91 آیینه 404
"مردم" و" دولت " باید برای تحقق این هدف ،متحد شوند
دیگر امکانات

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملّی

مسأله بسیار روشن است. ما به مردان توسعه و تعالی نیاز داریم؛ آن هم مردان توسعه‌ای که بتوانند تحریم‌ها را به فرصتی برای شکوفایی تبدیل کنند و نه مردان رشد. مردانی که هنرشان، صرف سدسازی و برج سازی و تونل سازی باشد و نتوانند مسأله فقر و بیکاری را حل کنند، به درد اقتصاد کشور نمی‌خورند؛ البته از مسئولان بی‌عرضه بهترند، ولی ما چرا باید همیشه بین بد و بدتر، ناچار به انتخاب بد باشیم که گرفتار بدتر نشویم؟

متأسفانه، این رفتار به انتخابات ریاست‌جمهوری هم کشیده شده و خطر این می‌رود که به یک فرهنگ سیاسی تبدیل شود؛ بنابراین، تنها راه سعادتمندی ایران ما، این است که از مردان توسعه‌آفرین و تعالی بخش خود نترسیم.


پیشرفت در ایران، به یک تیم توسعه‌آفرین و تعالی‌بخش نیاز دارد

بله؛ به ویژه اینکه کشور ما در این سی سال اخیر، با کارشکنی‌های غرب روبه‌رو بوده و برای همین، به یک دیپلماسی سازنده نیاز دارد که پشتوانه آن پیشرفت واقعی کشور است.

امروزه پیشرفت واقعی کشور، هم زندگی مردم را به سامان می‌رساند و هم پشتوانه‌ای برای دیپلماسی کشور است؛ بنابراین، پیشرفت کشور به تولید ملی و نیز به کار و تلاش و خلاقیت نیاز و بستگی دارد. پس لازم است که یک تیم اقتصادی و با اختیار، اداره اقتصاد کشور را بر عهده بگیرد. من می‌گویم، این افراد در کشور هستند و در صورت لزوم می توان نام این گروه هفت نفره اقتصادی را اعلام کرد.


از مهمترین کارهایی که باید برای تقویت تولید ملی انجام گیرد، به شرح زیر است:

۱ ـ محیط اقتصادی کشور را برای تولید ملی آماده کنیم. باید گفت، محیط اقتصادی کنونی ایران، نوعی خودتحریمی است. باید دولتمردان به توصیه‌های اقتصاددانان کشورمان گوش بدهند. مهمترین کار، مردمی کردن اقتصاد کشور است. جنگ که کار دولت‌ها بود، در ایران مردمی شد، حال آن که اقتصاد، کار مردم است و دولتی شده است!

۲ ـ تشکیل مناطق اقتصادی و با اختیارات کامل و تقسیم کار ملی متناسب با اقلیم و فرهنگ مردم آن مناطق و سپردن اقتصاد به دست خود آنها و ایجاد رقابت بین آنها تا تولید ملی جهش کند. در ایران راه تحول در افراد، با تحول در جامعه شدنی است. جوامع ایران را راه بیندازید، شما را به آسمان هفتم می‌برند، به شرط آن که به مردم اعتماد کنید و از آنان نترسید.

۳ ـ فوری‌ترین کارها برای تقویت پس‌انداز ملی، جداسازی حساب درآمدهای نفتی از حساب‌های بانک مرکزی و پشتوانه قرار دادن آن برای پس‌انداز ملی کشور است و نیز دادن وام‌های ارزان ۵ درصدی به تولید و ایجاد اشتغال در کشور از حساب صندوق توسعه ملی است. اینها همه در حالی است که عربستان بالای هشتصد میلیارد دلار پس‌انداز دارد، حال آن که ما باید تاکنون بالای سیصد میلیارد دلار پس‌انداز می‌داشتیم؛ پس این پول‌ها کجا رفته است؟!

