|
دیگر موارد
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 بازدید کل : 18411بازدید تعداد کل نظرات : 3نظر تاریخ تاسیس وبلاگ : جمعه 11 دی 1394
3.
![]() ![]() منو بخون سلامی به گرمی آفتاب دوست عزیز به وقف نامه خوش آمدی گرمی زندگیت را با چراغ جدید روشن تر و گرمتر بنما...
تصویر منتخب وبلاگ فرهنگ نامه تصویر منتخب وبلاگ وقف نامه
امام خمینی(ره) فرمودند: در وقف. فضیلت بسیار و پاداش ،بی شمار دارد ، روح الله خمینی.
نظر سنجی شبکه های اجتماعی لوگوی دوستان لوگوی وبلاگ ما و جشنواره
سایت بزرگان
|
| نوشته شده به دست فاطمه توکلی
دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنها ازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .
شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت:
درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند.
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.
در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت : درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم. من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده و باید آینده اش تأمین شود.
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.
سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگرمساوی است. تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر برخوردند. آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند.
ادامه مطلب
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
کریستف پس از کشف دنیای جدیدیش در حال صرف شام با مردان مهربان اسپانیایی بود که یکی از آنان گفت: حتی اگر ارباب شما این قاره جدید را کشف نکرده بودند، در اینجا یعنی اسپانیا، که سرزمینی غنی از مردان بزرگ و بالیاقت در گیتی شناسی و ادبیات است، شخصی پیدا می شد که ایده ای مشابه با نتیجه ای مشابه داشته باشد.
کریستف غرورش جریحه دار شد ولی برای جواب دادن عجله نکرد. در آن لحظه خواست تا تخم مرغی برایش بیاورند. سپس آن را روی میز گذاشت و گفت: آقایان شرط می بندم که هیچ کدام از شما نمی تواند این تخم مرغ را در حالت ایستاده روی میز قرار دهد، البته همانطوری که من این کار را بدون هیچ کمکی انجام خواهم داد.
همگی تلاششان را برای نگه داشتن تخم مرغ روی سطح پهن تر آن کردند ولی بیهوده بود. بعد رو به آقای کلمب گفتند: غیر ممکن است.
غیر ممکن است؟
کریستف تخم مرغ را از آن ها گرفت، ضربه کوچکی به انتهای آن زد و ترک ظریفی در آن قسمت ایجاد شد که به واسطه آن توانست تخم مرغ را روی میز در حالت ایستاده نگه دارد. میهمانان گفتند: مطمئنا هر کسی می توانست با یک ضربه و ایجاد ترک در انتهای تخم مرغ آن را در این وضعیت قرار دهد.
هر کسی می توانست ولی هیچ کسی این کار را نکرد. در مورد کشف دنیای جدید من هم همینطور است، هر کسی می توانست آن را کشف کند، ولی هیچ کس به ان فکر هم نکرد!
این حکایت بیانگر این امر است که حتی اگر ما قادر به انجام کارهای بزرگ هم باشیم، تعداد کمی از ما به فکر استفاده از استعداد و نیروهایمان برای انجام آن کارهای بزرگ می افتیم .
حال شما چه کار بزرگی باید انجام بدهید؟ به همان فکر کنید!
ادامه مطلب
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نامت چه بود؟
آدم
فرزند ؟
من را نه مادری نه پدر..... بنویس اول یتیم عالم خلقت
نام محل تولد؟
بهشت پاک
اینک محل سکونت ؟
زمین خاک
قدت؟
روزی چنان بلند که همسایه خدا...اینک به اندازه بختم به روی خاک
اعضای خانواده؟
حوای خوب و پاک
قابیل خشمناک
هابیل زیر خاک
روز تولدت؟
درروز جمعه ای به گمانم که روز عشق
رنگت؟
اینک فقط سیاه ز شرم چنان گتاه
چشمت؟
رنگی به رنگ بارش باران که ببارد از آسمان
وزنت؟
نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست
نه آنچنان وزین که بشینم بر این زمین
جنست؟
نیمی مرا ز خاک...... نیمی دگر خدا
شاکی تو؟
خدا
نام وکیل؟
آنهم فقط خدا
جرمت؟
یک سیب از درخت وسوسه !
تنها همین؟!!!!!!!!!!!
همین.......
حکم ؟
تبعید در زمین!!!!!!!!!!
همدست در گناه؟
حوای آشنا
ترسیده ای؟
کمی
ز چه؟
که شوم من اسیر خاک
آیا کسی به ملاقاتت آمده؟
بلی.
چه کسی؟
گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟
دیگر گلایه نه .........ولی
ولی چه؟
حکمی چنین آنهم به یک گناه......!!!
دلتنگ گشته ای؟
زیاد
برای که ؟
تنها فقط خدا
آورده ای سند؟
بلی
چه؟
دو قطره اشک
داری تو ضامنی ؟
بلی
چه کسی؟
تنها کسم خدا
در آخرین دفاع؟
میخوانمش چنان که اجابت کند دعا .
ادامه مطلب
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چند تایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری که خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده.
