نخل:
نخل در لغت به معني درخت خرما و مجازاً به معناي هر درختچه تزييني است و نام تابوتواره اي که در عزا خصوصا عزاي امام حسين (ع) بر دوش مي کشند. از نخل در عاشورا و نيز هنگام مرگ جوانان ناکام استفاده مي شود که اولي را "نخل عاشورا " و دومي را "نخل ماتم" مي گويند. نخل در فرهنگ ايراني نماد تجديد حيات، باروري و بي مرگي بوده،و با نوعي تقدس همراه است. اين وسيله از چوب ساخته شده، با پارچه هاي سياه و سبز و شالهاي ترمه و گاه براي تزيين نخل از پارچه ـ تاس و پنبه هاي رنگي كه آميزهاي از رنگهاي سياه ـ شايد نماد عزاداري، قرمزـ شايد نماد خون باشد، سبز ـ شايد نماد خاندان نبوّت ـ استفاده مي شود. شاخه هاي گل، آينه، فانوس، سلاح هاي سرد، بيرق، نظر قرباني و يک دست لباس شامل دستار، شال و ردا از جمله زيورهايي که در تزيين نخل بکار مي رود. نخل آرا شخص بخصوص و باتجربه ايست که در برخي مناطق به او "باباي نخل" هم مي گويند. او هر ساله به هنگام عاشورا طي چند روز نخل را آماده مي کند و مسئوليت حفاظت از نخل و زيورهاي آن حتي پس از پايان مراسم با اوست. نخل اندازه ها و ابعاد مختلفي دارد و در مراسم عزاداري عاشورا در حاشيه کوير مرکزي ايران، يزد، تفت، نايين، ابيانه، کاشان، ميبد،سمنان و زواره و همچنين در تهران معمول است. نخل در محله ها، خيابان ها، امام زاده ها و مساجد گردانده مي شود و در تمام مسير حرکت قرآن يا چاووشي خوانده مي شود. در طي مسير مردم نذورات خود را به متولي نخل داده يا بين نخل گردانان پخش مي کنند. در غروب عاشورا و پس از پايان آيين شام غريبان به جايگاه اصلي خود بازگردانده مي شود.(بلوكباشي،41)
توغ:
توغ يا توق كه به صورت طوق نيز در متون تاريخي و فرهنگ هاي لغت آمده، واژه اي تركي و به معناي بيرق و علم است. برخي توغ را طوق و به معناي گردن بند گرفته و نوشته اند» هركس در ظل آن قرار مي گرفت بايد فرمانبرداري از صاحب طوق را همچون قلاده به گردن انداخته و فداكاري نمايد.
توغ يك تيغه يا سرتوغ فولادي با زبانه اي بلند دارد كه روي صندوقچه فلزي كوچك ضريح مانندي برپايه اي چوبي يا فلز چلد يا شكل استوار است. تيغه، گلابي شكل يا سرومانند است و روي آن آيات قرآني و جملات دعايي، بخصوص آيه «انا فتحنا لك فتحاً مبينا» كنده و با زر كوبيده اند. تيغه توغ هاي قديمي دوبدنه گلابي شكل داشت كه به يكديگر وصل بودند و يك تيغه چهارپر منحني شكل مي ساختند.
روي محور افقي در دو سوي تيغه يا سرتوغ معمولاً دو طاووس فلزي روي دو صندوقچه مشبك و روي دو زايده بيرون آمده از چپ و راست بالاي شكم تيغه دو سر اژدهاي فلزي و دهان گشوده كار مي گذاشتند. در محرم توغ را با افكندن چند تخته طاق شال ترمه و پارچه حرير سبز و سياه روي محور افقي مي آرايند.
