sokhan
دیگر موارد
تعداد مطالب : 204پست
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
بازدید کل : 18445بازدید
تعداد کل نظرات : 3نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : جمعه 11 دی 1394 
> پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون 3.

وبلاگ وقف نامه



منو بخون

سلامی به گرمی آفتاب دوست عزیز به وقف نامه خوش آمدی گرمی زندگیت را با چراغ جدید روشن تر و گرمتر بنما...

اوقات شرعی

اوقات شرعی

تصویر منتخب وبلاگ فرهنگ نامه
تصویر منتخب وبلاگ وقف نامه

    امام خمینی(ره) فرمودند:

    در وقف.

    فضیلت بسیار و پاداش ،بی شمار دارد ،

    روح الله خمینی.

نظر سنجی

ابزار نظر سنجی

شبکه های اجتماعی

لوگوی دوستان
طراح قالب

لوگوی وبلاگ ما و جشنواره

وبلاگ وقف نامه

وبلاگ-کد لوگو و بنر

سایت بزرگان
نامه دلتنگی
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

رای تو نامه ای می نویسم…
دلتنگی که دست از سر دل بر نمی دارد.
دلتنگی که فاصله را نمی فهمد !
نزدیک باشی و اما دور…دور…دور !
تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است.
تمام دنیا پر از پنجره هایی است که پرنده ندارند…
پر از کوچه هایی که همه ی آن ها برای رهگذران عاشق به بن بست می رسند!
فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و مجنون ها که می میرند!
خون بهای این دل های شکسته را چه کسی می دهد ؟!
حالا نشسته ام برایت نامه ای بنویسم.
می دانی ، نامه ها می مانند حتی وقتی برای همیشه پنهان باشند و کسی که باید ، آن ها را نخواند! قرار نیست این را هم بخوانی…قرار نیست بیقراری ام را بفهمی !
قرار نیست بدانی که چند جای این نامه با اشک خیس شد و چند واژه را پنهان کرد…
قرار نیست بفهمی که دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی است…
قرار نیست که بفهمی چقدر دوستت دارم! و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرد…
اما برایت این نامه را می نویسم برای روزی که تو هم دلتنگ باشی! دلتنگ کسی که دوستش داری…
برای روزی که هزار بار پشت پنجره رفته باشی و هزار قاصدک را بوسیده باشی! برای روزی که به هوای هر صدای پایی تا دم در دویده باشی و با بغضی سنگین در انتظارش نشسته باشی!
برای شب هایی که در تمام فال های حافظ هم خبری از آمدنش نباشد و هزاربار پیراهنش را بوییده باشی!
تو فکر می کنی آن روز چند سال خورشیدی دیگر است ؟
آن روز چقدر از هم دور شده باشیم ؟
پای کدام بن بست کنار کدام درخت پایین کدام پنجره برای آخرین دیدار گریسته باشیم؟
هنوز زود است… برای تو که از حال دلم غافلی زود است… نباید بفهمی که این روزها چقدر دلتنگم… نباید بفهمی که قدم هایم هر روز پیر و پیرتر شده اند ! و هر روز سایه ام ، کمرش خم و خم تر می شود!
این روزها برای گریستن دیگر باران را بهانه نمی کنم…
برای بیقراری ام سراغ پنجره ها نمی روم…
وقتی قاصدکی روی شانه ام می نشیند دیگر از تو خبری نمی گیرم شاید نشانی ام را گم کرده ای…
موهایم یک در میان سپید و سیاهند مثل روزهایی که یک در میان شاد و ناشاد می گذرند! کوچه ها را که نگو… بی خبرتر از آن می گذرم که پنجره ای برایم گشوده شود… تکان دستی ، سلامی… خیال کن غریبه ای که او را هیچ * نمی شناسد! هنوز هم ایستگاه ها را دوست دارم…
نیمکت هایی که بوی تنهایی می دهند.
هنوز هم انتظار را دوست دارم.
هنوز هم زل می زنم به هر قطاری که می گذرد…
به دست هایی که توی هوا تکان می خورند و به بوسه هایی که میان دود… گم می شوند !
خوش به حال قطارها همیشه می رسند… اما من… هیچ وقت نرسیدم ! هیچ وقت… تمام زندگی ام فاصله بود…
این نامه باشد برای روزی که یکی از این قطارها مرا هم با خودش برده باشد…
چمدانی پر از نامه جا می ماند برای تو ، از مسافری که عمری عاشقت بود…