*نتیجه اخلاقی داستان:
عذاب وجدان همیشه مال كسی است كه صادق نیست
آرامش مال كسی است كه صادق است
لذت دنیا مال كسی نیست كه با آدم صادق زندگی می كند
آرامش دنیا مال اون كسی است كه با وجدان صادق زندگی میكند
و اینکه همه ی آدما بقیه رو از منظر وجدان خودشون میبینن
ادامه مطلب
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
یکی بود یکی نبود .
این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد.
هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ، که یکی بود ، دیگری هم بود . همه با هم بودند . و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم .
از دارایی ، از آبرو ، از هستی . انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست . هیچ کس نمیداند ، جز ما . هیچ کس نمی فهمد جز ما . و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن .
و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم . ادامه مطلب
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا …
دخترک خودش را جمع و جور کرد، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟
فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انضباطش باهاش صحبت کنم
دخترک چانه لرزانش را جمع کرد… بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :
خانوم… مادرم مریضه… اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن… اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد… اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه… اونوقت…
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم…
اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم…
معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین …
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد…
ادامه مطلب
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
امام صادق(ع) به عبداللّه بن ابی یعفور فرمود: ... نظر کن به جهتی که علی(ع) نزد پیامبر اکرم(ص) از آن موقعیت ویژه و جایگاه عظیم برخوردار گردید و به آن جهت پای بند باش! پس تحقیقا علی(ع) به سبب راستگویی و امانت داری نزد پیامبر(ص) به آن مقام والا دست یافت.(12) ژرفای سخن امام صادق(ع) آن گاه معلوم می گردد که موقعیت ویژه و جایگاه عظیم و منزلت بی بدیل حضرت امیر(ع) نزد پیامبر اکرم(ص) مورد توجّه قرار گیرد؛ موقعیتی که هیچ یک از صحابه و مسلمانان از آن برخوردار نبوده اند. موقعیت ارجمند و منزلت شکوهمند و بی همتایی که پیامبر(ص) درباره آن می فرماید: ... وَ اِنَ اللّهَ اَعْطَی مُوسَی الْعَصَاءَ، وَ اِبْرَاهِیمَ بَرْدَ النّارِ، وَ عِیسَی اَلْکَلَمَاتِ یُحیِی بِهَا الْمَوتَی وَ اَعْطانَی هَذَا عَلیّا وَلِکُلّ نَبیٍّ آیةٌ وَهَذَا آیَةُ رَبِّی... .(13) ... و خداوند به عنوان معجزه به موسی عصا، و به ابراهیم خنک شدن آتش، و به عیسی کلماتی را که به وسیله آن مرده ها را زنده می کرد، عطا فرمود، و به من علی را عطا نمود. برای هر پیامبر نشانه ای است و این شخص علی نشانه و معجزه پروردگارم می باشد... . ادامه مطلب
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
راست گفتاری و سخن خلاف واقع به زبان نیاوردن، شناخته شده ترین قِسمِ صدق و نخستین مرتبه آن است. اگر آنچه را که آدمی به زبان می آورد با واقع هماهنگ باشد، کلید گنج سعادت را در اختیار خواهد داشت. در روایتی از پیامبر اسلام(ص) می خوانیم: مردی به محضر رسول اللّه(ص) شرفیاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا! خصلتی را که تأمین کننده خیر دنیا و آخرت است به من تعلیم نما! پیامبر فرمود: دروغ نگو.(14) از نظر امام علی(ع) نیز سلامت دین و دنیای انسان در پرتو صداقت تأمین می گردد: عاقبَةُ الصدق نجاةٌ و سلامة.(15) سرانجام صدق و راستی رهایی و سلامت است. عظمت و شکوهمندی آدمی نیز در سایه راستگویی به دست می آید: مَنْ صَدَقَ فِی اَقْوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ(16). کسی که سخنانش راست باشد مقامش شکوهمند گردد. هم چنین فرمود: مَنْ صَدَقَ مَقالُهُ زادَ جَلالُهُ(17). کسی که گفتارش راست باشد جلالتش زیاد گردد. تأمّل در این گونه روایات، مسلمانِ معتقد و پای بند را به کاوش در گفته ها، نوشته ها و هرآنچه را که در مقام تخاطب به دیگران القا می کند، وامی دارد؛ خواه طرف گفت وگو و خطاب او انسان باشند و خواه در مقام عبادت و تخاطب با خداوند قرار گرفته باشد. بر این اساس است که دین باوران هوشمند و مؤمنان ژرف نگر در واژه ها و جمله هایی که به گاه نماز و نیایش با خدا به زبان می آورند و یا به هنگام توسّل و ابراز ارادت به چهره های قدسی دین زمزمه می کنند، نیک می نگرند تا مبادا سخنی ناراست و ادّعایی کذب در پیشگاه حقیقت ربوبی و در محضر مظاهر حق و پیشوایان الهی به زبان آورده باشند ادامه مطلب
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
امام علی عليه السلام :
بخشنده باش اما ولخرج مباش؛ و صرفه جو باش ليكن خسيس مباش.
نهج البلاغة ، حکمت 33 ادامه مطلب
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
سالهاست که زبان در رثای اسطوره ای می گشایم که هر چه از او می ستایم، گویا یک گام هم به پیش نمی آیم!
|
|
نویسنده
|