۴ ـ باید جامعه ما از زندگی و اقتصاد وابسته به دولت بیرون درآید و به خودش متکی شود و همچنین روحیه و انگیزه مسئولیت‌پذیری و تلاش و کار و نوآوری و خلاقیت و برنامه‌ریزی را در خود تقویت کند.

۵ ـ نگاه خوش‌بینی به یکدیگر به جای بدبینی و بدگمانی و امید به آینده به جای ناامیدی و رفتارهای اخلاقی و مؤدبانه به جای بداخلاقی جایگزین شود و به جای خودزنی و درست کردن هزینه‌های اضافی، با یکدیگر همکاری‌ کنیم.

۶ ـ همچنین روحیه جهادی در کنار تعقل و برنامه‌ریزی و فرهنگ کار جمعی به جای فرهنگ خودمحوری و تکروی تقویت شود.

 

منبع : شمال امروز


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 8:31 AM ] [ سید عسکر ]

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملّی

اهداف نظام اقتصادی از دیدگاه حضرت امام خمینی(ره)
بدون شک دیدگاه‏های اقتصادی امام خمینی(ره) تا کنون کمتر مورد بررسی برخی متفکران و صاحب‏نظران اقتصادی کشور قرار گرفته است. اگرچه این اندیشه‏ها به گفته‏ی اغلب آن‏ها کاملاً ناب است اما بررسی دوباره‏ی اندیشه‏های امام(ره) اقدامی است که باید مورد توجه جدی صاحب‏نظران اقتصادی قرار گیرد.

گروه اقتصادی برهان/ دکتر میثم موسایی؛ اهداف یک نظام را می‏توان اموری در نظر گرفت که نظام در کلیت، و اجزای آن در جزئیت، برای دستیابی به آن‏ها سازماندهی و طراحی شده‏اند، از این‏رو، در یک نظام سه دسته هدف قابل بررسی است:

 

1. اهداف غایی؛
 
2. اهداف متوسط و کلی؛
 
3. اهداف عملیاتی و جزئی.
 
دستیابی به اهداف غایی و اساسی، تنها از طریق سازگاری و هماهنگی بین اجزا و زیر نظام‏های نظام کلی قابل انجام میباشد. از این‏رو، همواره زیر نظام‏ها و هماهنگی و سازگاری بین آن‏ها باید هموار کننده‏ی دستیابی به اهداف کلی نظام باشد.
 
به طور عموم  اهداف غایی و نهایی و در برخی از موارد اهداف میانی و کلی نظام‏ها، برخاسته از مبانی فلسفی و جهان‏بینی حاکم بر نظام‏های مورد بررسی می‏باشند؛ زیرا همان‏طوری که می‏دانیم از مبانی فلسفی یک نظام عام زندگی، می‏توان اهداف را تعیین نموده و برای هر کدام تفسیری معین و روشن ارایه نمود و درجه و میزان اهمیت هرکدام را تعیین کرد. با توجه به این بحث، واضح است که نظام‏های گوناگون دارای اهداف متفاوتی خواهند بود که این اختلاف، اهداف ناشی از جهان‏بینی‏های گوناگون بوده و در هر سه سطح ذکر شده می‏گردد.
 
برای مثال، در نظام سرمایه‏داری که مبتنی بر دئیسم، فرد‏گرایی و ماده‏گرایی می‏باشد، هدف غایی نظام را می‏توان افزودن بر رفاه در نظر گرفت. در این نظام اهداف متوسط را می‏توان رشد تولید و پس از آن عدالت توزیعی در نظر گرفت. البته با توجه به مبانی فلسفی مادی و فردگرایانه مطروحه، در این نظام رفاه به «رفاه مادی و فردی تفسیر شده و عدالت توزیعی نیز با نگرش فایده‏گرایانه مطرح گردیده است. براساس این تفسیر، هر توزیعی که سر جمع کل لذت جامعه را افزون کند، عادلانه است.[1]
 
حضرت امام نیز با تکیه بر سعادت انسانی و اینکه هدف جمهوری اسلامی دستیابی به سعادت می‏باشد، عقیده دارند که برقراری جمهوری اسلامی با اکثریت مطلق آرا صورت گرفت. در هر صورت، در جمهوری اسلامی سعادت همه افراد تأمین خواهد گردید و نیازمند به تأویلات خارج از منطق نیست.
 
