد

نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است!

ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است.

به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست.


ادامه مطلب


[ دوشنبه 23 تیر 1393  ] [ 3:14 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

علي و ارتباط با زنان و دختران

 

- به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آ‌ن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

-           اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،‌مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود.

از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت.

 پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد

نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است!

ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است.

به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست.


ادامه مطلب


[ دوشنبه 23 تیر 1393  ] [ 3:14 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

جايگاه علي عليه السلام درهستي

 

معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :

يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا

اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من

درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.

يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه

و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.

 

آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.

لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك...

در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم :

السلامٌَُُُ عليكُُ ايها النبأ العظيم، الذي هم فيه مختلفون

سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم علي″ نام گرفت.

روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. تو به آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نقش پيامبر دانست.

فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61)

پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من ش جره واحده) و باز فرموده:   (انت مني بمنزله هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها) همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه  پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند.

در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان :

((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار))

محبت علي عامل رسيدن به كمال

در دواير مختلف هستي،‌هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:

 

                                   حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ      (بحار ج 9 ص 401)

محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.

بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و  عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است.

 

پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 23 تیر 1393  ] [ 3:13 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

مصرف خرما موثر در کاهش سردردهای نزدیک افطار

مصرف خرما موثر در کاهش سردردهای نزدیک افطار

 

 رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی آذربایجان‌شرقی گفت: مصرف خرما در وعده سحری در کنار کربوهیدرات و محصولات آردی موجب می‌شود، در طول روزه‌داری، کربوهیدرات به آرامی در بدن آزاد شده و انرژی لازم برای فعالیت روزانه بدن تامین و بدن یکباره دچار افت قند نشود.

دکتر روزبه رجائی غفوری با بیان اینکه در شش روز نخست ماه مبارک رمضان، مرکز اورژانس تبریز ۴۷ مورد عملیات به خاطر افت قند خون، کاهش فشار خون و یا ضعف و بی حالی داشته است، یادآور شد: در ماه مبارک رمضان، رژیم پرفیبر بسیار مناسب‌تر و سالم‌تر از رژیم غذایی کم‌فیبر است.

وی با بیان اینکه “خرما” با دارا بودن پتانسیل‌های لازم نیاز تغذیه‌ای مصرف کنندگان را در زمان روزه‌داری فراهم می‌کند، گفت: مصرف خرما در ماه مبارک رمضان به دلیل ارزش غذایی آن توصیه شده است چراکه این میوه، قند خون کاهش یافته در دوران روزه‌داری را جبران می‌کند و به علت دارا بودن فیبر و خاصیت ملین بودن آن، سیستم گوارشی را که به دلیل روزه‌داری بی‌تحرک شده است را به تحرک وا می‌دارد.

به گفته‌ی رجائی غفوری بهترین رژیم غذایی در ماه مبارک رمضان مایعات و قندهای ساده و قابل جذب سریع است چرا که در زمان افطار قند خون در پایین‌ترین حد خود قرار دارد که می‌تواند یکی از علل سردردهای نزدیک افطار باشد و‌ با داشتن رژیم غذایی حاوی خرما می‌توان از ضعف پیش از افطار جلوگیری کرد.

رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی استان با تاکید بر اینکه وعده افطاری بهتر است با خرما،‌ آب‌ گرم، ‌چای‌ کمرنگ و شیر‌ شروع شود، اظهار کرد: با مصرف این مواد، نیاز شدید بدن به مواد قندی به سرعت برطرف شده و بدن آمادگی بهتری برای استفاده از مواد غذایی دیگر را پیدا می‌کند.

وی در خصوص فیزیولوژی روزه‌داری نیز با بیان اینکه سوخت و ساز غذا در بدن انسان حدود هشت ساعت پس از آخرین وعده غذایی یعنی هشت ساعت پس از زمانی که جذب مواد مغذی موجود در غذای مصرفی خاتمه می‌یابد، دچار تغییر می‌شود گفت: در شرایط طبیعی، قند موجود در بدن که به آن گلوکز می‌گویند و در کبد و عضلات ذخیره می‌شود منبع اصلی انرژی بدن به حساب می‌آید.

