sokhan
دیگر موارد
تعداد مطالب : 204پست
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
بازدید کل : 18449بازدید
تعداد کل نظرات : 3نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : جمعه 11 دی 1394 
> پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون 3.

وبلاگ وقف نامه



منو بخون

سلامی به گرمی آفتاب دوست عزیز به وقف نامه خوش آمدی گرمی زندگیت را با چراغ جدید روشن تر و گرمتر بنما...

اوقات شرعی

اوقات شرعی

تصویر منتخب وبلاگ فرهنگ نامه
تصویر منتخب وبلاگ وقف نامه

    امام خمینی(ره) فرمودند:

    در وقف.

    فضیلت بسیار و پاداش ،بی شمار دارد ،

    روح الله خمینی.

نظر سنجی

ابزار نظر سنجی

شبکه های اجتماعی

لوگوی دوستان
طراح قالب

لوگوی وبلاگ ما و جشنواره

وبلاگ وقف نامه

وبلاگ-کد لوگو و بنر

سایت بزرگان
عزیز بودن
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

اونائی که ما عاشقشون هستیم هیچ وقت از ما دور نمیشوند

هر روز کنار ما راه میروند اما دیده نمیشوند … شنیده نمیشوند

و هنوز نزدیک و هنوز عاشق …  هنوز دلتنگ و خیلی عزیز . . .

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 
ساعت : 11:32 PM
لینک ثابت
آیا کلبه شما هم در حال سوختن است ؟
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.

سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»

صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد از خواب برخاست، آن کشتی می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»

آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پيش نمی‌روند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.

دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.

برای تمام چيزهای منفی كه ما بخود می‌گوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد .

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 
ساعت : 2:06 PM
لینک ثابت
قاضی و غاز
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

يك روز مردي فقير از سر ناچاري تصميم گرفت تا غازي كه در خانه داشت را بردارد و بفروشد . مرد غاز را برداشت و بيرون شد كه ناگهان از در نيمه باز همسايه مرد غريبه اي را ديد كه در حال لهو و لعب با زن همسايه است ، مرد با خود انديشيد و فكري كرد سپس ناگهان وارد خانه همسايه شد و با خشم رو به مرد كرد و گفت : " آهاي با زن نامحرم و غريبه به چه كاري مشغولي ؟ ميخواهي تا فرياد برآورم تا حكم شرع را شارع بر تو جاري كند ؟ "
مرد غريبه به دامن مرد افتاد و با عجز و ناله از او خواست تا از او در گذرد ... مرد فقير دستي به ريش كشيد و گفت : تنها در صورتي از تو خواهم گذشت كه غاز من را به 20 سكه بخري .
مرد دست در جيب كرد و بيست سكه داد مرد فقير گفت حالا در صورتي داد نمي زنم كه غاز را به من 1 سكه بفروشي ، مرد نگون بخت هم قبول كرد و اينكار انقدر ادامه پيدا كرد كه مرد فقير تمامي سكه هاي آن فرد را گرفت و همراه با غاز به خانه برگشت.
 وقتي ماجرا را با خوشحالي براي همسرش بازگو كرد همسرش به او گفت كه بهتر است به نزد حاكم شرع رفته و داستان را براي او تعريف كند و از وي بپرسد كه آيا اين پول حرام است يا حلال؟
مرد نيز به گفته همسر وفا كرد و به در خانه حاكم شرع رفت و در زد و چون شارع در را باز كرد گفت :
"يا قاضي القضات ما غازي داشتيم در خانه...." كه شارع حرف او را قطع كرد و گفت "تو ما را دیوانه کردی با ان غازت" !!!!!.

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 
ساعت : 2:06 PM
لینک ثابت
شرط عشق
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.
نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.
مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.
موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود.
همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
۲۰سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،
مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.
همه تعجب کردند.
مرد گفت: من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم.
وباور داشته باشیم که
گاهی وقتها که از نردبان بالا می روی تا دستان خدا را بگیری
غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نیفتی
وبه خدا چه سخت است:
دنیای ما پر از دست هائی است که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقابها

 

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 
ساعت : 2:04 PM
لینک ثابت
باز هم نيامد
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

...و باز هم نیامد

حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیع شریف خطاب به شیخ مفید می فرمایند:

اگر شیعیان ما با دل های متحد و یکپارجه بر وفای به عهد و پیمان خویش اجتماع می کردند ملاقات

ما با آنها به تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدار و مشاهده ی با معرفت برای آن ها به زودی حاصل

می شد و زودتر از این به دیدار ما نایل می شدند.)

اي كاش اين هفته بيايي

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 
ساعت : 2:03 PM
لینک ثابت
مهدي جان
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

یا ابن الحسن

----مهدي جان!
سئوالی ساده دارم از حضورت ... من آيا زنده ام وقت ظهورت ...

اگر که آمدی من رفته بودم ... اسير سال و ماه و هفته بودم ...

دعايم کن دوباره جان بگيرم ... بيايم در رکاب تو بميرم...

بر چهره پر ز نور مهدي صلوات ... بر جان و دل صبور مهدي صلوات ...

تا امر فرج شود مهيا بفرست ... بهر فرج و ظهور مهدي صلوات...