از این‏رو، برای دستیابی به اهداف نظام اقتصادی از دید حضرت امام باید به مبانی فلسفی و تفسیر ایشان از سعادت پرداخت؛ ولی با توجه به اینکه اصولاً در این بحث در پی دستیابی به مبانی فلسفی و کلامی این امر نیستم، فقط به تصریحات حضرت امام در مورد اهداف اقتصادی می‏پردازیم.
 
لازم به ذکر است ایشان هدف غایی نظام اسلامی را تهذیب انسان عنوان نموده‏اند[2]. هدف غایی تهذیب نفس، معنویات و اخلاق است. ایشان نظام اقتصادی را وسیله‏ای در دستیابی به این امر دانسته و می‏فرمایند: اقتصاد هدف نیست؛ بلکه وسیله‏ای برای نیل به هدفی بالاتر و والاتر، یعنی فرهنگ اسلامی است[3]. از این‏رو، از دید ایشان نظام تربیتی و فرهنگی اسلام وظیفه هماهنگی و سازگاری بین زیرنظام‏های نظام عام اسلامی را داشته و تمامی این زیرنظام‏ها باید در راستای این نظام فرهنگی باشد و اهداف نظام اقتصادی نیز باید در این راستا بوده و اهدف آن به گونه‏ای باشد که دستیابی به آن‏ها زمینه کارکرد بهینه این نظام فرهنگی را تأمین نماید. بنابراین، با توجه به تصریحات حضرت امام (ره)که در همین بحث به آن پرداختیم، می‏توان به ملاکی در تصمیم‏گیرها و سیاست‏گذاری‏ها دست یافت که عبارت است از این‏که‏: سیاست‏های اقتصادی باید به طور کلی در جهت تقویت فرهنگ اسلامی و رشد معنویات و تهذیب نفس آحاد جامعه باشد.[4]
 
باتوجه به بحث فوق می‏توان عمده اهداف نظام اقتصادی اسلام از دید حضرت امام(ره) را عبارت از موارد زیر دانست:
 
1. تربیت و اعتلای معنوی انسان‏ها
 
همان‏طور که گفتیم تمام زیر نظام‏ها باید در راستای نظام کلی جامعه و در راستای هدف غایی به فعالیت بپردازند. حضرت امام(ره) با توجه به اهمیت خاصی که برای اعتلای معنوی انسان‏ها قائل است، هدف مستقیم نظام اقتصادی اسلام را نیز این امر برشمرده و می‏فرمایند:
 
«اسلام دینی است که با تنظیم فعالیت‏های مادی راه را به اعتلای معنوی انسان می‏گشاید. ترقی واقعی همین است که رشد خود انسان هدف فعالیت‏های مادی گردد، و اسلام دین این ترقی است.»[5]
 
ایشان این امر را ویژگی خاص اسلام می‏دانند که فعالیت‏های مادی را در راستای فعالیت‏های معنوی قرار می‏دهند تا باعث رشد و تعالی انسان‏ها گردد؛ و اعتقاد دارند که اسلام مردم را طوری تربیت می‏کند که در عین توجه به مادیات، امور مادی را در خدمت معنویات قرار می‏دهد.[6] در اسلام این امر از طریق طرح آثار اخروی اعمالی همگون: صدقه، فرض الحسنه، وقف و سرمایه‏گذاری در جهت مصالح اسلام و مسلمین، پرداخت خمس و زکات به قصد قربت و نیز القای این بینش که آثار اخروی عمل، بهتر و باقی‏تر از آثار دنیایی آن است ( والآخره خیر و ابقی) تأمین می‏شود.
 