بنابر اسناد تاريخي توغ از دوره سلجوقيان (۴۲۹ـ۷۰۰ق) در ميان سپاهيان به كار مي رفته ، اختصاص به فرماندهان و سپهسالاران بزرگ داشته است. در دوره صفوي نيز حمل توغ در سپاه، بويژه درميان قزلباش، معمول بوده و به هنگام جنگ توغچي آن را در پيشاپيش سپاه حمل مي كرده است. با رسمي شدن مذهب تشيع در ايران، توغ به همان مفهوم نمادين سپاهي اش، يعني قدرت و شوكت و مقاومت، همراه بيرق وعلم وارد مراسم عزاداري شد و نشانه مقدس سوگواري شد. كم كم هر محله توغي براي خود فراهم كرد و درتكيه ياحسينيه يا خانه ياقهوه خانه معتبر محل قرار داد. تكيه ها و قهوه خانه هايي كه در آنها توغ نگهداري مي شد و محل رفت و آمد و نشست و برخاست و گفت و شنود گروهي خاص از اقشار و اصناف مردم بودند، يا توغ (پافارسي+توغ تركي) آن گروه افراد شناخته مي شدند. كساني كه در پاي يا دور و بر توغ آن تكيه تا قوه خانه جمع مي شدند به اصطلاح «پا توغي» آن جا به شمار مي رفتند.
در برخي از نواحي و شهرهاي ايران مراسمي به نام «طوق بندان» (يا توغ بندان) با آداب و شكوه خاص برگزار مي شود(بلوكباشي،101).
برخي آيينهاي سوگواري محرم در ابوزیدآباد:
آيين هاي عزاداري ماه محرم در ابوزيدآباد كاشان ، بيشتر در دهه ي اول اين ماه صورت مي گيرد. به جرات ميتوان گفت این آیین ها در منطقه كاشان منحصر به فرد بوده ، فقط در ابوزيدآباد برگزار مي شوند. اين آيين ها بدين قرار است:
مراسم افروختن مشعل:
اين مراسم در شب تاسوعا و عاشورا در دو مكان قديمي شامل حسينيه توده به گويش راژي – حسينيه رودي Hasayniyeh Roodi- و ميدان اللهيار به گويش راژي - مايدو الا Maydoo aLLa - انجام مي گيرد . در گوشه اين دو مكان مشعلي برافروخته ميشود. مشعل وسيله اي فلزي به شكل مكعب مستطيل است كه چهار دورش تور فلزي دارد و داراي پايه است كه در زير آن قرار مي گيرد. چوب ها براي افروختن درون مشعل قرار مي گيرد . مشعل ياد آور شبهاي قبل از جنگ عاشورا است كه ياران امام حسين (ع ) آن آتش را افروختند تا محيط اطراف روشن باشد و نيز ميتواند نمادي از آتش گرفتن خيمه ها در روز عاشورا باشد.
مراسم روز تاسوعا :
مراسم روز تاسوعا در دو بخش انجام مي گيرد:
الف) صبح روز تاسوعا مراسم توغگرداني در ميدان معروف به «جلو خان» برگزار مي گردد. بعد از استقرار توغ ها در ميدان به ترتيب بند 1 و 3 مراسم روز عاشورا اجرا مي شود كه در اين مراسم از ذوالجناح استفاده نمي شود.
ب) عصر روز تاسوعا مراسم توغ گرداني در صحن زيارت امامزاده عبدالله علي سلام الله عليه برگزار مي شود كه طي اين مراسم بندهاي 1و 3 مراسم صبح روز تاسوعا تكرار مي شود.
- از آنجاكه تاسوعا به روز عباسعلي (عباس ابن علي سلام الله عليه) مشهور است و توغ ها نمادي از علمداري و قطع شدن دستهاي حضرت ابوالفضل عليه السلام است، در اين روز فقط مراسم توغ گرداني اجرا مي شود و مراسم نخل برداري نيست.