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 تیر 1393  ] [ 1:53 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

علل شایع سردرد در ماه مبارک رمضان

علل شایع سردرد در ماه مبارک رمضان

 

 استاد دانشکده طب سنتی دانشگاه تهران، گفت: از دیدگاه طب سنتی کمبود خواب و استراحت، کاهش قندخون در طول روزه داری، کم شدن مصرف کافئین، کاهش مصرف سیگار، کم آبی، کم خونی و مشکلات دستگاه گوارش و معده علل شایعی برای سردرد محسوب می‌شوند.

دکتر غلامرضا کردافشاری در گفت وگو با ایسنا، توصیه کرد: افراد روزه دار ساعات خواب را طوری تنظیم کنند که دچار کم خوابی آزار دهنده نشوند. در این خصوص خواب قیلوله (یعنی از حدود یک ساعت به ظهر مانده، به مدت نیم ساعت خوابیدن) اثر نشاط بخشی دارد.

وی با بیان اینکه خواب با شکم پربلافاصله پس از سحر توصیه نمی شود، افزود: خواب با شکم پر باعث پیدایش طعم نامطبوع در دهان، احساس کسالت و سردرد و بی نشاطی می شود که البته خواب بلافاصله پس از افطار نیز صحیح نیست، اما خواب در ساعات اولیه شب توصیه می‌شود.

سردرد ناشی از کاهش قند خون

این استاد دانشکده طب سنتی گفت: افرادی که در طول روزه داری به علت کاهش قند خون دچار سردرد می شوند، باید وعده سحری را حتما مصرف کنند اما در این وعده از مصرف غذاها و نوشیدنی‌های حاوی مواد قندی فرآوری شده و شکر به مقدار زیاد بپرهیزند.

کردافشاری افزود: مصرف قندهای سریع الجذب مثل شکر سفید، نبات، شکلات و شیرینی تهیه شده در قنادی ها باعث جذب سریع قند خون و ترشح زیاد انسولین و به دنبال آن پایین افتادن سریع قندخون می شود و در نتیجه اعتیاد به خوردن قند و شکر و شیرینی ایجاد می شود.

سردرد به علت کم آبی

این متخصص طب سنتی ادامه داد: عدم مصرف مایعات به مقدار کافی و بروز کم آبی به خصوص در روزهای گرم تابستان در ماه رمضان، برای افراد دچار سردرد و میگرن، باعث تشدید بیماری می‌شود که مصرف میوه‌هایی مثل خیار، هندوانه، خربزه، انگور، گلابی، سیب، به، آلبالو و زردآلو در فاصله بین افطار تا سحر توصیه می‌شود.

سردرد به علت کاهش مصرف کافئین

این استاد دانشکده طب سنتی یکی از مهمترین علل سردرد در طول ماه رمضان را کاهش مصرف کافئین دانست و گفت: برای جلوگیری از این امر باید افراد ۲ تا ۳ هفته قبل از شروع ماه رمضان مصرف چای، قهوه و مواد دارای کافئین در رژیم غذایی خود را کاهش دهند تا به تدریج به دریافت مقدار کم آن در طول ماه رمضان عادت کنند.

به گفته وی؛ مصرف چای سبز بدون کافئین به جای چای سیاه در این زمینه می تواند کمک کننده باشد.

سردرد به علت کم خونی

کردافشاری در ادامه یکی دیگر از علل سردرد در ماه رمضان و در ماه های دیگر سال را کم خونی عنوان کرد و گفت: به بیماران دچار کم خونی توصیه می شود شربت عسل با آب جوش (بدون لیمو ترش) بعد از سحری و قبل از خواب مصرف کنند.

این متخصص طب سنتی در پایان توصیه کرد: همچنین برای این بیماران در وعده‌های افطار و سحر هر بار یک لیوان شربت شیره انگور رقیق شده با آب نیز موثر خواهد بود.

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 تیر 1393  ] [ 1:52 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

بد خوری در ماه مبارک رمضان

بد خوری در ماه مبارک رمضان

 

برخی که قصد رژیم لاغری دارند تصور می کنند ، ماه رمضان فرصت مناسبی برای کاهش وزن است. این در حالی است که از نظر دبیر انجمن پیشگیری از چاقی این تصور درستی نیست.
دکتر « محمد هاشمی » در سایت شخصی خود تاکید کرد: نگاه به ماه رمضان برای کاهش وزن نگاه مناسبی نیست. در واقع اگر تغذیه مناسب و اصولی وجود داشته باشد ، در پایان این ماه اصلا نباید تغییر وزن ایجاد شود.

