ايـن آيه و چندين آيه بعد از آن كه مجموعا هفده آيه را تشكيل مى دهدپيرامون يكى از بزرگترين آزمـونـهـاى الـهى در مورد ((مؤمنان)) و ((منافقان)) و امتحان صدق گفتار آنها در عمل سخن مى گويد.
اين آيات از يكى از مهمترين حوادث تاريخ اسلام ، يعنى جنگ احزاب ، كه در سال پنجم هجرى واقع شد بحث مى كند.
جـنـگ ((احزاب)) چنانكه از نامش پيداست مبارزه همه جانبه اى از ناحيه عموم دشمنان اسلام و گروههاى مختلفى بود كه با پيشرفت اين آيين منافع نامشروعشان به خطر مى افتاد.
نـخستين جرقه جنگ از ناحيه گروهى از يهود ((بنى نضير)) روشن شد كه به مكه آمدند و طايفه ((قـريش)) را به جنگ با پيامبر(ص) تشويق كردند و به آنها قول دادند تا آخرين نفس در كنارشان بايستند، سپس به سراغ قبيله ((غطفان)) رفتند، وآنها را نيز آماده كارزار كردند.
ايـن قـبـائل از هم پيمانان خود مانند قبيله ((بنى اسد)) و ((بنى سليم)) نيز دعوت كردند، و چون هـمـگى خطر را احساس كرده بودند، دست به دست هم دادند تا كاراسلام را براى هميشه يكسره كنند.
مسلمانان به فرمان پيامبر(ص) به شور نشستند و قبل از هر چيز با پيشنهادسلمان فارسى ، اطراف مدينه را خندقى كندند ـو به همين جهت يكى از نامهاى اين جنگ ، جنگ خندق است.
لـحـظـات بسيار سخت و خطرناكى بر مسلمانان گذشت ; منافقين در ميان لشكر اسلام سخت به تـكاپو افتاده بودند، جمعيت انبوه دشمن و كمى لشكريان اسلام در مقابل آنها ـتعداد لشكر كفر را ده هزار، و لشكر اسلام را سه هزار نفرنوشته اندـ و آمادگى آنها از نظر تجهيزات جنگى آينده سخت و دردناكى را در برابرچشم مسلمانان مجسم مى ساخت.
ولـى خـدا مـى خواست در اينجا آخرين ضربه بر پيكر كفر فرود آيد و صف منافقين را نيز از صفوف مسلمين مشخص سازد.
سـرانـجـام ايـن غزوه به پيروزى مسلمانان تمام شد، طوفانى سخت به فرمان خدا وزيدن گرفت ، خـيـمـه و خـرگاه و زندگى كفار را درهم ريخت ، رعب ووحشت شديدى در قلب آنها افكند، و نيروهاى غيبى فرشتگان را به يارى مسلمانان فرستاد.
قدرت نماييهاى شگرفى همچون قدرت نمايى اميرمؤمنان على (ع) در برابر((عمروبن عبد ود)) بر آن افزوده شد، و مشركان بى آنكه بتوانند كارى انجام دهند پا به فرار گذاردند.
آيـات هـفده گانه نازل شد و با تحليلهاى كوبنده و افشاگرانه خود به عاليترين وجه از اين حادثه مهم براى پيروزى نهايى اسلام و كوبيدن منافقان بهره گيرى كرد.
قرآن اين ماجرا را نخست در يك آيه خلاصه مى كند سپس در شانزده آيه ديگر به بيان خصوصيات آن مى پردازد.
مى گويد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! نعمت بزرگ خدا را بر خود به يادآوريد در آن هنگام كه لـشـكـرهـايـى (عظيم) به سراغ شما آمدند)) (يا ايها الذين آمنوااذكروا نعمة اللّه عليكم اذ جاتكم جنود).
((ولـى مـا باد و طوفان سختى بر آنها فرستاديم و لشكريانى كه آنها رانمى ديديد)) و به اين وسيله آنها را درهم شكستيم (فارسلنا عليهم ريحا وجنوا لم تروها).
((و خـداونـد هـميشه به آنچه انجام مى دهيد (و كارهايى كه هر گروه در اين ميدان بزرگ انجام دادند) بينا بوده است))(وكان اللّه بما تعملون بصيرا).
(آيه)ـاين آيه كه ترسيمى از وضع بحرانى جنگ احزاب ، و قدرت عظيم جنگى دشمنان ، و نگرانى شديد بسيارى از مسلمان است چنين مى گويد: به خاطربياوريد ((زمانى را كه آنها از طرف بالا و پـايـيـن (شـهـر) بر شما وارد شدند (و مدينه رامحاصره كردند) و هنگامى را كه چشمها از شدت وحـشت خيره شده و جانهابه لب رسيده بود، و گمانهاى گوناگون بدى به خدا مى برديد)) (اذ جـاؤكـم مـن فـوقـكـم ومـن اسـفل منكم واذ زاغت الا بصار وبلغت القلوب الحناجر وتظنون باللّه الظـنونـا).
(آيـه)ـاينجا بود كه كوره امتحان الهى سخت داغ شد، چنانكه در اين آيه مى گويد: ((آنجا بود كه مؤمنان آزمايش شدند و تكان سختى خوردند)) (هنالك ابتلى المؤمنون وزلزلوا زلزالا شديدا).
طـبـيـعـى اسـت هنگامى كه انسان گرفتار طوفانهاى فكرى مى شود، جسم او نيزاز اين طوفان بركنار نمى ماند، و در اضطراب و تزلزل فرو مى رود.
آرى ! فـولاد را در كـوره داغ مـى بـرند تا آبديده شود، مسلمانان نخستين نيز بايددر كوره حوادث سخت قرار گيرند تا آبديده و مقاوم شوند.



