غذای روح
 
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

به محض شروع حرکت قطار پسر ۲۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد:


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393  ] [ 11:57 PM ] [ ترمه ]
نظرات 0

در دوران تحصیل با یکی از همکلاسی هایم سر موضوعی بحث شدیدی داشتیم! و هر یک از ما بر این باور بودیم که درست می گوید و دیگری در اشتباه است.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393  ] [ 11:53 PM ] [ ترمه ]
نظرات 0

مادر موسی چو موسی را به نیل،  در فکند از گفته رب جلیل

خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه،  گفت کای فرزند خرد بیگناه


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393  ] [ 6:47 PM ] [ ترمه ]
نظرات 0

داستان من از زمان تولّدم شروع می‎شود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهی‎دست و هیچگاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت:

“فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم.” و این اوّلین دروغی بود که به من گفت.
زمان گذشت و قدری بزرگتر شدم. مادرم کارهای منزل را تمام می‎کرد و بعد برای صید ماهی به نهر کوچکی که در کنار منزلمان بود می‏رفت. مادرم دوست داشت من ماهی بخورم تا رشد و نموّ خوبی داشته باشم. یک دفعه توانست به فضل خداوند دو ماهی صید کند. به سرعت به خانه بازگشت و غذا را آماده کرد و دو ماهی را جلوی من گذاشت. شروع به خوردن ماهی کردم و اوّلی را تدریجاً خوردم.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393  ] [ 6:44 PM ] [ ترمه ]
نظرات 0

کسی که می داند خدا او را می بیند و آنچه را می گوید، می شنود و از آنچه از خیر و شر انجام می دهد آگاه است، و این توجه او را از اعمال قبیح باز می دارد، او کسی است که از مقام پروردگارش خائف است. و خود را از هوای نفس بازداشته.

امام صادق(ع)


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393  ] [ 6:32 PM ] [ ترمه ]
نظرات 0

یکی از روز ها الکس در ایستگاه قطار و در انتظار یکی از دوستانش بود که مردی جوان به او نزدیک شد و سلام کرد. جوان ادعا می کرد که آلکس را جایی دیده است. اما آلکس این ادعا را رد کرد.

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393  ] [ 5:14 PM ] [ ترمه ]
نظرات 0

عاشق یارم مرا با کفر و با ایمان چه کار
کشته یارم مرا با وصل و با هجران چه کار

*
کشته عشقم مرا از شهنه و والی چه غم

مفلص عورم مرا با عامل دیوان چه کار

*

پرده دار و حاجب و دربان ندارد درگهش
پس مرا با پرده دار و حاجب و دربان چه کار

*

مسجد و محراب ما ابروی جانان است و بس
چون چونین است حال ما با گفته اینان چه کار

*
چون که اندر هر دو عالم مقصدم یار است و بس
با بهشت و دوزخ و با حور و با غلمان چه کار

 

ادامه مطلب

[ سه شنبه 30 اردیبهشت 1393  ] [ 1:12 PM ] [ ترمه ]
نظرات 0

خداوندا دلی دریا به من ده

در او عشقی نهنگ آسا به من ده

*

حریفان را بس آمد قطره ای چند

بگردان جام و آن دریا به من ده

 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 30 اردیبهشت 1393  ] [ 12:09 PM ] [ ترمه ]
نظرات 0

حکایتی از مثنوی:

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع وگریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟


ادامه مطلب

[ سه شنبه 30 اردیبهشت 1393  ] [ 11:59 AM ] [ ترمه ]
نظرات 0

مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست. مرد جوان وقتی استاد را دید بی اختیار گفت: “عجیب آشفته ام و همه چیز زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟” استاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت و گفت: به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و با آن می رود. سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت....

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 29 اردیبهشت 1393  ] [ 7:02 PM ] [ ترمه ]
نظرات 0

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

*

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

*

سجده ای زد بر لب درگاه او

پر ز لیلا شد دل پر آه او

*

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

*

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

*

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 29 اردیبهشت 1393  ] [ 6:56 PM ] [ ترمه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By R A S E K H O O N :.

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ

آمار سایت
کل بازدید : 9115 نفر
كل مطالب : 87 عدد
کل نظرات : 0 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 13 خرداد 1393