بنام خدا
اشعار هلال ماه محرم
در سایه سار مرحمت بی حسابتان
شکر خدا که ماه عزایت رسیده است
شکر خدا که نوکر این خانواده ام
حالا که بوی کرببلایت رسیده است
بنام خدا
اشعار هلال ماه محرم
در سایه سار مرحمت بی حسابتان
شکر خدا که ماه عزایت رسیده است
شکر خدا که نوکر این خانواده ام
حالا که بوی کرببلایت رسیده است
بنام خدا
سرزمین کربلا
ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯿﻘﺎﺕ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺧﺪﺍﺳﺖ
ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﮐﺮﺑﻼﺳﺖ
ﻋﺸﻖ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﯾﮑﻪ ﺗﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺩﺭ ﺩﻭ ﻋﺎﻟﻢ ﺳﺮ ﻓﺮﺍﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺷﻂ ﺧﻮﻥ ﺍﺯ ﺗﯿﻎ ﺟﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺩﺷﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﺍﺑﯿﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺗﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻃﺒﻞ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ
ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﻗﯿﺪ ﺳﺮﻭ ﺟﺎﻥ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ
بنام خدا
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)
حسین جان این روزها موضوع حضور دعوت شدگان شما برای راهپیمائی در اربعین نقل مجالس و محافل است ، شما که آگاهید مدتهاست با همه وجود خودم را برای حضور در این حرکت عظیم عاشقانت آماده می کنم اما هنوز نتوانسته ام تصمیمم را با دلم یکی کنم و یا تصمیم قاطعی بگیرم که چه باید بکنم .ای عزیز فاطمه (س) شما که نور هدایت و کشتی نجاتی خودت کمکم کن تا بتوانم از این فیض الهی محروم نشوم و به دعوتت لبیک بگویم.ان شاءالله
بنام خدا
نقش امام سجاد در زنده نگهداشتن قیام عاشورا
از آنجا که شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین ـ علیه السلام ـ و یاران باوفایش از منظر عمومی، آثار ویرانگری برای حکومت بنی امیه داشت و مشروعیت آن را زیر سؤال برده بود و نیز برای اینکه این تراژدی غم بار به دست فراموشی سپرده نشود، امام چهارم با گریه بر شهیدان نینوا و زنده نگه داشتن یاد و خاطره جانبازی آنان اهداف شهیدان کربلا را دنبال میکرد. ظلمت حادثه کربلا و قیام جاودانه عاشورا به قدری دلخراش بود که شاهدان آن مصیبت عظیم تا زنده بودند آن را فراموش نکردند.
بنام خدا
حلال جمیع مشکلات است حسین
شوینده ی لوح سیئات است حسین
ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلاست
جائی که سفینه ی نجات است حسین
صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...
بنام خدا
طرح سوالی ساده در مورد نهضت امام حسین (ع) :
شما یک لحظه به آن زمان برگردید و این طور تصور کنید که اگر نوه پیغمبر و نور چشم پیغمبر و ریحانه پیغمبر، سیدالشهداء علیه السلام با چنین آدمی (یزید بن معاویه فردی فاسد که در جایگاه خلیفه مسلمین به شرابخواری و میمون بازی و تمسخر مقدسات اسلامی می پردازد- و اعوان و انصار او همچون عمر بن سعد) دست می داد آیا دیگر از اسلام اثری می ماند؟
بنام خدا
(سخنی با کربلا)
اي خوشا آب و هواي کربلا
گريه کردن پا به پاي کربلا
اشک چشمم دانه اي از خوشه است
قلب من يک گوشه از شش گوشه است
بنام خدا
ته گودال فقط پیکر تو مانده و من
همه رفتند فقط مادر تو مانده و من
سر و انگشتر و انگشت به غارت بردند