
....................

..................

.................

..................

..................

.............

............................
ادامه مطلب
ابــــا صـــــــالح . . . . !
مهدی جان ! چه بگویم که ناظری بر اعمالمان؟چه بنویسم از آنچه که شرمنده ام نسازد؟
به خاطر راهی که رفته ام و انچه که انجام داده ام!
با دل سوخته ام چه کنم؟چگونه میهمانم کردی به جمکران؟مگر این حقیر لیاقت
منت تو را داشت؟انچنان مرا محوکردی که خود ندانستم
مهدی جان!!
آنروز که امدم آشفته تر از همیشه بودم.با عشق بویت و شوق رویت به سویت رهسپار شدم
رسواتر از همیشه امده بودم...!
من از جنون نمی ترسم چرا که دربه در و خانه به دوشم که سالهاست به دنبال لحظه ای با تو بودن بودم
و افسوس که در کجا به دنبال گمشده ام می گشتم!
آه که چه سخت است هجران و چه زیباست وصلی که تلافی این هجران باشد
روزی به دنبال بویت در میان شب بوها می گشتم که ناگاه عطر نفست دیوانه ام کرد
ناخوداگاه مسافر شهر غریب شدم و کوله بارم را بستم.رد پایت را بوییدم.
از هر کسی نشانه ات را پرسیدم
اما آنان که می دانستند سر در گریبان از کنارم گذشتند و آنگاه که ناامید از همه جا در جمکران اشک میریختم
ناگاه باد عطر وجودت را بشارت داد.این بوی عشق بود
اما من ادعا نمی کنم که یافتمت چرا که چشمان هرزه من هنوز به نور عشق عادت نکرده
اما مولایم اگر روزی بیابمت خواهم گفت که بر من چها گذشت که برای یافتن گمشده وجودم به چه ناکجاها که نرفتم!
خواهم گفت و گله خواهم کرد از این دیو سیرتان و شیطان صفتان که چگونه این رشته امیدم را بریدند!
چگونه این ابلیسان با پای آلوده شان حریم انتظارم را آلودند!
همانانی که چون مرا غرق در مرداب معصیت دیدند خندان به رویم در کنارم ایستادند
و هم اکنون چون مرا سرمست از می عشقت می بینند مهر جنون بر پیشانیم می کوبند
و خنجر کشان در برابرم می ایستند!
آه!که چه دردیست هجران.کاش روزی بیایی و به این تنهایی و بی کسیمان پایان دهی!
چه لذت بخش است دیدن ان لحظه ای که به دیوار کعبه تکیه زدی و خروش بر می آوری "یا اهل العالم جا ء الحق و زهق الباطل"
خوشا به حال آن قطعه از زمین که بوسه گاه قدمت می شود و خوشا به حال جمکران که معشوق را در آغوش می کشد
آقا جان حرفهای دلم زیاد است و زیاد
زمانی به وسعت تحمل می خواهم تا بتوانم هر آنچه که در دل دارم برایتان عیان کنم
اما دریغ از این حوصله کم و دستان ناتوان
جمعه را خورشیدی است سحر خیز.غیبت را نمکی است شور انگیز و انتظار را پایانی است دلاویز...!
التماس دعا
ادامه مطلب

به گزارش خبرگزاری مهر، در سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) پیکرهای مطهر 92 شهید از سوی مردم عزادار تهران از خیابان امام خمینی(ره) به سمت ستاد معراج شهدای تهران تشییع شد.
در این مراسم مسئولان لشکری و کشوری از جمله روسای قوای مقننه و قضائیه، سردار باقرزاده فرمانده کمیته جستوجوی مفقودین، جمعی از فرماندهان ستاد کل نیروهای مسلح، امت حزبالله و خانوادههای شهدا و جانبازان شرکت کردند.
پیکر این شهدا، که طی عملیات برونمرزی در داخل خاک عراق توسط کمیته جستوجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح کشف شده بودند، 24 مرداد ماه 92 از طریق مرز شلمچه به خاک جمهوری اسلامی منتقل و طی مراسمی با اجساد 61 سرباز کشتهشده عراقی مبادله شدند.
از آنجایی که هویت این شهدا هنوز بررسی و مشخص نشده است. پیکر هایشان جهت بررسیهای لازم برای تشخیص هویت تا نتایج نهایی در معراج شهدای تهران باقی خواهند ماند و اطلاعات مربوط به آنها در نهایت به خانوادههایشان داده میشود.
92 شهید تازه تفحص شده در عملیاتهای بدر، خیبر، والفجر 8، کربلای 5 و تک دشمن در سال1367 در منطقه زبیدات عراق به شهادت رسیدهاند و پیکر مطهرشان در مناطق عملیاتی فاو و جزیره مجنون توسط کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح کشف شده است.