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 
ساعت : 2:02 PM
لینک ثابت
پله ها
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

از ما سه تن یکی به بهار نرسید

از ما سه تن یکی نامش را در قبال قرصی نان انگار

گرو می‌گذاشت

سایه‌ها تا زانو بالا کشیده بود

مسیر سنگفرشِ هفته‌ها پُر از بوی دلپذیر خواب

و احتمالِ یاس

در مهره‌های پُشتِ کوچه‌ها

پُلی بود به وسوسه

 

سه نفر

سیبی در دست

پشت به آینده

به نرده‌ها تکیه داده‌اند

 

اولی قدم‌زنان به باد ملحق شد

دومی، افسوسِ سومی

 

از ما سه تن یکی نهراسید

از ما سه تن یکی به بهار رسید

از ما سه تن دو تن نمرده بود و کی بیشتر نزیست

از ما سه تن سیبی

از ما سه تن هیچیک به پله‌ها نرسید.

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 
ساعت : 2:01 PM
لینک ثابت
اینجا (ایران شیعه)خانه ما است
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0
 
مرحوم آیت الله میرزا محمد حسن نائینی (ره) در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای انگلیس و روس خیلی نگران بودند از این که کشور دوستداران امام زمان (ع) از بین برود و سقوط کند. شبی به امام عصر (ع) متوسل می شود و در خواب می بیند دیواری است به شکل نقشه ایران که شکست برداشته و خم شده است و در زیر این دیوار تعدادی زن و بچه نشسته اند و دیوار دارد روی سر آنها خراب می شود. مرحوم نائینی چون این صحنه را می بیند بسیار نگران می شود و فریاد می زند: «خدایا، این وضع به کجا خواهد انجامید؟» در همین حال می بیند حضرت ولی عصر (ع) تشریف آوردند و با دست مبارکشان دیوار را که در حال افتادن بود گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جایش قرار دادند و فرمودند:


«اینجا (ایران شیعه)خانه ما است. می شکند، خم می شود، خطر است ولی ما نمی گذاریم سقوط کند ما نگهش می داریم.»

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 
ساعت : 1:58 PM
لینک ثابت
هي....
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

میخواهی از حالم باخبر شوی؟

از کجایش برایت بگویم ازروزی ک عاشقت شدم،

از دلواپسیها و نگرانیهای همه روزه ام برای نبودنت،

نخواستنت، نداشتنت، ندیدنت، که جانم را به لبم می رساند..

می خواهی بدانی رفتن بی صدایت با من چه کرد ..؟؟

تمام نبودنت تمام نخواستنت با من چه کرد...!!؟

ازرفتن بی صدایت و حسرت دیداره دوباره ات تا کجا برایت بنویسم؟!!!!

از دلتنگیهای عاشقانه ای که درانتظارلعنتی ریشه کرده اند..

ازسیل اشک شبانه ام که خرابی روح وجانم

را هرشب به رخم می کشد..

از عشقم..

از احساس بتاراج رفته ام..

میخواهی بدانی حال و روز غرورم را

که خورد و شکسته شده است..؟!!!

می خواهی بدانی ازغم دوریت چگونه هرروز

هرشب به دنیا و به زمین و به روزگارلعنت می فرستم!؟!!!!

می خواهی بدانی که با عکس هایت با صدایت چگونه سرمی کنم..؟!!!!

اما نگران من نباش

حال من گاهی اوقات طوفانی است گاهی اوقات ارامم..

ولی تو مراقب خودت باش.

یادت باشد ؛ شنیدی،فهمیدی،اما باورم نکردی...

نمیدانم کی

نمیدانم کجا

اما یک روز،یک جایی باورم خواهی کرد...

آن روز مرا بیاد خواهی آورد.

..خوش باش..

خوشی ات ارزوی من است...

 

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 
ساعت : 1:57 PM
لینک ثابت
شعر از استاد شهریار بزرگ ، وقتی که کارت عروسی معشوقه اش رو می بینه این شعررو می سراید
نوشته شده به دست فاطمه توکلی
نظرات 0

امشب از بهر رقيب اينهمه زيبا نكنيدش

بستر زگل و اطلس و ديبا نكنيدش

زيباست دگر حاجت مشاطه ندارد

آزرده از اين زحمت بي جا نكنيدش

با هلهله و كف زدن و شادي و امشب

همخوابه آن بی سر بی پا نكنيدش

بر حجله نازش نبريد امشب و عريان

همبستر آن ديو ددآسا نكنيدش

بلبل به خوش آوازي او نيست خدايا

همصحبت آن جغد بد آوا نكنيدش

دعوت نكنيد از من و از ديدنم آخر

شرمنده نسازيد و رسوا نكنيدش...

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 19 اسفند 1394 
ساعت : 1:55 PM
لینک ثابت
تعداد کل صفحات: 8
1
2
3
4
5
6
7
8

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
فاطمه توکلی
آرشیو مطالب
فروردین 1395
اردیبهشت 1395
آبان 1395
فروردین 1394
دی 1394
بهمن 1394
اسفند 1394
نویسنده
فاطمه توکلی
آخرین مطالب
نامه ای به خدا
سرنوشت
برو...
اینجا چراغی روشن است
فضیلت ماه شعبان
كميل نوشت
شهید گمنام بگو
زیارت
لیاقت
احترام به آقا امام زمان عج