مراسم شب عاشورا:
مهمترين مراسم در شب عاشوراي حسيني مراسم معروف به” آيين الوداع” است. اين مراسم اشاره دارد به وداع ابا عبدالله الحسين عليه السلام با حضرت زينب سلام الله عليها در عصر عاشورا كه مردم عزادار در حسينيه ي توده جمع شده، روحاني روي منبر اشعار زير را با لحني جانسوز مي خواند. ناگفته نماند شهيد مطهري مراسم الوداع در تحقيق ارزشمند خود تاييد نمي كند.
الوداع الوداع ، الوداع اي الوداع جان ما بادا فدايت اي شهيد كربلا
رو به ميدان مي كنم اي خواهرنم الوداع ديده گريان مي كنم اي خواهرانم الوداع
اسب من با يال پر خون خواهد آمد در حرم من نباشم روي زين اي خواهرانم الوداع
چون که آید اسب من یکباره محزون می شوید این نشان کشتن من، خواهرانم الوداع
کودک شش ماهه من اصغر شیرین زبان پاره پاره حلق او؛ اي خواهرانم الوداع
چون علي اكبر شود فردا شهيـد از قوم كين دست عباسم جــدا اي خواهرانم الوداع
قاسم داماد من فردا، زخون بندد حنا حجله ی عیشش عزا؛ اي خواهرانم الوداع
عابد بيمار زين العابدين، فرزند من شوطبيبش آن زمان، اي خواهرانم الوداع
مي سپارم بر تو من اين كودكان بيپناه شو نگهدار يتيمـان، خواهرانم الوداع
جسم من فردا به خاک و خون فتد ای خواهران اصغرم را تیر باران؛ خواهرانم الوداع
شو مهیای اسیری خواهرا؛ ای زینبم سرپرست کودکان؛ اي خواهرانم الوداع
جمله آخر بدان، هست این وداع آخرین مادرم زهرا بود چشم انتظارم الوداع
مراسم روز عاشورا:
مهمترين آيين ماه محرم در اين منطقه، مراسم توغ و نخل برداري روز عاشورا مي باشد. در صبح روز عاشوراي حسيني مردم عزادار و هيئت هاي سينه زني و زنجير زني ابتدا در حسينيه ي توده جمع شده ، مراسم توغ گرداني و نخل برداري را آغاز ميكنند. نخل و توغ را چند روز قبل از عاشورا تزيين مي كنند و صبح عاشورا توسط عزاداران از جايگاه خود- حسينيه توده- به ميداني كه بايد در آن به گردش در آيند – ميدان اعتمادي- حمل مي شوند .نخست توغ ها به وسيله ي چوبهايي – كه دولو ناميده مي شود – در در خروجي حسينيه توده به عنوان انتظار تا زماني كه نخل از جايگاه به طرف ميدان حركت كند، مستقر مي شوند . توغ ها پيشاپيش نخل حركت كرده، در ميدان اعتمادي جاي مي گيرند.
سپس نخلي كه توسط عزاداران از حسينيه ي توده به طرف ميدان اعتمادي حركت كرده بود در يكصد متري ميدان گذاشته مي شود. در اين ميان مردم گوسفنداني را به عنوان نذر جلوي نخل ذبح مي كنند. مردم عزادار به دو گروه تقسيم شده، هر دو گروه اشعار زير را مي خوانند:
ای برادر غم مخور از دین حمایت می کنم.
جانفدایت می کنم. جان فدایت می کنم.
ای برادر غم مخور حفظ امامت می کنم،
جانفدایت می کنم. جان فدایت می کنم.
در پایان هر مصرع هر دو دسته با هم فریاد می کنند:
«حسين»
بعد از اينكه عزاداران وارد ميدان اعتمادي شدند يكي از نوحه خوانان با لحن خاصي اشعاري زير را مي خواند و در بین هر مصراع جمعیت به صورت دسته جمعی مصرع اول را تکرار می کنند.