همان‏طور که می‏دانیم، اسلام علاوه بر آن‏که انگیزه‏های افراد را در فعالیت‏های مالی و اقتصادی به سمت معنویات سوق می‏دهد، در فعالیت‏های اقتصای مردم هم با واجب یا مستحب کردن برخی از فعالیت‏ها، علاوه بر این‏که موجبات بهبود و ارتقای کمی و کیفی وضعیت اقتصادی جامعه را فراهم می‏آورد، موجب اعتلای معنوی افراد گردیده و موجبات تهذیب آن‏ها را فراهم می‏آورد.
 
«اسلام دینی است که با تنظیم فعالیت‏های مادی راه را به اعتلای معنوی انسان می‏گشاید. ترقی واقعی همین است که رشد خود انسان هدف فعالیت‏های مادی گردد، و اسلام دین این ترقی است.»
 
اگرچه نوع انگیزه، تأثیری بر آثار اقتصادی یک رفتار ندارد؛ اما به علت نظر خاص اسلام به اعتلای معنوی انسان‏ها، در دستورات اسلامی، معیارهای خاصی برای انگیزه‏های رفتارگر اقتصادی مطرح شده است. برای نمونه، خمس و زکات که در حقیقت دو نوع مالیات اسلامی‏اند، از عبادات شمرده شده، صحت آن‏ها هم‏چون نماز منوط به داشتن قصد قربت به خداوند است.
 
هم‏چنین در روایاتی که در ارتباط با آداب تجارت وجود دارد، سعی در سوق انسان به سمت تهذیب نفس مشاهده می‏گردد؛ لذا امام با دید فوق و با در نظر گرفتن نظام اقتصادی در راستای هدف کلی- که عبارت از تهذیب نفس و فراهم آوردن رفاه برای کل جامعه است- یکی از اهداف نظام جمهوری اسلامی را نیز در این راستا در نظر می‏گیرند.
 
2. استقلال اقتصادی
 
گفتیم که امام تمامی نظام‏های اقتصادی- فرهنگی و سیاسی جامعه را در راستای هم‏دیگر در نظر می‏گیرند، به نظر می‏رسد ایشان در بعد استقلال اقتصادی بیشتر بر نقش این امر در سلطه یا عدم سلطه سیاسی کشورهای استعمارگر تکیه داشته و آن را برای جلوگیری از وابستگی سیاسی و اجتماعی به کشورهای استعمارگر و از جمله آمریکا در نظر می‏گیرند. چنان‏چه می‏فرمایند:
 
«شما می‏دانید که اگر یک مملکتی در اقتصاد، خصوصاً این رشته اقتصاد که نان مردم هست در این احتیاج به خارج پیدا بکند، و یک احتیاج مبرمی که نتواند خودش اداره کند خودش را، و باید دیگران او را اداره کنند، این وابستگی اقتصادی، آن هم در این رشته، موجب این می‏شود که ملت ایران، مملکت ایران، تسلیم بشود به دیگران.»[7]
 
هم‏چنین ایشان وابستگی اقتصادی را منشأ همه‏ی وابستگی‏های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی می‏دانند؛[8] و اعتقاد دارند که بدون دستیابی به استقلال اقتصادی نمی‏توان به استقلال سایر زمینه‏ها دست یافت.[9] لذا دستیابی به این امر را یکی از اهداف مهم نظام اقتصادی می‏دانند و می‏فرمایند:
 
«شما حالا باید از اول شروع کنید و قصدتان این باشد که خودتان مستقل در همه چیز باشند؛ در فرهنگ مستقل باشید، در صفت مستقل باشید، در زراعت مستقل باشید. وقتی که بنای بر این معنا گذاشتید و با این عزم وارد میدان شدید، می‏توانید که کشور خودتان را نجات بدهید و کشور خودتان را مستقل کنید و بیمه کنید استقلال کشور خودتان را برای همیشه.»[10]
 
