خدایا ...

خداوندا ...

یاریم کن ...

یاریم کن تا فراموش نکنم همیشه همراهم هستی

فراموش نکنم همیشه مراقبم هستی

فراموش نکنم پای رفتنم هستی

فراموش نکنم پشت و پناهم هستی

فراموش نکنم رقم زننده تقدیرم هستی

فراموش نکنم نگهبانم هستی

فراموش نکنم مراقب اعمالم هستی

خداوندا ...

یاریم کن ...

 


*


تاريخ : دوشنبه 23 شهریور 1394  | 4:36 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 5

 

شما ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭙﯽﮐﻪ ﺗﻮ خیابون ﻣﻨﻮ ﭼﭗ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ!

ﺑﺒﯿﻦ ﻋﺰﯾﺰﻡ ...


ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮَﻣﻪ ﻋﻘﻠﻢ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﺗﺮِ!


ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﮐﻮﻟﺮ ﮔﺎﺯﯼ ﺭوشنه...


ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﮔﺮﻣﻪ! ﺍﺻﻦ ﺩﺍﻏﻪ ! ﻻﮎ ِﻗﺮﻣﺰ ﻧﻤﯿﺰﻧﻢ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﺳﺮ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻡ ﻻﮎ ﭼﯽ ﭼﯿﻪ ﻫﺎ!


ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﺒﯿﻦ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯽ ﻻﮎ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ ! ﺧﻮﺑﻢ، ﺑﻠﺪﻡ ﺑﺰﻧﻢ


ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ، ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﻧﺘﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺗَﻨَﻤﻪ ﺯﺷﺘﻪ، ﻧﭻ! ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﭘﻮﻝ ﻣﺎﻧﺘﻮﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ! ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺑﯿﻨﯿﺶ

ﺣﺎﻻ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻫﯿﭽﯽ..ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺸﮑﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﮔﺮﻭﻥ ﺷﺪﻩ؟؟
ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﻨﯽ ﺳﺮ ﻧﮑﺮﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺗﺮﻩ


ﺍﮔﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻝ ﻣﯿﺨﺮﯼ ۵ ﺗﻮﻣﻦ٬ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺎﻝ ﺑﺨﺮﻡ n ﺗﻮﻣﻦ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﻭ ﺣﺮﺍﺭﺕ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﭼﺮﻭﮎ ﻧﺸﻪ!
ﮐﻪ ﺑﺎﻓﺘﺶ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﻟﺒﻪ ﺍﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺍﯾﺴﻪ


ﺑﺒﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻭ ﮐﻔﺶ ﻗﺮﻣﺰﻡُ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺳﺖ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﺎ ﻏﺭﻭﺭِ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﻭ ...


ﺍﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺩﻟﻢ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﯾﻪ " ﺧﺎﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ" ﺑﺎﺷﻢ ...


ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺷﻢ


چون بهم ثابت شده ک هرچی تنگتر بپوشم بالاتر نیستم...

بلکه کالاترم....

چون یادگرفتم که

(( جنس ارزون مشتری های زیادی داره )
⛔️هر روز شالهایتان عقب ‌تر

⛔️مانتوهایتان چسبان ‌تر

⛔️ ساپورتتان تنگ‌ تر

⛔️رژ لبتان پررنگ‌تر میشود

❓بنده‌ی کدام خداییید؟

❓دل چند نفر را لرزانده‌اید؟

❓کدام مرد را از همسر خود دلسرد کرده‌اید؟

❓چند پسربچه را به سمت پنهانی دیدن عکس و فیلم مستهجن سوق داده‌اید؟

❓اشک چند پدر و مادر و همسر شهید را درآوردید؟

❓چند دختر بچه را تشویق کرده‌اید که بعدها بی حجابی را انتخاب کند؟

❓چند زن را به فکرانداخته‌اید که از قافله مد عقب نمانند؟

❓آه حسرت چند کارگر دور از خانواده را بلند کرده‌اید؟

❓پا روی خون کدام شهید گذاشتید؟

❓باعث دعوای چند زن و شوهر، بخاطر مدل تیپ زدن و آرایش کردن شدید؟

❓چند زوج را بهم بی اعتماد کرده‌اید؟

❓ نگاه‌های یواشکی چند مردی که همسرش دارد کنارش راه میرود، به تیپ و هیکلت افتاد؟

⛔️نگاه های هوس آلود چند رهگذر و... 