ای وای مصیبت تازه شد درد دل لیلا؛ شد روز عاشورا
امروز و عاشورا بود یا محشر کبری؛ درد دل زهرا
از خیمه گه بیرون بیا با چشم تر لیلا؛ ای خون جگر لیلا
بار دگر غم تازه شد شد محشر کبری یا روز عاشورا
سبط پیمبر کشته شد فرزند حیدر کشته شد شد روز عاشورا
نوحه خوان با تغییر لحن مراسم را با اشعار زیر ادامه می دهد.
حسین مظلوم عزیز زهرا 2 در این بیابان فتاده تنها
خدا چه سازم در این بیابان روم به شام و با آه و افغان
که گشته لیلا زداغ و مجنون امان زشام و ز جور اعداء
فلک نمودی ستم به زینب خرابه کردی مکان زینب
خدا گواه است به حال زینب تو ای برادر؛ امان از این ماه
صبا تو یک دم نظاره بنما بر به جنت به نزد زهرا
بگو که مادر خبر نداری که گشته زینب اسیر اعداء
با تغییر لحن اشعار زیر خوانده می شود:
زینب مهربان الوداع الوداع مهربان خواهرم الوداع الوداع
خواهرم صبر و کن بی قراری مکن با همه کودکان الوداع
زینب آمد سر نعش سلطان دین گفت و ای شاه دین الوداع الوداع
با تغییر لحن اشعار زیر دنبال می شود:
امروز حسین سر می دهد عباس و اکبر می دهد
شش ماهه اصغر می دهد در راه داور می دهد
هم عون و جعفر می دهد
مراسم در ميدان اعتمادي بدين گونه ادامه مي يابد:
1) در آغاز مراسم نوحه خوان شعر زير را مي خواند : ( به گونه اي كه ثاني عشر، خير البشر، قضا و قدر، صاحب الزمان، خليفة الرحمان و الاحسان با لحن خاصي كشيده مي شود) و مردم با حالت كشيده و هماهنگ «آمين » مي گويند.
- از براي تعجيل موفور السرور حضرت صاحب امام ثاني عشر (آمين)
- و نايب مناسب حضرت خير البشر(آمين)
- و فرمان فرماي قضا و قدر(آمين)
- يعني حضرت صاحب الزمان (آمين)
- و خليفه الرحمان(آمين)
- و معدن الجود و الاحسان(آمين)
- فاتحه بخوانيد ايها الاخيار
پس از خواندن فاتحه مداح شعر زير را – كه سراينده آن محتشم كاشاني مي باشد – مي خواند و مردم قسمت هاي خط كشيده شده مصرع دوم را دست جمعي مي خوانند:
كشتي شكست خورده ي توفــان كربلا در خاك و خون فتاده بـه ميدان كربلا
گر چشم روزگار بر او فاش مي گريست خون مــــي گذشت از سر ايوان كربلا
نگرفت دست دهــر گلابي ز غير اشك زان گل كه شكفت شد به بستان كربلا
از آب هم مضايقه كردنــــد كوفيــــان خــوش داشتنــد حركت مهمان كربلا
بودند ديو و دد همه سيراب و مي مكيد خاتــــم ز قحط آب سليمــــــان كربلا
زان تشنگـــان هنـوز بـــه عيوق مــي رســد فريــــاد العطــــــــش ز بيابــان كربلا
آه از دمي كـــــه لشكر اعدا نكرد شرم كردند رو به خيمه سلطــــــان كربلا
بعد همگي مي گويند:
اي زار اي زارِ فاطمه ياران، واويلا صد واويلا بـر فرزندانِ فاطمه
2) بعد از آن اسبي كه به عنوان نمادي از ذوالجناح1 تزيين شده است، طي سه دور در ميدان به گردش در مي آيد و گروهي در ميانه ميدان اشعار زير را مي خوانند:
اي ذوالجناح بــــا وفـــا آيا كجا بردي حسين(ع)
اي هــد هـــد شهر صبا آيا كجا بردي حسين(ع)
فرزند پيغمبـــر چه شد نوباوه حيدر چــــه شد