دبیر انجمن پیشگیری از چاقی به افرادی که می خواهند در این ماه لاغرتر شوند توصیه کرد: اگر کسی از رژیم غذایی برای کاهش وزن استفاده می کند، تغذیه اش در این ماه باید بر اساس توصیه درمانگرش باشد و به هیچ عنوان سعی نکند با کم خوردن بیش از حد، در این ماه کاهش وزن بیشتر از معمول داشته باشد.

** دو سوی طیف بد خوری ها در ماه رمضان

هاشمی افزود: پرخوری در فاصله افطار تا سحر، استفاده از خوراکی هایی که طی سال کمتر استفاده می کنیم از یک طرف و امساک و کم خوری سرخود و غیرمنطقی از جانب دیگر، دو سوی طیف بد خوری به حساب می آید که می تواند سلامتی ما را تهدید کند.

وی با بیان این که روزه داران برای بهره مندی کامل تر از فیوضات این ماه، همانند باقی ایام سال، باید تغذیه ای صحیح داشته باشند به اصول تغذیه صحیح هم اشاره کرد و افزود: این تغذیه صحیح شامل سه اصل تنوع، تعادل و تناسب است .

دبیر انجمن پیشگیری از چاقی ادامه داد: تنوع به این معنی که از همه گروه های مواد غذایی استفاده شود. تعادل یعنی بر اساس هرم غذایی، مواد غذایی مصرف شود و تناسب به این معنا است که میزان کالری دریافتی با میزان فعالیت، نیاز و جثه افراد تناسب داشته باشد.

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 تیر 1393  ] [ 1:51 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

توصیه های سلامتی در رمضان/ بلافاصله بعد از افطار ورزش نکنید

 

به گفته یک فوق تخصص ورزش درمانی، بعدازظهرها زمان مناسبی برای ورزش کردن روزه داران نیست چرا که انباشت انرژِی بدن در این زمان کم است. دکتر شهرام آهنجان ایسنا، به بیان توصیه‌هایی به ورزشکاران برای داشتن یک ورزش مناسب در کنار روزه داری پرداخت و گفت: مهمترین مسئله‌ای که در ورزش کردن اهمیت دارد تامین آب مورد نیاز بدن است و از این حیث توصیه می‌شود ورزشکاران روزه دار در فاصله بین افطار تا سحر آب کافی بنوشند.

این فوق تخصص ورزش درمانی با تاکید بر اهمیت نوشیدن آب، افزود: آب مورد نیاز بدن در طول روز هشت لیوان است و ورزشکاران روزه دار به منظور جلوگیری از کم آبی بدن خود باید این حجم از آب را در فاصله زمانی بین افطار تا سحر و در فواصل زمانی مناسب بنوشند.

آهنجان استفاده از مواد فیبردار و دارای املاح را به منظور ذخیره و نگهداری آب در بدن به افراد توصیه و استفاده از سبزیجات و میوه‌ها در فاصله بین افطار تا سحر را مهم دانست.

این فوق تخصص ورزش درمانی مصرف میوه‌ها را به جهت برخورداری از قندهای ساده به ورزشکاران روزه دار توصیه کرد.

آهنجان در ادامه بهترین زمان برای ورزش کردن روزه داران را ۱٫۵ تا ۲ ساعت بعد از افطار دانست و گفت: در این زمان مواد جذبی به بدن رسیده و ویتامین ها و انرژی مورد نیاز بدن برای ورزش کردن تامین شده است.

آهنجان بلافاصله ورزش کردن پس از افطار را به علت حجم زیاد مواد غذایی که مصرف شده را نامناسب دانست و گفت: این اقدام می تواند دستگاه گوارش را با مشکل مواجه کند.

وی در ادامه به ورزشکاران روزه دار توصیه کرد: از گنجاندن مواد غذایی پیچیده و مرکب در وعده افطار خود خودداری کنند، چرا که اینگونه مواد معمولا زمان جذب طولانی مدت دارند.

این فوق تخصص ورزش درمانی استفاده از نان و پنیر و سبزی را به علت برخورداری از سه دسته از مواد مغذی به ورزشکاران روزه دار توصیه کرد و افزود: مصرف انواع سوپ ها، مواد غذایی آبکی، انواع غلات و … نیز در برنامه غذایی روزه داران توصیه می شود.

آهنجان مصرف انواع مغزها را به علت برخورداری از انرژِی بالا به ورزشکاران روزه دار توصیه کرد.