از این‏رو، همان‏طور که در بالا گفته شد، لازمه‏ی استقلال و عدم وابستگی را تولید به اندازه‏ی نیازها و خودکفایی در کالاهای استراتژیک دانسته‏اند.[11]
 

 


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 8:22 AM ] [ سید عسکر ]

موضوع : وظایف دولت و ملّت در حمایت از کار و سرمایه ملّی

برای تحقق حضور فرهنگ اسلامی در تمام سطوح نظام اعم از بنیادی، راهبردی و کاربردی، نیازمند توسعه چشمگیر اقتصاد فرهنگی هستیم تا شاهد حضور جدی و مؤثر فرهنگ دینی در فرهنگ سیاسی، فرهنگ اقتصادی و فرهنگ اجتماعی باشیم


مادامی که فرهنگ اقتصادی مبتنی بر سودگرایی و سرمایه سالاری باشد، جهاد اقتصادی مورد نظر نظام اسلامی تحقق پیدا نمی‌کند. به عبارت دیگر هرگاه مفاهیم، تعاریف، سیاست‌ها، قوانین، ساختارها، ضوابط و مدیریت اقتصاد، حول محور سرمایه تعریف می‌شود نمی‌توان بحث از تولید ثروت بر پایه جهاد، اخلاص و ایثار را به میان آورد، پس می‌توان نتیجه گرفت، از بین ابزارهای جهاد اقتصادی، فرهنگ، متغیر اصلی و دیگر متغیرها در مراحل بعدی دارای اهمیت هستند.

جهاد اقتصادی فصل تازه‌ای در تکامل نظریه‌های اقتصاد را رقم می‌زند، در صورت تحقق صحیح آن انقلابی عظیم در عرصه جهانی ایجاد می‌کند.تحقق رفتار جهادی در اقتصاد نیازمند تحول در فرهنگ حاکم بر اقتصاد است.

جهاد اقتصادی
ضرورت توسعه اقتصاد فرهنگی

با توجه به جهت گیری‌های تعیین شده از سوی مقام معظم رهبری در خصوص محوریت بخشیدن به فرهنگ و اصل قرار دادن فرهنگ در مهندسی و مدیریت تمام نظام‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی. اقتصاد فرهنگ از ضروریات و الزامات توسعه فرهنگی کشور خواهد بود.برای تحقق حضور فرهنگ اسلامی در تمام سطوح نظام اعم از بنیادی، راهبردی و کاربردی، نیازمند توسعه چشمگیر اقتصاد فرهنگی هستیم تا شاهد حضور جدی و مؤثر فرهنگ دینی در فرهنگ سیاسی، فرهنگ اقتصادی و فرهنگ اجتماعی باشیم. البته باید توجه داشت که اقتصاد فرهنگی به بودجه و پول منحصر نمی‌باشد، بلکه نیروی انسانی کارآمد، نرم افزارها، سخت افزارها و منابع مالی، اجزای اقتصاد فرهنگ هستند که باید در توسعه اقتصاد فرهنگی توجه به تمام ابعاد نمود و هم‌زمان به توسعه و افزایش کمی و کیفی نیروی انسانی، ابزارها و منابع متناسب با جهت گیری‌های اعلام شده اقدام کرد.

توسعه اقتصاد فرهنگی و سلامت فرهنگی

اگر توسعه اقتصاد فرهنگ مبتنی بر فرهنگ اقتصادی منبعث از اسلام نباشد، توسعه اقتصاد فرهنگ نه تنها موجب پیشرفت جامعه اسلامی نخواهد شد، بلکه به عنوان یک اهرم بازدارنده عمل خواهد کرد و مانع پیشرفت فرهنگ اسلامی در تمامی ابعاد می‌شود. پس اگر فرهنگ اسلامی را پایه و اساس شکل گیری تمام پدیده‌ها بدانیم آنگاه در خواهیم یافت سلامت و صحت اقتصاد فرهنگ تابع فرهنگ مبتنی بر معنویت، کرامت انسانی و عدالت اسلامی است.