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 
ساعت : 11:52 PM
لینک ثابت
تسلیت
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

تسلیت عرض می کنم ایام فاطمیه را به تمامی عزیزان

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 
ساعت : 11:46 PM
لینک ثابت
پرستاری ندارم
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

چه غم گر هر کسی از من بجز غم رو بگرداند
مبادا از سرم رو کاسه‌ی زانو بگرداند


رهین منّت دردم که بنشسته به پهلویم
به بستر، او مرا زین سوی، بر آن سو بگرداند


نگاه شوهر تنهای من این راز می‌گوید
که دیده؛ همسری از همسر خود رو بگرداند


ز بس بیزارم از دشمن عیادت چون کند از من
کمک از فضّه گیرم تا رخم از او بگرداند


دلم را مژده دادم تا اجل آید به امدادم
کجا بیمار رو، از کاسه‌ی دارو بگرداند


پرستاری ندارم بر سر بالین بیماری
مگر آهم ازین پهلو به آن پهلو بگرداند


فدایی علی هستم پی حفظش دلم خواهد
اجل دست مرا گیرد به دور او بگرداند

علی انسانی

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 
ساعت : 11:45 PM
لینک ثابت
آرزوی علی
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد

آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد

زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر
تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر

نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا
دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی

گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت
احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت

گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل
وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل

از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر
بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر

بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر
کــوثـــرت از سـاقــــی کـوثــــــــر بگیر

مــی کِـشــد خجلــت عـلــی از محضـرت
یــاس دادی، می دهد نیلوفــرت

علی انسانی

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 
ساعت : 11:44 PM
لینک ثابت
گاه
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0
گاهـــــــی سکوت کـــن ماننـــــــدخورشیــــــــــــد

گاهــــــی لبخـــند بــــزن مثــــل مــــــــــــــــاه

گاهــــــی ســــرت را رو بــه آســـمان کـن و چشم هایـــت را ببند

گـــــــــــاه بگـــــــــــو  حــــــرف هایـــــی را کـــه بــــرای نگفــتتن داری

گـــــــــــاه بــــه دل یــــک دوست بفرست  احساساتــــــی را که در هیچستـــــــــان قلبت به

فرامــوشــــــــی سپرده ای

گـــــــــــاه دوســـــت بــــــدار آنــــــان را کــه "روزگاری" دوسـت داشته ای

گـــــــــــاه ببار بر درختــــــــــی که سرسبزش پنداشتــــتته ای و بـــــــــی نیاز به بــــارانت

گــــــــــــاه فراموش نــــــکن دوستانــــــــی را کــه "دیگر" دوست نیستند

گـــــــــــاه تنها شو بــه تنهایـــــــــی نور

گـــــــــــاه فریاد کن از پس دیـــوارهای ساختگــــــــی ذهنت

گــــــــــاه به محبت بگیـــــــــــر دست دوست و بازوی دوستــــــداری را

گــــــــــاه بگذر از چیزهایـــــــی که بسیار دوستشان داری کــه اوج هر دوست داشتنــــــــی گـــــــذر

است

گــــــــــاه رها کن قلمت را در جریان بـــــــی امان احساس

گــــــــــاه پــــــرواز کن بـا بــال های خیالت

گــــــــــاه زلال باش

گــــــــــاه با شکوه باش مثــــل نیلوفر

گــــــــــاه زیبا باش مانند "خودت"

گاهــــــی اشک بریز برای آنانــــکه "نمـــــی فهمند" تنهایــــــی

 

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 
ساعت : 11:41 PM
لینک ثابت
من و تــــــــو
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0
من و تــــــــو

برای رسیدن به هم

هیچ چیز کم نداریم به غیر از یک معجزه ...!!!