وی در ادامه از وعده سحری به عنوان یک وعده کامل یاد کرد و گفت: بهتر است افراد و بخصوص ورزشکاران روزه دار همه گروه های غذایی را در وعده سحر خود بگنجانند.

به گفته وی حذف وعده سحر و یا حذف مصرف مواد مغذی در وعده سحر می تواند روزه داران بخصوص ورزشکاران روزه دار را با مشکلات گوارشی روبرو کند و لذا توصیه می شود این وعده مثل وعده ناهار در نظر گرفته شود.

این فوق تخصص ورزش درمانی در ادامه همچنین فاصله زمانی چند ساعت پس از سحر را نیز برای ورزش کردن مناسب دانست.

آهنجان با بیان اینکه ورزش کردن روزه داران در ایام ماه مبارک رمضان هیچ منعی ندارد، گفت: ماه رمضان فرصت خوبی برای پرداختن به ورزش‌های هوازی، چربی سوزی و کاهش وزن بدن است.

این فوق تخصص ورزش درمانی در ادامه به ورزشکاران روزه دار توصیه کرد: سعی کنند در فضای آزاد خصوصا در گرمای هوا از فعالیت بدنی و تمرین صرف نظر کنند، چرا که در گرمای هوا میزان تعریق بدن بالا رفته و همین مسئله می تواند بدن را با کمبود آب مواجه کند.

آهنجان در ادامه با بیان اینکه شدت تمرین با فاکتورهایی همراه است که یکی از عمده ترین آنها آمادگی بدنی است، به ورزشکاران روزه دار توصیه کرد: در ماه مبارک رمضان این ملاحظات را در نظر بگیرند و تا جایی که توان فیزیولوژیکی آنها اجازه می دهد ورزش کنند.

وی افزود: ورزشکاران روزه دار در حین تمرین و ورزش ضربان قلب، رنگ چهره، بنیه بدنی و… خود را در نظر داشته باشند و هر زمان که احساس ضعف بدنی دارند قبل از رسیدن به آستانه مشکلات بدنی ورزش کردن را متوقف کنند.

 


ادامه مطلب


[ یک شنبه 22 تیر 1393  ] [ 1:50 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

هنگام خواب چه سوره هایی را بخوانیم؟

 

 
 