آن شاه و بي لشگر چه شد آيا كجا بردي حسين(ع)
بگذاشتي او را چرا تنها به دشت كربلا
بي مونس و بي آشنا آيا كجا بردي حسين(ع)
3) بعد ذوالجناح خارج شده، با صداي دهل و سنج، توغ هاي مستقر شده در ميدان به گردش در مي آيند – هر توغ به وسيله ي سه نفر گردانده مي شود – بعد از چند بار گرداندن – در سه دور – همزمان با گردش توغ ها دو گروه در وسط ميدان شعر زير را مي خوانند:
گروه اول:
يا مولا جمعي كه پاس محملشان داشت جبرييل گشتند بي عماري و محمل شترسوار
يا مولا روزي كـــه شد به ني ســر آن بزرگوار خورشيد سر برهنه بر آمد به كوهسار
يا مولا موجي به جنبش آمد و برخاست كوه كوه ابري ببارش آمــد و بگريست زار زار
يا مولا اي مونس شكسته دلان حــال مـــا ببين ما را غريب و بي كس و بي آشنا ببين
يا مولا اولاد خويش را كه شفيعان محشرنــــد در ورطه ي عقوبت اهــل جفــا ببين
و با صداي بلند مي گويند: واويلا صد واويلا(2)
گروه دوم :
پشت فلك (واي) خميده ظلم چنين كه ديده
زهـــرا بــه محشر آمـــد با حوريان سيه پوش
عزاي سروران است در كربلا فغانست
4) با تغيير صداي دهل مردم نخل را كه در يكصد متري ميدان گذاشته شده بود از كوچه وارد ميدان اعتمادي مي كنند كه اين نخل به وسيله ي 64 نفر يا بيشتر به گردش در مي آيد همزمان بل گردش نخل ،گروهي شعر زير را مي خوانند:
اي چرخ دون ويران شوي الهي از جان آل مصطفي چه خواهي
سبط نبي مقتول شمر دون است كو فاطمه (س)ازدل بر آردآهي
ازمصر و شام و كوفه وز نبردش يك تن بگو كند چه با سپاهي
آهوي تو در چنگ روبهان است اي شير حق بكن تو يك نگاهي
پس از چند بار گرداندن-سه دور-باز با تغيير صداي دهل ، نخل را در جايگاه مخصوص قرار مي دهند . پس از استقرار كامل ،روحاني پيرامون شخصيت امام حسين (ع)سخنراني كرده ، بعد از آن سخنراني دوباره بندهاي 1 ، 2، 3، و 4 با تغييرات جزئي تكرار مي شوند به گونه ي كه براي اجراي بند 1 نوحه خوان اشعار را در كنار نخل مستقر شده مي خواند براي اجراي بند 2 ذوالجناح سه دور گردانيده مي شود و آنگاه ذوالجناح را به عنوان مهمان به طرف ميدان الله( ميدان درب زيارت امامزاده عبدالله عليه السلام) براي اجراي مراسم توغ برداري و نخل برداري –حركت مي دهند. براي اجراي بند سه بعد از سه دور گردش كامل توغ ها ، يكي از توغ ها ي حسينيه ي توده –معروف به مبين الدين –به همراه توغ حسينيه ي پشت ده –معروف به علي حيدريه –كه مهمان حسينيه ي توده بود به ميدان الله برده مي شود. براي اجراي بند 4 با تمام سه دور گردش كامل نخل به جايگاه اوليه – حسينيه ي توده –برگردانده مي شود مردم عزادار پس از اين مراسم ، به طرف ميدان الله حركت كرده ،در آنجا مراسم مشابهي برگزار مي شود . بعد از اين مراسم در حسينيه ي توده و چند مكان ديگر نذري داده مي شود .
سرچشمهها:
1). مطهري، مرتضي، ده گفتار، تهران، انتشارات صدرا،چاپ هفدهم،1380،ص255
2). بلوكباشي، علي؛نخل گرداني، تهران، دفتر پزوهشهاي فرهنگي،1380،صص14-13