 فرهنگی که بر پایه معنویت، کرامت انسانی و عدالت بنا شود، فرهنگ سالم، مقتدر و بالنده خواهد بود. آنگاه سلامت فرهنگی، موجب پیدایش اقتصاد فرهنگی سالم، معنویت محور و عدالت گرا می‌شود.

 

بسترهای لازم برای توسعه اقتصاد فرهنگ

در سه دهه گذشته اقتصاد فرهنگ از وضعیت مناسبی برخوردار نبوده و نسبت به تخصیص منابع (انسانی، ابزاری و بودجه‌ای) بخش فرهنگ بی توجهی شده است، اما نباید مشکل اساسی در حوزه فرهنگ را تنها متوجه کمبود مسایل مالی در این حوزه دانست، بلکه غفلت و بی توجهی نظام کارشناسی کشور به حوزه فرهنگ به عنوان متغیر اصلی در برنامه‌های توسعه بوده است.

سرمایه-کار
الگوی هزینه کرد در اقتصاد فرهنگ

این الگو در برگیرنده چند موضوع است. بخشی از آن مربوط به مبانی نظری است. با رجوع به نگاه راهبردی رهبران انقلاب اسلامی (امام راحل و مقام معظم رهبری) و نیز ظرفیت‌های قانون اساسی می‌توان سه بعد جاری در تمامی برنامه‌های راهبردی و عملیاتی فرهنگی را به شرح ذیل استخراج کرد:

1) جهت: فرهنگ مطلوب، چیزی جز فرهنگ «دینی و انقلابی» نیست. لذا تمامی برنامه‌های پیشرفت فرهنگی باید حول «جبهه فرهنگ دینی- انقلابی» باز طراحی شود.

2) ظرفیت: فرهنگ مطلوب، از ظرفیت «تعادلی» بین نگاه افراطی لیبرالیستی و ولنگاری فرهنگی از یک سو و نگاه تفریطی طالبانیستی و سرهنگی فرهنگی از دیگر سو برخوردار است. لذا برای ایجاد «عدالت فرهنگی»، باید به تعالی این ظرفیت همت گماشت.

3) هماهنگی: فرهنگ دینی و متعادل، هم از توانمندی پیوند با دیگر نظام‌ها جامعه (شامل ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) در بیرون و هم از هم سویی سطوح فرهنگ (ملی، عمومی، تخصصی و حرفه‌ای) در درون برخوردار است.

انتظارات موجود و مدل موجود تخصیص بودجه فرهنگی

مدل موجود بودجه، با غفلت از جایگاه شاخص‌های اصلی فرهنگ دینی (همچون فرهنگ وقف، ایثار، انفاق، معنویت و...) و پر رنگ کردن آن‌ها در عرض امور مهمی چون هنر و گردشگری و رسانه، امور اهمی چون قرآن، مسجد، بقاع متبرکه، اوقاف و... را در گوشه‌ای از ردیف‌های چندگانه برنامه و بودجه و در عرض فرهنگسرا، موسیقی، میراث فرهنگی، اخبار، سینما و... قرار می‌دهد.

تأثیرات تغییر مدل برنامه و بودجه فرهنگی

با توجه به چهار نظام «سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و فرهنگی» و ملاحظه «فرهنگ» در هر یک از این نظام‌ها، چهار بعد فرهنگی به شرح ذیل تعریف می‌شود:

اول؛ موضوع فرهنگ- فرهنگ به عنوان لایه زیرین و زیربنای اصلی فرهنگ و به معنای فرهنگ حاکم بر تصمیم سازان و تصمیم گیران فرهنگی است. به عبارت دیگر فرهنگ، فرهنگ، به معنای پذیره‌های زیر بنایی و حاکم، در تنظیم پذیره‌های اجتماعی است. (موضوعاتی مانند پژوهش، آموزش، تبلیغ، پرورش، هنر و...)