ادامه مطلب
ای روشنای خانه امید ، ای شهید
ای معنی حماسه جاوید، ای شهید
چشم ستارگان فلک از تو روشن است
ای برتر از سراچه خورشید ای شهید
« زهره » به نام توست غزلخوان آسمان
با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید
« قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد
در گسترای ساحت تحمید ای شهید
تیغ سحر زجوهره خونت آبدار
گشت و شکست لشکر تردید، ای شهید
آئینهدار خون تو اند آسمانیان
رنگینکمان به شوق تو خندید ای شهید
ایمن شدند دین و وطن تا به رستخیز
فارغ شدند زآفت تهدید، ای شهید
در فتنهخیز حادثهها جان پناه ماست
بانگی که در گلوی تو پیچید، ای شهید
صرافی جهان زتو گر نقد جان گرفت
جام شهادتش به تو بخشید، ای شهید
نام تو گشت جوهر گفتار عارفان
« عارف » زبان گشوده به تأکید،
ای شهید
***کتاب حماسه های همیشه***
ادامه مطلب

ادامه مطلب

آقا جان سلام
آقا جان به گمانم از دیشب است که دلم عجیب گرفته است،آری از دیشب است...
بگویم چرا؟میگویم برایتان،با چشمانی پر از اشک مینویسم برایتان و میگویم تا بدانید که
چقدر برایم عزیز هستید ..دیشب بود که شبکه ی یک را نگاه میکردم و سراپا گوش شده بودم
که سخنرانی شما را بشنوم،از صدا و چهره تان میشد پی به اعماق دلتان برد،
صدایتان محزون بود و قلبتان به درد آمده بود،
چه بگویم از بعضی ها که چه میکنند با دل شما و دل ما...آقایم میخواهم بگویم در این سالها که
همیشه تحریم بوده،سختی بوده و... و... و..ولی این را از جان و دل میگویم که هیچکدام اینها
خم به ابروی ما نیاورده است و ما را آزرده نکرده است مگر در جایی که احساس میکنیم شما
رنجیده خاطر هستید،آقاجان بخصوص آنجایی که بیان کردید:"من به شما عرض بکنم جوانها ! آن روزى که ما نیستیم و شما هستید، بدانید آن روز ملت ایران وضعش، افقش، زندگى مادى و معنوىاش، بمراتب از امروز بهتر خواهد بود. حرکت ملت ایران به سمت روشنى است، افقها روشن است. ما یک قدرى باید مراقب خودمان باشیم."
آری همانجا قلبم به یکباره ایستاد،و تمام وجودم به یکباره سوخت،آقایم مگر نمیدانید
که وجود ما بسته به وجود نازنین شماست مگر نمیدانید که ما حاضریم جان بدهیم برایتان،
پس نگویید جان ما فرزندانتان، که میخواهم نباشم آنروزی که زبانم لال شما نباشید از خدا میخواهم نیاید آنروز..
دعای قنوت نمازهایم فقط اللهم احفظ قاعدنا الامام خامنه ای ایست...شما نور چشمان ما هستید،شما قلب تپنده ی ایران بخصوص ما جوانها هستید،انشاالله شما هستید و این پرچم را خودتان به حضرت ولی عصر ارواحنا الفداه(عج) میدهید...آقایم از خدا میخواهم از عمر نا چیز من بکاهد و به عمر باعزت شما بیافزاید..
ادامه مطلب
خدایا دردمندم، روحم از شدت درد میسوزد، قلبم میجوشد، احساسم شعله میکشد، و بندبند وجودم از شدت درد صیحه میزند
خدایا! تو مرا اشک کردی که همچون باران در نمک زار انسان ببارم
تو مرا فریاد کردی که همچون رعد در میان توفان حوادث بلغرم
تو مرا درد وغم کردی تا همنشین محرومین و دلشکستگان باشم
تو مرا عشق کردی تا در قلب های عشاق بسوزم
تو مرا برق کردی تا در آسمان ظلمت زده بتازم و سیاهی این شب ظلمانی را بدرم
! تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتی
تو مرا به اتش عشق سوختی ، در کوره غم گداختی ، در توفان حوادث ساختی و پرداختی
تو مرا در دریای مصیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقر و هرمان و تنهایی سوزاندی