🔥 🔥 🔥
 

🚫چطور؟

🔥بازهم میگویی، دلم پاک است!

🚫چادری ها بروند خودشان را اصلاح کنند؟


😑بازهم میگویی، مردها چشمشان را ببندندنگاه نکنند؟

🚫جامعه چاردیواری اختیاری تو نیست️

 من اگر گوشه ای از این کشتی را سوراخ کنم، همه غرق میشوند.

🔥میتوانم گاز سمی اسپری کنم و بعد بگویم،شما نفس نکشید؟

⛔️چرا انقدر در حق خودت و دیگران ظلم میکنی؟⛔

ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ "ﻋﻠــﻲ(ﻉ)" ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ ،
ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ
ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛


ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ "ﺣﺴﻴـــﻦ(ﻉ)" ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ ،
ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ
ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛


ﻭﺍﻱ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﻣﻬـــﺪﻱ(ﻋﺞ) ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ،
ﻟﻌﻨﺘﻤﺎﻥ ﻣیکنند…

 

...اللہم عجل لولیڪ الفرج... 

اگریک نفررابه اووصل کردی
برای سپاهش توسرداریاری


*


تاريخ : یک شنبه 22 شهریور 1394  | 3:16 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 2

میبینم...

خوب چشمانم را باز می کنم و میبینم ...

مبینم گذشته ام را...

میبینم سرگذشتم را...

میبینم تجربه هایم را...

میبینم پل های پشت سرم را...

و روزی هزار بار با خود می گویم

 

                         کاش تجربه نمی کردیم    

 

          کاش می آموخیتم 

کاش ...


*


تاريخ : شنبه 21 شهریور 1394  | 4:38 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 1

پروردگارا!

و با پذیرش توبه ‏ام گناهانی را که ثبت شده است محو نما...

و با قبول آن تمامی عیب هایم را از صفحه‏ ی جانم بشوی...

و آن را سبب برطرف شدن زنگار قلبم، بازکننده ‏ی چشم بصیرم، زداینده ‏ی چرکهای جانم، پاک کننده‏ ی نجاست بدنم، اصلاحگر روحم، شتاب دهنده‏ ی جانم به وفاء به پیمانم قرار ده. 

آمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن ...


*


تاريخ : شنبه 21 شهریور 1394  | 1:17 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 1

 

وایسا دنیـــــــــا                                          

                 من می خوام پیاده شمـــــــــــــ.......


*


تاريخ : چهارشنبه 18 شهریور 1394  | 12:36 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 3

یادداشتی از طرف خدا

به: شما

تاریخ : امروز

از: رئیس

موضوع : خودت

عطف به : زندگی

من خدا هستم.

امروز من همه مشكلاتت را اداره می كنم .

لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نیاز ندارم.

اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آید كه قادر به اداره كردن آن نیستی برای رفع كردن آن تلاش نكن .

آن را در صندوق ( چیزی برای خدا تا انجام دهد ) بگذار .

همه چیز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر من ، نه تو .

وقتی كه مطلبی را در صندوق من گذاشتی ، همواره با اضطراب دنبال (پیگیری) نكن .

در عوض روی تمام چیزهای عالی و شگفت انگیزی كه الان در زندگی ات وجود دارد تمركز کن .

ناامید نشو ، توی دنیا مردمی هستند كه رانندگی برای آنها یك امتیاز بزرگ است.