 

جهاد اقتصادی فصل تازه‌ای در تکامل نظریه‌های اقتصاد را رقم می‌زند، در صورت تحقق صحیح آن انقلابی عظیم در عرصه جهانی ایجاد می‌کند.تحقق رفتار جهادی در اقتصاد نیازمند تحول در فرهنگ حاکم بر اقتصاد است

دوم ؛ فرهنگ- سیاست به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش سیاست شامل پذیرفته شده‌ها به باورها، اندیشه‌ها و رفتارهای این بخش است. در واقع بر اساس این فرهنگ، تصمیم سازی و تصمیم گیری سیاسی صورت می‌گیرد. (موضوعاتی مانند رفتار سیاسی حاکمان و مردم، وحدت فرهنگی ملی و جهانی اسلام، دیپلماسی فرهنگی و...)

سوم؛ فرهنگ- اقتصاد به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش اقتصاد شامل پذیرفته شده‌ها، باورها و اندیشه‌ها و رفتارهای این بخش است. در واقع بر اساس این فرهنگ، تصمیم سازی و تصمیم گیری و در نهایت اخلاق، افکار و رفتار اقتصادی شکل می‌گیرد. (موضوعاتی مانند رفتار اقتصادی حاکمان و مردم، خدمات فرهنگی همچون چاپ و نشر، مهندسی و مدیریت فرهنگی، دستگاه‌های فرهنگی و...)

و سرانجام فرهنگ- اجتماع به عنوان فرهنگ حاکم بر بخش اجتماع (بعد چهارم جامعه نزد برخی از صاحب نظران) شامل اخلاق، افکار و رفتار افراد عمومی جامعه و الگوهای مربوط به این حوزه‌هاست. (موضوعاتی مانند ارتباطات اجتماعی، محیط زیست، جمعیت، بهداشت، ورزش، خانواده، جوانان، زنان، رسانه‌ها، تبلیغات قانون، گردشگری و جهانگردی و...)

محاسن طبقه بندی چهارگانه

این طبقه بندی، علاوه بر آنکه فصول فرهنگ، هنر، رسانه، گردشگری، امور فرهنگی اجتماعی، آموزش و پژوهش و... را در یک تقسیم منطقی‌تر ذیل عنوان کلان «نظام فرهنگی» جای می‌دهد می‌تواند به ایجاد هماهنگی بیشتر در درون و بیرون این نظام نیز منجر شود و تصویری واقعی‌تر به ویژه از موضوعات بین بخشی (فرهنگی اجتماعی، فرهنگی سیاسی و... مانند ازدواج، اشتغال، انحرافات و برنامه‌ها، ورزش و...) ارایه دهد.

باز تعریف ردیف‌ها و عناوین برنامه‌های فرهنگی- به ویژه موضوعات اهم و مهم- بر اساس مبانی ارزشی و منظری دینی انقلابی، یک ضرورت قطعی در تغییر مدل برنامه و بودجه به شمار می‌آید که آثار مثبت آن را حتی در سال‌های اول می‌توان به روشنی مشاهده کرد. این امر، متناظر بلکه مشابه درج مقوله بنیادین «دین»، ذیل بخشی کوچک از علوم انسانی اجتماعی (یعنی علم جامعه شناسی) است که البته از منظر سکولاریسم معرفتی، کاملاً پذیرفتنی است.

بخش اقتصاد تبیان


منبع: سایت foeac


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 8:06 AM ] [ سید عسکر ]

تعداد کل صفحات : 6 1 2 3 4 5 6
درباره وبلاگ

توضیحاتی در باره: نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا - جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی - ظرفیتهای سرمایه و ثروت در ایران اسلامی - وظایف دولت و ملّت در حمایت از کار و سرمایه ملّی - راهکارهای حمایت از تولید ملّی
آمار و بازدید ها
کل بازدید:31888
تعداد کل مطالب : 302
تعداد کل نظرات : 12
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 
تاریخ ایجاد بلاگ : سه شنبه 8 فروردین 1391