خدایا! دل غم زده و درد مندم آرزوی آزادی می کند و روح پژمرده ام خواهش پرواز دارد تا از این غربتکده ی سیاه ردای خود را به وادی عدم بکشاند و از بار هستی برهد و در عالم نیستی فقط با خدای خود به وحدت برسد
ادامه مطلب

سلام شهید ؛ سلام برادر ؛ سلام سفر کرده ؛ سلام گمنام ( من به کی باید سلام کنم؟)
به رسم هر نامه فکر کنم اول باید شما رو از حال و هوای خودمون و چیزهایی که به رسم امانت بهمو ن سپردین و رفتین با خبر کنم ؛ هرچند شما خود گواه تر از مایین . اینجا خبری نیست جز اینکه همه سالهاست ادعا میکنند که شرمنده شما هستند و جالب تر اینکه نمیدونم چرا هر روز به این شرمندگیشون افزوده میشه به جای اینکه کمترش کنند و هی نخواند این جمله تکراری رو بگند
اینجا خبری نیست جز اینکه خونه حاجی بود که موقع شهادتش سپرد: این باشه واسه جلسات بچه های جبهه و جنگ و جلسات معنوی و هر هفته چند شب بچه ها اونجا جمع میشدند ؛ چند وقت پیش وراث گرفتند و جزو ساختمان بغل که داره پاساژ میشه انداختند تا نان شبه حلال به دست بیارند.
اینجا خبری نیست جز اینکه هی فکر میکنم شما بی معرفتی کردین و مارو تنها گذاشتین یا ما بی معرفتی میکنیم و سراغی از شما نمیگیریم؟
اینجا خبری نیست جز اینکه محمد گلستان بود که توی عملیات فتح المبین قطع نخاع شد ؛ چند روز پیش توی پارک کنار بساط کوچیک بادکنک و آدامس و پفکش نشسته بود که سد معبریها خودشو بساطشو با چه وضعی ریختند و بردند
اینجا خبری نیست جز اینکه سلیمه خانم بود که دوتا پسرش توی عملیات کربلای 5 شهید شدند و پیکرشون هیچ وقت برنگشت و گمنام موندند ؛ صاحب خونه چند روز پیش اسبابشو ریخت تو کوچه ؛ طفلک سلیمه خانم فقط عکس پسراشو توی بغلش گرفته بود و یه گوشه کوچه نشسته بود و به سر کوچه چشم دوخته بود،
اینجا خبری نیست جز اینکه ما هر روز داریم به زخم و تاولهای جانبازهای شیمیایی نمک میزنیم ؛ لابد تجربه کردین که وقتی نمک به زخم میخوره چه سوزشی داره!!!
اینجا خبری نیست جز اینکه داره یادمون میره مزار باکری کجاست ؛ داره یادمون میره وصیت خرازی و همت چی بود ؛ اسمهاتون اگه سر کوچه ها نبود و برای آدرس پستی نمیخواستیم شاید یادمو ن میرفت ؛ داره یادمون میره چرا بعضی ها میخواستند موقع عملیات نوشته سربندشون یا زهرا باشه؟
اینجا خبری نیست جز اینکه.............................................؟؟
ادامه مطلب
حال باید در این زمانه گریه کرد یا خندید
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ادامه مطلب

در دیار ما که هر کالا به هر جا در هم است
خوب و بد ، معیوب و سالم ، زشت و زیبا در هم است
گر خریداری کند کالای خوب از بد جدا
با تشر گوید فروشنده که آقا در هم است
مهـــــدیـــــا
یاران خوبت را مکن از بد جدا
رو سیاه و رو سفیدش جان زهرا در هم است
...........
**************
-------------------------
ادامه مطلب
نوشته هایم را می خوانی و می گویی چ زیباست ...!!! ......................................................
راستـــــی مگر درد های آدم ها زیبا هستنــــد؟؟؟!!!.......................................
*** دلنوشتــــــه های شکـــــرانه ***



