ديگر از عبور در حاشيه خسته ام ...
هوای اين اطراف بر سرم لحافِ سنگينی ست
حالم درد میکنـــد ...
گاهی فکر می کنم
در روزهای خستــه مرگ حتی ادامــه ی تنهايی ماست
تو صاحبِ همه چيزِ اين اتاق بی همه چيزی قبو ل!
امــّــا اين خانه مهمان تازه نمی خواهد برو!
ادامه مطلب