 

شاید یك روز بد در محل كارت داشته باشی : به مردی فكر كن كه سال هاست بیکار است و شغلی ندارد، ممكنه غصه زودگذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری : به زنی فكر كن كه با تنگدستی وحشتناكی روزی دوازده ساعت ، هفت روز

هفته را كار می كند تا فقط شكم فرزندانش را سیر كند.

وقتی كه روابط تو رو به تیرگی و بدی می گذارد و دچار یاس می شوی : به انسانی فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشیده وقتی ماشینت خراب می شود و تو مجبوری برای یافتن كمك کیلومترها پیاده بروی : به معلولی فكر كن كه دوست دارد یك بار فرصت راه رفتن داشته باشد.

ممكنه احساس بیهودگی كنی و فكر كنی كه اصلا برای چی زندگی می كنی و بپرسی هدف من چیه ؟ شكر گذار باش . در اینجا كسانی هستند كه عمرشان آن قدر كوتاه بوده كه فرصت كافی برای زندگی كردن نداشتند، وقتی متوجه موهات كه تازه خاكستری شده در آینه می شی : به بیمار سرطانی فكر كن كه آرزو دارد كاش مویی داشت تا به آن رسیدگی كند


*


تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 7:20 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 6

 

دیر زمانیست نفس هایم سنگین شده است 

پاهایم قدرت پریدن ندارد 

خلا تمام وجودم را فرا گرفته 

نگاهم به اطراف سرد و دلم یخی شده است 

کور سوی امیدی برای من وجود ندارد 

خدایا...                             

خسته شده ام 

از ناامیدی هایم خسته شده ام 

از بی خودی های خودم خسته شده ام 

از گرفتگی هایم خسته شده ام 

خدایا

خودم را گم کرده ام ...!!!

می شود خودم شوم ؟؟؟

 

*


تاريخ : یک شنبه 15 شهریور 1394  | 6:54 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 0
 
 
همینطـــور یکهــــــو
 
                         در بین آشفتگی های اطرافم
 
 فکرم اِشغــــال میزند!!!
 
برای پاگیزگیِ "دلـــــــم".......... اینبــــار جدی تر از قبــــل (!)
 
 باید فکری شود...
 
نمیشود که بگذارم همینطور بمــــاند!
 
...
 
خُــــــــدایا
 
                                 دلـــــــم شیشــــه ای شکســــــتنی ست...
 
پُر از لکه های ســـیاه                                 
 
که جــز باران رحمتت شیشه شوی دیگری قـــادر به برق انداختنش نیست!!!
 
سپردمش به کَرَم ِ خودت...

*


تاريخ : جمعه 13 شهریور 1394  | 3:53 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 1

شکرانه

 

"از کسی که دلش گرفته نپرسید چرا؟

آدما وقتی نمیتونن دلیل ناراحتیشونو بگن دلشون بیشتر میگیره"


*


تاريخ : جمعه 13 شهریور 1394  | 3:46 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 0

شکرانه

 

کاش زمان به عقب باز می گشت 

کاش توانایی این را داشتم که زمان را به عقب برگردانم 

کاش تجربه نمی کردیم 

کاش درس می گرفتیم 

کاش نابودی خود را در ازای فهمیدن همه چیز نمی خریدیم

کاش زمان به عقب باز می گشت

کاش ...

...


*


تاريخ : جمعه 13 شهریور 1394  | 12:26 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 1

شکرانه

 

خدایا

الو خداجون 

مگه نگفتی امید دل های نا امیدی 

مگه نگفتی وقتی از همه چیزو همه کس نا امید شدی خودم میشم تمام امیدت 

پس کجایی 

کجایی خدا جون 

چرا صدامو نمی شنوی 

چرا هر چی داد می زنم بیشتر صدام خفه می شه

چرا هر بار بیشتر اومدم طرفت بیشتر ازت دور شدم

خدایا دیگه توان ندارم 

دیگه تواااان ندارم

خودت ب دادم برس

 

*


تاريخ : یک شنبه 8 شهریور 1394  | 6:27 PM | نویسنده : شکرانه افشاری | نظرات 1