سوره های مخصوص خواب,دعاهای مشکل گشا

زیاد شدن دغدغه های زندگی امروزه موجب شده خیلی از مردم به دنبال راه های مختلف رسیدن به آرامش باشند.
کلاس های مختلف تمرکز و آرامش با نام های جدید طرفداران زیادی پیدا کرده است. این متدها روش هایی برای آمادگی قبل از خواب به منظور فرار از افکار پریشان وبی خوابی هم دارند.
منشأ آرامش یاد خدا و تکیه به منبع لایزال الهی است.خدا در قرآن می گوید که تنها با یاد خدا دل ها  آرامش می یابد."...أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئنُّ الْقُلُوب"(28رعد)
تلاوت قرآن و یاد خدا در شب نیز برای آرامش تاثیر بسیار دارد. در روایت نیز توصیه به تلاوت قرآن و بویژه برخی از سور خاص شده است.
در حدیثی از حضرت محمد (صلى اللّه علیه و آله) نقل شده كه ایشان قبل از خواب مسبحات را تلاوت می نمودند و مى فرمایند:" ان فیهن آیة افضل من الف آیة " (در آنها آیه اى است كه از هزار آیه برتر است.)
البته پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) این آیه را تعیین نفرموده ، ولى بعضى از مفسران احتمال داده اند كه آیه آخر سوره حشر منظور است ، هر چند دلیل روشنى براى این معنا نیز در دست نیست .
امام باقر(علیه السلام) نیز در حدیثی فرمودند: "من قراء المسبحات كلها قبل ان ینام لم یمت حتى یدرك القائم(علیه السلام)  و ان مات كان فى جوار رسول الله (صلى اللّه علیه و آله)"(كسى كه «مسبحات» را قبل از اینکه بخوابد بخواند از دنیا نمى رود تا حضرت مهدى(علیه السلام)  را درك كند، و اگر قبلا از دنیا برود در جهان دیگر در همسایگى رسول خدا خواهد بود.)
مسبحات سوره هائى است كه با کلمه ای که از ریشه "سبح" است آغاز مى شود و آن ها هفت سوره است: سوره اسرا، حدید، حشر، صف، جمعه ، تغابن و اعلی.
البته برخی منظور از مسبحات را شش سوره آخر را می دانند و برخی مفسرین مانند نویسنده تفسیر نمونه معتقد است، مسبحات سوره هایى است كه با سبح لله یا یسبح لله آغاز مى شود و آن پنج سوره است: سوره حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن.
اگر فرصت بر تلاوت همه مسبحات ندارید، در بین این سور بر تلاوت سوره حشر تاکید ویژه ای شده است. پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) می فرمایند: "من قراء سورة الحشر لم یبق جنة و لا نار و لا عرش و لا كرسى و لا حجاب و لا السموات السبع و لا الارضون السبع و الهوام و الریاح و الطیر و الشجر و الدواب و الشمس و القمر و الملائكة الا صلوا علیه ، و استغفروا له و ان مات من یومه او لیلته مات شهیدا"(هر كس سوره حشر را بخواند تمام بهشت و دوزخ و عرش و كرسى و حجاب و آسمانها و زمین هاى هفتگانه و حشرات و بادها و پرندگان و درختان و جنبندگان و خورشید و ماه و فرشتگان همگى بر او رحمت مى فرستند، و براى او استغفارمى كنند، و اگر در آن روز یا در آن شب بمیرد شهید مرده است.)
همچنین امام صادق(علیه السلام) مى فرمایند: "من قراء اذا امسى الرحمن و الحشر وكل الله بداره ملكا شاهرا سیفه حى یصبح "(هر كس سوره الرحمن و حشر را به هنگام غروب بخواند خداوند فرشته اى را با شمشیر برهنه مأمور حفاظت خانه او مى كند.)
قاعدتا به هر میزان که توجه و تفکر در قرائت بیشتر باشد امید به این آثار نیز بیشتر خواهند بود.
سور مسبحات با "سبح لله" برخی با "یسبح لله" آغاز می شود و در واقع با تسبیح الهی آغاز می گردد.اما این تسبیح به چه معنا است؟
تسبیح كه مصدر فعل «سبح» است ، به معناى منزه داشتن است ، منزه داشتن خدا از هر آنچه كه مستلزم نقص و ناسازگارى با ساحت كمال الهی است.
در ابتدای سوره حدید آمده است: "سبَّحَ للَّهِ مَا فى السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الحَْكِیمُ"( آنچه در آسمانها و زمین است براى خدا تسبیح مى‏گویند؛ و او عزیز و حكیم است.)(1/حدید)
منظور از تسبیح هر آنچه در آسمان ها و زمین است تسبیح حقیقی است نه مجازی و زبان حال. همچنین در جای دیگر می فرماید: " تُسبِّحُ لَهُ السمَوَت السبْعُ وَ الاَرْض وَ مَن فِیهِنَّ وَ إِن مِّن شىْءٍ إِلایُسبِّحُ بحَمْدِهِ وَ لَكِن لاتَفْقَهُونَ تَسبِیحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُورا"(آسمانهاى هفتگانه و زمین و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبیح او مى‏گویند؛ و هر موجودى، تسبیح و حمد او مى‏گوید؛ ولى شما تسبیح آنها را نمى‏فهمید؛ او بردبار و آمرزنده است.)(44/اسراء)
که این آیه دلالت بر تسبیح حقیقی  دارد و اگر مجاز بود به این معنا بود که هر موجود ی در آسمان ها و زمین با هستى خود بر پاک و منزه بودن خالقش از هر نقصی دلالت دارد و دیگر نمی گفت:"شما آن تسبیح را نمی فهمید."
پس تمامی موجودات عاقل و غیر عاقل تسبیح الهی با زبان و تنریه به معنای حقیقی کلمه می کنند، هر چند که ما آن را نمی فهمیم.

منبع:tebyan.net

 


ادامه مطلب


[ جمعه 20 تیر 1393  ] [ 2:20 PM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]

من، روزه‌دار عاشقی‌ام

 

با یاد خدای قدر

صدای قدم‌های ماهِ خوبی‌ها، دل ِ خاکی‌ام را آگاه ساخته است که لحظه‌ی وداع نزدیک است.

