|
|
|
نوشته شده در شنبه 30 آذر 1392
ساعت : 8:00 PM
نويسنده : حمیدرضا موذنی
|
|
کلاه قرمزی: «معذرت از ته دل.»
آقای مجری: «چرا نمیری خونه؟»
کلاه قرمزی: «آخه... دلم تنگ میشه...»
آقای مجری: «تنهایی؟»
کلاه قرمزی: «اِهنین.»
آقای مجری: «منم تنهام، همه فکر میکنن فامیل من شهرستانن؛ یعنی خودم اینجوری گفتم. ولی من هیشکیو ندارم، عین تو...»
کلاه قرمزی: «کاشکی من دایناسورت بودم.»

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 26 آذر 1392
ساعت : 2:53 PM
نويسنده : حمیدرضا موذنی
|
|
+ رامبد جوان : ...در می زنی،من مثلا یه خانومم،
درو باز می کنم میگم بله...
تو یه جوری که من حالم بد نشه به من توضیح میدی که
ماشینمو دزد برده...
.
.
* پسر خاله : می خواستم بگم اگه به شما بگن
باباتون فردا می میره حاضری چه قدر پول بدی که نمیره؟
+ هر چی که دارمو ندارم...
* اگه بگن مادرتونم روش چی؟!
+ دیگه هر چی که دارمو ندارمو از اینورو اونور می تونم جور بکنم...
* اگه بگن خودتونم روش سه تایی؟!
+ چرا آخه...؟
* مثلنه دیگه...
+ دیگه نمی دونم باید چی کار کنم...
* نمی دونی؟
+ نه !
*ولی خوشحال باش...هیچکدومشون نمی میرن...
خودتم زنده می مونی...
یه ماشین قراضه جایه باباتو ننتو خودت به باد رفت!... به درکــــــــ!

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 26 آذر 1392
ساعت : 10:23 AM
نويسنده : حمیدرضا موذنی
|
|
وروجک: خوب من وروجکم دیگه! این ور میرم اون ور میرم. قایم میشم اینو بر میدارم اونو بر میدارم.
آقای نجار: ولی این خیلی بده!
وروجک: درست میگی این خیلی بده ولی یه چیزه دیگه از اینم بدتره اینکه تو میتونی منو ببینی. فقط تو می تونی منو ببینی.آدمای دیگه نمی توونن.
آقای نجار: خوب اگه اینجوریه برو و دیگه نیا پیش من. اون وقت نامرئی می مونی!
وروجک: نمیشه جونم نمیشه!
من باید پیش کسی که تونسته منو ببینه بمونم. این رسم وروجکاس...

ادامه مطلب
|
|
|