چقــدر باید بگذرد؟؟

تا مـن

در مـرور خـاطراتم

وقتی از کنار تــو رد می شوم.

تنـــم نلــرزد…..

بغضــم نگیــرد…..



نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم...

اما

ایـــــــــــــن روزها...

به لطـــــــــــفِ تــــــــــو...

انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم....!!!!

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 
ساعت : 11:40 PM
لینک ثابت
جدایی
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

بر من و تو روزگاری رفت و عشقی پا گرفت

عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت

شادمانی بود و من بودم تو بودی عشق بود

عشق و شادی با تو رفت و غم مرا تنها گرفت

نغمه هامان در گلو بشکست و شادی ها گریخت

مرغ رنگین بال عشق ما ره صحرا گرفت

بوسه های آتشین بر روی لب هامان فسرد

آشنایی های ما رنگ جدایی ها گرفت

مرغ بخت آمد به بام خانه ام اما پرید

دولت عشق تو را ایام داد اما گرفت

داستان چشم گریان مرا از شب بپرس

ای بسا گوهر که دست غم از این دریا گرفت

جام لبریز امیدم را فلک بر خاک ریخت

عشق را از ما گرفت اما چه نازیبا گرفت

به که باید دل بست؟؟

به که شاید دل بست؟؟

سینه ها جای محبت همه از کینه پر است

هیچکس نیست که فریاد پر از مهر تو را

گرم پاسخ گوید

نیست یک تن که در این راه غم آلوده ی عمر

قدمی راه محبت پوید

خط پیشانی هر جمع خط تنهاییست

همه گلچین گل امروزند

در نگاه من و تو حسرت بی فردائیست

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 
ساعت : 11:38 PM
لینک ثابت
شاخه رز
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

- ۱ شاخه رز : یک احساس عاشقانه فقط برای تو

-
۳ شاخه رز: دوستت دارم

-
۵ شاخه رز: بی نهایت دوستت دارم

-
۱۲ شاخه رز
: عشق ما به یک عشق دو طرفه تبدیل شده است

-
۳۶ شاخه رز : احساس وابستگی رمانتیک

-
۹۹ شاخه رز : عشق من برای تو جاودانه و تا ابد می باشد.

-
۳۶۵ شاخه رز
: هر روز سال به تو می اندیشم و دوستت دارم

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 
ساعت : 11:38 PM
لینک ثابت
دکتر علی شریعتی ( دلتنگی )
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

وقتی که دیگر نبود،
من به بودنش نیازمند شدم.

وقتی که دیگر رفت،
من در انتظار آمدنش نشستم.

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد،
من او را دوست داشتم.

وقتی که او تمام کرد،
من شروع کردم.

وقتی او تمام شد،
من آغاز شدم.

" و چه سخت است تنها متولد شدن،
مثل تنها زندگی کردن،
مثل تنها مردن! "

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 
ساعت : 11:34 PM
لینک ثابت
دوست داشتن یعنی?
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

دوست داشتن یعنی?بیست نفرواست سالادفصل سلطنتی درست میکنند?لب نمیزنی?ولی دوست داری تره ای روبخوری که”اون”هیچوقت
واست خردنمیکنه!

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 
ساعت : 11:32 PM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 8
1
2
3
4
5
6
7
8

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
فاطمه توکلی
آرشیو مطالب
فروردین 1395
اردیبهشت 1395
آبان 1395
فروردین 1394
دی 1394
بهمن 1394
اسفند 1394
نویسنده
فاطمه توکلی
آخرین مطالب
نامه ای به خدا
سرنوشت
برو...
اینجا چراغی روشن است
فضیلت ماه شعبان
كميل نوشت
شهید گمنام بگو
زیارت
لیاقت
احترام به آقا امام زمان عج