لحظه‌ی وداع با ماه مهدی، با شعبان، و من در آخرین ثانیه این ماه به مناجات شعبانیه نشسته‌ام "و اسمَع دُعائی اِذا دَعَوتُک1

 پس از آن "و اسمَع نِدائی اِذا دَعَوتُک2من. "ذلک العشقِ" من، "لاریب فیه"، ای خدای عاشقی‌ام . من در آغوش مُهر دلدادگی‌ام. و باران روزه‌داری‌ام "انتَ ربُّ العظیم3

***

 

***

صبح دلدادگی‌ام را با آهنگ دل نواز "الّلهم اِنی اَسئَلُک مِن بَهائِک4مأمن من تو هستی ای خدای دیدگانم و من، زیر چتر پروردگاریت، از باران غم، که در این زندان، بر سر و رویم می‌بارد ایمن شوم . من، روزه‌دار عاشقی‌ام. تشنه‌ی دیدار توأم. نگاهم کن تا سیراب شوم. نگاهم را پذیرا باش که هر چه سفیر تو، قرآن را می‌نگرم سیر نمی‌شوم.

***

 

عطر آش نذری همسایه و صدای ربّنای استاد، تمنای دلم را آشکارتر ساخته است تا من عاشقانه‌تر به ختم شمیم عاشقی‌ام بپردازم و آل عمراندلم را در عدد سی فریاد کنم. "ربّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَیتَنا و هَب لَنا مِن لَدُنکَ رَحمَة اِنَّکَ انتَ الوهّاب5

***

 

 ای خدای آسمانیِ دلِ خاکی‌ام "رُدَّ کُلَّ غَریب6

منی که دَم عاشقی‌ات، گِل وجودم را بیدار ساخت، با نسیم نوازشت دوباره بیدارم ساز؛

ای کسی که "عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر"ی .

 بار الها، ببخشا که من ِ خاکی، آلوده‌ی دنیا گشته‌ام.

ای خدای شَهر ِ رمضان که "اَنزَلتَ فیه" کتاب جاویدان را، "اِغفرلی تِلکَ الُذنوب العِظام" راکه کسی جز معبود دلم نمی‌بخشاید "یا علّام" .

فرشتگان بارگاهت در این قدر آسمانی، زمین را به قدر آورده‌اند تا قدر دلتنگی‌ام را به مهدی‌ات بگویند و مهدی بداند که من، من ِ منتظِر، از انتظار خسته نمی‌شوم تا بیاید ... العَجَل العَجَل العَجَلَ7

و من ضجّه می‌زنم "یا مُفیَّ العَهد8

من ِ بارانی با آمدنش عافیت می‌یابم، بگو بیاید. "اِنّا اَنزَلناه ُ فی لَیلَة القدر" قرآن در حضور ستارگان آسمانی می‌درخشد و من، دلم برای حضور مهدی می‌تپد.

 "و ما اَدراک ما لَیلَةُ القدر" و کسی انتظارم را درک نمی‌کند "لَیلَةُ القدرِ خیرٌ مِن اَلفِ شَهر" هزار ماه کم است بگو هزار سال "تَنَزَّلُ الملئِکةُ و الرّوح"، تا درد انتظارِ مرا، به سویت آورند؟

من منتظرم! بگو بیاید.

"سلامٌ هیَ حتّی مَطلَع الفَجر" تا وقتی تو بیایی همه شب، شب ِ قدر من است و من تا صبح می‌گریم، تا صبح ناله می‌کنم، تا صبح می‌خوانمسرود ِ زندگی بخش را: "اللّهم کُن لِوَلیّک َالحجَّةِ ابنِ الحَسَن". روزه‌دار، سالگرد عاشقیت، سالگرد روزه‌داریت مبارک باد!!!

روزه‌دار، سالگرد عاشقیت، سالگرد روزه‌داریت مبارک باد!!!

 

"یاس خاکی"

 

1- مناجات شعبانیه- مفاتیح الجنان

2- مناجات شعبانیه- مفاتیح الجنان

3- فرازی از دعای "یا علی یا عظیم" ا زدعاهای ماه رمضان

4- دعای سحر- مفاتیح الجنان

5- سوره آل عمران، آیه 8

6- فرازی از دعای "اللهم ادخل علی اهل القبور السرور" از دعاهای ماه رمضان

7- دعای عهد - مفاتیح الجنان

8- دعای جوشن كبیر- مفاتیح الجنان


ادامه مطلب


[ سه شنبه 17 تیر 1393  ] [ 1:35 AM ] [ خادم مهدی عج ]
[ نظرات (0) ]